Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

معماری قدرت در ارتش؛ راز برتری نظامی آمریکا و اسرائیل در جهان چیست؟

AP
AP Copyright  Photo
Copyright  Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

ماجرای انفجار پیجرها در لبنان، ترفند کشتن رهبران حزب‌الله و حماس، دستگیری غافلگیرانه نیکلاس مادورو در ونزوئلا، غیرفعال کردن سیستم‌های رادار در ایران و کشتن علی خامنه‌ای، هر کدام از این اتفاقات به فیلم‌های سینمایی می‌ماند که با برنامه‌ریزی دقیق و اجرای موفق سناریویی منحصر به‌فرد رقم زده شدند.

اما چه چیزی ارتش اسرائیل و ایالات متحده را تا این اندازه مدرن و موفق در تحقق اهدافشان کرده است؟ و چرا اروپا با وجود بودجه دفاعی بیشتر، عقب‌تر است؟

آگهی
آگهی

نمی‌توان دلیل این برتری را در بودجه خلاصه کرد چراکه دیگر کشورهای قدرتمند جهان نیز سهم مهمی از بودجه سالانه خود را صرف بازسازی و تقویت ارتش می‌کنند. با این وجود عملکرد نیروی هوایی و سیستم اطلاعات ارتش ایالات متحده و اسرائیل در دوسال اخیر همچنین نفوذ آنها تا قلب ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران بی‌نظیر بوده است.

معماری قدرت در ارتش ایالات متحده

از نظر تحلیلگران، این سطح از دقت و قدرت در ارتش ایالات متحده را نباید صرفا نتیجه داشتن مدرن‌ترین تسلیحات نظامی دانست بلکه پیشرفت قابل توجه این کشور در بخش «ادغام داده، هوش مصنوعی و تصمیم‌گیری سریع» نیز نقش مهمی در این باره ایفا کرده است.

استراتژی نظامی ایالات متحده متکی بر دکترین «جنگ شبکه‌محور» است که هدف اصلی آن، تبدیل مزیت‌های اطلاعاتی به یک مزیت رقابتی از طریق شبکه‌سازی نیروهای پراکنده است. «جنگ شبکه‌محور» بطور خلاصه یعنی یکپارچه‌سازی سنسورها، سامانه‌های شناسایی، پهپادها، ماهواره‌ها و نیروهای میدانی در یک شبکه داده‌محور با هدف داشتن بالاترین سطح دقت، هماهنگی و تاثیرگذاری.

ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰ روی این مدل از آرایش نظامی سرمایه‌گذاری کرده و آن را در عراق، افغانستان و سپس در ساختار فرماندهی جهانی خود توسعه داده است.

۱. آمریکا و سیستم اطلاعات نظامی چندلایه

داشتن شبکه‌های اطلاعاتی یکپارچه اما چندلایه نیز در چهارچوب همین دکترین تعریف شده است. بطور مثال، «فرماندهی فضایی ایالات متحده آمریکا» به عنوان یکی از منابع اصلی قدرت ارتش‌ آمریکا، امکان ادغام داده‌هایی را فراهم کرده که از مجموعه گسترده‌ای از گیرنده‌های پیشرفته (هوا، زمین، فضا) به مرکز فرماندهی می‌رسند و داشتن تصویر دقیق‌تری از میدان نبرد را ممکن می‌کنند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که هیچکدام از ارتش‌های جهان در این موضوع، قدرت و توانایی ارتش ایالات متحده را ندارند.

علاوه بر فرماندهی فضایی ایالات متحده، آمریکا دارای چند نهاد اطلاعاتی دیگر با کارکردهای متمایز است؛ مانند آژانس امنیت ملی (NSA) و فرماندهی اطلاعات و امنیت نیروی زمینی (INSCOM) که هر کدام در بخشی از روند تحلیل داده‌ها و مدیریت داده‌های انسانی تخصص دارند.

یکی دیگر از ستون‌های موفقیت اطلاعاتی ارتش آمریکا، طراحی «پروژه ماون» (Maven) یا همان (تیم چندمنظوره جنگ الگوریتمی) است که از برنامه‌های رسمی پنتاگون برای تحلیل تصاویر و ویدیوهای اطلاعاتی محسوب می‌شود و نقش قابل توجهی در بهبود دقت عملیاتی داشته است.

