در شرایطی که تنشهای میان ایران، آمریکا و اسرائیل همچنان در سطوح مختلف ادامه دارد، روند مذاکرات و گفتوگوهای دیپلماتیک نیز در فضایی پیچیده و همراه با بیاعتمادی عمیق دنبال میشود.
گزارشها و تحلیلهای مرتبط با دورهای مختلف مذاکرات، از جمله نشستهایی که با میانجیگری برخی کشورها و در قالب رایزنیهایی در اسلامآباد مطرح شدهاند، نشان میدهد که این گفتوگوها نه در شرایط عادی و باثبات، بلکه در بستری از رقابتها و برداشتهای متضاد از اهداف طرفین انجام میشود.
بطوریکه برخی تحلیلگران برای توصیف وضعیت موجود در مسیرهای راهبردی مانند تنگه هرمز، از اصطلاح «دیپلماسی قایقهای توپدار» استفاده میکنند که به همزمانی مذاکره و نمایش قدرت نظامی طرفین اشاره دارد و نشان میدهد که دیپلماسی نه بهعنوان نقطه مقابل درگیری، بلکه بهعنوان بخشی از همان میدان رقابت تعریف میشود.
برخی تحلیلگران معتقدند که در چنین فضایی، مذاکرات بیش از آنکه صرفا بهعنوان سازوکاری برای حلوفصل پایدار اختلافات عمل کند، به ابزاری برای مدیریت بحران، کنترل سطح تنش و تنظیم موقت روابط تبدیل شده است.
این وضعیت باعث شده است که بیاعتمادی نه بهعنوان یک عامل مقطعی، بلکه بهعنوان یک ویژگی ساختاری در روابط طرفین تثبیت شود. برخی از ناظران معتقدند که این بیاعتمادی حاصل ترکیبی از تجربههای تاریخی، اقدامات متقابل و برداشتهای متفاوت از مفهوم توافق است.
بیاعتمادی ایران به آمریکا و اسرائیل
در نگاه ایران، مجموعهای از تجربههای تاریخی و رویدادهای سیاسی اخیر به شکلگیری سطح بالایی از بیاعتمادی نسبت به آمریکا و اسرائیل منجر شده است. یکی از مهمترین نقاط اشاره، خروج یکجانبه ایالات متحده از توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۸ میلادی است که با وجود تایید پایبندی ایران توسط نهادهای نظارتی بینالمللی، از سوی واشنگتن کنار گذاشته شد و به بازگشت تحریمهای گسترده انجامید.
در ادامه، ترور قاسم سلیمانی توسط آمریکا در سال ۲۰۲۰ میلادی نیز از نگاه تهران بهعنوان یک نقطه عطف تلقی شد که سطح تنش را بهطور قابل توجهی افزایش داد.
در بیش از یک سال اخیر نیز ایران در جریان مذاکرات، حتی در شرایطی که بهگفته برخی میانجیها پیشرفتهایی حاصل شده بود، با اقدامات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل مواجه شده است. همین تجربهها در گفتمان رسمی ایران بهعنوان نشانهای از نبود «تضمین اجرایی» در توافقها تعبیر میشود.
در همین زمینه اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در سخنانی در اسلامآباد گفته بود که «ما در یک برهه خاص از تاریخ ایران مشغول مبارزه دیپلماتیک هستیم. دیپلماسی برای ما ادامه دفاع و ادامه جنگ است.» این گزاره نشان میدهد که در نگاه رسمی، دیپلماسی نه یک فرآیند مستقل، بلکه بخشی از پیوستار تقابل و امنیت ملی تلقی میشود.
بیاعتمادی آمریکا و اسرائیل به ایران
در سوی مقابل، ایالات متحده و اسرائیل نیز دلایل متعددی برای بیاعتمادی به ایران مطرح میکنند. مهمترین محور این بیاعتمادی، برنامه هستهای ایران است؛ موضوعی که سالها در مرکز اختلافات قرار داشته است. هرچند ایران بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید دارد، اما نگرانیهای غرب و اسرائیل درباره ظرفیتهای بالقوه نظامی آن همچنان ادامه دارد.
حتی در دورههایی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارشی از نبود شواهد قطعی درباره تسلیحاتی بودن برنامه هستهای ایران ارائه داده، همچنان اختلاف تفسیر و ارزیابی وجود داشته است.
اهمیت این مسئله در آن است که در صورت تداوم بقای حکومت جمهوری اسلامی در ایران پس از پایان جنگ، ممکن است فشارها و مطالباتی داخلی برای حرکت به سمت دستیابی به سلاح هستهای مطرح شود. این در حالی است که در بیانیههای منتسب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران، هیچ اشارهای به ادامه یا لغو فتوای ممنوعیت استفاده از تسلیحات هستهای که پیشتر از سوی علی خامنهای صادر شده بود، دیده نمیشود.
همزمان، برخی معترضان در تهران نیز با طرح خواستههای خود، بر عدم بازگشت به هرگونه گفتوگو با ایالات متحده تاکید کردهاند.
از سوی دیگر، اسرائیل با اشاره به تهدیدات منطقهای علیه خود و تجربه حملات گذشته به تاسیسات هستهای در منطقه، بر ضرورت محدودسازی کامل برنامه غنیسازی در ایران تاکید دارد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند که ساختار تصمیمگیری در ایران بهگونهای است که تضمین بلندمدت توافقها را دشوار میسازد. اندیشکده اسرائیلی «مرکز امنیت و امور خارجه جروزالم» بر وجود یک «منطق پایدار در رفتار مذاکراتی ایران» شامل «تقیه و کتمان» تاکید میکند؛ منطقی که بهزعم نویسندگان، شامل ترکیبی از تاکتیکهای سیاسی، امنیتی و منطقهای است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در این دیدگاه، برخی ویژگیهای رفتاری مانند استفاده همزمان از دیپلماسی و فشار منطقهای، بهرهگیری از شبکههای متحدان غیررسمی در منطقه، و تلاش برای افزایش اهرمهای چانهزنی در جریان مذاکرات، بهعنوان عناصر تکرارشونده در سیاست خارجی ایران توصیف شدهاند. در این تحلیل همچنین ادعا میشود که مذاکرات برای ایران میتواند بخشی از فرآیند زمانخرید یا بهبود موقعیت راهبردی باشد.
در سال ۲۰۱۸، سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل حدود پنجاه هزار سند را از یک انبار در منطقه شورآباد تهران خارج کردند؛ اسنادی که بهعنوان آرشیو هستهای رژیم شناخته میشود و خود ایران آن را نگهداری کرده بود. این اندیکشده اسرائیلی مدعی است که این اسناد میتواند گواهی باشد که ایران در قالب توضیحات فنی، نقشههای مهندسی و دادههای داخلی، اعضای گروه ۱+۵ را درباره تاریخچه، گستره و هدف برنامه تسلیحات هستهای خود گمراه کرده است.
منطق تقابل در برابر منطق توافق
تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر حصول نتیجه به شکل غیرنظامی یا نظامی همچنین گزاره مقامات ایران مبنی بر اینکه «دیپلماسی ادامه جنگ است» نشان میدهد مرز میان ابزارهای صلحآمیز و ابزارهای قدرت در این منازعه بهشدت سیال شده است. شاید در چنین چارچوبی، مذاکرات نه برای پایان دادن به رقابت، بلکه برای مدیریت آن در سطحی کنترلشده تعریف میشود.
از همین منظر، هر طرف مذاکرات را نه بهعنوان اعتمادسازی، بلکه بهعنوان مرحلهای از رقابت راهبردی تلقی میکند. این وضعیت باعث شکلگیری چرخهای از بیاعتمادی متقابل شده است که در آن هر اقدام دیپلماتیک میتواند همزمان بهعنوان پیام سیاسی و ابزار فشار تعبیر شود.