Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از ایران تا اوکراین؛ آیا جنگ‌ها دیگر «پیروز» ندارند؟

مراسم رژه نظامی در ایران
مراسم رژه نظامی در ایران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

در بخش بزرگی از تاریخ نظامی بشر، پایان جنگ‌ها کم‌وبیش با مفهوم روشنی از پیروزی همراه بود، به این معنا که یک ارتش شکست می‌خورد، پایتختی سقوط می‌کرد، سرزمین‌هایی تصرف می‌شدند و طرف بازنده شرایط فاتح را می‌پذیرفت.

این در حالی است که جنگ‌های بزرگ قرن بیست و یکم به شکل روزافزونی از این الگو فاصله گرفته‌اند. در بسیاری از درگیری‌های امروزی یک طرف می‌تواند برتری هوایی به دست آورد، زیرساخت‌های دشمن را نابود کند، فرماندهان ارشد آن را از میان بردارد یا بخش‌هایی از خاکش را تصرف کند اما همچنان نمی‌تواند آنچه را که در آغاز جنگ می‌خواست محقق کند.

آگهی
آگهی

جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با ایران و جنگ روسیه و اوکراین، با وجود تفاوت‌های بنیادین نمونه‌های روشنی از همین تحول هستند. در هر دو جنگ، قدرت نظامی به دستاوردهای قابل توجهی رسیده اما تبدیل این دستاوردها به یک نتیجه سیاسی قطعی به مراتب بسیار دشوارتر بوده است. در مورد ایران، آمریکا و اسرائیل توانستند ضربات سنگینی به توان نظامی، هسته‌ای و فرماندهی کشور وارد کنند، اما نظام سیاسی ایران باقی ماند و جنگ به جای پایان سریع، به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شد.

در مورد اوکراین نیز روسیه با وجود برتری عظیم در منابع نظامی و صنعتی و تصرف بخش‌هایی از خاک این کشور، نتوانسته است به اهداف اولیه خود دست یابد. در مقابل، اوکراین نیز با وجود مقاومت سنگین و حمایت گسترده غرب، قادر به بازپس‌گیری همه سرزمین‌های اشغالی یا وادار کردن مسکو به خروج کامل نشده است. به این ترتیب چهار سال و نیم پس از آغاز تهاجم تمام‌عیار، هنوز مساله اصلی در مورد این مناقشه این است که جنگ چگونه به پایان برسد، نه اینکه کدام طرف به یک پیروزی نظامی مطلق دست یافته است.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

پیروزی نظامی با پیروزی سیاسی یکی نیست

شاید مهم‌ترین تحول در جنگ‌های معاصر این واقعیت باشد که «برتری در میدان نبرد» دیگر لزوما به معنای «پیروزی در جنگ» نیست.

نیروی نظامی یکی از طرف‌ها ممکن است در چند روز کنترل آسمان دشمن را به دست آورد اما اگر نتواند قدرت سیاسی طرف مقابل را وادار به پذیرش شرایط مورد نظر خود کند، نتیجه نهایی همچنان نامشخص باقی می‌ماند. برعکس کشوری که از نظر نظامی بسیار ضعیف‌تر است می‌تواند با مقاومت و حفظ توانایی خود برای ادامه جنگ، جلوگیری از تحقق اهداف دشمن و افزایش هزینه‌های جنگ، مانع پیروزی طرف مقابل شود.

در جنگ ایران، این مساله به شکلی آشکار خود را نشان داده است. آمریکا و اسرائیل از نظر توان هوایی، اطلاعاتی و فناوری نظامی برتری بسیار بزرگی نسبت به ایران دارند. بررسی مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا درباره مقایسه جنگ‌های ایران و اوکراین نشان می‌دهد که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه توانست در کمتر از چهار روز برتری هوایی بر ایران ایجاد کند، این در حالی است که روسیه پس از سال‌ها جنگ هنوز نتوانسته برتری هوایی کامل بر اوکراین به دست آورد.