قبل از «ماون»، استفاده از هوش مصنوعی در پنتاگون بیشتر «تحقیقاتی» بود و این پروژه، اولین تلاش جدی برای استقرار عملیاتی هوش مصنوعی در میدان جنگ و نه فقط در آزمایشگاه محسوب می‌شد.

توضیح اینکه، ارتش آمریکا روزانه ده‌ها ترابایت ویدئو و تصویر از پهپادها و ماهواره‌ها از مناطق مختلف خاورمیانه و سایر نقاط جهان جمع‌آوری می‌کند. در برخی گزارش‌ها اشاره شده که تنها در یک سال، حجم داده‌های ویدیویی به میلیون‌ها ساعت ویدئو می‌رسد. این حجم از داده آنقدر زیاد است که تحلیل انسانی آنها عملا غیرممکن است و به همین دلیل پروژه «ماون» طراحی شد.

پروژه ماون عمدتا روی ویدئوهای پهپادهای نظارتی، تصاویر ماهواره‌ای، حسگرهای مادون قرمز، داده‌های حرارتی و تمام‌حرکتی (Full Motion Video) کار می‌کند و اطلاعات گسترده‌ای از جمله درباره حرکات هواپیماها، کشتی‌ها، تدارکات و مکان پرسنل کلیدی در زمان واقعی را در اختیار دارد.

کار اصلی الگوریتم‌های آن، تشخیص خودروها، شناسایی افراد، تفکیک اشیای غیرنظامی و نظامی، و ردیابی اهداف در طول زمان است. «ماون» می‌تواند هزاران ساعت ویدئو را در مدت کوتاه اسکن کند و فقط بخش‌های «مشکوک» را به انسان نشان دهد.

در واقع پروژه «ماون» نشان داد که «داده از سلاح مهم‌تر است» و سرعت پردازش اطلاعات، تعیین‌کننده‌تر از تعداد سربازان است. کلید این پروژه، بویژه پس از نگرانی‌‌ها درباره پیشرفت‌های چین در کاربردهای دفاعی هوش مصنوعی زده شد و پنتاگون تاکنون بارها این پروژه را به دلیل پشتیبانی موثر آن از حملات هوایی ایالات متحده در عراق، سوریه و یمن بویژه همچنین شناسایی موثر اهداف دریایی متخاصم در دریای سرخ ستوده است.

ایالات متحده پیش از این بطور مثال از سیستم هوشمند «ماون» برای نشان دادن مکان تجهیزات روسی به نیروهای اوکراینی استفاده کرده است. در ژانویه ۲۰۲۶ میلادی نیز از ماون و کلود در جریان عملیات آمریکا برای دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا استفاده شد.

۲. همکاری تنگاتنگ پنتاگون و «سیلیکون ولی»

برای دهه‌ها، صنایع نظامی آمریکا تحت سلطه غول‌هایی مانند لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن، ریتیون، بوئینگ و جنرال داینامیکس بودند. اما اکنون موجی از شرکت‌های «سیلیکون ولی» وارد این عرصه شدند و البته سهم قابل توجهی از قراردادهای سودآور دفاعی را نیز از آن خود کرده‌اند.

این همکاری نزدیک نیز به لطف طراحی ساختارهایی مانند (DIU) یا همان واحد نوآوری دفاعی (Defense Innovation Unit) در پنتاگون ممکن شده است که مشارکت با نوآوران را تسهیل می‌کند و موانع بوروکراتیک را دور می‌زند.

بودجه‌های اختصاص یافته برای تحقیقات نظامی درخور توجه است: از ۸۵۰ میلیارد دلار اختصاص داده شده به دفاع در سال ۲۰۲۴ میلادی، ۱۴۳ میلیارد دلار برای تحقیقات و ۱۶۷ میلیارد دلار برای خرید تجهیزاتی صرف شده که متمرکز بر فناوری‌های پیشرفته بودند.

اکنون غول‌های فناوری «سیلیکون ولی» در قلب مجموعه گسترده نظامی-صنعتی پیشرفته ایالات متحده قرار دارند و در میان آنها، نام استارتاپ‌های قدرتمندی مانند Anduril Industries، Palantir Technologies و Shield AI دیده می‌شود که از تخصص خود بویژه در بخش نرم‌افزار، سیستم‌های تسلیحاتی مبتنی بر هوش مصنوعی، تجزیه و تحلیل کلان داده‌ها و رباتیک برای رقابت با بازیگران سنتی بهره می‌برند.

