ولادیمیر پوتین در دیدار اخیرش با مسعود پزشکیان در ترکمنستان، بار دیگر از آمادگی روسیه برای کمک به پایان جنگ سخن گفت و تاکید کرد که مسکو حاضر است «هر کاری در توان دارد» برای حل بحران انجام دهد.
رئیسجمهور روسیه همچنین از آنچه «تلاش واقعی» ایران برای پایان درگیری خواند، استقبال کرد؛ اظهاراتی که همزمان با ادامه تبادل پیشنهادها میان تهران و واشنگتن، بار دیگر توجهها را به نقش احتمالی مسکو در مذاکرات جلب کرده است.
اما این نخستین بار نیست که پوتین چنین صحبتهایی را مطرح میکند و او پیشتر نیز وعدههای مشابهی داده بود؛ از پیشنهاد میانجیگری در جریان جنگ دوازدهروزه تا دیدار آوریل امسال با عباس عراقچی که در آن از تلاش روسیه برای برقراری صلح سخن گفت. پیشنهاد پذیرش ذخایر اورانیوم غنیشده ایران نیز از جمله راههایی بوده که مسکو برای کمک به حل اختلاف هستهای مطرح کرده، هرچند تاکنون نتوانسته بر سر آن رضایت طرفهای درگیر را به دست آورد.
در شرایطی که به نظر میرسد هیچ راه حل دیپلماتیکی نتوانسته به تنشهای بین ایران و آمریکا پایان دهد، آیا روسیه از چنین امکانی برخوردار است که مواضع تهران و واشنگتن را به یکدیگر نزدیک کند و زمینه را برای اتمام تنشها در خاورمیانه فراهم سازد؟
روابطی که با دو جنگ نزدیکتر شد
دیدار هشتم اکتبر در آواز ترکمنستان، تازهترین دیدار روسای جمهور ایران و روسیه بود که در ماههای اخیر بارها تکرار شده است. دو رئیسجمهور یک روز پیش از آن تلفنی صحبت کرده بودند و حدود پنج هفته پیشتر نیز در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک دیدار داشتند. این رفتوآمدها در شرایطی ادامه یافته که جنگ اوکراین و سپس جنگ ایران، نیاز دو حکومت به همکاری با یکدیگر را افزایش داده است.
پس از حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، همکاریهای نظامی تهران و مسکو گسترش یافت و فناوری پهپادهای شاهد ایران به بخشی از توان جنگی روسیه تبدیل شد. در جریان جنگ با آمریکا نیز گزارشهایی درباره کمک اطلاعاتی مسکو به تهران منتشر شد و برخی مقامهای این کشور مدعی شده بود که مسکو اطلاعات مربوط به موقعیت نیروها و تجهیزات آمریکایی را در اختیار ایران قرار داده است. با این حال، استیو ویتکاف گفته است روسیه انتقال چنین اطلاعاتی را تکذیب کرده و حدود این همکاری همچنان در گزارشهای علنی روشن نیست.
پیمان مشارکت جامع راهبردی دو کشور، امضاشده در ژانویه ۲۰۲۵، زمینه گسترش همکاری در حوزههای نظامی، امنیتی، انرژی و تجارت را فراهم کرده است، اما تعهدی برای ورود به جنگ در دفاع از طرف مقابل ایجاد نمیکند. برخلاف پیمان روسیه با کره شمالی، در این سند بند دفاع متقابل وجود ندارد و تعهد دو طرف در صورت حمله به یکی از آنها، شامل خودداری از کمک به مهاجم میشود.
در چنین چارچوبی، تاکید پوتین و پزشکیان بر توسعه روابط اقتصادی و تکمیل پروژههای مشترک را میتوان بخشی از تلاش برای حفظ همکاری در شرایط جنگ و تحریم دانست. هرچند برای تهران در شرایط بغرنج کنونی، دسترسی به مسیرهای تجاری، منابع مالی و فناوری روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرده اما این عامل به تنهایی نمیتواند موجب شود که مسکو میتواند بر تصمیمها و شرایط ایران درباره پایان جنگ اثر بگذارد.