اما کسب برتری هوایی به خودی خود جنگ را تمام نمی‌کند.

در مورد ایران، حملات گسترده باعث شد تا توان نظامی و زیرساخت‌های کشور به‌شدت آسیب ببیند، اما تهران توانست بخشی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کند و مهم‌تر از آن، به ادامه جنگ و ایجاد هزینه برای طرف مقابل ادامه دهد. به این ترتیب حتی پس از وارد آمدن ضربات سنگین، هیچ‌یک از طرف‌ها به این نتیجه نرسیده بودند که هزینه ادامه جنگ از منافع احتمالی آن بیشتر است.

بنابراین، پرسش اصلی از «چه کسی قوی‌تر است؟» به «چه کسی می‌تواند بیشتر دوام بیاورد و دستاورد نظامی خود را به امتیاز سیاسی تبدیل کند؟» تغییر کرده است.

نوشته‌های هواداران حکومت ایران در مراسم تشییع علی خامنه‌ای
نوشته‌های هواداران حکومت ایران در مراسم تشییع علی خامنه‌ای AP Photo

ایران؛ فرار از شکست با مقاومت و تحمیل هزینه به طرف مقابل

جنگ ایران به یکی از روشن‌ترین نمونه‌های دشواری تعریف پیروزی در عصر جدید تبدیل شده است.

هدف‌های اعلام‌شده واشنگتن و متحدانش در طول جنگ شامل تضعیف برنامه هسته‌ای ایران، کاهش توان موشکی و نظامی و محدود کردن قدرت منطقه‌ای تهران بود. آمریکا و اسرائیل در سطح عملیاتی موفق شدند ضربات بسیار سنگینی به تهران وارد کنند. حتی در تحلیل‌های منتقدان عملکرد واشنگتن نیز بر این نکته تاکید می‌شود که آمریکا توانست بخش بزرگی از توان هوایی و دریایی ایران را منهدم کند، رهبری نظام را هدف قرار دهد و آسیب قابل توجهی به اقتصاد ایران وارد کند. اما این موفقیت‌ها به سرنگونی حکومت یا ایجاد یک نظم سیاسی جدید منجر نشد.

در طرف مقابل ادعای ایران مبنی بر پیروزی در جنگ نیز قابل پذیرش نیست زیرا توان نظامی ایران به‌شدت آسیب دیده و اقتصاد کشور زیر فشار سنگین قرار گرفته است. با این حال تهران توانست مهم‌ترین عنصر برای جلوگیری از شکست کامل یعنی توانایی برای ادامه مقاومت و تحمیل هزینه را حفظ کند.

تنگه هرمز در این میان به یکی از ابزارهای اصلی این راهبرد تبدیل شد. در ماه‌های بعدی جنگ، بحران حمل‌ونقل دریایی و انرژی نشان داد که حتی کشوری که از نظر نیروی هوایی و دریایی به‌شدت ضعیف شده است می‌تواند با استفاده از موقعیت جغرافیایی و توان موشکی و پهپادی خود، اثرات جنگ را به فراتر از مرزهایش گسترش دهد. ایران با استفاده از اهرم‌های غیرمتعارف توانست بین «شکست دادن نیروهای نظامی» و «شکست دادن کشور» تفاوت ایجاد کند.

به این ترتیب آمریکا و اسرائیل توانستند توان نظامی ایران را به شدت تضعیف کنند اما هدف سیاسی آنها که تغییر رفتار یا تغییر ساختار قدرت در ایران بود به نتیجه دلخواه نرسید.

اوکراین؛ جنگی که هیچ‌کس نتوانسته است آن را تمام کند

روسیه در فوریه سال ۲۰۲۲ با هدفی بسیار بزرگ وارد جنگ شد. مسکو انتظار داشت که مقاومت اوکراین سریعا درهم شکسته شود و یک پیروزی سیاسی و نظامی سریع حاصل شود، اتفاقی که به وقوع نپیوست.

