آمریکا مجموعهای کمسابقه از تجهیزات و توانمندیهای دریایی و هوایی خود را در منطقه مستقر کرده است که به گفته منابع، از زمان پیش از آغاز جنگ ۲۰۰۳ عراق تاکنون بیسابقه توصیف است.
در صورت وقوع درگیری تازه میان آمریکا، اسرائیل و ایران، صحنه نبرد بیش از هر چیز میدان رقابت فناوریهای پیشرفته خواهد بود؛ جنگی که نه با انبوه نیروهای نظامی یا تصرف سرزمینی، بلکه با برتری تکنولوژیک و ابزارهای نوین تعریف میشود.
در چنین سناریویی، برتری نظامی بر پایه سلاحهای دقیق دوربرد، شبکههای یکپارچه پدافند هوایی و موشکی، توانمندیهای سایبری و قدرت تجمیع دادههای اطلاعاتی از ماهوارهها، پهپادها و جنگندههای رادارگریز در قالب تصویری واحد و هماهنگ از صحنه نبرد شکل خواهد گرفت که امکان تصمیمگیری و اقدام هدفمند را فراهم میکند.
روزنامه اسرائیلی جروزالم پست در تحلیلی در این خصوص نوشت که در این نوع نبرد، برتری با طرفی خواهد بود که بتواند پیش از رقیب تحرکات را شناسایی کند، با سرعت بیشتری تصمیم بگیرد و حملاتی دقیقتر و حسابشدهتر انجام دهد.
در ماه ژوئن، همزمان با حمله اسرائیل به ایران، دو طرف برای مدتی کوتاه از خطوط قرمز چندین دههای خود عبور کردند و جهان نمونهای عینی از این الگوی تازه تقابل را مشاهده کرد.
اسرائیل بامداد ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد ۱۴۰۴) با اجرای حملهای پیشدستانه علیه جمهوری اسلامی، ناوگانی از پهپادها و جنگندههای پیشرفته «اف-۳۵ ادیر» را بهسوی اهدافی در عمق خاک ایران اعزام کرد. این عملیات ظرف مدت کوتاهی به انهدام دهها سکوی پرتاب موشک و سامانه پدافند هوایی ایران انجامید و به گفته منابع، برتری هوایی را به سرعت در اختیار اسرائیل قرار داد.
در روزهای بعد، ایران با شلیک موجهای متوالی پهپاد و موشک به سمت اسرائیل پاسخ داد؛ هرچند بخش قابلتوجهی از این پرتابهها رهگیری شد، اما شماری از آنها به مناطق مسکونی در شهرهای تلآویو، رمتگن، بئرشبع و بتیام برخورد کرد و خساراتی در پی داشت.
این نخستین تبادل مستقیم آتش بود که بهطور علنی از سوی این دو دشمن قسمخورده تایید شد و نشان داد که ایران توانایی هماهنگسازی رگبارهای گسترده را دارد و اسرائیل نیز قادر است به حریم هوایی ایران نفوذ کرده و آن را در طول مدت جنگ تحت کنترل نگه دارد.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
این رویداد نشان داد که یک تقابل نظامی چگونه میتواند ظرف مدت کوتاهی به سطحی بالاتر از تنش ارتقا یابد و در عین حال، در شرایطی که فناوریهای پیشرفته، زمان تصمیمگیری را به چند دقیقه کاهش میدهند، نسبتاً سریع نیز خاتمه پیدا کند.
از نگاه اسرائیل و آمریکا، اهداف راهبردی در هر جنگ احتمالی آینده بهطور شفاف تعریف شده است: کاهش ظرفیت ایران در شلیک موشک و پهپاد، ضربه زدن به زیرساختهای هستهای و نظامی این کشور، و در عین حال حفاظت حداکثری از خاک و پایگاههای خودی در برابر حملات متقابل.
بزرگترین آرایش نظامی در منطقه طی بیش از ۲۰ سال گذشته
واشنگتن آرایشی کمسابقه از توان دریایی و هوایی خود را در منطقه مستقر کرده است؛ تمرکزی که به گفته منابع، از زمان پیش از جنگ ۲۰۰۳ عراق تاکنون بینظیر بوده و حتی از سطح آمادگی پیش از جنگ ژوئن با ایران نیز فراتر رفته است.
