محمد باقر قالیباف امروز در شرایطی در راس هیات مذاکره کننده ایران و آمریکا قرار دارد که از جوانی تا کنون مسیر پر فراز و نشیبی در سپهر سیاسی ایران پشت سر گذاشته است؛ از نقش کلیدیاش در صنعت موشکسازی تا فرماندهی سپاه در جنگ با عراق و ریاست بر نیروی انتظامی.
حاشیهها نیز در اطراف نام «آقای خلبان» کم نیست؛ در طول سالهای فعالیت سیاسی او، مجموعهای از پروندهها و حاشیههای مدیریتی درباره او و اطرافیانش مطرح شده است؛ از نقش او در ساختارهای امنیتی دهه هفتاد و وقایع کوی دانشگاه، تا پرونده املاک نجومی در دوران شهرداری تهران، بازداشت عیسی شریفی قائممقام او در شهرداری، حواشی مربوط به همسر و فرزندانش اسحاق، الیاس و مریم، و مواضع او در اعتراضات سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱.
قالیباف در سه دهه گذشته یکی از معدود مدیران جمهوری اسلامی بوده که تقریبا در تمامی سطوح مهم قدرت حضور داشته است؛ از فرماندهی در سپاه پاسداران و نیروی انتظامی تا شهرداری تهران و ریاست مجلس شورای اسلامی. با این حال ریاستجمهوری چیزی است که در همه این سالها از آن محروم ماند، او سه بار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد، اما نتوانست راهی به پاستور بیابد. در مقابل، مسیر سیاسی او از طریق حضور در ساختارهای نظامی، مدیریتی و قانونگذاری ادامه پیدا کرد و در نهایت به ریاست مجلس رسید.
رای آوردن در یکی از بیرمقترین انتخابات مجلس در ایران
قالیباف در انتخابات مجلس یازدهم و دوازدهم خود را در محک رای مردم قرار داد، در انتخاباتی که هر کدام از بیرمقترین و بیرونقترین انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار میروند.
محمدباقر قالیباف در شرایطی به ریاست مجلس یازدهم رسید که این پارلمان حاصل انتخابات اسفند ۱۳۹۸ بود؛ انتخاباتی که با مشارکت حدود ۴۲.۵ درصدی، پایینترین میزان مشارکت در انتخابات مجلس پس از انقلاب را ثبت کرد و بحثهای گستردهای درباره کاهش مشارکت سیاسی و میزان نمایندگی این مجلس برانگیخت. این روند در انتخابات مجلس دوازدهم نیز ادامه یافت؛ بهطوری که میزان مشارکت در مرحله نخست این انتخابات حدود ۴۱ درصد اعلام شد.
قالیباف که در پی این دو انتخابات ریاست مجالس یازدهم و دوازدهم را بر عهده گرفت، در دوره حضور خود در راس قوه مقننه از ظرفیتهای این جایگاه برای نقشآفرینی در حوزههای قانونگذاری، نظارت بر دولت و پیگیری موضوعات کلان داخلی و خارجی استفاده کرد.
نام محمدباقر قالیباف به دلیل جایگاه رسمیاش، هیچگاه در فهرست حذفی منتشر شده از سوی ارتش اسرائیل نیامد. رسانههای غربی از جمله پولیتیکو بر اساس ادعای ترامپ مبنی بر وجود یک رابط ارشد و عملگرا در داخل ایران، او را همان کانال ارتباطی پنهان نظام با واشنگتن خواندهاند؛ ادعایی که رسانههای داخلی آن را یک عملیات روانی برای ترور شخصیت رئیس مجلس دانستند. با این حال این روزها آنچه در سوئیس، اسلامآباد و پاکستان میگذرد نشان از آن دارد که سکان مذاکرات در دستان قالیباف است.
