تحقیقات جدید نشان میدهد که سگها احساسات انسانی را به خوبی درک میکنند و حتی غم و شادی درونی آدمها را نیز با دقت بالا تشخیص میدهند.
اگر تا به حال با سگها وقت گذرانده باشید، احتمالاً برایتان تازگی ندارد که آنها تفاوت میان احساسات مثبت و منفی انسان را حس میکنند.
یک سگ ممکن است هنگام پیادهروی، با انرژی و هیجان شما همراه شود، یا اگر گرفته و غمگین به نظر برسید با حرکات خاص خود نشان دهد که جویای حالتان است.
مطالعهای جدید اما نشان میدهد که مغز سگها احتمالاً درک عمیقتری از احساسات انسانی دارد؛ بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنید.
در این پژوهش، بیشتر از سگهای نژاد «بُردِر کولی» اسکن مغزی گرفته شده است زیرا این نژاد مهارت بالایی در درک نشانههای اجتماعی دارد و تمایل ویژهای به تعامل با انسانها نشان میدهد.
محققان سگها را در حالت بیداری و بدون هیچگونه محدودیت فیزیکی درون دستگاههای اسکنر امآرآی (MRI) قرار دادند تا همزمان با مشاهده تصاویری از حالات چهره انسان، فعالیت نواحی مختلف مغز آنها را بررسی کنند.
آنها به نتیجهای رسیدند که از قبل نیز میدانستند: سگها میتوانند تفاوت میان شادی و یک نگاه خنثی، و همچنین چهرههای شاد و عصبانی را تشخیص دهند.
اما در ادامه، اسکنهای مغزی موضوع جدیدی را نشان داد: سگها میان ترس و خشم و همچنین ترس و غم تمایز قائل میشدند. این موضوع نشان میدهد که آنها قادرند تفاوت میان احساسات منفیِ نسبتاً ظریف و پیچیده را نیز درک کنند.
لورا وی کوایا، از نویسندگان این مطالعه و محقق فوقدکتری در واحد اسکن دانشگاه وین، در این باره میگوید: «تا جایی که ما میدانیم، این اولین بار است که اثبات میشود سگها میتوانند میان چهرههایی که دو احساس مشابه را بروز میدهند، تمایز قائل شوند.»
این پژوهش که شامل دو آزمایش مجزا بود، ماه اوت در نشریه «آیساینس» iScience منتشر شد. این مطالعه ابتدا در دانشگاه ملی مکزیک آغاز گردید و سپس دامنه آن به دانشگاه «اوتووش لوراند» در مجارستان گسترش یافت.
در آزمایش اول، به هشت سگ خانگی تصاویری از چهرههای شاد و خنثای انسانهایی نشان داده شد که برایشان ناآشنا بودند.
به گفته کوایا، چهرههای شاد واکنش قویتری را در بخشی از مغز به نام «خوشه گیجگاهی راست» که تا «هسته دُمدار» امتداد دارد، برانگیخت. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که این ناحیه با مفهوم «پاداش» مرتبط است.
او توضیح داد: «برای مثال، مطالعات دیگر نشان میدهند که این بخش از مغز زمانی فعال میشود که سگ انتظار دریافت یک خوراکی یا پاداش غذایی را دارد و همچنین زمانی که مورد تشویق و تحسین قرار میگیرد.»
تیم تحقیقاتی مایل بود بداند که آیا در صورت مواجهه سگها با تصاویری از احساسات منفی انسان، همان نواحی مغز فعال میشوند یا خیر.
آنها آزمایش دوم را با ۱۲ سگ خانگی طراحی کردند و به مقایسه نواحیای از مغز پرداختند که در آنها، چهرههای شاد و همچنین چهرههای نشاندهنده غم، خشم و ترس پردازش میشدند.
رائول هرناندز-پرز، محقق فوقدکتری در واحد اسکن دانشگاه وین و دیگر نویسنده این مطالعه گفتند: «نتایج ما نشان داد که میان شادی و احساسات منفی تمایزی وجود دارد.»
محققان یک تحلیل جامع مغزی انجام دادند تا الگوهای واکنش میان این سه احساس منفی را بررسی کنند. کوایا گفت: «ما دریافتیم که در بخش متفاوتی از مغز، تمایزی میان ترس و خشم و همچنین میان ترس و غم وجود دارد.» وی افزود که به نظر نمیرسد در پردازش میان غم و خشم تفاوتی وجود داشته باشد.
محققان تاکید کردند که این یافتهها به معنای این نیست که سگها احساسات را دقیقاً به همان شکلی که انسانها تجربه یا درک میکنند، میفهمند.
کلایو وین، مدیر بنیانگذار پژوهشکده علوم سگسانان در دانشگاه ایالتی آریزونا که در این مطالعه مشارکتی نداشته است، اظهار داشت: «آنچه آنها در اینجا نشان دادهاند این است که مغز سگ میتواند چهرههای انسانی را که احساسات متفاوتی نشان میدهند از هم تشخیص دهد، اما این امر نشان نمیدهد که مغز سگ در حال درک و پردازش مفهومیِ آن احساسات است.»
