Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

سراب صلح در بازار نفت؛ چرا معامله‌گران همچنان به ساز ترامپ می‌رقصند؟

عکس آرشیوی و تزئینی از تابلو قیمت سوخت در یکی از پمپ‌ بنزین‌های آمریکا
عکس آرشیوی و تزئینی از تابلو قیمت سوخت در یکی از پمپ‌ بنزین‌های آمریکا Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، حمله برنامه‌ریزی‌شده به ایران را لغو کرد و پذیرفت که برای گفت‌وگوهای صلح به میز مذاکره بازگردد، بار دیگر قیمت نفت روند نزولی به خود گرفت.

رئیس جمهوری ایالات متحده در شبکه اجتماعی خود، «تروث سوشال» نوشت: «با تعلیق بمباران و حمله به ایران موافقت می‌کنم. مایه افتخار است که این مشکل طولانی‌مدت در آستانه حل و فصل قرار دارد.»

آگهی
آگهی

این اتفاق در روز هشتم آوریل گذشته رقم خورد؛ زمانی که دونالد ترامپ آتش‌بس با ایران را اعلام کرد و متعاقب آن در همانن روز، قیمت نفت ۱۳ درصد کاهش یافت.

ترامپ طی پنج ماه گذشته بارها از پیشرفتی چشمگیر در مذاکرات با ایران خبر داده است؛ موضوعی که باعث شده وی اقدام نظامیِ برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را لغو کند و بدین ترتیب قیمت نفت را به سطوح پایین‌تری سوق دهد.

شنبه شب گذشته نیز همین سناریو تکرار شد؛ پس از آنکه ترامپ برنامه‌های حمله برنامه‌ریزی شده به زیرساخت‌های ایران را متوقف کرد، قیمت نفت طی سه روز ۲۰ درصد سقوط کرد و این ماجرا امروز نیز در حال تکرار است: در پی لغو یک «حمله همه‌جانبه» به ایران از سوی ترامپ و اعلام از سرگیری مذاکرات، قیمت نفت در حال افت ۵ درصدی است.

احتمالا فکر می‌کنید که بازار نفت باید تاکنون از این ماجرای تکراری درس گرفته باشد و دیگر حرف‌های «رئیس‌جمهوری که ندای صلح سر می‌دهد» را باور نکند.

اما گزارش‌ها نشان می‌دهد در حالی که ضرب‌الاجل‌ها می‌آیند و می‌روند، مذاکرات دچار افت و خیز می‌شوند و بمباران‌ها آغاز و متوقف می‌گردند، بازار نفت همچنان مسحورِ روایت ترامپ است و صبری ایوب‌وار از خود نشان می‌دهد.

دونالد ترامپ هم‌زمان با اعلام موافقت برای تعویق مداخله نظامی در تنگه هرمز گفته بود: «پیشرفت بزرگی به سوی یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران حاصل شده است.»

اما این اظهارات مربوط به روز پنجم ماه مه بود که پس از انتشار آن در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال، قیمت نفت طی سه روز ۱۳ درصد کاهش یافت.

الگوی تکرار شونده «روز گراندهاگ»

بازار نفت در طول جنگ نوسانات زیادی داشته و از ابتدای ماه مارس تا کنون طی شش بازه زمانی یک‌ یا چندروزه، رشد ۹ درصدی یا بیشتر را تجربه کرده است.

با این حال، سمت‌وسوی بازار بیشتر به سوی صلح تمایل داشته است؛ به‌طوری‌که در همین مدت‌زمان مشابه، طی هشت بازه یک‌ یا چندروزه، ۹ درصد یا بیشتر سقوط کرده است.

بیشتر این افت قیمت‌ها ناشی از اعلام پیشرفت در مذاکرات توسط ترامپ یا دولت وی و یا وعده بازگشایی تنگه هرمز بوده است.