این افزایش نیروها بر استقرار دو گروه رزمی ناو هواپیمابر با ناوشکنهای مجهز به سامانه یورشی پیشرفته آگیس (Aegis) متمرکز است و در کنار آن، بیش از ۱۵۰ فروند جنگنده و هواپیما، از جمله «اف-۳۵»، «اف-۱۸» و «ایای-۱۸ گرولر» به پایگاههایی در اروپا و خاورمیانه منتقل شدهاند.
علاوه بر اینها، برای نخستین بار، ۱۲ فروند جنگنده پیشرفته «اف-۲۲ رپتور» نیز در جنوب اسرائیل مستقر شدهاند. همزمان، شمار بیشتری هواپیما بر عرشه ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» قرار دارند که روز جمعه در بندر حیفا پهلو گرفت و به این آرایش گسترده پیوست.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
برخی از این هواپیماها به سامانههای جنگ الکترونیک مجهز هستند. افزون بر این، هواپیماهای ترابری و سوخترسان بهطور مستمر در حال پرواز میان ایالات متحده، اروپا و خاورمیانه هستند و در پلتفرمهای رهگیری پرواز مشاهده میشوند.
این استقرار گسترده صرفا جنبه نمایشی ندارد و به گفته جروزالم پست، یک ساختار تهاجمی سیار و شبکهمحور را شکل میدهد که توان سرکوب سامانههای پدافند هوایی ایران، هدفگیری زیرساختهای موشکی و تأمین چتر دفاع موشکی برای اسرائیل و شرکای آن در خلیج فارس را داراست.
نقش محوری جنگندهها، پهپادها و تسلیحات دقیق با برد بلند در معادلات نبرد
برتری هوایی همچنان عامل سرنوشتساز برای اسرائیل و ایالات متحده خواهد بود. ناوگان جنگندههای «اف-۳۵» اسرائیل که در جنگ ۱۲ روزه نقش کلیدی داشت، این امکان را فراهم میکند که اهداف مستحکم یا در فواصل دور، با کمترین فرصت هشدار هدف قرار گیرند.
در مقابل، آمریکا نیز با اعزام جنگندههای «اف-۲۲» به اسرائیل و به گردش در آوردن جنگندههای «اف-۳۵» خود در سایر پایگاههای منطقهای، حضور خود را تقویت کرده است. این جنگندهها زیر چتر پشتیبانی هواپیماهای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد (آواکس / AWACS) با پوشش راداری وسیع فعالیت میکنند. همچنین پرواز هواپیماهای ملخگردان «بل بوئینگ وی-۲۲ آسپری» در منطقه گزارش شده است.
در کنار جنگندهها، سامانههای بدون سرنشین نیز نقشی همتراز و تعیینکننده خواهند داشت. اسرائیل بهعنوان یکی از بازیگران پیشرو جهانی در عرصه پهپادهای نظامی، از پلتفرمهایی مانند «هرمس ۹۰۰»، «هرون» و مهمات سرگردان «هاروپ» بهره میبرد.
این سامانهها نظارت مداوم فراهم میکنند و میتوانند اهداف متحرک را با هشدار اندک و در فواصل طولانی هدف قرار دهند. ایالات متحده نیز ناوگان خود شامل «امکیو-۹ ریپر»، پهپادهای نیروی دریایی نورثروپ گرومن امکیو-۴سی تریتون و دیگر داراییهای شناسایی در ارتفاع بالا را به این مجموعه میافزاید.
در مقابل، ایران نیز طی سالهای اخیر سرمایهگذاری سنگینی بر توسعه پهپادها، بهویژه خانواده «شاهد»، انجام داده؛ تجهیزاتی که هم به روسیه صادر شده و هم در نقاط مختلف منطقه مورد استفاده قرار گرفتهاند. در هر جنگ احتمالی آینده، احتمال میرود صحنههایی از تقابل مستقیم پهپادها با یکدیگر و همچنین حملات انبوه برای از کار انداختن و اشباع سامانههای دفاع هوایی مشاهده شود.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
تقابل ماه ژوئن نشان داد که پدافندهای ایران قابل نفوذ هستند. با این حال، یک کارزار طولانیمدت بهمراتب پیچیدهتر خواهد بود، بهویژه اگر ایران داراییهای خود را پراکنده کند یا به تأسیسات زیرزمینی متکی شود.