محدودیتهای این مطالعه
مالی بِرن، پژوهشگر ارشد آزمایشگاه سگ در دانشگاه پیس معتقد است انجام امآرآی حتی برای انسانی که دلیل بیحرکت ماندن را میفهمد نیز دشوار است، بنابراین «سگهایی که قادر به انجام این آزمایش امآرآی هستند، از انواع بسیار خاصی به شمار میروند.»
محققان بیشتر با سگهای بُردر کولی کار کردند و خاطرنشان ساختند که این نژاد مهارت بالایی در پیروی از نشانههای اجتماعی دارد و برای تعامل با انسانها بسیار مشتاق است.
محققان بیان کردند که برای تعیین اینکه آیا سایر نژادها نیز فعالیت مغزی مشابهی نشان میدهند یا خیر، به مطالعات بیشتری نیاز است.
بِرن که در این پژوهش دخالتی نداشته است، توضیح داد: «بُردر کولی برای کارهایی مثل گلهداری پرورش یافته است. در طول نسلهای متمادی، انسانها سگهایی را انتخاب و تکثیر کردهاند که به بهترین شکل گوش میدهند و بیشترین توجه را به خواستههای انسان دارند.»
به گفته وین، ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که سگهای مورد مطالعه، حیوانات خانگی بودهاند: «اینها سگهایی هستند که کموبیش ۲۴ ساعته در کنار مردم حضور دارند و باید مدام به انسانها توجه دقیقی داشته باشند.»
در این مطالعه به سگها عکسهای ثابتی از چهره انسان نشان داده شد، اما در زندگی واقعی، نشانههای کل بدن احتمالاً به سگسانان در سنجش خلقوخوی انسان کمک میکند.
وین با اشاره به اینکه انسانها به عنوان یک گونه جانوری چهرههایی منعطف و بیانگر دارند، گفت: «مردم برای یافتن احساسات به چهرهها نگاه میکنند.» اما سگها برای ابراز احساسات از نشانههای متفاوتی استفاده میکنند؛ مثلاً برای نشان دادن شادی دم تکان میدهند یا در هنگام خشم، موهای پشت و گردن خود را سیخ میکنند.
کوایا گفت: «اگر دنیا را از زاویه دید سگها تصور کنید، زبان بدن اهمیت بیشتری دارد.» با در نظر گرفتن این موضوع، او و هرناندز-پرز اکنون در حال اجرای آزمایشی هستند که در آن، سگها ویدیوهایی از افرادی را تماشا میکنند که احساسات مختلفی را بروز میدهند، در حالی که چهره افراد در این ویدیوها به صورت دیجیتالی محو و پوشانده شده است.
پرسشهای بیپاسخ درباره نحوه درک سگها از احساسات انسان
شناخت و ادراک سگسانان حوزه نسبتاً جدیدی است و آزمایشگاههای بسیار کمی در جهان این نوع مطالعات را انجام میدهند. کارشناسان امیدوارند که تحقیقات آینده بتواند به پرسشهای بزرگتری نه تنها درباره نحوه درک سگها از ما، بلکه به طور کلی درباره ماهیت ذهن حیوانات پاسخ دهد.
برای مثال، در حالی که ما میتوانیم با استفاده از امآرآی به درون مغز یک سگ نگاه کنیم، نمیدانیم که آیا آنها درباره احساسات ما تفکرِ معناداری دارند یا خیر.
کوایا افزود: «ما میدانیم وقتی چهرههای شاد زیادی میبینیم، چه احساسی پیدا میکنیم. اما مطمئن نیستیم که آیا برای آنها نیز این یک چهره شاد تلقی میشود یا خیر.»
بِرن نیز معتقد است که قدم جالب بعدی این خواهد بود که ببینیم آیا سگها پس از مواجهه با احساسات انسانی، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند: آیا آنها برای همکاری با یک چهره خندان، مشتاقتر از یک چهره اخمآلود هستند؟
ایوان مکلین، مدیر مرکز شناخت سگسانان در دانشگاه آریزونا خاطرنشان کرد که در میان کارشناسان بحثهایی پیرامون میزان نقش «اهلیسازی» در توانایی سگها برای توجه دقیق به انسانها وجود دارد.
آیا سگهای اهلی از نظر تکاملی به گونهای تغییر یافتهاند که اساساً با ما هماهنگ شوند؟ یا اینکه اگر سایر گونههای جانوری نیز فرصتهای مشابهی برای مشاهده و تعامل با انسانها داشتند، رفتار مشابهی از خود نشان میدادند؟
مکلین گفت که در هر صورت، واضح است سگها قادرند «تمایزات بسیار ظریفی را در رابطه با احساسات انسانی» قائل شوند.
وی افزود: «مسلماً رفتار آنها نشان میدهد که میتوانند میان حالات عاطفی افراد تفاوت قائل شوند، اما این مطالعه نگاهی نادر به درون مغز و درکِ اتفاقاتی است که در آنجا رخ میدهد.»