  • ۱۰ مارس: کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا به دروغ ادعا کرد که شناور نیروی دریایی ایالات متحده یک نفتکش را تا خارج از تنگه هرمز اسکورت کرده است؛ قیمت نفت ۱۱ درصد سقوط کرد.
  • ۲۳ مارس: ترامپ در پیامی در تروث سوشال که تماماً با حروف بزرگ نوشته شده بود، اعلام کرد: «خوشحالم گزارش دهم که ایالات متحده و ایران طی دو روز گذشته گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده‌ای داشته‌اند»؛ قیمت نفت ۱۱ درصد کاهش یافت.
  • ۲۹ مه: ترامپ در پستی نوشت: «مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران به خوبی پیش می‌رود»؛ در آن روز قیمت نفت ۱۰ درصد افت کرد.
  • ۱۱ ژوئن: ترامپ ضمن لغو یک حمله هوایی گسترده گفت: «نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه، اما ما امروز به جنگ با ایران پایان دادیم»؛ این اظهارات، آغازگرِ یک روند نزولی چهارروزه و افت ۱۶ درصدی قیمت نفت بود.

اندی لیپو، رئیس موسسه مشاوران نفتی لیپو Lipow Oil Associates در این باره گفت: «روز گراندهاگ، قسمت پانزدهم.»

چرا بازار همچنان امیدوار است؟

علی‌رغم اینکه بازار ماه‌هاست از این رویه متضرر شده، اما ممکن است دلیل قانع‌کننده‌ای برای حفظ خوش‌بینی خود داشته باشد.

درست شش ماه پیش و قبل از آغاز جنگ، نگرانی عمده بازار مسئله عرضه بیش از حد بود: کشورهای بی‌قرار عضو اوپک، علی‌رغم تقاضای نسبتا پایین، تولید نفت خود را افزایش می‌دادند، زیرا از سقف تولید تحمیلی خود به ستوه آمده بودند.

به گزارش «کپیتال اکونومیکس»، جهان دارای حجم تاریخی و بی‌سابقه‌ای از نفت خامِ ذخیره‌شده بود و تولیدکنندگان نفت روزانه ۴ میلیون بشکه بیشتر از میزان مصرف خریداران، روانه بازار می‌کردند.

سپس یک ماه پیش، نفت به‌طور ناگهانی به زیر قیمت پیش از جنگ سقوط کرد؛ زیرا بازار در کمال شگفتی دریافت که دوباره با اشباع عرضه مواجه شده است. جهان در طول جنگ آموخت که چگونه بدون آن ۱۳ میلیون بشکه نفتی که روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کرد، به حیات خود ادامه دهد.

بر اساس گزارش موسسه «کپلر»، بخش عمده‌ای از این کمبود از طریق تغییر مسیر انتقال نفت از عربستان سعودی به سمت دریای سرخ جبران شد که معادل حدود ۵ میلیون بشکه در روز بود.

پس از آن شبه‌نظامیان حوثی تحت حمایت ایران تنگه دیگری به نام باب‌المندب را مسدود کردند و توانایی عربستان برای صادرات نفت از طریق این مسیر جایگزین را نیز به چالش کشیدند.

بخش قابل توجه دیگری از آن ۱۳ میلیون بشکه، با ذخایر اضطراری که کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده ماه‌هاست در حال آزادسازی آن‌ها بوده‌اند، جایگزین شد.

همچنین به گزارش «جی‌پی مورگان»، چین با موجودی عظیم نفتی خود، در حال برداشت از ذخایر استراتژیک بوده و واردات نفت خام خود را بیش از ۴ میلیون بشکه در روز کاهش داده است.

بنابراین، هنگامی که تنگه هرمز در ماه ژوئن برای مدت کوتاهی (حدود ۳ هفته) بازگشایی شد و برای نخستین بار طی چند ماه، ۲۰۰ میلیون بشکه نفت به سرعت از خلیج فارس به بیرون سرازیر گشت، پیش از آنکه جهان بتواند خود را با این شرایط تطبیق دهد، ناگهان غرق در نفت شد و متعاقباً قیمت‌ها سقوط کردند.

