در حالیکه مذاکرات تازه میان تهران و واشنگتن در جریان است، بار دیگر بحث بر سر همان موضوعات حساس گذشته از جمله تحریمها، غنیسازی و امتیازدهی اقتصادی به ایران بالا گرفته است.
دولت دونالد ترامپ در حالی بهدنبال دستیابی به توافقی جدید با ایران است که بسیاری از مولفههای مطرح در این مذاکرات، شباهت قابلتوجهی با همان امتیازاتی دارد که او طی سالهای گذشته بهشدت از آنها در توافق هستهای دوره باراک اوباما انتقاد میکرد.
با ادامه تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیریها، موضوعاتی همچون کاهش تحریمها، سطح مجاز غنیسازی اورانیوم و نحوه مهار توان هستهای ایران، همچنان بهعنوان گرههای اصلی مذاکرات باقی ماندهاند.
علاوه بر اینها، در چارچوب یک توافق احتمالی، موضوع آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران نیز مطرح شده است که میتواند به تقویت توان اقتصادی و سیاسی تهران منجر شود، آن هم در شرایطی که برخی از چهرههای تندرو داخلی در حاکمیت، پیشتر در سرکوب اعتراضات دیماه نقش داشتهاند.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
دونالد ترامپ که پس از خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸ میلادی، سیاست موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت، اکنون در تلاش برای خروج از تنشهای هفت هفتهای نظامی اخیر، به گزینه مذاکره بازگشته است.
با این حال، مذاکرات فعلا پس از تصمیم او برای تمدید نامحدود آتشبس متوقف شده تا ایران به گفته کاخ سفید به پیشنهادی «یکپارچه» بین گروههای مختلف سیاسی در داخل دست یابد. با وجود این وقفه، انتظار میرود چالشهای اصلی در هر دور جدید گفتوگوها همچنان پابرجا بماند.
در صحنه میدانی نیز وضعیت شکننده ادامه دارد. با وجود توقف درگیریها، تردد کشتیها در تنگه هرمز هنوز به حالت عادی بازنگشته است. ایالات متحده به محاصره بنادر ایران ادامه میدهد و تهران نیز کنترل مسیرهای دریایی را در دست دارد؛ وضعیتی که به فشار بر بازارهای جهانی انرژی منجر شده است.
اینها همه در حالی است که ایران ذخایر قابلتوجهی از اورانیوم با غنای بالای خود را حفظ کرده که از نگاه آقای ترامپ، أصلا قابل پذیرش نیست.
هشدار چهرههای جنگطلب در آمریکا
در چارچوب مفاد احتمالی توافق، ترامپ تلاش دارد حمایت جریانهای تندرو حامی خود را حفظ و تقویت کند؛ این در حالی است که چهرههای جنگطلب موسوم به «بازهای شکاری ضدایران» هشدار میدهند رئیسجمهوری آمریکا نباید برای دستیابی به توافق، شتابزده عمل کند یا بیش از حد تمایل به مصالحه نشان دهد.
برخی رسانهها از جمله واشنگتنپست گزارش کردهاند که دولت ترامپ در حال بررسی آزادسازی حدود ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای جهان است؛ منابعی که عمدتا از درآمدهای نفتی این کشور حاصل شدهاند.
این پیشنهاد بهعنوان اهرمی برای محدودسازی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مطرح شده، اما با انتقاداتی در داخل آمریکا مواجه است. منتقدان یادآوری میکنند که جمهوریخواهان پیشتر پرداخت ۱.۷ میلیارد دلار در دوران اوباما را بهشدت محکوم کرده و آن را دو دستی تقدیم کردن «پالتهای پول نقد» توصیف کرده بودند.
نشانههایی از مصالحه
کارشناسان معتقدند یکی از موانع اساسی مذاکرات، موضع سرسختانه ایران در قبال حق غنیسازی است. تهران همواره تاکید کرده که بر اساس قوانین بینالمللی، حق توسعه برنامه هستهای صلحآمیز را دارد و حاضر به کنار گذاشتن کامل غنیسازی نیست.
