وقتی از بحران اقتصادی در ایران صحبت میشود، ذهنها معمولا سمت اجارهخانههای نجومی، دلار افسارگسیخته یا قیمت گوشت و مرغ میرود. اما واقعیت سخت زندگی روزمره دیگر خودش را حتی در کیسههای پلاستیکیِ کمحجمتر و سبدهای میوهای که سال به سال کوچکتر و بیرمقتر میشوند نیز به وضوح به رخ میکشد.
تلاطمهای اقتصادی یک سال اخیر، از جنگهای پیاپی گرفته تا محاصره دریایی ارتش آمریکا چنان ضربهای به قدرت خرید مردم زده که حالا حتی خرید چند کیلو میوه هم برای گروه قابل توجهی از خانوارها به یک تصمیم استراتژیک تبدیل شده است.
اما تهرانیها چطور با این گرانی بیسابقه کنار میآیند؟ یورونیوز در این گزارش میدانی به سراغ شهروندان پایتخت رفته است.
نگاهی به شلوغی نسبی بیش از ۵۰ بازار میوه و ترهبار شهرداری در تهران نشان میدهد که مردم هنوز حاضر نشدهاند میوه را به کل از سفره خود حذف کنند؛ اما الگوی خرید بهوضوح تغییر کرده است. حالا صفهای طولانی ترهبارها و تن دادن به میوههای ملقب به «درهم» و کمکیفیت، به بهای اندکی ارزانتر خریدن، به بخشی از روزمرگی مردم تبدیل شده؛ هرچند کمبود وقت و محدودیت ساعت کار این بازارها، هنوز گروهی دیگر را ناچار به خرید از مغازههای محلی با قیمتهای گزاف میکند.
در ادامه، روایت شهروندان تهرانی را میخوانید از تلاش برای حفظ بقای یک سبد غذایی رو به زوال، در روزگاری که چیدن یک ظرف میوه روی میز، بیشتر شبیه به یک لوکس دستنیافتنی شده است.
برای چند قلم میوه و سبزی، تا ۲ میلیون تومان هزینه میکنیم
لیلا، مترجم ۴۲ ساله، که با مادرش در غرب تهران زندگی میکند، دربارۀ میزان و نحوۀ میوهخریدنشان در بهار و تابستان امسال میگوید: «هر ماه ده تا پانزده درصد افزایش قیمت داریم نسبت به ماه قبل. عملا خرید میوه با مشکل مواجه شده. سیب و زردآلو و شلیل و موز الان میوههای لوکس محسوب میشوند. قیمتها در ترهبار با کیفیت پایینتر از میوههای فروشی، برای خرید میوههای عادی کیلویی ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است و در میوهفروشیها ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان. ما قبلا از ترهبار با ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان کلی میوه و صیفیجات میخریدیم ولی الان برای چند قلم میوه و سبزی، ۱ تا ۲ میلیون تومان هزینه میکنیم.»
او اضافه کرد: «واقعیت این است که درآمد خیلی از خانوادهها همپای تورم رشد نکرده و وقتی با هزینههایی مثل اجاره خانه، نان و برنج، گوشت، لبنیات مواجهیم و با خرید همین اقلام بخش اعظم درآمد ماهیانۀ ما صرف میشود، ناچاریم خرید کالاهایی مثل میوه را که کمتر ضروری به نظر میرسد، که این طور هم نیست، کاهش بدهیم. یا مثلاً میوههای ارزانتر و فصلی را جایگزین کنیم. با اینکه ایران از تولیدکنندگان بزرگ میوه در منطقه است، ولی سرانۀ مصرف میوه عملاً کاهش محسوسی پیدا کرده. قطعاً جنگ و تورم و هزینۀ تولید و حملونقل و واسطهگری در این بخش مؤثر بوده.»
