ایران پس از ماهها تعلل، مذاکرات هستهای با آمریکا را از سر گرفت و نشانههایی از حمایت حلقه جدید مشاوران خامنهای از توافق دیده میشود. با این حال، ابهامات درباره برنامه هستهای، توان موشکی و نقش نیروهای نیابتی، همچنان مذاکرات را در سایه فشارها و تهدیدات منطقهای نگه داشته است.
«تسفی بار»، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در مقالهای در روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» نوشت نشانههایی فزاینده وجود دارد که «حلقه جدید مشاوران» رهبر جمهوری اسلامی از پیشبرد توافق هستهای با آمریکا حمایت میکنند؛ توافقی که هرچند هزینههای ایدئولوژیک و راهبردی سنگینی میتواند داشته باشد، اما میتواند در خدمت بقای نظام قرار گیرد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، مذاکرات اخیر را «شروع خوبی» توصیف کرد و گفت: «ادامه آن منوط به این است که ما در پایتخت ها مشورت هایی را انجام دهیم.»
به نوشتهٔ هاآرتص، این خوشبینی تصادفی نیست؛ چرا که آقای عراقچی ماموریت دارد ادامه، مذاکرات را به مقامهای بالادستی خود، بهویژه علی خامنهای، رهبر ایران، که ماهها گزینه مذاکره را مسدود کرده بود، «بفروشد» و توجیه کند.
آقای عراقچی تاکید کرده است که این گفتوگوها صرفا برای «تعیین چارچوب» مذاکرات است و مذاکرات اصلی پس از دریافت اختیارات لازم از آقای خامنهای آغاز میشود. ایران در حال حاضر اصرار دارد گفتوگوها فقط به برنامه هستهای محدود بماند و موضوعاتی چون برنامه موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی را «خارج از دستور کار» میداند.
نگرانی اسرائیل از فروکش کردن گزینه نظامی
در سوی مقابل، دونالد ترامپ اگرچه بارها هشدار داده «زمان در حال از دست رفتن است»، اما همزمان گفته است: «ما عجلهای نداریم.» به نوشته این تحلیلگر، همین رویکرد باعث نگرانی اسرائیل شده؛ چرا که تلآویو نگران است ایران با فرسایشیکردن مذاکرات، زمان بخرد تا انگیزه حمله نظامی فروکش کند. از نگاه تلآویو، نتیجه چنین روندی، در صورت دستیابی به توافق، چیزی جز مصالحهای میانه میان شروط تهران و خواستههای آقای ترامپ نخواهد بود.
با این حال، با وجود جریان داشتن مذاکرات، تصمیم نهایی درباره حمله نظامی به ایران همچنان در اختیار ترامپ است.
پیام روشن آمریکا به تهران و تلآویو
جنگ ۱۲روزه در ماه ژوئن به شکل ناگهانی روند دور ششم مذاکرات را متوقف ساخت؛ مذاکراتی که بنا بود تنها سه روز پس از شروع درگیریها میان اسرائیل، ایران و آمریکا دوباره از سر گرفته شود.
با این حال، هاآرتص یادآوری میکند که حضور پررنگ نیروهای نظامی آمریکا در منطقه پیامی روشن به تهران و تلآویو دارد: اینکه گزینه نظامی همچنان روی میز است، اما تصمیم نهایی با واشنگتن خواهد بود، نه اسرائیل.
به همین دلیل، برخلاف گذشته، دفتر بنیامین نتانیاهو این بار از انتقاد علنی از مذاکرات خودداری کرده است. در دورههای گذشته، نخستوزیر اسرائیل بارها هشدار داده بود که اسرائیل اگر مجبور شود به تنهایی وارد مقابله با ایران خواهد شد، دفتر او این بار کاملا سکوت کرده است، هیچ تقاضایی برای سخنرانی در کنگره آمریکا ثبت نشده و هیچ نمایش تبلیغاتی نیز دیده نمیشود.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
به اعتقاد نویسنده، هنوز مشخص نیست آمریکا در مذاکرات بر توقف کامل غنیسازی در خاک ایران پافشاری خواهد کرد یا به غنیسازی محدود رضایت میدهد.
همچنین وضعیت برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران همچنان مبهم است؛ هرچند آمریکا همزمان با دولتهای عراق و لبنان برای مهار این گروهها همکاری میکند.