از پرونده هستهای تا چانهزنی با واشنگتن
در میان نقشهایی که روسیه ممکن است در یک توافق بر عهده بگیرد، همکاری هستهای سابقه عملی روشنتری دارد. مسکو در اجرای برجام در سال ۲۰۱۵ بخش عمده ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را تحویل گرفت و در صورت توافق تازه نیز ممکن است بتواند در نگهداری یا تبدیل مواد هستهای نقشی ایفا کند؛ ترتیباتی که میتواند به رفع بخشی از نگرانیها درباره ذخایر ایران کمک کند.
با این حال، همین پیشنهاد نشان میدهد که امکانات فنی روسیه تا چه اندازه به تصمیم سیاسی دیگران وابسته است. کرملین در آوریل اعلام کرد آمریکا پیشنهاد انتقال اورانیوم ایران به روسیه را نپذیرفته است؛ محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز هشتم اکتبر بر مخالفت تهران با تحویل ذخایر اورانیوم تاکید کرد. تا زمانی که این مواضع تغییر نکند، پیشنهاد مسکو بهسختی میتواند به بخشی از توافق تبدیل شود.
در سطحی گستردهتر، تلاش ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین فرصتی در اختیار پوتین میگذارد تا درباره مجموعهای از اختلافها با واشنگتن مذاکره کند. همکاری در موضوع ایران نیز ممکن است در چنین گفتوگوهایی مطرح شود، هرچند شواهد علنی برای اثبات معاملهای مشخص که در آن سرنوشت ایران در برابر امتیازهای مربوط به اوکراین تعیین شده باشد، وجود ندارد
توافق اخیر درباره گازوئیل روسیه، نمونه ملموستری از تاثیر جنگ ایران بر مناسبات مسکو و واشنگتن است. ترامپ نهم اکتبر اعلام کرد روسیه برای عرضه گازوئیل به بازارهای جهانی توافق کرده و دولت آمریکا نیز بخشی از تحریمهای سوخت روسیه را موقتا کنار گذاشت؛ اقدامی با هدف کاهش قیمتهایی که جنگ ایران به افزایش آنها دامن زده است. این توافق مشخصا به گازوئیل مربوط میشود و به معنای رفع عمومی تحریمهای نفتی روسیه نیست.
هرچند برای مسکو، نیاز آمریکا به کاهش قیمت سوخت میتواند امکان امتیازگیری فراهم کند، اما معلوم نیست حاصل این چانهزنی به سود تهران باشد. اگر عرضه بیشتر سوخت روسیه از فشار اقتصادی بر واشنگتن بکاهد، ممکن است بخشی از فوریت رسیدن به توافق با ایران نیز کاهش یابد، بدون آنکه اختلافهای دو کشور برطرف شده باشد.
سابقه چنین محاسباتی در روابط تهران و مسکو به بدبینی درباره «بازی روسیه با کارت ایران» دامن زده است. تعلیق تحویل سامانه اس۳۰۰ در سال ۲۰۱۰، زیر فشار غرب و پس از تحریمهای سازمان ملل، از نمونههایی است که در این بحث مطرح میشود. در مقابل، مشارکت روسیه در اجرای برجام نشان میدهد که مسکو در شرایطی نیز به پیشبرد توافق کمک کرده است. از کنار هم گذاشتن این تجربهها، بیشتر میتوان به تغییر اولویتهای روسیه رسید تا حکمی ثابت درباره همراهی یا مخالفت همیشگی آن با منافع ایران.
منافعی که ممکن است با پایان جنگ تغییر کند
در ارزیابی انگیزههای کرملین، پیامدهای اقتصادی و نظامی جنگ برای روسیه نیز اهمیت دارد. افزایش قیمت انرژی درآمد بیشتری در اختیار مسکو گذاشته و درگیری آمریکا در خاورمیانه، بخشی از توجه و منابع آن را از اوکراین منحرف کرده است؛ وضعیتی که میتواند بدون ورود مستقیم روسیه به جنگ، موقعیت آن را در برابر غرب تقویت کند. روندی که باعث میشود مسکو هرچند به دنبال بهرهبرداری از فرصتها باشد اما در عین حال از هزینههای درگیری مستقیم نیز پرهیز کند.