اوکراین نه‌تنها به زانو در نیامد بلکه توانست ارتش روسیه را از رسیدن به اهداف اولیه خود بازدارد و در برخی مراحل ضدحملات موفقی نیز انجام دهد. حمایت نظامی و مالی آمریکا و اروپا نیز به کی‌یف اجازه داد جنگ را ادامه دهد.

با این حال اوکراین هم نتوانسته است به پیروزی تعیین‌کننده دست پیدا کند. روسیه همچنان بخش‌هایی از خاک اوکراین را در کنترل دارد، ظرفیت عظیم صنعتی و نظامی خود را حفظ کرده و توانسته جنگ را به یک نبرد فرسایشی تبدیل کند.

روسیه در حالی از برتری کمی خود در تولید موشک و پهپاد استفاده می‌کند که اوکراین در برخی فناوری‌های پهپادی دستاوردهای قابل توجهی داشته است، با این حال هیچ‌یک از طرف‌ها در حال حاضر اهرم کافی را در اختیار ندارد تا بتواند دیگری را به یک امتیازدهی بزرگ و نهایی وادار کند.

این وضعیت باعث شده است تا جنگ به جای نبردی برای زدن یک «ضربه نهایی»، به رقابتی بر سر ظرفیت اقتصادی، صنعتی، جمعیتی و روانی تبدیل شود.

حمله موشکی روسیه به کی‌یف
حمله موشکی روسیه به کی‌یف AP Photo

چرا ادعای پیروزی روسیه در جنگ اوکراین قابل قبول نیست؟

روسیه ادعا می‌کند که با توجه به پیشروی نیروهایش در شرق اوکراین در جنگ پیروز خواهد شد.

این در حالی است که پیشروی‌های ارتش روسیه در شرق اوکراین تنها یک «دستاورد نظامی» است و بین این دستاورد و «هدف اولیه جنگ» فاصله وجود دارد.

اهداف اولیه روسیه هنگام آغاز تهاجم نظامی به اوکراین شکست سریع دولت مستقر در کی‌یف، از بین بردن استقلال راهبردی این کشور و جلوگیری از پیوند آن با غرب بود. با در نظر گرفتن این اهداف به سادگی می‌توان دریافت که تصویر موجود از «دستاورد نظامی» روسیه در اوکراین با این اهداف همخوانی ندارد.

اوکراین همچنان یک دولت مستقل است، ارتش آن باقی مانده است و اروپا نیز بیش از گذشته به روسیه به عنوان یک تهدید راهبردی نگاه می‌کند.

به همین دلیل حتی اگر روسیه در نهایت بخشی از سرزمین‌های مورد مناقشه در شرق اوکراین را حفظ کند، نمی‌توان از یک پیروزی کامل برای مسکو سخن گفت.

اوکراین هم نمی‌تواند از «پیروزی کامل» سخن بگوید

در سوی دیگر، کی‌یف نیز با واقعیتی دشوار روبرو است.

اوکراین توانسته استقلال سیاسی خود را حفظ کند و مانع تحقق اهداف اولیه روسیه شود. این خود یک موفقیت استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود اما جنگ هزینه سنگینی برای این کشور داشته است. شهرها و زیرساخت‌ها آسیب دیده‌اند، میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند، بخش مهمی از اقتصاد به حمایت خارجی وابسته شده و بازگرداندن تمام مناطق اشغال‌شده همچنان دست‌نیافتنی است.

بنابراین ممکن است اوکراین از نظر «شکست نخوردن از روسیه» پیروز تلقی شود اما این با پیروزی نظامی کلاسیک که به معنای بازپس‌گیری همه سرزمین‌های اشغالی و پایان جنگ با خروج روسیه خواهد بود فاصله دارد.