میوه کالای لوکس شده
زینب، کارمند ۴۰ ساله، که با همسر و پسر کوچکش در جنوب تهران زندگی میکند، قبلاً راحتتر میوه میخریده و الان دانهدانه برمیدارد. او دربارۀ طرز میوهخریدنش میگوید: «در مورد میوه، نوع خرید من عوض شده. قبلاً کیلویی میخریدم و زیاد. الان چند عدد میوه میشمارم و برمیدارم. یعنی کمتر میخرم. دیروز رفتم خرید، مثلاً ۱۰ تا شلیل برداشتم، ۱۰ تا سیب. الان دیگر کیسۀ خریدم را پر نمیکنم چون پر کنی، هر دفعه قیمت خریدت میلیونی میشود. ضمناً قبلاً با اسنپ سفارش خرید میوه میدادم. اسنپ میوه. کیفیتش خوب بود ولی گران هم بود. الان بیشتر حضوری میروم از جایی خرید میکنم که ارزانتر باشد. مثل میدان ترهبار شهرداری.»
او همچنین میوه را در شرایط فعلی یک کالای تقریباً لوکس میداند و میگوید: «میوههای تابستانی، چون قیمتشان گران است و مردم مثلاً یکی دو کیلو از این میوهها را نمیخرند، میوهفروشها آنها را در ظرفهای خیلی کوچیک میریزند و سلفون میکشند روی آنها. مثلاً در ظرفهای ۲۵۰ گرمی. گیلاس و زردآلو. با قیمت مناسب. چون وزنش خیلی کم است. یعنی مردم شاید نخواهند یک کیلو گیلاس گران بخرند، ولی ۲۵۰ گرمش را میخرند. تا به حال ظرف میوه به این کوچکی ندیده بودم. قیمتها نسبت به پارسال خیلی گرانتر شده. میوه تقریباً شده کالای لوکس. میوه که قبلاً برای همه در دسترس بود حالا قشربندی شده. مخصوصاً میوههای تابستانی. هر قشری دیگر نمیتواند راحت میوه بخورد. برای قشر پایین بیشتر میوههایی مثل هندوانه و خربزه در دسترس است.»
سعیده، ۳۸ ساله، خانهدار است و با شوهر و دو دخترش در محلۀ امیرآباد تهران زندگی میکند. او دربارۀ میوهخریدنش میگوید: «از ترهبار میوه میخرم. قیمت میوهها در میادین میوه و ترهبار خیلی فرق دارد با قیمتشان در میوهفروشیهای کوچه و خیابان. اگر بخواهم از میوهفروشیهای محلهمان خرید کنم، فقط باید سیبزمینی بخرم ولی در بازارهای بزرگ میوه و ترهبار، در کنار سیبزمینی میتوانم کمی میوه و سبزیجات هم بخرم. البته هر بار که به میدان ترهبار میروم، لزوماً میوه نمیخرم. بیشتر مرغ و سبزیجات میخرم که واجبتر از میوهاند. ولی یک خط در میان میوه هم میخرم.»
سعیده دربارۀ میوهفروشیهای محلهشان میگوید: «مردم بیشتر از بازارهای میوه و ترهبار خرید میکنند. میوهفروشیهای کوچه و خیابان گران میفروشند و با فروش یک قلم میوه، فروش کمشان جبران میشود. میوهفروشیهای محلۀ ما شلوغ نیستند. همین میوهفروش نزدیک خانۀ ما، در طول روز شاید فقط چند تا مشتری داشته باشد. مشتریهایش هم اکثراً آدمهای مسنی هستند که رفتوآمد برایشان سخت است و به همین دلیل به بازارهای میوه و ترهبار نمیروند. کسانی که میشناسم، اکثراً از قزلقلعه میوه میخرند مگر اینکه مجبور شوند از مغازهدارهای محله بخرند. مثلاً مهمان برایشان بیاید یا به هر دلیل وقت نکنند برای خرید کمی گیلاس و زردآلو به بازار روز بروند. در این صورت از سر کوچهشان همین اقلام را به قیمت چند برابر میخرند تا جلوی مهمانشان آبروداری کنند.»