حاصل درهم آمیختگی فزاینده‌ آنها و پنتاگون، فناوری‌های پیشرفته به کار رفته در صنایع نظامی ایالات متحده است که در حال تغییر دادن مفهوم جنگ و امنیت جهانی هستند.

البته این انقلاب محدود به استارتاپ‌ها نیست؛ غول‌های فناوری قدیمی مانند مایکروسافت و آمازون همچنان نقش مهمی در این راه ایفا می‌کنند و چهره‌هایی مانند اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل، در زمینه هوش مصنوعی به پنتاگون مشاوره می‌دهند. زیرساخت‌های محاسبات ابری این شرکت‌ها نیز برای ذخیره و پردازش حجم عظیمی از داده‌های نظامی استفاده می‌شود و از طریق بهره‌برداری بهینه از اطلاعات، قدرت «مرگبار بودن نیروهای مسلح» را افزایش می‌دهد.

این تبادل اطلاعاتی، در مجموع یک سیستم دفاعی چابک‌تر را نیز ایجاد کرده است. مایکروسافت قراردادهایی برای ارائه نسخه‌های نظامی هدست هولولنز خود امضا کرده که واقعیت افزوده و هدف‌گیری دیجیتال را با هم ادغام می‌کند. اوراکل و سایر ارائه دهندگان ابر (کلود) نیز در ابتکاراتی مانند طرح مشترک ابر جنگنده شرکت می‌کنند و راه‌حل‌های امنی را برای میزبانی داده‌ها و برنامه‌های حساس نظامی ارائه می‌دهند.

موسسات سرمایه‌گذاران خصوصی هم فعالانه در صنایع نظامی آمریکا فعال هستند. بطور مثال اندریسن هوروویتز و صندوق بنیانگذاران پیتر تیل، میلیون‌ها دلار به استارت‌اپ‌های نظامی تزریق و حتی مقامات عالی‌رتبه سابق پنتاگون را به صفوف خود جذب می‌کنند.

۳. صنایع نظامی آمریکا و هوش مصنوعی

اگرچه در مطالب بالا رد پای هوش مصنوعی بخوبی دیده می‌شود، اما اهمیت این موضوع شایسته اختصاص دادن بخشی جداگانه به آن است.

بسیاری کشورها از هوش مصنوعی برای تحلیل داده استفاده می‌کنند؛ اما در ارتش ایالات متحده برتری واقعی به این دلیل حاصل شده که هوش مصنوعی نه فقط برای تجزیه و تحلیل سریع حجم عظیمی از داده‌ها (تصاویر ماهواره‌ای، شنود یا ویدیوها) استفاده می‌شود، بلکه پروژه‌هایی مانند «ماون» به سیستم فرماندهی متصل‌ هستند و مستقیما بر تصمیمات میدان نبرد تاثیر می‌گذارند.

اکنون الگوریتم‌های بینایی رایانه‌ای (Computer Vision) به راحتی ویدیوهای پهپادها را برای شناسایی اهداف دشمن رمزگشایی می‌کنند و هوش مصنوعی با ادغام داده‌های چندین حسگر، یک نمای کلی از صحنه عملیات را در زمان واقعی ایجاد می‌کند و اقدامات بهینه را پیشنهاد می‌دهد، مانند تعیین اینکه «کدام واحد باید با کدام دشمن درگیر شود».

در جنگ‌های نوین، قدرت آتش عمیقا با سرعت تسلط و بهره‌برداری از اطلاعات عجین شده است؛ زمینه‌ای که «سیلیکون ولی» در آن سرآمد است. ارتش ایالات متحده رویای آینده‌ای را در سر می‌پروراند که در آن جنگنده‌هایش توانایی‌هایی داشته باشند که «با سرعت ماشین» در میدان‌های نبرد عمل کنند؛ رویایی که تسلط بر اطلاعات را بیش از پیش مهم کرده است.