در عین حال، سوزان مالونی، معاون اندیشکده آمریکایی بروکینگز و از کارشناسان برجسته مسائل ایران، در گفتگو با واشنگتنپست تاکید میکند که نشانههایی از آمادگی تهران «برای پذیرش برخی محدودیتهای زمانی برای [تعلیق غنیسازی] یا سطح غنیسازی و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم دیده میشود.»
ترامپ در اظهارات عمومی خود تلاش کرده است توافق احتمالی جدید را متفاوت از توافق برجام امضا شده سال ۲۰۱۵ میلادی نشان دهد. او تأکید کرده که توافق جدید بر خلاف برجام، به گفته او «مسیر قطعی بهسوی سلاح هستهای» نخواهد بود و در صورت تحقق، «صلح، امنیت و ثبات» را نهتنها برای اسرائیل و خاورمیانه، بلکه برای اروپا و آمریکا و دیگر نقاط جهان نیز به همراه خواهد داشت.
ریسکهای سیاسی برای ترامپ و جیدی ونس
اما در داخل دولت آمریکا این روند با ریسکهای سیاسی برای آقای ترامپ و معاون او همراه است. جیدی ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا که نقش فعالی در مذاکرات جاری با تهران دارد، پیشتر نسبت به ورود به جنگ با ایران تردیدهایی مطرح کرده بود.
وی که بهطور جدی به حضور در رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ میاندیشد، اکنون مسئولیت پیشبرد مسیر دیپلماتیک با ایران را بر عهده گرفته است و هرگونه توافق احتمالی میتواند پیامدهای سیاسی قابلتوجهی برای آینده سیاسی او، بهویژه در آستانه رقابتهای انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر پیشرو (۱۲ آباد ۱۴۰۵) داشته باشد.
منتقدان از جمله ریچارد گلدبرگ، از کارشناسان مسائل ایران که در دولت نخست ترامپ بر روی پرونده ایران فعالیت داشت،در گفتگو با واشنگتنپست هشدار میدهند که آزادسازی منابع مالی، فارغ از هر میزانی که باشد، ممکن است بهطور غیرمستقیم به تقویت فعالیتهایی از جمله حمایت از گروههای منطقهای منجر شود که آمریکا آنها را تهدیدآمیز میداند.
با این حال، آقای گلدبرگ بر این باور است که در صورت موفقیت ترامپ در مهار ذخایر اورانیوم با غنای بالا و برچیدن تاسیسات هستهای زیرزمینی در سایت موسوم به «کوه کلنگ» که گفته میشود در عمق زمین و خارج از دسترس بسیاری از حملات متعارف ساخته شده است، این اقدام «میتواند بهطور اساسی معادلات را تغییر دهد.»
به گفته او، «در چنین شرایطی، دستکم در کوتاهمدت و برای چند سال آینده، تهدید هستهای ناشی از ایران عملا از میان برداشته خواهد شد.»
خطوط قرمز آمریکا و هشدار معمار تحریمها در دولت اوباما
با این حال، ابهام درباره خطوط قرمز آمریکا و میزان امتیازاتی که واشنگتن حاضر به ارائه آنهاست، همچنان باقی است.
در کنار مسائل هستهای، دولت ترامپ بهدنبال گنجاندن موضوعاتی فراتر از توافق ۲۰۱۵ در مذاکرات جدید است؛ از جمله برنامه موشکی ایران و نقش این کشور در حمایت از گروههایی مانند حماس و حزبالله.
وندی شرمن، مذاکرهکننده ارشد آمریکا در پرونده ایران در دولت باراک اوباما، معتقد است خواستههای ایران در شرایط کنونی نسبت به سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است؛ امری که بهگفته او تا حدی ناشی از تلاش دولت ترامپ برای گنجاندن موضوعات متعدد در یک توافق جامع است.