میدانهای میوه و ترهبار را «بازار روز» هم میگویند. سعیده دربارۀ تفاوت کیفی میوهها در میدانهای ترهبار و مغازههای سطح شهر میگوید: «زردآلویی که در میدان میوه و ترهبار هست، تفاوت کیفی چندانی با زردآلوی مغازۀ میوهفروشی محلۀ ما ندارد ولی میوهفروشهای کوچه و خیابان، همان زردآلو را به قیمت خیلی گرانتر به مردم میفروشند. تنها تفاوت این است که میوهفروشی که از بازار روز گیلاس ۲۰۰ هزار تومانی میخرد و در مغازۀ خودش آن را کیلویی ۸۰۰ هزار تومان میفروشد، مجبور است گیلاسهای کمرنگ را جدا کند تا مشتریانش گیلاس را با چنان قیمت گزافی از او بخرند. در میدان میوه و ترهبار اما وقتی یک کیلو گیلاس میخری، طبیعتاً کمی از گیلاسها خراب و کمرنگاند ولی به نظرم باز تفاوت قیمت گیلاس در میدانها و مغازهها قابل توجیه نیست.»
خرید میوه نسبت به تابستان گذشته کمتر شده
حسینآقا، میوهفروش محلۀ یوسفاباد، پیرمردی حدوداً هفتاد ساله است و دربارۀ کاروبارش میگوید: «خرید میوه نسبت به تابستان سال گذشته کمتر شده. هم دفعات خریدشان کمتر شده، هم مقدار کمتری میوه میخرند. بارها گران شده و مردم برای اینکه خیلی کم میوه نخرند، بیشتر ترجیح میدهند از میادین میوه و ترهبار خرید کنند. مغازههای سطح شهر، مشتریان خاص خودشان را دارند. کیفیت میوههای ما غالباً بالاتر از میوههای میدانهای میوه و ترهبار است. برخی اقلام هم تفاوت کیفی ندارند ولی میوههای مغازهها اکثراً کیفیت بهتری دارند.»
در مغازۀ او، هندوانه کیلویی ۵۵ هزار تومان، خربزه ۱۲۰ هزار تومان، موز ۲۵۰ تا ۲۷۰ هزار تومان، گیلاس ۴۵۰ هزار تومان، سیب ۳۸۰ هزار تومان، هلو ۳۵۰ هزار تومان، طالبی ساوه ۱۱۰ هزار تومان و طالبی ورامین ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان است. حسینآقا میگوید هلوی ۳۵۰ هزار تومانی ما در بازار روز ۲۰۰ یا ۱۸۰ هزار تومان است.
او در خصوص خرید میوه برای مغازهاش و سبک و سیاق فروش میوههایش میگوید: «ما مغازهدارها از میدان بزرگ میخریم. یعنی میدان آزادگان. گاهی هم از باغدارها میخریم. هلو را از میدان بزرگ ۲۶۰ یا ۲۷۰ هزار تومان میخریم. هلو اگر ریز باشد، قیمتش کیلویی ۲۰۰ یا ۱۸۰ هزار تومان است. بارهای مرغوب را دلالها در میدان آزادگان جمع میکنند و به ما ۲۶۰ هزار تومان میفروشند. دلالها ممکن است ۲۴۰ هزار تومان بخرند. هلوهای ما یکرج است. یعنی روی هم چیده نشدهاند و کیفیتشان به راحتی مشخص میشود. بار یکرج گرانتر از بار دورج است. آلو را کیلیویی ۳۰۰ هزار تومان میخریم و ۳۸۰ هزار تومان میفروشیم ولی چون در ظرف است، ۳۰۰ گرمش وزن ظرف میشود. جنسی را که از دلال میخریم دیگر غربال نمیکنیم. دلال از بارفروش مثلاً کیلویی ۲۲۰ هزار تومان خریده و به ما ۲۴۰ هزار تومان میدهد و ما هم که رفتهایم از دلال خریدهایم و آوردهایم مغازه، کیلویی ۲۶۰ هزار تومان میفروشیم.»
این میوهفروش مسن دربارۀ طرز خرید مردم نیز چنین میگوید: «مردم عادی هم به میدان بزرگ آزادگان میروند ولی آنجا برای همه نزدیک نیست. جنس مرغوب را از ما میخرند و به میادین میوه و ترهبار نمیروند و در وقتشان صرفهجویی میکنند. خانوادههای عیالوار که مصرف بالاتری دارند، اکثراً از میدانها خرید میکنند. ولی یک خانوادۀ دونفره که مصرف کمتری دارد، برای یک کیلو سیب و یک کیلو هلو نمیرود میدان ترهبار؛ میآید از ما میخرد.»