ظهور شبکه‌های نظامی به هم پیوسته نیز انقلابی در انجام عملیات نظامی ایجاد کرده است. پروژه CJADC2 (فرماندهی و کنترل مشترک همه‌جانبه ترکیبی) یکی از این شبکه‌ها است که با هدف اتصال همه نیروهای مسلح (ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی، تفنگداران دریایی و هوافضا) و متحدان آنها در زمان واقعی در یک شبکه جهانی راه اندازی شده است. به لطف ابرهای نظامی و سیستم‌های خودکار، اکنون هر حسگر می‌تواند فورا داده‌های خود را به هر سلاحی منتقل کند و به فرماندهان دیدی یکپارچه از میدان نبرد بدهد.

ایالات متحده پیش از این در یک رزمایش، نوعی «پل الکترونیکی» ایجاد کرده بود که امکان اشتراک‌گذاری دستورات و داده‌های تاکتیکی را در مقیاسی بی‌سابقه، به‌ویژه در سناریوی هند و اقیانوس آرام فراهم می‌کرد.

ساختار نظامی و اطلاعاتی اسرائیل

در اسرائیل موضوع «امنیت» همواره به‌عنوان موتور نوآوری عمل کرده است. این کشور از زمان تاسیس خود در وضعیت امنیتی دائمی بوده و این وضعیت باعث شده تا چرخه تصمیم‌گیری‌ها کوتاه‌تر شود، نوآوری‌ها سریع‌تر به میدان واقعی نبرد منتقل شوند و همکاری‌های نظامی-صنعتی نیز بسیار نزدیک باشد.

در همین راستا، دو عامل اصلی باعث شده ارتش و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در دهه‌های اخیر پیشرفته‌تر از بسیاری از کشورها باشند:

۱. واحدهای تکنولوژیک مبتنی بر نخبگان

اسرائیل موقعیت برجسته‌ای به‌عنوان یکی از قدرت‌های جهانی در فناوری نظامی دارد و رتبه ۱۴ را در شاخص جهانی نوآوری سال ۲۰۲۳ و رتبه اول را در این موضوع در منطقه از آن خود کرده است.

برنامه Talpiot ارتش: اسرائیل در چهاچوب برنامه‌هایی مانند Talpiot از ابتدا افسرانی را شناسایی و تربیت می‌کند که هم دانشمند هستند هم نظامی.

این برنامه، هرساله درخشان‌ترین دانشجویان اسرائیل را به دلیل توانایی‌ها و پتانسیل‌های علمی‌شان در فیزیک، ریاضیات و علوم کامپیوتر جذب می‌کند و آموزش می‌دهد. وظیفه آنها بر حل مسائل پیچیده و نوآوری‌های تکنولوژیکی متمرکز است و پروژه‌هایی از توسعه سیستم‌های تسلیحاتی پیشرفته گرفته تا امنیت سایبری را طراحی و اجرا می‌کنند. فعالیت این نخبگان نقش کلیدی در حفظ برتری تکنولوژیکی اسرائیل دارد.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل (ISNU): کارشناسان از این واحد که در جمع‌آوری، تحلیل و پیش‌بینی داده‌ها نقش مهمی دارد،به عنوان «بهترین آژانس اطلاعاتی فنی جهان» یاد می‌کنند که با در اختیار داشتن چندین هزار نیروی متخصص، بزرگترین تشکیلات اطلاعاتی در ساختار ارتش اسرائیل را بوجود آوردند.

این واحد نیز رابطه تنگاتنگی با شرکتهای فناوری اطلاعات اسرائیلی دارد و بسیاری از کارآفرینان حوزه سایبری اسرائیل سابقه خدمت در این واحد را دارند.

بطور مثال پیش از این در سال ۲۰۱۰ میلادی نشریه لوموند دیپلماتیک مقاله‌ای به زبان انگلیسی منتشر کرده بود و در آن، شبکه جاسوسی عظیم اداره شده توسط واحد ۸۲۰۰ از پایگاه Urim SIGINT در صحرای نقب (یکی از بزرگترین پست‌های شنود جهان که قادر به رهگیری تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها و سایر انواع ارتباطات در سراسر خاورمیانه، اروپا، آسیا و آفریقا و همچنین مکان‌یابی کشتی‌ها است) را شرح داده بود.

عملیات میدانی نخبگان این واحد، همواره متکی به دانش کاملی از مکان‌ رادارها، مشخصات فنی همچنین شبکه‌ای است که اطلاعات دفاع هوایی را به مراکز شناسایی و کنترل منتقل می‌کند.

