غیبت مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی از انظار عمومی طی روزهای گذشته پس از سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران بار دیگر در کانون توجهها قرار گرفت.
وزیر امور خارجه ایران در مصاحبهای که از سوی برخی از طرفداران حکومت ایران مورد انتقاد قرار گرفت، گفت که تاکنون با مجتبی خامنهای دیدار نداشته است و تنها افراد معدودی امکان دیدار با او را پیدا کردهاند.
هواداران تندروی حکومت ایران بر این باور هستند که بیان این سخنان در شرایط فعلی از سوی وزیر امور خارجه کشور لزومی نداشت. با این حال غیبت مجتبی خامنهای که اکنون بیش از چهار ماه از آن میگذرد پرسشهای زیادی را درباره نحوه اداره کشور، نقش نهادهای مختلف نظامی و امنیتی در مدیریت بحران و سرنوشت وظایف و اختیارات فرد اول نظام سیاسی ایران پدید آورده است.
این در حالی است که عدهای از ناظران بر این باور بودند که مجتبی خامنهای ممکن است برای مراسم تشییع و تدفین علی خامنهای، رهبر پیشین و پدر خودش از مخفیگاه خود خارج شود.
شرایطی که حکومت ایران امروز با آن روبرو است در سطح جهان بیسابقه نیست. بسیاری از حکومتها در سطح جهان با بحرانهای جدی داخلی و خارجی، حمله نظامی به خاک کشور و روزهای پرتلاطم مانند آنچه جمهوری اسلامی امروز تجربه میکند روبرو شدهاند.
با این حال پیدا کردن موردی مشابه با غیبت مجتبی خامنهای در تاریخ معاصر جهان کار آسانی نیست. هرچند موارد غیبت مشابهی را میتوان در طول تاریخ معاصر جهان پیدا کرد اما غیبت سومین رهبر جمهوری اسلامی با توجه به شرایط بحرانی امروز ایران با همه این موارد متفاوت به نظر میرسد.
در ادامه به برخی از موارد غیبت رهبران ارشد سیاسی در سطح جهان اشاره شده است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
ودرو ویلسون؛ رئیسجمهوری که آمریکاییها نمیدانستند فلج شده است
یکی از موردهای تاریخی مشابه با وضعیت کنونی ایران ماجرای بیماری ودرو ویلسون، رئیسجمهوری آمریکا در دهه دوم قرن بیستم است. او در روز در دوم اکتبر ۱۹۱۹در کاخ سفید سکته مغزی شدیدی کرد که باعث شد تمام طرف چپ بدنش فلج شود. دکتر گری گرایسون، پزشک شخصی رئیسجمهوری ایالات متحده همان زمان اعلام کرد که رئیسجمهور «بیمار است» اما هرگز اشارهای به میزان وخامت حال ودرو ویلسون نکرد.
آنچه در ماههای بعد اتفاق افتاد، یکی از بزرگترین پنهانکاریهای تاریخ سیاست بود. ودرو ویلسون بستری شد، ملاقاتهایش بهشدت محدود شد، و همسرش، ادیت ویلسون، به واسطهای تبدیل شد که اسناد، پیشنهادها و تصمیمها را از میان دستانش عبور میداد. کابینه، کنگره، و مردم آمریکا هیچکدام از واقعیت خبر نداشتند. شرایطی که باعث شد بعدها در تاریخ ادیت ویلسون با لقب «رئیسجمهوری پنهان» شناخته شود.
این وضعیت حدود هفت ماه یعنی تا پایان دوره ریاستجمهوری ویلسون در مارس ۱۹۲۱ ادامه پیدا کرد. برخی از مورخان استدلال میکنند که ناتوانی ودرو ویلسون یکی از دلایل شکست دولتش برای پیوستن به جامعه ملل بود، رویدادی که بعدها مسیر تاریخ قرن بیستم را تغییر داد.
با این حال در مقایسه وضعیت بیست و هشتمین رئیسجمهوری آمریکا با شرایط کنونی مجتبی خامنهای باید توجه داشت که وضعیت رسانهها و ارتباط جمعی اکنون به هیچ وجه قابل مقایسه با یک قرن پیش نیست. تکرار تجربه ودرو ویلسون در آمریکای امروز و در عصر رسانههای اجتماعی کاملا دور از ذهن به نظر میرسد.