ناوگانهای ارتقا یافته «اف-۱۵» و «اف-۱۶» اسرائیل، مجهز به سلاحهای «دورایستا / stand off» تولید داخل، مانند خانواده بمبهای هدایتشونده «اسپایس» و موشک «رمپیج»، برد و دقت را افزایش میدهند بدون آنکه خلبانان مجبور باشند مستقیما بر فراز اهداف تحت حفاظت پرواز کنند.
ایالات متحده نیز با بهرهگیری از طیف گستردهای از جنگندههای رادارگریز، بمبافکنهای دوربرد و موشکهای کروز، قابلیت ضربهزدن از فاصله صدها مایل را دارد؛ سلاحهایی مانند موشک هواپرتاب «ایجیام-۱۵۸ جزم / JASSM ER) و «تاماهاوک» امکان هدفگیری سامانههای دفاع هوایی، مراکز فرماندهی و زیرساختهای کلیدی را از راه دور فراهم میکنند.
در مجموع، نیروهای اسرائیل و ایالات متحده با هم میتوانند کارزاری مبتنی بر دقت و اخلال، نه بمباران مداوم در مقیاس بزرگ، انجام دهند.
استراتژی ایران، همانطور که در جنگ ۱۲ روزه به نمایش گذاشته شد، بر فشار نامتقارن استوار است. زرادخانه ایران شامل موشکهای بالستیک، موشکهای کروز زمینی و انواع پهپادهاست که بسیاری از آنها توسط نیروهای نیابتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن آزمایش و استفاده شدهاند. در جریان حمله تلافیجویانه ماه ژوئن به اسرائیل، ایران از ترکیبی از این سامانهها، از جمله پهپادهای یکطرفه شبیه مدلهای شاهد که به دیگر کشورها نیز صادر شدهاند، استفاده کرد.
در صورت وقوع درگیری گستردهتر، ایران احتمالاً با اجرای حملات همزمان از چند جبهه، از جمله از طریق نیروهای متحد و نیابتی، تلاش خواهد کرد سامانههای دفاعی اسرائیل و ایالات متحده را تحت فشار قرار دهد. همچنین نیروهای ایران میتوانند اهداف آمریکایی، از جمله ناوهای جنگی مستقر در دریای سرخ، مدیترانه و اقیانوس هند را مورد حمله قرار دهند.
نقش حیاتی سامانههای پدافند هوایی
مسئله اصلی برای نیروهای پدافندی، پیچیدگی فنی تسلیحات نیست؛ بلکه کنترل حجم انبوه حملات و زمانبندی دقیق آنهاست که تعیینکننده موفقیت در مقابله با تهدیدهاست.
شبکه پدافند هوایی چندلایه اسرائیل، که شامل «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود»، سامانه «پیکان» و اکنون سامانه پدافند لیزری «پرتوی آهنین» است، طی دو سال گذشته ارزش خود را نشان داده و اکثریت تهدیدهای ورودی را رهگیری کرده است. با این حال، یک درگیری طولانی این سامانهها را در مقیاسی بسیار فراتر از آنچه تاکنون دیده شده به آزمون خواهد گذاشت.
آمریکا نیز حضور خود در منطقه را با استقرار سامانههای پاتریوت و در موارد ضروری، آتشبارهای «تاد / THAAD» تقویت کرده است. علاوه بر این، ناوشکنهای مجهز به سامانه «آگیس» پوشش دفاعی اضافی از مسیر دریا ارائه میدهند و توان عملیاتی دفاعی را گستردهتر میکنند.
تبادلات آتش در ماه ژوئن نشان داد که دفاع هماهنگ میان اسرائیل، ایالات متحده و شرکای منطقهای میتواند حملات گسترده را کاهش دهد، اما حفظ آن سطح از رهگیری برای چندین هفته یا ماه، سامانههای فرماندهی و کنترل و موجودی محدود رهگیرها را تحت فشار قرار خواهد داد.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
جنگ ژوئن و همچنین حمله ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ با پشتیبانی نیروهای آمریکایی، بریتانیایی، فرانسوی و اردنی در رهگیری تهدیدهای ایرانی همراه بود.
اما این بار، بسیاری از متحدان اعلام کردهاند که اجازه استفاده آمریکاییها از پایگاههای خود برای پلتفرمهایشان را نمیدهند یا استفاده از حریم هوایی خود برای انجام حملات را رد کردهاند.