این ترکیب از ارتش و استعدادهای علمی باعث شده تکنولوژی نظامی اسرائیل در زمینه‌ هوش مصنوعی، تحلیل داده و سامانه‌های اتوماسیون اطلاعات، پیشرو باشد.

شبکه «کان» اسرائیل در گزارشی می‌نویسد که واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، حتی سه هفته قبل از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از حمله برنامه‌ریزی‌شده حماس با هدف گروگان‌گیری چند صد نفر در اسرائیل مطلع بوده است. با این حال مقامات اسرائیلی اقدامی برای جلوگیری از این حمله انجام ندادند.

۲. رابطه ارتش با صنایع دفاعی دولتی و خصوصی

قدرت ارتش اسرائیل نیز همچون آمریکا ناشی از پیوند تنگاتنگ آن با شرکت‌های دفاعی، دانشگاه‌ها و استارت‌آپ‌ها است و در نتیجه نوآوری را مستقیما از میدان نبرد به صنایع تولیدی وصل می‌کند.

شرکت‌های رافائل، صنایع هوافضای اسرائیل و شرکت هوافضای «البیت سیستمز»، سه شرکت مهم اسرائیلی هستند که در فهرست بزرگترین تولیدکنندگان تسلیحات جهان قرار دارند.

صادرات تسلیحات اسرائیل در سال ۲۰۲۴ میلادی به رکورد تاریخی حدود ۱۴.۸ میلیارد دلار رسید که چهارمین سال متوالی رشد را نشان می‌دهد. این رقم عمدتا به‌خاطر تقاضای جهانی برای سیستم‌های دفاع هوایی و موشکی این کشور بوده است.

شرکت‌های دفاعی اسرائیلی به‌طور متوسط بیش از ۲۰ درصد از درآمد سالانه خود را در بخش تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ رقمی که تقریبا سه برابر میانگین جهانی در صنعت دفاع است. این سرمایه‌گذاری گسترده باعث شده اسرائیل در حوزه‌های پیشرفته‌ای چون پهپادها، سیستم‌های دفاع هوایی، جنگ الکترونیک و هوش مصنوعی نظامی، به یکی از پیشگامان تبدیل شود.

همکاری‌های نظامی تنگاتنگ ارتش‌های آمریکا و اسرائیل

ایالات متحده و اسرائیل یکی از نزدیک‌ترین همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی در جهان را در موضوعات مختلف دارند؛ از جمله در تبادل فناوری‌های هوش مصنوعی برای کشف اطلاعات، اشتراک‌گذاری داده‌های بالستیک و سیگنالی، تعامل‌ گسترده در پرتاب ماهواره‌های نظامی.

واقعیت این است که درس‌های گرفته شده از موفقیت‌های اسرائیل در میدان نبرد در گذر زمان، حتی دکترین نظامی ایالات متحده را شکل داده است.

دو کشور از زمان جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ میلادی همکاری نظامی نزدیک و پایداری بویژه در موضوع نوآوری‌های دفاعی دارند. این همکاری‌ها سیستم‌های جنگی ارتش هر دو کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

از سیستم‌های حفاظت تانک گرفته تا راه‌حل‌های جنگی مبتنی بر هوش مصنوعی، شرکت‌های دفاعی و مؤسسات تحقیقاتی اسرائیل پیوسته نوآوری‌های پیشرفته‌ای را ارائه داده‌اند که راه خود را به ارتش آمریکا باز کرده‌اند. بسیاری از این فناوری‌ها از چالش‌های امنیتی منحصر به فرد اسرائیل و نیاز آن به نوآوری سریع در جنگ شهری و نامتقارن زاده شده‌اند. ارتش ایالات متحده نیز بسیاری از شیوه‌های اسرائیل را در عملیات‌های رزمی خود در عراق و افغانستان و دیگر عملیات‌ ضد تروریسم جهان اجرا کرده است.

بطور مثال، اسرائیل که مدت‌هاست با چالش تونل‌های زیرزمینی به‌ویژه از سوی حماس و حزب‌الله روبرو بوده، اکنون در فناوری‌های ضد تونل پیشرفته، به کشوری پیشگام در جهان تبدیل شده و رادارهای نفوذی به زمین، حسگرهای لرزه‌ای، سیستم‌های تشخیص مبتنی بر هوش مصنوعی و تکنیک‌های سریع خنثی‌سازی تونل را با هم ادغام کرده است.