جنگ اوکراین
جنگ اوکراین AP Photo

چرا کار جنگ‌های امروزی این‌قدر گره می‌خورد؟

یکی از دلایل اصلی اینکه تعیین پیروز مطلق در جنگ‌های امروزی تا این حد دشوار شده تغییر ماهیت قدرت نظامی است.

در گذشته، قدرت‌های بزرگ می‌توانستند با تمرکز حجم عظیمی از نیرو و تجهیزات در یک نقطه، خطوط دشمن را بشکنند و به عمق خاک آن پیشروی کنند اما در جنگ‌های امروز، ماهواره‌ها، پهپادها، موشک‌های دقیق، جنگ الکترونیک، شبکه‌های اطلاعاتی و سلاح‌های ارزان‌قیمت امکان شناسایی و هدف قرار دادن نیروهای مهاجم را بسیار افزایش داده‌اند.

تغییری که در واقع به ضرر نیروی مهاجم و به نفع طرفی است که در موضع دفاعی قرار دارد. به همین دلیل یک کشور ضعیف‌تر می‌تواند با هزینه‌ای نسبتا پایین، به ارتش مهاجم خسارت وارد کند. در نتیجه تصرف سرزمین دیگری و سپس دفاع از اشغال آن بسیار دشوارتر شده است.

اوکراین نمونه روشن این تحول است. روسیه از نظر تعداد نیرو، توپخانه، موشک و ظرفیت صنعتی برتری قابل توجهی دارد اما همین برتری نتوانسته به شکست سریع اوکراین منجر شود. در ایران نیز آمریکا و اسرائیل با برتری عظیم هوایی توانستند اهداف زیادی در عمق ایران را هدف قرار دهند اما نابودی بخش‌هایی از توان نظامی کشور به معنی حذف ظرفیت مقاومت نبود.

فناوری‌های جدید در واقع نه‌تنها جنگ را ساده‌تر نکرده‌اند بلکه به پیچیده‌تر، پراکنده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شدن آن کمک کرده‌اند. به این ترتیب «پیروزی قاطع» جای خود را تا حدی به ترکیبی از دوام، سازگاری، فرسایش و مدیریت تشدید تنش داده است.

جنگ فرسایشی؛ وقتی «نباختن» آسان‌تر از «بردن» است

تغییر معادلات نظامی به سود نیروی دفاع‌کننده باعث پیدایش یک تناقض عجیب در جنگ‌ها شده است. یکی از طرف‌های درگیر در واقع این قدرت را پیدا کرده است که مانع پیروزی دشمن شود بدون اینکه خودش قادر به پیروزی باشد.

امری که منجر به جنگ‌های فرسایشی می‌شود. در چنین حالتی هدف دیگر الزاما نابودی کامل ارتش دشمن نیست بلکه فرسوده کردن توان اقتصادی، صنعتی، انسانی و روانی او است تا در نهایت حاضر شود پشت میز مذاکره امتیاز بدهد.

روسیه در اوکراین تلاش می‌کند ظرفیت انسانی و اقتصادی این کشور و همچنین اراده سیاسی غرب برای ادامه حمایت از آن را فرسوده کند.

اوکراین نیز با حملات پهپادی به زیرساخت‌های روسیه تلاش می‌کند هزینه جنگ را برای مسکو افزایش دهد. حملات اوکراین به پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های روسیه فشار اقتصادی و روانی ایجاد می‌کند، در حالی که روسیه بنادر، خطوط راه‌آهن و مراکز اقتصادی اوکراین را هدف می‌گیرد. با وجود این، هیچ‌یک هنوز توان شکستن اراده طرف مقابل را ندارد.

در چنین جنگی، پیروزی در نهایت ممکن است به جای میدان نبرد سال‌ها بعد پشت میز مذاکره تعریف شود.

سرباز اوکراینی که از اسارت آزاد شده است
سرباز اوکراینی که از اسارت آزاد شده است AP Photo

هزینه درگیری؛ معیاری دیگر برای بازتعریف «پیروز» جنگ

یکی از معیارهایی که معمولا در روایت‌های نظامی کمتر دیده می‌شود، نسبت میان دستاورد و هزینه است.

اگر کشوری برای نابودی بخشی از توان دشمن ده‌ها میلیارد دلار هزینه کند اما دشمن همچنان قادر به جنگیدن باشد، آیا پیروز شده است؟

اگر کشوری بخش بزرگی از توان نظامی دشمن را از بین ببرد اما در نتیجه آن با افزایش قیمت انرژی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و بحران داخلی روبرو شود، آیا می‌توان از پیروزی راهبردی سخن گفت؟

این پرسش‌ها اکنون در آمریکا درباره جنگ ایران مطرح هستند. فایننشال تایمز گزارش کرده که با وجود موفقیت‌های عملیاتی بزرگ آمریکا، جنگ در ایران تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار برای پنتاگون هزینه داشته و حدود ۶۷ میلیارد دلار دیگر نیز برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی آمریکا که به سطوح خطرناکی کاهش یافته‌اند، مورد نیاز است.

گزارش‌های بسیاری نیز از عدم تعادل در هزینه استفاده از موشک‌های پاتریوت آمریکا برای نابودی پهپادهای ارزان‌قیمت ایران منتشر شده است.

از این منظر جنگ مدرن تنها یک مسابقه قدرت نظامی نیست، بلکه مسابقه ظرفیت تحمل هزینه نیز هست.

اسرائیل و مفهوم «پیروزی کامل»

مشکل عدم دستیابی به «پیروزی کامل» و «بی چون و چرا» فقط مخصوص آمریکا یا روسیه در جنگ‌های ایران و اوکراین نیست.

اسرائیل نیز در سال‌های اخیر بارها از «پیروزی کامل» سخن گفته است اما طولانی‌شدن جنگ‌ها (جنگ غزه، جنگ لبنان و جنگ با ایران) نشان داده است که نابودی بخشی از توان نظامی دشمن با حذف کامل تهدید سیاسی تفاوت دارد.

این روزها در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل مساله چگونگی پایان دادن به جنگ‌ها در کانون بحث سیاسی قرار در این کشور قرار ندارد زیرا سیاستمداران نگران‌ هستند که صحبت از پایان جنگ به عنوان نشانه ضعف تعبیر شود. این در حالی است که جامعه اسرائیل با فرسودگی، هزینه اقتصادی و فشار فزاینده بر نیروهای ذخیره مواجه است.

این وضعیت که ناشی از عدم پذیرش هزینه سیاسی از سوی سیاستمداران است باعث می‌شود تا آنها جنگ را برای منافع سیاسی خود ادامه دهند اما هیچ طرفی در جنگ امکان پیروزی نداشته باشد و گذشت زمان فقط هزینه بیشتری ایجاد کند.

جنگ غزه
جنگ غزه AP Photo

یمن؛ جنگی فرسایشی که بار دیگر شدت گرفته است

جنگ یمن یکی از نمونه‌های دیگر جنگ فرسایشی است. حوثی‌ها پس از سال‌ها درگیری همچنان کنترل صنعا و بخش بزرگی از شمال و غرب یمن را در اختیار دارند، در حالی که نیروهای رقیب آنها کنترل بخش‌هایی از جنوب و شرق کشور را در دست دارند.

آتش‌بس سال ۲۰۲۲ شدت نبردهای زمینی را به میزان قابل توجهی کاهش داد، اما به توافق سیاسی نهایی منجر نشد.

ویژگی اصلی این جنگ، تبدیل شدن آن از یک نبرد کلاسیک برای تصرف سرزمین به رقابتی برای حفظ موقعیت، فرسوده کردن دشمن و افزایش هزینه‌های طرف مقابل است. عربستان سعودی و متحدانش با وجود سال‌ها برتری هوایی نتوانسته‌اند حوثی‌ها را از مناطق اصلی تحت کنترلشان بیرون برانند و حوثی‌ها نیز قادر به تصرف سراسر یمن نشده‌اند.

تشدید اخیر درگیری‌ها که با اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی حوثی‌ها همراه بود نشاندهنده این است که یک مناقشه نظامی حتی اگر برای چند سال با دستیابی به آتش‌بس متوقف از شدتش کاسته شده باشد اما باز هم بدون راه‌حل و توافق سیاسی ممکن است از سر گرفته شود.

جنگ یمن
جنگ یمن AP Photo

«برنده» ممکن است کسی باشد که کمتر می‌بازد

در جنگ‌های فرسایشی، تعریف پیروزی می‌تواند معکوس شود.

اوکراین شاید نتواند تمام خاک خود را پس بگیرد، اما اگر استقلال سیاسی خود را حفظ کند و روسیه نتواند اهداف اصلی خود را محقق کند، می‌تواند نتیجه را یک موفقیت استراتژیک بداند.

روسیه شاید نتواند اوکراین را تسلیم کند، اما اگر بتواند سرزمین‌های اشغالی را حفظ کند و غرب را وادار به پذیرش بخشی از خواسته‌هایش کند، می‌تواند ادعا کند که هزینه جنگ را با دستاوردهای سرزمینی جبران کرده است.

ایران نیز ممکن است نتواند خسارات واردشده به توان نظامی خود را جبران کند اما اگر حکومت باقی بماند، ظرفیت هسته‌ای و موشکی آن کاملا حذف نشود و تهران بتواند در مذاکرات آینده بخشی از اهرم‌های فشار خود را حفظ کند، دیگر از شکست کامل فاصله گرفته است.

در چنین شرایطی «پیروزی» دیگر از حالت «سیاه و سفید» و «صفر و صد» خارج می‌شود و تبدیل به یک طیف می‌شود.

آیا عصر پیروزی‌های بزرگ به پایان رسیده است؟

اگر کشوری دشمن خود را کاملا شکست دهد، حکومت یا سازماندهی آن را نابود کند و بتواند نظم سیاسی جدیدی ایجاد کند، هنوز می‌توان از پیروزی قاطع سخن گفت اما رسیدن به چنین نتیجه‌ای در جهان امروز دشوارتر شده است.

سلاح‌های دقیق و ارزان، پهپادها، جنگ سایبری، جنگ اطلاعاتی، شبکه‌های اجتماعی و وابستگی اقتصادی متقابل باعث شده‌اند که جنگ دیگر محدود به میدان نبرد نباشد.

یک کشور می‌تواند در خاک دشمن پیروز شود اما در اقتصاد جهانی شکست بخورد. کشوری می‌تواند ارتش دشمن را نابود کند اما با شورش یا مقاومت سیاسی مواجه شود. کشور دیگری ممکن است پایتخت دشمن را تهدید کند اما نتواند اراده مردم را بشکند.

کشوری نیز ممکن است ده‌ها هزار کیلومتر مربع از خاک دشمن را تصرف کند اما در نهایت با دولتی مستقل، مسلح و مورد حمایت خارجی مواجه باشد.

در نتیجه مساله اصلی در جنگ‌های عصر جدید این است که چه کسی می‌تواند دستاوردهای میدان نبرد را به یک نظم سیاسی قابل دوام تبدیل کند. جنگ زمانی واقعا پایان می‌یابد که دستاورد نظامی به یک توافق سیاسی پایدار تبدیل شود، در غیر این صورت، آتش‌بس ممکن است فقط فاصله‌ای میان دو مرحله از جنگ باشد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

«من را دار خواهند زد»؛ چرا پوتین شکست در جنگ اوکراین را تهدیدی برای شخص خود می‌بیند؟

آمریکا محاصره دریایی ایران را چگونه و با کدام ناوها انجام می‌دهد؟

آیا «تاریخ مصرف» زلنسکی در اوکراین به سر رسیده است؟