تازهترین تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا برای بمباران زیرساختهای ایران بعید است تهران را به هراس بیندازد و در عوض، محدودیتهای آنچه را که صرفا با یک جنگ هوایی میتوان به دست آورد، برجسته میکند.
دولت ترامپ در ماه گذشته، همزمان با تشدید حملات دو طرف در نبرد برای کنترل تنگه هرمز، بیش از پیش از خودداری ایران از تسلیم شدن ابراز سرخوردگی کرده است. تنگه هرمز یکی از آبراههای کلیدی برای تامین انرژی جهان است. اکنون ترامپ وعده داده است در برابر هر کشتی که در خلیج فارس هدف قرار بگیرد، «یک پل یا نیروگاه» را بمباران کند.
اما پنج ماه پس از آغاز کارزار گسترده هوایی آمریکا، آتشبس عملا از هم فروپاشیده، تهران از ادعای خود بر تنگه هرمز عقبنشینی نکرده و پنتاگون نیز نتوانسته توانایی حکومت ایران برای انجام حملات پهپادی و موشکی را به طور کامل از میان ببرد. کشته شدن سه نظامی آمریکایی در آخر هفته گذشته بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد.
این شرایط تغییر نخواهد کرد مگر آنکه دولت آمریکا آماده باشد سطح تنش را به شدت بالا ببرد، مثلا فهرست اهداف مجاز را به شکل چشمگیری گسترش دهد یا حتی نیروی زمینی اعزام کند، چرخه کنونی حمله و ضدحمله احتمالا بدون پایان یا مسیر خروج مشخصی از سوی کاخ سفید ادامه خواهد یافت.
یک افسر پیشین ارتش آمریکا که نخواست نامش فاش شود در این خصوص به پولتیکو گفته است: «آنچه دیدهایم این است که وقتی آمریکا با تردید یا به صورت تدریجی از زور استفاده میکند، نتیجهاش طولانیتر شدن درگیری و افزایش خطر است. اگر تهدید استفاده از زور را مطرح نکنید و آماده اجرای آن نباشید، نمیتوانید دشمن را به چیزی قانع کنید.»
تا اینجا هیچ نشانهای از افزایش نیروهای زمینی دیده نمیشود که از احتمال نزدیک بودن حمله زمینی حکایت داشته باشد. یک مقام آمریکایی گفت آرایش نیروهای ایالات متحده همچنان همان وضعیتی را دارد که در ماه فوریه و هنگام آغاز نخستین حملات هوایی آمریکا و اسرائیل وجود داشت. جابهجایی دورهای یگانهای هوایی و کشتیها شمار نیروهای آمریکایی در منطقه را در حدود ۵۰ هزار نفر نگه داشته است.
یک مقام کاخ سفید در این رابطه میگوید: «در حال حاضر، تمرکز رئیسجمهوری بر این است که ایران را به دلیل نقض تفاهمنامه و ادامه اقدامات تروریستیاش در تنگه هرمز وادار به پرداخت هزینه کند. افزون بر این، رئیسجمهوری ایران را به دلیل کشته شدن اخیر نظامیان آمریکایی مجازات خواهد کرد. این ضربات ویرانگر تا زمانی که رئیسجمهوری تشخیص دهد ادامه خواهد یافت، اما گفتوگوها میان دو کشور همچنان در جریان است.»
پنتاگون به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.
از نظر تاریخی، قدرت هوایی در از بین بردن اهداف مشخص موفق بوده است، اما در زمینه تغییر حکومت یا دستیابی به پیروزی راهبردی بر یک دشمن، کارایی کمتری داشته است.
برایان شاتز، سناتور دموکرات از هاوایی، روز سهشنبه در جلسه استماع خطاب به پیت هگست، وزیر جنگ، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، گفت: «فکر میکنم در اینجا داریم محدودیتهای قدرت هوایی را درک میکنیم، چون اساسا به بنبست رسیدهایم.»
خود کین نیز در این جلسه اذعان کرد که «قدرت هوایی محدودیتهایی دارد و ما همیشه باید هنگام تلاش برای دستیابی به پیروزی نظامی، به این محدودیتها توجه داشته باشیم.»
تهران نیز نشان داده که آماده تحمل بمبارانهای آمریکا است.
ریچل ونلندینگهام، افسر بازنشسته حقوقی نیروی هوایی آمریکا که در زمینه قوانین جنگ به فرماندهان نظامی مشاوره داده در این رابطه به پولتیکو میگوید: «گسترش یا تشدید حملات به زیرساختهای غیرنظامی بیشتر، نظر حکومت را تغییر نخواهد داد.» او افزود در صورتی که پلها یا نیروگاههای هدفگرفتهشده نوعی کاربرد نظامی داشته باشند، این حملات میتوانند قانونی باشند.
ونلندینگهام گفت: «حتی اگر این حملات که شمار بیشتری از زیرساختهای غیرنظامی را هدف میگیرند، قانونی باشند، در وادار کردن تهران به تسلیم بیاثرند.»
تا اینجا نشانه روشنی وجود ندارد که مقامهای ارشد هیچیک از دو طرف مسیر مشخصی را برای یافتن راه خروج از درگیری آغاز کرده باشند. در عوض، آنها میکوشند در این درگیری نسبتا محدود، هر امتیازی را که ممکن است به دست آورند.
ژنرال بازنشسته جو ووتل، فرمانده پیشین سنتکام نیز میگوید: «قدرت هوایی قطعا به تنهایی میتواند کارهای زیادی انجام دهد.» اما به گفته او، به نظر میرسد رهبران ایران «به این نتیجه رسیدهاند که ادامه اعمال کنترل بر تنگه هرمز ارزشش را دارد و فکر میکنم باور دارند حفظ این کنترل، بازگشت به چنین کارزار هوایی محدود اما رو به تشدیدی را توجیه میکند.»
یک نظرسنجی جدید پولیتیکو نشان میدهد نه تنها ایرانیها قانع نشدهاند، بلکه حمایت در میان پایگاه ماگای ترامپ نیز در حال کاهش است.
در ماه مه، نیمی از آنها معتقد بودند جنگ ایران ارزش هزینههای اقتصادیاش را دارد، اما امروز تنها حدود یکسوم چنین نظری دارند. این کاهش شدید ۱۳ درصدی در تنها دو ماه نشان میدهد سرسختترین حامیان رئیسجمهوری به اکثریت آمریکاییهایی نزدیکتر میشوند که از مدتها پیش با دخالت آمریکا در این جنگ مخالف بودهاند.
گسترش کارزار هوایی، خطر کشته شدن غیرنظامیان را افزایش میدهد. هگست پس از آغاز به کار دولت در سال ۲۰۲۵، با وجود مخالفت فرماندهان نظامی، مرکز برتری حفاظت از غیرنظامیان در پنتاگون را به شدت کوچک کرد. وظیفه این مرکز، کاهش آسیب به غیرنظامیان در جریان عملیات نظامی آمریکا بود.
مخالفان این کاهشها استدلال میکردند که این دفتر برای پیشگیری از خطر علیه جمعیت غیرنظامی نقشی حیاتی دارد، اما هگست با وجود این مخالفتها طرح خود را پیش برد و شمار کارکنانی را که روی این موضوع کار میکردند، از ۲۰۰ نفر به کمتر از ۴۰ نفر کاهش داد.
به گفته فردی آشنا با وضعیت کنونی این دفتر، کارکنان باقیمانده تقریبا به طور کامل بر بررسی گزارشهای تلفات غیرنظامی متمرکزند و دیگر در جلسات توجیهی پیش از حملات آینده مشارکت ندارند.
برآوردهای مستقل شمار غیرنظامیان کشتهشده در جنگ داخل ایران را حدود ۱۷۰۰ نفر اعلام کردهاند.
هگست که برای مدتها ادعا میکرد نیروهای مسلح ایران ضربهای سنگین خوردهاند، روز سهشنبه در شهادت خود در سنا اذعان کرد: «آنها هنوز تواناییهایی دارند، در این تردیدی نیست... اما میزان خسارتی که در جریان این مجموعه عملیات به آنها وارد کردهایم، آنها را در بدترین وضعیتی قرار داده که تاکنون داشتهاند.»
هگست گفت هزینه جنگ تاکنون به ۳۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است. او همزمان از کنگره خواست ۶۷ میلیارد دلار دیگر برای هزینههای جنگ و دیگر مخارج اختصاص دهد؛ رقمی جدا از درخواست بودجه بیسابقه یک تریلیون و ۵۰۰ میلیارد دلاری دولت برای سال آینده.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
او از ارائه هرگونه زمانبندی برای پایان جنگ خودداری کرد.