سقوط حکومتها در دوران معاصر اغلب پرهزینه و همراه با خشونت بوده است. انقلاب سال ۵۷ در ایران، سرنگونی حکومت صدام حسین در عراق در پی حمله آمریکا و سقوط حکومت تزار توسط بولشویکها در روسیه سال ۱۹۱۷ از مصادیق تغییر پرهزینه حکومت همراه با خونریزی است.
ایران هم در جریان انقلاب ۵۷ و هم در ناآرامی چند سال پس از آن شاهد چرخه خشونت، سرکوب و سپس اعدامهای گسترده بود. سقوط حکومت صدام حسین در عراق نیز منجر به هرج و مرج و ناآرامی شد. این در حالی است که در هر دو مورد کل نهادهای حکومت پیشین فروپاشیدند. نهادهای امنیتی حکومت تشکیل شده پس از سقوط صدام حسین عملکرد ضعیفی داشتند.
علاوه بر این عراق شاهد کشتارهای ناشی از نفرت قومی و حذف نخبگان وابسته به حزب بعث بود.
سقوط تزارها نیز در روسیه به فروپاشی کامل نهادهای حکومت قبلی، شکاف ایدئولوژیک در جامعه و شکلگیری گروههای شبهنظامی مسلح انجامید.
در مقابل اما کدام کشورها توانستند هم حکومت را تغییر دهند و هم به دام «چرخه خشونت» و دوره ناآرامی پرهزینه و خونین نیافتند؟
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
آفریقای جنوبی؛ گذار از آپارتاید به دموکراسی در دهه ۱۹۹۰
بارزترین مثال در این زمینه سقوط حکومت آپارتاید به رهبری نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی است. تاکید بر رویکرد «ببخش و فراموش نکن» با تشکیل کمیسیون «حقیقت و آشتی» در آفریقای جنوبی زمینه انتقال مسالمتآمیز قدرت را فراهم کرد.
ریاست کمیسیون حقیقت و آشتی در دهه ۱۹۹۰ با دزموند توتو، کشیش سیاهپوست بود. عاملان خشونت در حکومت آپارتاید در جلسات این کمیسیون در ازای اعتراف به اقدامهای خود از مجازات در امان ماندند.
بسیاری بر این باور هستند که این کمیسیون یکی از ارکان اصلی گذار به دموکراسی در آفریقای جنوبی محسوب میشود.
از دیگر عواملی که زمینه انتقال قدرت مسالمتآمیز را فراهم کرد مشارکت اعضای حکومت آپارتاید در فرایند گذار بود. در این میان نلسون ماندلا نیز تاکید زیادی بر لزوم آشتی ملی میکرد. به این ترتیب آفریقای جنوبی به دام انتقامجوییهای خونین و گسترده نیافتاد هرچند سطحی از نابرابری و تنشهای اجتماعی باقی ماند.
اسپانیا؛ عبور از دیکتاتوری فرانکو با «پیمان فراموشی»
مهمترین مثال اروپایی برای انتقال مسالمتآمیز از حکومت دیکتاتوری به دموکراسی اسپانیا است. این کشور در دهه ۱۹۷۰ پس از مرگ فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور و ژنرال ارتش توانست زیر سایه سلطنت خوان کارلوس، پادشاه جوان خود از چرخه خشونت بپرهیزد.
«پیمان فراموشی» نام پیمانی غیررسمی بین سیاستمداران چپگرا و راستگرای اسپانیا است که زمینه پرهیز از خشونت را فراهم کرد. نخبگان سیاسی کشور در عمل تصمیم گرفتند تا از تعقیب جنایتهای گذشته و گشودن زخمهای جنگ داخلی اسپانیا خودداری کنند.
یکی از عواملی که در این زمینه به جلوگیری از خشونت سیاسی کمک کرد اصلاح سریع قانون اساسی اسپانیا در سال ۱۹۷۸ بود. از سوی دیگر تمایل به پیوستن به همکاریهای کشورهای اروپایی با یکدیگر نیز به اسپانیا کمک کرد تا بتواند از نهال دموکراسی خود پاسداری کند.
شیلی؛ پایان تدریجی یک دیکتاتوری نظامی
حکومت دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه در شیلی به طور رسمی در سال ۱۹۹۰ پایان یافت. او در حالی جای خود را به دولت منتخب مردم داد که دوره انتقال قدرت حدود دو سال در برخی جنبهها به مراتب بیشتر طول کشید.
انتقال قدرت به صورت تدریجی صورت گرفت و سیاستمداران غیرنظامی به تدریج توانستند از قدرت نظامیان کم کنند.
اتحاد احزاب سیاسی شیلی با یکدیگر باعث شد تا فشار جامعه مدنی بر حکومت نظامی برای پذیرش انتقال قدرت افزایش پیدا کند. شیلی بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ شاهد تصویب چند قانون در راستای زمینهسازی برای بازگشت به دموکراسی بود.
تضعیف فضای دوقطبی جنگ سرد همزمان با اصلاحات میخائیل گورباچف در اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز به بازگشت دموکراسی به شیلی کمک کرد.
دولت منتخب مردم در شیلی در سال ۱۹۹۱ تصمیم گرفت تا «کمیسیون ملی برای حقیقت و آشتی» ایجاد کند. این کمیسیون گزارشی در مورد موارد نقض حقوق بشر در دوران حکومت نظامی آگوستو پینوشه منتشر کرد.
این فرایند بار دیگر در سال ۲۰۰۴ با تشکیل کمیسیونی دیگر برای بررسی موارد حبس سیاسی و شکنجه تکرار شد.
هرچند منتقدان بر این باور هستند که اجرای عدالت به کندی و به صورت محدود صورت گرفت اما این روند از خشونت گسترده با هدف انتقامجویی جلوگیری کرد.
غنا و تایوان از دیگر کشورهایی هستند که تجربه تغییر حکومت بدون خشونتورزی را دارند. حزب حاکم تایوان به تدریج به اعطای آزادیها به شهروندان تن داد و در سال ۱۹۸۷ حکومت نظامی در این کشور لغو شد.
در تایوان نیز مانند شیلی تلاشها برای شفافسازی موارد نقض حقوق بشر در حکومت قبلی پیش از استقرار دموکراسی تا چند سال ادامه یافت.
نهادهای قوی کشور و ثبات اقتصادی از جمله عواملی بودند که به برقراری دموکراسی در تایوان کمک کردند.
در کشور آفریقایی غنا نیز پس از سال ۱۹۹۲ دوره انتقال به دموکراسی طی شد. در همین راستا مانند آفریقای جنوبی کمیسیون آشتی ملی تشکیل شد و نهادهای نظامی و امنیتی به تدریج شکل حرفهای پیدا کردند.
الگوی مشترک در همه این کشورها مذاکره بر سر یک دوره انتقالی با حکومت قبلی، توسل به راهحل سیاسی با مشارکت عناصری از حکومت پیشین، تعیین ساز و کار حقیقتیاب با وجود نواقص آن، انجام اصلاحات در ساختار نظامی و امنیتی، ثبات اقتصادی و وجود رهبری که مردم را به خویشتنداری دعوت میکرد بود.