ابهامات باقیمانده چیست؟
پیششرطهای مذاکرات و حتی امکان توافق نهایی همچنان مبهم است. درباره موضوع اصلی یعنی برنامه هستهای ایران هنوز روشن نیست که آیا آمریکا بر توقف کامل غنیسازی اورانیوم در خاک ایران پافشاری خواهد کرد یا نه. گزارشهای مختلف از احتمال اجازه غنیسازی محدود خبر میدهند و ایران نیز نشان داده آماده است برنامه هستهای خود را برای مدت طولانی متوقف کند.
همچنین هنوز مشخص نیست محدودیتهایی که آمریکا قصد دارد بر برنامه موشکی ایران اعمال کند چه خواهد بود و چگونه با نیروهای نیابتی ایران در منطقه برخورد خواهد کرد. نیروهای نیابتی ایران موضوعی پیچیده و پویا هستند چرا که تنها به تهران وابسته نیستند و آمریکا همزمان با دولتهای عراق و لبنان برای خلع سلاح آنها همکاری میکند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
آقای ترامپ روز جمعه اشاره کرد که ایران «آماده است کارهای بسیار بیشتری نسبت به یک سال پیش انجام دهد» و این نشان میدهد هدف او دستیابی به توافقی است که دو دستاورد مهم داشته باشد؛ خنثی کردن تهدید هستهای ایران در بلندمدت و دستیابی به توافقی که بتواند آمریکا و جهان را قانع کند بهتر از توافق برجام است که در ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
از سوی دیگر، آقای خامنهای نیازی نمیبیند توضیح دهد چرا پس از ماهها مخالفت، مذاکرات را از سر گرفته است و در صورت امضای توافق میتواند آن را «تسلیم آمریکا» جلوه دهد. به اعتقاد تحلیلگر هاآرتص رهبر ایران اکنون با انتخابی روبروست؛ یا بخشی از برنامه هستهای را کنار بگذارد تا تحریمها لغو شود و اقتصاد کشور بازسازی شود یا راهی بیابد که بقای حکومت خود را در برابر تهدید آمریکا تضمین کند.
به نظر میرسد آقای خامنهای تصمیم اساسی درباره برنامه هستهای را در همان سال ۲۰۱۵ و در زمانی که با توافق برجام موافقت کرد، گرفته بود. حتی پس از خروج آمریکا از این توافق هم یک سال صبر کرد و آن وقت بود که ایران در گامهای تدریجی از تعهدات خود ذیل برجام کاست. حتی تلاش کرد با اروپا مکانیزمی برای دور زدن تحریمها ایجاد کند تا توافق اولیه حفظ شود.
ارکان سه گانه راهبرد ایران و حلقه مشاوران جدید خامنهای
مانع اصلی کنونی به یک مسئله به ظاهر نمادین باز میگردد و آن، غنیسازی اورانیوم در ایران حتی در سطح حداقلی و تحت نظارت دقیق آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. بخش حساس موضوع، ۴۴۰ کیلوگرم اورانیومی است که تا ۶۰ درصد غنی شده و گفته میشود که باید به یک کشور سوم فرستاده شود.
ایران این اقدام را نه تنها نقض حقوق خود به عنوان امضاکننده پیمان منع گسترش سلاح هستهای (انپیتی) میداند بلکه تلاشی برای تضعیف یکی از پایههای امنیت ملی و راهبرد چندین ساله نظامی خود میداند. راهبرد ایران بر سه پایه استوار است؛
- بازدارندگی با نمایش توان هستهای بدون عبور از آستانه سلاح هستهای،
- ایجاد دیوار دفاعی از طریق نیروهای نیابتی،
- و «خویشتنداری راهبردی» به معنی خودداری از حمله به دیگر کشورها مگر در پاسخ مستقیم و حمله متقابل.
پس از جنگ ژوئن، ایران تلاش کرد راهبرد خود را بازتنظیم کند و با بازسازی سیستمهای موشکی، سرعت بخشیدن به تولید موشک و توسعه قابلیتهای تاکتیکی برای عملیات در خلیج فارس؛ بر توان «حمله پیشدستانه» تمرکز نماید. ساختار شورای عالی امنیت ملی ایران به طور عمده بازطراحی شد و «شورای دفاع» که اعتبار آن از زمان جنگ ایران و عراق کاهش یافته بود در تابستان پس از جنگ با اسرائیل دوباره تشکیل شد.