او در گفتگو با واشنگتن پست، با اشاره به ابهام در اهداف کاخ سفید میگوید: «برای من روشن نیست خطوط قرمز ترامپ دقیقا چیست؛ آیا موضوع ذخایر اورانیوم است؟ غنیسازی؟ برنامه موشکی؟ گروههای نیابتی؟ یا حتی تنگه هرمز؟»
خانم شرمن همچنین تاکید میکند که اگر ترامپ بتواند تعلیق ۱۰، ۱۵ یا حتی ۲۰ ساله غنیسازی را به دست آورد، این دستاوردی فراتر از توافق ۲۰۱۵ خواهد بود، چرا که در آن توافق برنامه غنیسازی ایران بهطور کامل متوقف نشد. با این حال، او نسبت به سازوکارهای نظارتی چنین توافقی ابراز تردید کرده و میگوید: «اینکه چگونه قرار است راستیآزمایی انجام شود، برای من یا احتمالاً برای هیچکس حتی خود او هم کاملا روشن نیست. و در مقابل، ترامپ چه امتیازاتی باید بدهد؟»
از سوی دیگر، شرایط نسبت به زمان توافق پیشین تغییرات اساسی داشته است. ایران اکنون دارای ذخایر قابلتوجهی از اورانیوم با غنای بالا است و ساختار سیاسی آن نیز نسبت به گذشته تندروتر شده است. در عین حال، این کشور در پی حملات نظامی اخیر، از نظر نظامی و حمایت گروههای شبهنظامی منطقهای تضعیف شده و روسیه، یکی از حامیان اصلی تهران نیز درگیری خود با جنگ اوکراین را دارد.
با همه این تفاصیل، ایران همچنان اهرمهایی مانند کنترل بر تنگه هرمز را در اختیار دارد که میتواند بر بازار جهانی انرژی تاثیر بگذارد. علاوه بر این، برخی تندروها در تهران ممکن است در واکنش به فشارهای نظامی، بیش از گذشته بهدنبال دستیابی به سلاح هستهای باشند؛ موضوعی که فشار بر واشنگتن برای حلوفصل مسئله ذخایر اورانیوم را افزایش میدهد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در همین حال، ریچارد نفیو، از مقامهای پیشین وزارت خارجه آمریکا که در طراحی رژیم تحریمها علیه ایران در دولت اوباما نقش مهمی داشت و در ایران از او به عنوان معمار تحریمها یاد میشود، معتقد است که اتفاقا برخی تحولات اخیر ممکن است انگیزه تهران برای توافق را کاهش دهد. او میگوید: «به شکلی عجیب، میتوان گفت که جنگ تا حدی از فشار وارد بر ایران کاسته است.»
او که کتابی با عنوان «هنر تحریمها» را به نگارش در آورده است معتقد است که ایران نشان داده که «میتواند ضربه را تحمل کند» و بدون آنکه مانند گذشته از پیامدهای فشار آمریکا هراس داشته باشد «پاسخ دهد.»
آقای نفیو همچنین به تغییر موازنه داخلی قدرت در ایران اشاره میکند و میگوید با تسلط بیشتر سپاه پاسداران بهعنوان بخش تندرو حاکمیت فضای پیشین برای تعامل میان جریانهای میانهرو و تندرو که امکان مذاکره را فراهم میکرد، تا حد زیادی از بین رفته است.
او با وجود حمایت از توافق پیشین برجام، نسبت به دستیابی به توافقی جدید با ترکیب فعلی قدرت در ایران ابراز تردید کرده و میگوید: «مطمئن نیستم که پس از اعتراضات ژانویه [دیماه]، اعطای امتیازات گسترده در قالب کاهش تحریمها به دولتی که آن معترضان را سرکوب کرد، ایده بسیار مناسبی باشد.»