تقریبا یک دهه است که ایالات متحده و اسرائیل در توسعه فناوری ضد تونل برای مقابله با این چالش‌های پیچیده همکاری می‌کنند و این همکاری مستقیما بر استراتژی‌های امنیت مرزی ایالات متحده، به‌ویژه در امتداد مرز آمریکا و مکزیک (جایی که کارتل‌های مواد مخدر و قاچاقچیان انسان گذرگاه‌های زیرزمینی پیچیده‌ای ساخته‌اند) تاثیر گذاشته است.

غلاف هدف‌گیری LITENING که توسط سیستم‌های دفاعی پیشرفته رافائل اسرائیل توسعه داده شد نیز اکنون با همکاری شرکت آمریکایی «نورثروپ گرومن» تولید می‌شود و به رکنی مهم در حملات هوایی دقیق نیروی هوایی ایالات متحده تبدیل شده است.

این فناوری، یک سامانه پیشرفته الکترواپتیکی است که روی جنگنده‌ها و هواپیماهای تهاجمی نصب می‌شود و برای کشف، شناسایی، رهگیری و هدف‌گیری دقیق اهداف زمینی و هوایی به‌کار می‌رود.

چرا اروپا با وجود بودجه دفاعی بیشتر، عقب‌تر است؟

دو تفاوت کلیدی میان اتحادیه اروپا با ساختار ارتش در آمریکا و اسرائیل وجود دارد.

اولین تفاوت، در پراکندگی تصمیم‌گیری در سطح اتحادیه اروپا و وابستگی بیشتر آن به ساختارهای ملت‌های عضو نهفته است؛ آنهم در مقابل یکپارچگی داده و فرماندهی در ایالات متحده یا اسرائیل. اروپا همچنان در تلاش برای رسیدن به نوعی یکپارچه‌سازی دفاعی واقعی است که هنوز محقق نشده است.

مشکل دوم، محدودیت‌های حقوقی سخت‌گیرانه‌تر در استفاده از داده و هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا است.

نکته دیگر، ادغام سریع فناوری تجاری در ارتش‌های دو کشور بویژه ایالات متحده است؛ در واقع اگرچه کشورهای اروپایی نیز توان دفاعی قابل‌توجهی دارند اما تمرکز واشنگتن و تل‌آویو عمدتا بر ادغام تکنولوژی در جنگ است و نه فقط خرید تجهیزات.

در اسرائیل، بسیاری از بنیان‌گذاران استارتاپ‌های سایبری سابقه خدمت در واحد ۸۲۰۰ دارند و این انتقال دانش از ارتش به بازار و بالعکس، سرعت نوآوری را بالا می‌برد. در اروپا، این مرز بین ارتش و بخش خصوصی معمولا سخت‌تر و بوروکراتیک‌تر است.

میزان سرمایه‌گذاری نظامی این دو کشور در هوش مصنوعی، تحلیل داده‌های بزرگ و تکنولوژی‌های داده‌محور در همه سطوح اطلاعاتی و عملیاتی نیز بسیار بیشتر از میزان آن در کشورهای اروپایی است.

آمریکا با شبکه ماهواره‌ای گسترده و پایگاه‌های نظامی جهانی خود همچنین توان سیگنال‌گیری وسیع از طریق شبکه چندلایه اطلاعاتی، دارای داده‌های واقعی عملیاتی در مقیاس عظیم است؛ اروپا در این بخش هم قدرت رویارویی با آمریکا را ندارد.

موضوع فرهنگ سازمانی و «پذیرش ریسک» هم مطرح است. این نکته اگرچه کمتر فنی است ولی بسیار مهم است. سیستم‌های آمریکایی و اسرائیلی آمادگی بیشتری برای آزمایش فناوری‌ها در میدان و انجام اصلاحات دارند؛ اقدامی که در اروپا به کندی انجام می‌شود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

فعالیت‌های هسته‌ای حکومت پهلوی؛ چرا آمریکا همیشه نگران پروژه‌های اتمی ایران بوده است؟

اعتراضات ایران و انگشت آمریکا روی ماشه؛ سکوت معنادار چین و روسیه چرا؟

فراز و نشیب ۷۰ سال روابط ایران و آمریکا با رؤسای جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه