اعتراضات در ایران وارد نهمین روز خود شده است و به نظر میرسد که پس از هشدار دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی دربارۀ واکنش نظامی ایالات متحده آمریکا علیه حکومت ایران در صورت کشتار معترضین، گستره و روند اعتراضات بیشتر و شدیدتر هم شده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز شنبه دربارۀ این اعتراضات گفت: «اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم ... امّا ... اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
علیرغم تهدید او، به نظر میرسد که در دو روز گذشته، تعداد معترضان بیشتر و درگیری آنها با نیروهای نظامی و شبهنظامیان موسوم به لباسشخصیها شدت گرفته است. در آخرین موضعگیری رسمی مقامات حکومتی، محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه ایران، امروز (دوشنبه ۱۵ دی) گفت: «با اغتشاشگر نمیشود مماشات کرد. اینبار هیچ ارفاقی نخواهیم داشت چراکه رژیم صهیونیستی و آمریکا رسما از اغتشاشگران اعلام حمایت کردهاند.»
با این حال به نظر میرسد که حکومت ایران این بار برای سرکوب شدید و قاطع معترضان، مشکلاتی بیش از سالهای قبل در پیش رو دارد. کشتهشدن شمار قابل توجهی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ۱۲ روزه و زندگی مخفی و زیرزمینی رهبر جمهوری اسلامی از آغاز جنگ تا به امروز، ممکن است تاثیراتی منفی بر انسجام و انگیزۀ نیروهای سرکوب بر جای گذاشته است.
به غیر از تهدید ترامپ، به نظر میرسد که احتمال وقوع مجدد جنگ هم تا کنون یکی از موانع و ملاحظات حکومت ایران برای تکرار سرکوب معترضان به سبک و سیاق سرکوب بسیار شدید آبان ۱۳۹۸ است. کشتار وسیع معترضان، در صورتی که جنگ هم از راه برسد، ممکن است آنچه را که در خرداد سال جاری در جریان ایران و اسرائیل رقم نخورد، این بار محقق کند. یعنی جمهوری اسلامی همزمان درگیر «جنگ با اسرائیل و آمریکا» و «مهار معترضان انقلابی در داخل کشور» شود. در سال ۱۹۱۷، ترکیب جنگ و انقلاب موجب سنگونی حکومت نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه شد.
اما اینکه در اعتراضات کنونی ایران، معترضان متعلق به کدام نیروهای اجتماعیاند و اعتراضات چه ماهیتی دارد و کاستیهایش چیست و چه سمتوسویی میتواند پیدا کند، سؤالهایی است که یورونیوز در گفتوگو با علی افشاری، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، مطرح کرده است.
این اعتراضات از سنخ جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیست
آقای افشاری در پاسخ به سؤالهای فوق به یورونیوز گفت: «اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ که از بازار تهران شروع شد، ابتدا حول و حوش موضعات معیشتی و همچنین مشکلاتی که افزایش بیرویۀ قیمت ریالی دلار و نرخ تورم برای کسبوکار ایجاد کرده بود، آغاز شد ولی به سرعت سیاسی شد و ما شاهد این هستیم که الان، که بیش از یک هفته از آغاز این اعتراضات گذشته، در بیش از ۵۰ شهر ایران و در برخی شهرها هم در مناطق مختلفشان، این اعتراضات گسترش پیدا کرده و یک حرکت اعتراضی نسبتا جانداری را ایجاد کرده.»
وی با بیان اینکه این اعتراضات حتی اگر متوقف شوند، قابلیت تکرار دارند، افزود: «این حرکت به لحاظ ماهیت نیروهایی که در آن فعال شدهاند، از سنخ جنبش زن، زندگی، آزادی نیست. تا به این لحظه هم در گستردۀ خودش، فاصلۀ زیادی با اعتراضاتی مثل دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی داشته. ولی این اعتراضات حجم عظیم نگرانی و نارضایتی در جامعۀ ایران نسبت به تشدید بحران اقتصادی را نشان میدهد. و این یعنی که این اعتراضات هر فرجامی پیدا کند، میل به اعتراض و خیزش و حتی شورش در جامعۀ ایران بالاست. انتظارات پشت سرش هم به گونهای است که نوعی تغییرات بزرگ سیاسی را هم طلب میکند.»
معترضان دو گروهاند و به یک نیروی میانجی نیاز دارند
علی افشاری، معترضان به عملکرد جمهوری اسلامی را به طور کلی در دو گروه عمده جای میدهد که گروه اول عمدتا انگیزههای معیشتی دارند و گروه دوم انگیزههای سیاسی. وی در توضیح این نظرش چنین گفت: «در این اعتراضات، نوعی نیاز هم بار دیگر خودش را بیش از پیش نشان داده است و آن اینکه، در عرصۀ سیاسی بین نیروهایی که خواستۀ اصلی و اولیهشان مسائل اقتصادی و معیشتی است و نیروهایی که مسائل سیاسی و فرهنگی پایۀ اصلی اعتراض و نارضایتیشان را تشکیل میدهد یک نیروی میانجی باید فعال شود تا بین آن دو نیرو پیوندی برقرار شود. بستر این پیوند هم در کنار گرفتن نه گفتن به جمهوری اسلامی، یک سری ملاکهای ایجابی است که مهمترین این ملاکها دموکراسی و حقوق بشر و استقلال و حاکمیت ملی ایران است.»
جریان پهلویطلب در پی مصادرۀ اعتراضات است
با این حال، آقای افشاری با بیان اینکه سلطنتطلبان و نیروهای خارجی نیز میکوشند این اعتراضات را در جهت مطلوب خودشان هدایت کنند، افزود: «الان دو نیروی دیگر، که چندان هم از یکدیگر متمایز نیستند، در بستر این اعتراضات فعال شدهاند. مقامات دولتی اسرائیل، موضعگیری صریح و مداخلهجویانه داشتهاند. همچنین رئیسجمهور آمریکا. برخی از مقامات سیاسی سابق آمریکا نیز علنی و آشکار گفتهاند که نیروهای موساد در میان معترضان در شهرهای مختلف ایران حضور دارند. حالا اینکه این ادعا چقدر اغراق هست یا نه، مشخص نیست. اما به هر حال این نکته مشهود است که تلاشهایی از سوی نیروهای خارجی وجود دارد که میکوشند این اعتراضات را به سمت و سوی مورد نظر خودشان ببرند.
از طرف دیگر، جریان پهلویطلب از لحظۀ اول تا به امروز سعی کرده اعتراضات را مصادره کند و در بازنمایی رسانهای اعتراضات، این گونه القا شود که این جمعیت معترض حاضر در خیابانها، به دنبال بازگشت رضا پهلوی به ایران هستند. در حالی که اگر کل اعتراضات را در نظر بگیریم، کسانی که این حرف را میزنند، اقلیتی از معترضان هستند. الان مسئلۀ اصلی معترضان این نیست که سمتگیری به یک گرایش یا فعال سیاسی بخواهند نشان دهند یا رهبری بخواهند ایجاد کنند. آنها بیشتر میخواهند نارضایتیشان و تقاضا برای تغییرات بزرگ سیاسی را برجسته کنند.»
فعالان سیاسی و مدنی، میتوانند خلأ رهبری اعتراضات را پر کنند
علی افشاری دربارۀ نامۀ جمعی از فعالان سیاسی و فرهنگی که چند روز قبل با امضای چهرههایی نظیر مصطفی تاجزاده، نرگس محمدی، مصطفی ملکیان و سعید مدنی منتشر شد و بر ضرورت گذار از «رژیم نامشروع جمهوری اسلامی» تاکید میکرد، گفت: «نامۀ ۱۷ فعال سیاسی و مدنی که از اعتراضات حمایت کردند و و بر ضرورت گذار از جمهوری اسلامی و تاسیس نظام سیاسی جدید تاکید کردند تا حدی میتواند آن شکافی را که وجود دارد، ترمیم کند و در واقع پلی بزند بین آن دو گروهِ متفاوت ناراضیان در عرصۀ سیاسی ایران و هم اینکه نیروی مناسبی را برای رهبری اعتراضات در داخل کشور و شکلدادن سیاسی به اعتراضات را ایجاد کند. آن نامه به طور بالقوه این قابلیت را دارد.»
وقایع ونزوئلا به سود حامیان مداخلۀ خارجی علیه جمهوری اسلامی است
این فعال سیاسی همچنین دربارۀ تاثیر سرنگونی مادورو بر اعتراضات ایران گفت: «اتفاقاتی هم که در ونزوئلا رخ داد میتواند بر اعتراضات ایران اثرگذار باشد؛ بخصوص با توئیتی که دونالد ترامپ زد؛ توئیتی بر بستر تقابل فزایندۀ دولتهای ایران و آمریکا. البته به جهاتی، این موضعگیریها باعث میشود که حکومت از آنها بهرهبرداری کند برای سرکوب بیشتر معترضان؛ با استفاده از همان دوگانهای که یک عده را معترض قلمداد میکند و یک عده را اغتشاشگر، ولی اصل اعتراض را به رسمیت نمیشناسند و نقش خودشان را به که به دلایل گوناگون باعث شدهاند منازعات عمومی پرهزینهتر شوند، در نظر نمیگیرند. اما اتفاقی که در ونزوئلا رخ داد، آن جریانی را که در ایران حامی تغییر رژیم با مداخلۀ نیروی خارجی است، تقویت میکند ولی از طرف دیگر حساسیت ایجاد میکند در بین نیروهایی که نسبت به تهدید و تضعیف استقلال کشور و حاکمیت ملی حساساند. بنابراین در اینجا آن نیروهایی که هنوز در خیابانها نیستند نیز اهمیت پیدا میکنند.»
اگر اعتراضات در همین حد بماند، نظام سقوط نمیکند
آقای افشاری نهایتا گسترش اعتراضات را لازمۀ سقوط جمهوری اسلامی دانست و به یورونیوز گفت: «طبیعتا اعتراضاتی که الان در جریان است، اگر بخواهد در همین سطح باقی بماند، ناتوان خواهد بود از سرنگونی جمهوری اسلامی یا وادار کردن این نظام به پذیرش یک سری تغییرات. برای کسب چنین دستاوردهایی، باید نیروی گستردهتری به میدان بیاید و یکی از الزامات حضور این نیروی گستردهتر، اطمینان از این نکتۀ مهم است که در فردای تغییرات، برای کشور اتفاقات خوبی رخ میدهد و ایران به سمت نوعی شکوفایی میرود که استقلالش را حفظ میکند و مبتنی بر حاکمیت ملی، دارای نظمی دموکراتیک میشود و گرایشهای سیاسی گوناگون میتوانند در ایران فعالیت داشته باشند و کشور از این طریق به بالندگی برسد؛ نه اینکه دوباره دستخوش بیثباتیها، درگیریها و چه بسا جنگ داخلی شود و آیندۀ نگرانکنندهای، مشابه برخی کشورها که در آنها مداخلۀ خارجی انجام شد، پیدا کند.»