در همان ماه رئیسجمهور ایران مسعود پزشکیان علی لاریجانی را به ریاست شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد و هفته گذشته اعلام شد دریابان علی شمخانی، وزیر دفاع سابق ایران، رئیس شورای دفاع جدید خواهد بود. هنوز زود است که مشخص شود ایران چگونه قصد دارد استراتژی جدید خود را در پرتو درسهای جنگ و تهدید قریبالوقوع شکل دهد اما انتصابات این افراد که تصمیماتشان پس از تایید آقای خامنهای لازمالاجرا خواهد بود، قابل توجه است.
آقای شمخانی که تا ۲۰۲۳ دبیر شورای عالی امنیت ملی بود یکی از منتقدان سرسخت توافق هستهای اصلی بود اما دیدگاههایش درباره موضوع هستهای ناپایدار بوده است. او در مه ۲۰۲۵، گفت که ایران در ازای رفع فوری تمام تحریمهای اقتصادی علیه ایران، متعهد خواهد شد هرگز سلاح هستهای نسازد، ذخایر اورانیوم با غلظت بالا که قابلیت تبدیل به سلاح دارند را از بین ببرد، اورانیوم را تنها تا پایینترین سطح مورد نیاز برای استفادههای صلحآمیز غنیسازی کند و اجازه دهد بازرسان بینالمللی بر این روند نظارت کنند.
با این حال، همان شمخانی در ماه اکتبر گفت که اگر میتوانست به دوران وزارت دفاع خود بازگردد، قطعاً به دنبال ساخت سلاح هستهای میرفت و افزود که عدم تلاش برای دستیابی به چنین سلاحی، یک «پشیمانی راهبردی» بوده است.
در مقابل علی لاریجانی که پیشتر رئیس مجلس بود، با حسن روحانی رئیسجمهور پیشین و امضاکننده توافق هستهای برجام همراهی داشت و کاندیداتوری او در انتخابات اخیر رد شد و در مقابل به عنوان مشاور سیاسی عالی آقای خامنهای منصوب شد.
به نظر میرسد انتصاب شمخانی و لاریجانی برای ایجاد توازن سیاسی در اطراف آقای خامنهای بوده تا او گزینههای مختلفی در برابر تهدید آمریکا داشته باشد.
عباس عراقچی وزیر خارجه ایران که تیم مذاکرهکننده توافق هستهای را هدایت کرده و دوباره مذاکرات با آمریکا را رهبری میکند، مسیر میانهای میان دو جریان مشاوران رهبر را دنبال میکند.
بوجود آمدن «فضای همدلانه» برای توافق با آمریکا
تحلیلگر هاآرتص معتقد است که «با توجه به چهرههای اطراف آقای خامنهای، به نظر میرسد فضایی همدلانه برای پیشبرد توافق با آمریکا شکل گرفته است.»
با این حال پرسش اصلی این است که آیا این فضا، با وجود هزینههای راهبردی و ایدئولوژیک، برای ترغیب خامنهای به پیشبرد مذاکرات کافی خواهد بود. به ظاهر حاکمیت در ایران اکنون مجبور است بهای بقای خود را بسنجد اما هنوز مشخص نیست رهبران ایران تهدید آمریکا را چگونه درک میکنند.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
ایران همزمان تلاش میکند موازنه قدرت ایجاد کند و با تهدید به جنگ گسترده منطقهای، حمله به اهداف آمریکایی و اختلال در مسیر کشتیها در خلیج فارس این پیام به کشورهای عربی داده میشود که در صورت فروپاشی رژیم ایران جنگ داخلی رخ میدهد ورود گروههای تروریستی ممکن میشود و اقتصاد کشورهای خلیج و اقتصاد جهانی آسیب میبیند.
تا کنون این تهدیدها توانسته فشار کشورهای عربی و ترکیه بر واشنگتن را افزایش دهد و به نظر میرسد نقش مهمی در تصمیم ترامپ برای تعلیق اقدام نظامی و ایجاد فضای مذاکره داشته باشد. با این حال ایران و کشورهای عربی میدانند این روند محدودیت زمانی دارد و مشروط به نتایج ملموس است.