در چنین شرایطی برخی تحلیلگران حتی این احتمال را مطرح کردهاند که ادامه وضعیتی میان جنگ و صلح برای مسکو میتواند سومند هم باشد زیرا هم میتواند قیمت انرژی را بالا نگه دارد و هم ایران را به همکاری بیشتر با روسیه سوق دهد. افزایش اهمیت مسیر خزر برای تجارت ایران، در شرایط محدودیت دسترسی به بنادر جنوبی، از جمله تحولاتی است که وابستگی تهران را بیشتر میکند.
در عین حال ادامه جنگ نیز برای روسیه هزینههایی داشته که از آن جمله میتوان به اختلال در پروژههای بوشهر و راهآهن رشت–آستارا تا خطر گسترش بیثباتی در نزدیکی مرزهای این کشور اشاره کرد. بنابراین، منافع مسکو را نمیتوان با ادامه نامحدود درگیری یکی دانست، بهویژه اگر تشدید جنگ بقای حکومت ایران یا امنیت سرمایهگذاریها و روابط منطقهای روسیه را تهدید کند.
در عین حال، توافقی که به رفع تحریمها، بازگشت گستردهتر نفت ایران و تنوعبخشی به روابط خارجی تهران بینجامد، میتواند بخشی از امتیازهای کنونی مسکو را کاهش دهد. دو کشور در بازار انرژی رقیباند و ایران برخوردار از درآمد و شرکای بیشتر، احتمالا نیاز کمتری به روسیه خواهد داشت. از این منظر، حفظ حکومت ایران و پایان جنگ با شرایطی که استقلال عمل تهران را افزایش دهد، لزوما برای کرملین به یک اندازه مطلوب نیست.
آمریکا تا کجا برای روسیه جا باز میکند؟
برخورد ترامپ با پیشنهادهای پوتین نیز تاکنون یکدست نبوده است. او در ژوئن ۲۰۲۵، در واکنش به پیشنهاد میانجیگری رئیسجمهور روسیه در درگیری ایران و اسرائیل، گفت به پوتین توصیه کرده ابتدا برای حل جنگ خودش تلاش کند و بعد نگران ایران باشد؛ پاسخی که تمایل محدود واشنگتن به پذیرش نقش محوری مسکو را نشان میداد.
با وجود حساسیت احتمالی آمریکا به واگذاری چنین نقشی به یکی از رقبایش، توافق گازوئیل نشان میدهد که این ملاحظه مانع قطعی معامله نیست. اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که مشارکت روسیه هزینه جنگ را کاهش میدهد یا اجرای توافق را آسانتر میکند، ممکن است برای آن جایگاهی در نظر بگیرد؛ اما هنوز نشانه روشنی از واگذاری مسئولیت اصلی مذاکرات به مسکو دیده نمیشود.
در شرایط فعلی، قطر و دیگر میانجیها همچنان پیامهای دو طرف را منتقل میکنند و ایران یازدهم اکتبر پاسخ آمریکا به پیشنهاد بازگشایی هرمز را ناکافی توصیف کرد. این اختلافها نشان میدهد که حتی با اضافه شدن روسیه، مذاکره همچنان به تصمیمهایی درباره امتیاز دادن و پذیرفتن تعهد نیاز دارد که باید در تهران و واشنگتن گرفته شود. با توجه به این محدودیتها، به نظر میرسد وعدههای پوتین فعلا بیشتر بیانگر حمایت سیاسی از تهران و تمایل مسکو به حفظ جایگاهش در روند دیپلماتیک باشد. روسیه ظرفیتهایی برای کمک به اجرای توافق دارد، اما تا زمانی که طرح مشخصی با پذیرش طرفهای درگیر ارائه نشود، دشوار است بتوان از اظهارات آن انتظار گشایشی تعیینکننده داشت.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
همکاریهای سیاسی و اقتصادی دو کشور میتواند ادامه پیدا کند، در حالی که توان مسکو برای نزدیک کردن شروط پایان جنگ، همچنان بسیار محدودتر از آن چیزی باشد که از وعدههای مکرر پوتین برداشت میشود.