گیلاس در بهار کیلویی ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود
حسینآقا دربارۀ تفاوت قیمت میوه در مغازههای نقاط مختلف شهر و همچنین در خصوص خرید سبزیجات از سوی مردم میگوید: «گیلاس ۴۸۰ هزار تومان ما، در مغازههای نیاوران و زعفرانیه حداقل ۱۰۰ هزار تومان گرانتر است. گیلاس نیمۀ اول خرداد نوبر بود و کیلویی ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود در مغازهها. مصرف سبزیجات بین مردم کم نشده چون قیمتشان نجومی نشده ولی مصرف میوه کم شده. الان سبزی کیلویی ۷۵ هزار تومان است. البته برخی از اقلام ترهبار گران هستند. مثلاً کلم بروکلی دو هفته قبل ۷۰ هزار تومان بود و الان شده ۲۰۰ هزار تومان؛ چون کمتر از قبل در بازار وجود دارد. نمیدانم چرا کم شده. هویج الان در میادین کیلویی ۷۰ هزار تومان است. در مجموع سبزی فروشش کم نشده.»
میدان آزادگان مهمترین میدان میوه و ترهبار در تهران است و در جنوب غربی تهران قرار دارد. حسینآقا نهایتاً میگوید: «گوجه جزو ترهبار است و مرغوبش کیلویی ۸۵ است. در میدان آزادگان کیلویی ۶۵ تومان است. گوجهمان اگر مرغوب نباشد، کیلویی ۴۰ هزار تومان میدهیم. حتی کیلویی ۲۰ هزار تومان هم فروختهام. در میدان آزادگان میوه را باید جعبهای بخری. یک کیلو نمیتوانی بخری. بعضی از بارفروشها زیر ۵ تا جعبه نمیدهند. هندوانه را بارفروش زیر ۵۰۰ کیلو نمیدهد. دلال دو سه تن از بارفروش میخرد. به همین دلیل ترجیحش این است که به دلال بفروشد. یک نیسان را پر میکنند که میشوئد ۴ تن، کیلویی ۵۰ هزار تومان به دلال میدهد و دلال کیلویی ۵۵ هزار تومان به ما، ما هم کیلویی ۷۰ هزار تومان به مشتری.»
تا روز بیستم ماه، راحت میوه میخرم
محمدباقر، ۵۸ ساله، پدر یک خانوادۀ چهارنفره، میگوید: «من بازنشستۀ تأمین اجتماعی هستم و الان جای دیگری هم کار میکنم. یعنی بیکار نیستم. تا روز بیستم هر ماه، میوۀ لازم برای خانواده را عمدتاً از مغازهها میخرم ولی از بیستم تا سیام ماه هر ماه، ناچارم از بازار روز میوه بخرم. میوههای بعضی مغازهها هم مثل بازار روز کیفیت پایین و قیمت ارزانی دارند و هر وقت لازم باشد، از آنجاها خرید میکنم. اکثر مغازهها گران میدهند اما دورریز جنسشان کم است. مثلاً اگر پیاز را از بازار روز بخرید، باید نصفش را دور بریزید اما اگر از مغازه بخرید، فقط کمی از پیازها را باید دور بریزید. بنابراین در خرید از مغازهها، عقلانیتی وجود دارد و مردم بیدلیل چنین کاری نمیکنند. اینجا پول بیشتری میدهی و میوۀ کمتری دور میریزی، آنجا پول کمتری میدهی و میوۀ بیشتری دور میریزی. صیفیجات و گوجۀ بازار روز کیفیتشان خوب است ولی سیب و گیلاس و زردآلو و میوههایی از این دست، در بازار روز کیفیت ندارند. من در خانه یک کاسکو دارم. باور کنید که پرندۀ ما هم حاضر نشد سیبی را که از بازار روز خریده بودم، بخورد! البته در بازار روز هم قیمتها یکسان نیست. مثلاً اگر بگویی از میوههای آن پشت برایم بیاور، میوههای بهتری با قیمت بالاتر از قیمت مصوب بازار روز تحویلت میدهند.»
او واسطهگری را یکی از دلایل افزایش قیمت میوه میداند و در خصوص راهحل این مشکل میگوید: «دست واسطهها باید قطع شود. انگور تا از تاکستان به دست میوهفروش برسد، بین سه چهار تا دلال دست به دست میشود. اگر یک دلال این وسط بود، قابل قبول بود ولی این تعداد دلال قابل توجیه نیست. میوهفروشها دلال آخر را میبینند ولی قبل از او، چند دلال دیگر هم در کار هستند. تولید در کشور ما الان جواب نمیدهد. صیفیجات باشد یا میوهجات، فرقی ندارد. من مدرس مجموعه قوانین سازمان تأمین اجتماعی و مشاور یکی از شرکتهای بزرگ خودروسازی کشور هستم. بازنشستۀ سازمان تأمین اجتماعی هستم و با این مادهقانونها که به دانشجویان و مدیران مالی تدریس میکنم، به لحاظ مالی خودم را سرپا نگه داشتهام. همیشه به دانشجویانم پیشنهاد میکنم که در کنار تولید حتماً یک بیزینسی داشته باشید وگرنه مشکل مالی پیدا میکنید. دلال نمیگذارد تولیدکننده در این کشور به جایی برسد. خود کارمندان دولت در حوزههای گوناگون مشغول دلالیاند. ما ایرانیها چون در مسیر جادۀ ابریشم بودهایم، دلالی در ذاتمان است! اکثر کسانی که در جامعۀ ما رفاه دارند، رفاهشان محصول تولید نیست. محصول کارهای دیگری از جمله دلالی است. ما ایرانیها دلالهای خوبی هستیم.»
یورونیوز فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
سال ۱۳۹۵، ماشینم را پر از میوه میکردم
محمدباقر با اینکه حقوق بازنشستگیاش حدود ۹۰ میلیون تومان است، ولی مثل اکثر مردم ناچار است کمتر میوه بخرد. او در توضیح روند نزولی رفاه خانوادهاش میگوید: «مثل بسیاری از مردم خرید میوۀ ما ۷۰ درصد کمتر شده. سال ۱۳۹۵ ماشین را پر از میوه میکردم، میشد ۱۸۰ هزار تومان. خانوادگی یک هفته میوه میخوردیم. از سال ۹۶ به این سو، سبد میوۀ ما مدام کوچک و کوچکتر شد. الان دو تا فلفل دلمهای خریدم. قبلاً این طور خرید نمیکردم و به اندازۀ مصرف یک هفتهمان فلفل دلمهای میخریدم. باور بفرمایید الان گاهی که میوۀ مرغوب میخرم، خودم را کنار میکشم تا بچههایم آن میوه را بخورند. در دهۀ ۱۳۷۰ که ما تازه ازدواج کرده بودیم و مستأجر بودیم، چنین شرایطی نداشتیم.»
او با چهرهای غمگین ادامه داد: «من ۵۸ سال دارم. دورۀ ۹۲ تا ۹۵ مجانی زندگی کردیم. کاش آن روند ادامه داشت. از سال ۹۶ به این سو، هم زندگیمان را باختیم، هم سفرهمان کوچک شده. دولت اول روحانی خیلی خوب بود ولی الان یک مهمانی نمیتوانیم بگیریم. من حقوق مطلوبی میگیرم. جزو ده درصد بالای جامعه نیستم ولی جزو هفتاد درصدی که مشمول یارانه هم میشوند نیستم. وقتی از مغازه میوه میخرم، یک کیسۀ مشکی با خودم میآورم و میوهها را داخل آن میگذارم تا همسایه نبیند که مثلاً گیلاس یا زردآلوی ۹۰۰ هزار تومانی خریدهام. شاید او نتواند این قدر هزینه کند برای خرید میوه. بنابراین بهتر است من هم جوری رفتار نکنم که او را ناراحت یا غمگین کنم.»