از جنگ تا فرماندهی؛ شکلگیری مسیر مدیریتی قالیباف
محمدباقر قالیباف متولد ۱۳۴۰ در طرقبه مشهد است. او یکی از جوانترین فرماندهان ارشد سپاه در دوره جنگ ایران و عراق بود. در ۲۰ سالگی به سپاه پیوست و ۲۲ ساله بود که فرمانده یکی از لشکرهای رزمی سپاه شد و تا پایان جنگ در این سمت باقی ماند. پس از پایان جنگ، مسیر مدیریتی او در ساختار نظامی ادامه یافت.
از مهمترین مسئولیتهای پس از جنگ او میتوان به فرماندهی لشکر ۲۵ کربلا و قرارگاه بازسازی خاتمالانبیا، و همچنین جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج و فرماندهی نیروی هوایی سپاه اشاره کرد.
او در دهه ۱۳۷۰ به عنوان یکی از فرماندهان نسل جدید سپاه مطرح شد و به فرماندهی نیروی هوایی سپاه رسید. در این دوره، قالیباف بخشی از نسلی از فرماندهان سپاه بود که بعدها وارد مدیریتهای اجرایی و سیاسی شدند.
امیرعلی حاجی زاده، فرمانده پیشین نیروی هوا- فضای سپاه گفته بود که موفقیتهای موشکی جمهوری اسلامی مدیون قالیباف است.
از افتخار به «چوب زدن» در خیابان تا «لبریز شدن کاسه صبر» در کوی دانشگاه
اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ و وقایع کوی دانشگاه تهران یکی از مهمترین بحرانهای سیاسی جمهوری اسلامی پس از انقلاب بود. این اعتراضها پس از توقیف روزنامه سلام آغاز شد و در ادامه به درگیری میان دانشجویان، نیروهای لباس شخصی و نیروهای انتظامی و امنیتی انجامید.
برخی دانشجویان و فعالان سیاسی که آن دوره را تجربه کردهاند، قالیباف را به عنوان یکی از چهرههای مرتبط با فضای امنیتی آن سالها مورد انتقاد قرار دادهاند. در مقابل، قالیباف هیچگاه مسئولیت مستقیم حمله به کوی دانشگاه را نپذیرفته و روایت منتقدان درباره نقش خود را رد کرده است.
محمدباقر قالیباف در زمان وقوع حوادث تیر ۱۳۷۸ و حادثه کوی دانشگاه، فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران را بر عهده داشت و یک سال بعد، در سال ۱۳۷۹ با حکم رهبری به فرماندهی نیروی انتظامی (ناجا) منصوب شد. او سالها بعد در یک سخنرانی فاششده در جمع بسیجیان، با افتخار به نقش میدانی خود در برخورد با معترضان سال ۷۸ اشاره کرد و گفت برای حفظ امنیت، حتی یک سردار هم در صورت لزوم باید «کف خیابان چوب به دست بگیرد.»
نام قالیباف و قاسم سلیمانی پای نامه معروف ۲۴ فرمانده سپاه به خاتمی
قالیباف تاکید کرد که از سال ۵۷ در اعتراضات مختلف در کف خیابان «چوب زده » و «به این چوب زدنها افتخار» میکند.
علاوه بر حضور میدانی، قالیباف نقش محوری در فشار سیاسی به دولت وقت داشت؛ او بعدها آشکارا اعلام کرد که نگارنده اصلی نامه تهدیدآمیز و معروف ۲۴ فرمانده سپاه به محمد خاتمی، خودش و قاسم سلیمانی بودهاند. دراز آن نامه که در پی حوادث کوی دانشگاه نوشته شد به خاتمی هشدار داده شده که «کاسه صبرشان لبریز شده». در بخشی از این نامه جنجالی آماده بود: «جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عدهای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه شهید مطهری در حرکتند، بچههای کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سوال میکردند غیرت شما کجا رفته؟»
مواضع قالیباف در قبال اعتراضات؛ از ۱۳۸۸ تا دی ۱۴۰۴
مواضع محمدباقر قالیباف در قبال اعتراضات سراسری، بخشی از کارنامه سیاسی او در چارچوب ساختار قدرت جمهوری اسلامی به شمار میآید. در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸، قالیباف که در آن زمان شهردار تهران بود، ضمن انتقاد از رهبران جنبش سبز و تاکید بر مواضع رسمی نظام، تلاش کرد فاصله خود را با برخی مواضع تندروانه جریان نزدیک به دولت محمود احمدینژاد نیز حفظ کند. در همان دوره، نقش نهادهای وابسته به مدیریت شهری تهران در فضای پس از اعتراضات، از سوی برخی منتقدان مورد انتقاد قرار گرفت و آن را نشانه همراهی مدیریت شهری با روند کنترل اعتراضات دانستند.
در اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، قالیباف که از چهرههای اصلی جریان اصولگرا بود، اعتراضات را اغلب در چارچوب نارضایتیهای اقتصادی و ناکارآمدی مدیریتی دولت وقت تحلیل کرد و با طرح ایده «نواصولگرایی» بر ضرورت تغییر در شیوه اداره کشور تاکید داشت. منتقدان او معتقد بودند این رویکرد، ابعاد سیاسی و ساختاری اعتراضات را کمرنگ میکند.
پس از اعتراضات ۱۴۰۱ در پی جانباختن مهسا-ژینا امینی، قالیباف در مقام رئیس مجلس، ضمن تکرار بخشی از روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره نقش عوامل خارجی در اعتراضات، از ضرورت «اصلاح حکمرانی» و برخی تغییرات مدیریتی سخن گفت. این مواضع از سوی منتقدان به عنوان تلاشی برای پاسخگویی محدود به مطالبات عمومی و حفظ جایگاه سیاسی او در ساختار قدرت تفسیر شد.
در اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز قالیباف در مقام رئیس مجلس، ضمن تاکید بر ضرورت شنیدن مطالبات معیشتی مردم، اعتراضات را از «اغتشاش» تفکیک کرد و مدعی شد جریانهای «سازمانیافته و بدخواه» در پی منحرف کردن مطالبات مردم هستند؛ موضعی که در چارچوب روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره اعتراضات قرار گرفت.
خانواده قالیباف؛ از سیسمونیگیت تا کسب درآمد الیاس از ملک در استرالیا
خانواده محمدباقر قالیباف در سالهای اخیر چند بار در مرکز توجه رسانهها قرار گرفتهاند. همسر او، زهرا مشیر در جریان برخی انتقادها درباره فعالیتهای مرتبط با موسسات خیریه و همچنین ماجرای املاک شهرداری مطرح شد، هرچند این موارد در سطح گزارشها و ادعاهای رسانهای باقی ماند.
مهمترین حاشیه خانوادگی قالیباف به سال ۱۴۰۱ و سفر مریم قالیباف، دختر او، به ترکیه بازمیگردد. انتشار تصاویر این سفر که در فضای رسانهای با عنوان «سیسمونیگیت» شناخته شد، واکنشهای گستردهای ایجاد کرد. منتقدان این سفر را با مواضع رسمی جمهوری اسلامی درباره سادهزیستی مسئولان و حمایت از تولید داخلی مقایسه کردند. الیاس قالیباف، پسر رئیس مجلس، اصل سفر را تایید کرد و آن را «اشتباه» دانست. قالیباف نیز گفت این موضوع نباید به ابزاری برای تخریب سیاسی تبدیل شود. با این فرزندان قالیباف کمی بعد نیز دوباره حاشیه ساختند.