آن فرایند صلحِ شکننده دوام نیاورد، اما حافظه بازار به اندازه‌ای بلند است که اتفاقات ماه‌های فوریه و ژوئن را به خاطر داشته باشد.

نقطه بحرانی: شکاف بین قیمت و واقعیت بازار

با این وجود، گسست و ناهماهنگی میان قیمت نفت و محدودیت در تامین نیاز بازار، به ندرت تا این حد زیاد بوده است.

ذخایر نفت خامِ شرکت‌های نفتی به سرعت در حال تحلیل رفتن است. این موضوع بیش از همه در کوشینگ واقع در ایالت اکلاهما (تقاطع خطوط لوله آمریکا) مشهود است؛ جایی که ذخایر به مراتب پایین‌تر از سطح تنش عملیاتی سقوط کرده‌اند.

بر اساس اعلام اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، ظرفیت این تقاطع حیاتی که نفت تگزاس به آن پمپاژ، قیمت‌گذاری و ذخیره شده و سپس به سمت پالایشگاه‌های آمریکا بازگردانده می‌شود، در هفته‌های اخیر به ۱۸.۶ میلیون بشکه کاهش یافته است.

موجودی کمتر از ۲۰ میلیون بشکه، فشار مضاعفی بر عملیات این تاسیسات عظیم وارد می‌کند چرا که برای هدایت نفت به داخل لوله‌ها به نیروی بیشتری نیاز خواهد بود.

در مقطعی از زمان، تنها چیزی که در ته مخازن ذخیره‌سازی باقی می‌ماند لجن خواهد بود و قوانین فیزیک مانع از جریان یافتن نفت در این خطوط لوله حیاتی خواهد شد.

کایران تامپکینز، اقتصاددان ارشد حوزه اقلیم و کالا در موسسه «کپیتال اکونومیکس» خاطرنشان کرد که کوشینگ در این وضعیت تنها نیست: ذخایر تجاری در سراسر جهان در حال رسیدن به سطح تنش عملیاتی هستند و موجودی آن‌ها تنها برای حدود ۵۷ هفته تامین نیاز کفایت می‌کند. این در حالی است که سطح تنش عملیاتی در مقیاس جهانی، حدود ۵۵ هفته در نظر گرفته می‌شود.

تامپکینز در ادامه یادآور شد که به همین دلیل ممکن است بازار نفت، ریسکِ این وضعیت را کمتر از حد واقعی ارزیابی کرده باشد. در گذشته، زمانی که ذخایر نفتی در چنین سطوح پایین و تاریخی قرار می‌گرفتند، قیمت نفت معمولاً ۲۰ درصد بالاتر معامله می‌شد.

بدون افزایش چشمگیر و پایدارِ جریان انرژی از طریق خلیج فارس، بازار نفت در نهایت به یک «نقطه بحرانی» و بی‌بازگشت خواهد رسید؛ دوره‌ای که دیگر نمی‌توان برای جبران کمبود عرضه، از ذخایر برداشت کرد.

در آن نقطه بحرانی، تنها راه‌حل این است که قیمت نفت به شدت افزایش یابد تا به اندازه‌ای تقاضا را از بین ببرد که بازار بتواند به حالت تعادل بازگردد. برای رسیدن به چنین وضعیتی، ممکن است قیمت نفت لازم باشد از مرز ۱۵۰ دلار عبور کند؛ رقمی که بسیار فراتر از بالاترین رکورد تاریخی آن است.

این اتفاق می‌تواند در یک چشم به هم زدن رخ دهد. اما در حال حاضر، بازار همچنان به این حرف ترامپ باور دارد که راه‌حلِ این بحران نزدیک است.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

تصویر هوش مصنوعی ترامپ در نقش الویس، طرفداران موسیقی را خشمگین کرد

وقوع حادثه دریایی در نزدیکی سواحل عمان همزمان با اعلام ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا از سوی ترامپ

رسانه‌های ایران ادعای ترامپ درباره درخواست تهران برای توقف حملات گسترده را رد کردند