استالین؛ روزهای آخر رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق
ژوزف استالین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق در روز اول مارس ۱۹۵۳ در ویلای خود در کنزووو در نزدیکی مسکو سکته مغزی کرد. برای چند روز نزدیکترین همکارانش در کرملین خبر نداشتند چه اتفاقی افتاده است چون کسی جرات نداشت بدون اجازه به ویلای او وارد شود. روز پنجم مارس در حالی که استالین هنوز در کما بود، همکارانش با عجله تقسیم قدرت را آغاز کردند. وقتی سرانجام مرگ او اعلام شد، جهان مدتی بود که بدون اینکه مطلع شده باشد در دوره پسااستالین زندگی میکرد.
استالین بیش از این در سالهای آخر حیاتش نیز ماهها از انظار عمومی ناپدید میشد. او در این دوران جلسات کمتر برگزار میکرد، کمتر دیده میشد و از ویلاهای دورافتادهاش حکومت میکرد. ترس از ترور، بدگمانی مزمن و بیماری در این غیبتها نقش داشتند. این در حالی است که دستگاه تبلیغاتی اتحاد جماهیر شوروی سابق این خلاء را با تصاویر و روایتهای ساختگی پر میکرد.
بین غیبت ژوزف استالین و شرایط امروز مجتبی خامنهای در ایران دو تفاوت برجسته وجود دارد. از یک سو غیبت ژوزف استالین تا زمان اعلام مرگش تنها چند روز طول کشید و از سوی دیگر شرایط دهه ۱۹۵۰ همچنان امکان پنهان نگه داشتن چنین خبری را به هیات حاکمه و اطرافیان استالین میداد.
مائو تسهتونگ؛ غیبتی که سیا را نگران کرد
در اواخر دوران حکومت مائو در چین موضوع سلامتی او به یک «راز حکومتی» تبدیل شده بود. سازمان سیا در فوریه ۱۹۷۵ گزارش محرمانهای تهیه کرد که به «ناپدید شدن مائو» میپرداخت. مائو در جلسه مجلس ملی خلق آن سال غایب بود و تحلیلگران آمریکایی نمیدانستند که او بیمار شده یا منزوی شده و یا چین در پشت پرده با یک بحران سیاسی روبرو شده است.
مائو در ماههای آخر زندگیاش از اواسط ۱۹۷۵ تا زمان مرگش در سپتامبر ۱۹۷۶، عملا از انظار عمومی پنهان شده بود. بیماریهای او پنهان نگه داشته میشد و دستگاه دولتی به کار خود ادامه میداد، اما اینکه چه کسی واقعا تصمیمهای مهم کشور را اتخاذ میکرد مبهم بود.
شرایط غیبت مائو نیز به دلیل عدم وجود رسانههای اجتماعی در دهه ۱۹۷۰ و عدم مواجهه چین با بحران نظامی و امنیتی مانند آنچه امروز ایران تجربه میکند قابل مقایسه با وضعیت امروز مجتبی خامنهای نیست.
کیم جونگایل؛ ۸۰ روز غیبت
شاید شبیهترین مورد با وضعیت غیبت مجتبی خامنهای از نظر شرایط بحرانی، شرایط کیم جونگایل، رهبر کره شمالی در سال ۲۰۰۸ باشد. رهبر وقت کره شمالی در ماه اوت آن سال سکته مغزی کرد و برای نزدیک به هشتاد روز از انظار عمومی پنهان شد. در این مدت شایعات مختلفی از جمله مرگ، کودتا، و بحران جانشینی پخش شد. دولت کره شمالی در این باره هیچ توضیحی نداد و فعالیت عادی رسانههای دولتی ادامه داشت به شکلی که گویی همه چیز طبیعی است.
کیم جونگ اون، جانشین و پسر کیم جونگ ایل نیز در اکتبر ۲۰۱۴ برای حدود شش هفته از انظار عمومی ناپدید شد. شایعاتی از شکستگی مچ پا تا کودتا در رسانهها پخش شد. او سرانجام با عصا در انظار عمومی ظاهر شد اما هرگز توضیحی رسمی درباره دوره غیبت او و بیماریاش داده نشد.
غیبتهای کیم جونگ ایل و کیم جونگ اون با توجه به نزدیکی زمانی بیشتر با وضعیت مجتبی خامنهای در سال ۲۰۲۶ شباهت بیشتری با شرایط سومین رهبر جمهوری اسلامی دارد.
چرا وضعیت ایران منحصر به فرد است؟
با وجود همه این موارد تاریخی، وضعیت مجتبی خامنهای از چند جهت متمایز است.
اولین وجه تمایز ترکیب همزمان چند بحران در ایران امروز است. تقریبا همه موارد تاریخی که ذکر شد با یک یا دو عامل بحرانساز همزمان بودند: یا بیماری، یا جنگ، یا انتقال قدرت. اما مجتبی خامنهای با چند بحران بهطور همزمان روبرو است: جنگ با آمریکا، جراحتهای ناشی از حمله روز ۹ اسفند، مرگ همزمان پدر، همسر و دیگر اعضای خانوادهاش در آن حمله، انتقال قدرت بدون آمادگی پیشین، بحران مشروعیت پس از سرکوب اعتراضهای دی ماه ۱۴۰۴ و بحران اقتصادی شدید.
دومین وجه تمایز نحوه غیبت مجتبی خامنهای است که حتی پیام صوتی نیز منتشر نمیکند. برخی از رهبران بیماری که در بالا به آنها اشاره شد در دوران غیبت ملاقاتهای داشتند (مانند ودرو ویلسون) یا در نهایت در انظار عمومی ظاهر شدند (مانند کیم جونگ ایل و حضورش در جلسه کمیته مرکزی حزب کارگران کره شمالی).
این در حالی است که مجتبی خامنهای حتی در مراسم تشییع پدرش که بزرگترین مراسم عزای تاریخ جمهوری اسلامی در نزدیک به چهار دهه اخیر بود هم حاضر نشد.
سومین وجه تمایز نیز به بحران مشروعیت بر میگردد. رهبران که نامشان پیش از این آمد پیش از غیبت جایگاه مستحکمی داشتند. هیچکدام از آنها از روز اول دستیابی به قدرت در خفا نبودند. ودرو ویلسون دو دوره رئیسجمهوری آمریکا بود و استالین سه دهه حکومت کرده بود.
مجتبی خامنهای در اوج ناشناختگی عمومی و در حالی که بسیاری حتی عکسی از او ندیده بودند به قدرت رسید. غیبت برای رهبری که هنوز خودش را به عنوان رهبر جا نیانداخته است شرایط متفاوتی را رقم میزند.
این در حالی است که در دنیای امروز، اهمیت حضور رسانهای رهبران بسیار بیشتر از گذشته شده است. در عصر شبکههای اجتماعی، حتی چند روز غیبت یک مقام عالیرتبه میتواند موجی از شایعات را در فضای مجازی ایجاد کند. به همین دلیل، بسیاری از دولتها تلاش میکنند حتی در شرایطی که رهبر کشور به دلایل امنیتی در مکانی حفاظتشده حضور دارد، با انتشار تصاویر، سخنرانیها یا دیدارهای کنترلشده، تداوم مدیریت کشور را به نمایش بگذارند.
اقدامی که از سوی اطرافیان مجتبی خامنهای تاکنون صورت نگرفته است.
به طور کلی باید میان غیبت فیزیکی و غیبت رسانهای تفاوت قائل شد. در بسیاری از جنگها، رهبران برای حفظ امنیت شخصی در پناهگاهها یا مراکز فرماندهی مستقر شده میشوند اما همچنان از طریق ارتباطات تصویری، پیامهای رسمی یا جلسات علنی حضور خود را حفظ میکنند. آنچه در فضای رسانهای بیش از همه جلب توجه میکند، نه محل حضور رهبر، بلکه قطع کامل ارتباط تصویری یا عمومی او با جامعه است.