نام اسحاق قالیباف، دیگر پسر رئیس مجلس نیز در رسانهها به دلیل موضوع مهاجرت مطرح شد. گزارشهایی درباره درخواست اقامت او در کانادا و همچنین حضور چندسالهاش در استرالیا و تحصیل در دانشگاه ملبورن منتشر شد. در گزارش گاردین از کار و زندگی پسر قالیباف در ملبورن آمده بود که «اسحاق از اجاره ملک در استرالیا کسب درآمد میکرد»
قرارگاه خاتم و پیوند مدیریت نظامی با پروژههای اقتصادی
پیش از ورود جدی قالیباف به عرصه سیاست انتخاباتی، او در ساختارهای مدیریتی مرتبط با سپاه فعالیت داشت. حضور او در قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا از جمله دورههایی است که نام او را با حوزه اقتصاد و پروژههای عمرانی پیوند زد.
قرارگاه خاتم یکی از بزرگترین پیمانکاران پروژههای عمرانی در ایران است و در دهههای اخیر پروژههای بزرگی در حوزه نفت، گاز، راهسازی و زیرساخت اجرا کرده است.
منتقدان جمهوری اسلامی سالهاست درباره حضور گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد و تاثیر آن بر رقابت اقتصادی و شفافیت قراردادها بحث کردهاند. در این میان، قالیباف نیز به عنوان یکی از مدیرانی که از ساختار نظامی وارد مدیریت اجرایی شد، در مرکز این بحثها قرار داشته است.
پس از این دوره، مسیر قالیباف به سمت مدیریت شهری و سپس رقابتهای انتخاباتی تغییر کرد؛ مسیری که در نهایت او را به شهرداری تهران و بعد ریاست مجلس رساند.
شهرداری تهران؛ از پرونده املاک نجومی تا پروندههای مالی
محمدباقر قالیباف با ۱۲ سال سابقه، رکورددار طولانیترین دوره مدیریت شهرداری پایتخت ایران است. با این حال دوران مدیریت محمدباقر قالیباف بر شهرداری تهران باحاشیههای مختلفی همراه شد.
مهمترین این چالشها، ماجرای واگذاری املاک شهرداری با تخفیفهای ویژه (موسوم به املاک نجومی) و پرونده فساد هلدینگ اقتصادی «یاس» بود؛ پروندهای که به بازداشت و محکومیت قطعی عیسی شریفی، قائممقام و دست راست او در شهرداری، به ۲۰ سال حبس تعزیری انجامید، هرچند قوه قضاییه اتهامی را متوجه شخص قالیباف ندانست. علاوه بر این حواشی مالی، فروپاشی ساختمان پلاسکو در دیماه ۱۳۹۵ نیز موجی از انتقادهای مدیریتی را علیه او برانگیخت. حتی برخی بر این باور بودند که پلاسکو با پایان حیات سیاسی قالیباف گره خورده اما با وجود این بحرانهای پیاپی، شورای شهر وقت تهران که اکثریتی همسو با او داشت، هرگز اقدام به استیضاح یا برکناریاش نکرد تا او بدون مانع اداری این دوران را به پایان برساند و بعدها با تکیه بر کارنامه عمرانی پایتخت، وارد مجلس یازدهم شود و بعدتر به ریاست قوه مقننه در جمهوری اسلامی برسد.
املاک نجومی و ۵ سال حبس تعزیری برای یاشار سلطانی
افشای پرونده موسوم به «املاک نجومی» در سال ۱۳۹۵ توسط یاشار سلطانی، مدیرمسئول سایت معمارینیوز، به یکی از بزرگترین چالشهای مدیریتی محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران تبدیل شد. طبق اظهارات سلطانی و بررسیهای بعدی نهادهای نظارتی، حدود ۲ هزار ملک شهرداری با مبالغی بسیار ناچیز یا رایگان واگذار شده بود که معامله یک ملک ۳۵۰ متری در شمال تهران به قیمت ۱۹۶ میلیون تومان نمونهای از این تخلفات به شمار میرفت. با وجود اصرار مدیران وقت شهرداری بر قانونی بودن این واگذاریها، قوه قضاییه در ادامه از ورود به پرونده، فسخ دهها قرارداد واگذاری، بازپسگیری املاک یا مابهالتفاوت مبالغ، و همچنین احضار شماری از مدیران و افراد مرتبط خبر داد.
