با اکران فیلم سینمایی «چشندگان غذای هیتلر» در ماه جاری، سینما بار دیگر به سراغ یکی از ناشناختهترین و هولناکترین زوایای جنگ جهانی دوم رفته است.
این اثر که با الهام از شهادتهای دیرهنگام «مارگوت ولک» ساخته شده، سرنوشت زنان جوان آلمانی را روایت میکند که مجبور بودند برای محافظت از جان دیکتاتور نازی، زندگی خود را در هر وعده غذایی به خطر بیندازند.
داستان فیلم «چشندگان غذای هیتلر» به کارگردانی سیلویو سولدینی، ریشه در واقعیتهایی دارد که دههها در حاشیه تاریخ رسمی جنگ جهانی دوم پنهان مانده بود.
این فیلم اقتباسی از رمان پرفروش روزلا پوستورینو است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد.
جرقه نگارش این داستان زمانی زده شد که در سال ۲۰۱۳، مارگوت ولک در سن ۹۵ سالگی سکوت ۶۰ ساله خود را شکست و در گفتگو با نشریه آلمانی اشپیگل فاش کرد که یکی از ۱۵ زنی بوده که وظیفه چشیدن غذای آدولف هیتلر را بر عهده داشتند.
سولدینی در مراسم معرفی فیلم خود تاکید کرد که اگرچه نویسنده رمان هرگز موفق به دیدار با مارگوت (که پیش از ملاقات درگذشت) نشد، اما فیلم به شکلی وفادارانه از حقایق افشا شده توسط او الهام گرفته است.
«آشیانه گرگ» و پارانویای دیکتاتور
بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴، مارگوت ولک در روستایی نزدیک به «آشیانه گرگ»، مقر فرماندهی هیتلر در پروس شرقی (لهستان امروزی)، به بیگاری گرفته شد.
در آنجا، تیمی متشکل از حدود ۱۰ تا ۱۵ زن جوان که از سلامت جسمانی کامل آنها اطمینان حاصل شده بود، وظیفه داشتند تمامی غذاهای مقصد سفره پیشوا را پیش از سرو تست کنند تا خطر مسمومیت دفع شود.
هیتلر که به شدت نسبت به امنیت جانی خود پارانوئید بود، رژیم غذایی سختگیرانهای (عمدتا گیاهخواری) داشت. هر غذا حدود یک ساعت پیش از آنکه به هیتلر برسد، توسط این زنان تست میشد؛ زمانی که برای بروز علائم احتمالی سم کافی به نظر میرسید.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
«هنگام غذا خوردن گریه میکردیم»
شهادت مارگوت ولک ابعاد روانشناختی تکاندهندهای را فاش میکند. او به اشپیگل گفته بود: «ما هنگام غذا خوردن گریه میکردیم، چون میدانستیم که ممکن است همان لحظه بمیریم.»
سولدینی در فیلم خود تلاش کرده این تنش مرگبار را به تصویر بکشد. او میگوید: «این یک فیلم جنگی است، اما نه با کدهای مرسوم مردانی که جنگ میسازند؛ بلکه با نگاه زنانی که جنگ را تحمل میکنند.»
در فیلم، تمرکز بر روابط میان این زنان است؛ گفتگوهایی درباره شوهرانی که در جبهه هستند یا فرزندانی که به تنهایی بزرگ میشوند.
در میان وحشت مسمومیت، دوستیها و تنشهای انسانی در مرکز صحنه قرار میگیرند و جنبههای انسانی بر جنگ برتری مییابد.
تنها بازمانده در میان آشوب پایان جنگ
مارگوت ولک ادعا کرده بود که تنها بازمانده این گروه است. طبق گفتههای او، سایر زنان چشنده با نزدیک شدن ارتش سرخ در اواخر جنگ، توسط نیروهای شوروی اعدام شدند.
به دلیل هرجومرج حاکم بر پروس شرقی در ماههای پایانی جنگ، تایید این موضوع در اسناد رسمی دشوار است، اما مارگوت موفق شده بود پیش از رسیدن نیروهای دشمن از منطقه بگریزد و تا اواخر عمر در برلین به زندگی بیسروصدا ادامه دهد.
بدن زنان؛ نخستین قربانی توتالیتاریسم
اکران این فیلم با استقبال مقامات فرهنگی و سیاسی نیز روبرو شده است.
اورور برژه، وزیر مشاور در امور برابری زنان و مردان فرانسه، در حاشیه اکران این فیلم هشدار داد: «توتالیتاریسم همیشه با محدود کردن آزادی زنان آغاز میشود. وقتی بربریت حاکم میشود، همیشه با تصاحب بدن زنان شروع میکند؛ و در این مورد خاص، حتی دستگاه گوارش آنها را نیز به ابزار قدرت تبدیل کرد.»