در جریان پیگیریهای قضایی این پرونده، یاشار سلطانی نیز به اتهاماتی چون نشر اکاذیب و انتشار اطلاعات طبقهبندیشده بازداشت و در نهایت به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد؛ هرچند ابعاد این پرونده جنجالی همچنان در افکار عمومی باز ماند.
۲۰ سال زندان برای دست راست قالیباف
عیسی شریفی که به مدت ۱۲ سال قائممقام و معاون اول محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران بود، پس از پایان مسئولیتش در سال ۱۳۹۶ بازداشت و با پروندهای کلان مرتبط با «گروه اقتصادی یاس» که از کارگزاران اصلی شهرداری بود، روبهرو شد. این پرونده به دلیل ابعاد نظامی و امنیتی در دادسرای نظامی تهران بررسی شد و در نهایت در اسفند ۱۳۹۹، شریفی به اتهام مشارکت در کلاهبرداری باندسازیشده، به ۲۰ سال حبس تعزیری، جزای نقدی و استرداد وجوه محکوم شد که این حکم در شهریور ۱۴۰۰ به تایید دیوان عالی کشور رسید.
پرونده گروه اقتصادی یاس یکی از بزرگترین پروندههای مفاسد مالی مرتبط با مدیریت سابق پایتخت بود. عیسی شریفی در حال حاضر در زندان اوین بهسر میبرد و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.
شهرداری تهران و تاثیر پروندههای مالی بر جایگاه سیاسی قالیباف
این پروندهها در سالهایی مطرح شد که قالیباف مسیر خود را از مدیریت شهری به حضور در رقابتهای سیاسی سراسری ادامه میداد. او در انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۱۳۸۴، ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نامزد شد و پس از آن، در سال ۱۳۹۹ به ریاست مجلس شورای اسلامی رسید. او در انتخابات ۱۳۸۴ نامزد بود اما پیش از رقابت نهایی کنار رفت؛ در ۱۳۹۲ چهارم شد و در ۱۳۹۶ نیز پیش از پایان رقابتها به نفع ابراهیم رئیسی انصراف داد.
با وجود ناکامیهای مکرر قالیباف در انتخابات ریاستجهوری اما شکست او در انتخابات ۱۴۰۳ متفاوت از دیگر موارد بود. در آن انتخابات محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی، نامزد نزدیک به جبهه پایداری و جریان تندرو، بهصورت جداگانه مقابل مسعود پزشکیان از جناح معتدلتر نظام به رقابت پرداختند. این رویارویی درونجناحی با شکست قالیباف به پایان رسید؛ او با کسب حدود ۳ میلیون و ۳۸۰ هزار رای، وزن کشی سیاسی را به رقیب همجناح خود، سعید جلیلی، که بیش از ۹ میلیون و ۴۷۳ هزار رای به دست آورده بود واگذار کرد و در همان دور اول از رده رقابتها کنار رفت.
پروندههای مربوط به دوره شهرداری، از جمله املاک نجومی و پرونده عیسی شریفی، همواره یکی از محورهای نقد مخالفان سیاسی او بوده است. در مقابل، حامیان قالیباف تاکید کردهاند که طرح این پروندهها نباید بدون توجه به روندهای قضایی و مسئولیت افراد مشخص، به کل دوره مدیریت شهری تعمیم داده شود.
در مجموع، دوره مدیریت قالیباف بر شهرداری تهران را میتوان دورهای دانست که در کنار پروژههای عمرانی و توسعه شهری، با مجموعهای از مناقشههای مالی و نظارتی نیز همراه بود؛ پروندههایی که برخی از آنها به احکام قضایی منتهی شدند و برخی دیگر همچنان در فضای سیاسی و رسانهای مورد بحث قرار دارند.