با این حال، آنچه در فضای عمومی مطرح میشود، بهندرت منعکسکننده توافقهای پشت درهای بسته است؛ بهویژه زمانی که موشکها در حال عبور از آسمان هستند و تصمیمات فوری و عملیاتی اهمیت پیدا میکنند.
با این وجود، عدم توازن اقتصادی نیز بهطور قابل توجهی برجسته است؛ چرا که هر رهگیر میتواند تا میلیونها دلار هزینه داشته باشد، در حالی که تولید بسیاری از پهپادها و موشکهای ایرانی بهمراتب ارزانتر است.
آبراهها نیز میدان نبرد خواهند بود
عرصه دریا نیز به شدت مورد رقابت خواهد بود؛ نیروهای دریایی ایران با بهرهگیری از شناورهای سریع، مینها، موشکهای ضد کشتی و پهپادها، توان تهدید کشتیرانی و مسیرهای حیاتی در تنگه هرمز را دارند و این موضوع سطح پیچیدگی عملیات در منطقه را افزایش میدهد.
گروههای ضربتی ناو هواپیمابر آمریکایی برای مقابله با این قبیل تهدیدها نیز طراحی شدهاند، اما تجربه مبادلات ژوئن نشان دارد ایران میتواند بهسرعت نیروهای نیابتی خود را در نقاط کلیدی مانند دریای سرخ و خلیج عمان بسیج کند و مسیرهای تجاری را در معرض خطر قرار دهد. حفاظت از خطوط حیاتی کشتیرانی در چنین شرایطی مستلزم نظارت بیوقفه، استقرار سریع هواپیماهای تهاجمی و بهرهگیری از تجهیزات جنگ الکترونیک برای اخلال در سامانههای هدفگیری خواهد بود.
ماه گذشته، ناو هواپیمابر هستهای «یواساس آبراهام لینکلن» همراه با ناوگان گروه ضربت همراه خود پس از انجام عملیات در دریای جنوبی چین به خاورمیانه اعزام شد تا حضور نظامی آمریکا در منطقه را تقویت کند. همزمان، ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» نیز پس از مشارکت در تمرکز نیروها برای مأموریتی در آمریکای لاتین، به جمع دیگر شناورهای آمریکایی پیوسته است.
علی خامنهای، رهبر ایران تهدید کرده است که ناوهای هواپیمابر آمریکایی را غرق خواهد کرد، کاری که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون رخ نداده است.
ابعاد سایبری و فضایی در جنگ احتمالی
فناوریهای سایبری و فضایی نقشی تعیینکننده در درگیریها خواهند داشت، نقشی که ممکن است در نگاه اول نامرئی باشد اما پیامدهای آن حیاتی است. هر سه طرف از توانمندیهای سایبری هجومی برخوردارند و گزارشها نشان میدهد که اسرائیل و ایالات متحده پیشتر از این قابلیتها برای هدف قرار دادن زیرساختهای ایران بهره گرفتهاند.
در درگیری احتمالی آینده، عملیات سایبری عمدتاً شبکههای پدافند هوایی، سامانههای ارتباطی و زیرساختهای کلیدی را هدف خواهد گرفت. حال آنمه همزمان، جنگ الکترونیک شامل ایجاد اختلال، گمراهسازی و فریب راداری نیز سطح پیچیدگی میدان نبرد را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
داراییهای فضایی، از جمله ماهوارههای شناسایی، هشدار موشکی و ارتباطات، تقریباً همه جنبههای عملیاتهای آمریکا و اسرائیل را پشتیبانی میکنند و اطلاعات دقیق شامل تصاویر با وضوح بالا، دادههای سیگنال و شناسایی پرتاب موشک را فراهم میآورند.
این دادهها وارد یک سامانه فرماندهی شبکهای میشوند که هواپیماها، پهپادها، کشتیها و یگانهای زمینی را به هم متصل میکند. جنگنده اف-۳۵ بهعنوان یک گره حسگر پروازی، اطلاعات را بین پلتفرمها به اشتراک گذاشته و فرآیند هدفگیری را سرعت میبخشد.
همچنین، هوش مصنوعی به شکل روزافزونی برای پردازش حجم وسیع دادههای حسگر، شناسایی تهدیدها و ارائه راهکارهای فوری بهکار گرفته میشود.
تجربه جنگ ژوئن نشان داد که حتی یک درگیری کوتاه میتواند شامل صدها پهپاد، موشک و هواپیمای رادارگریز باشد که در هزاران کیلومتر پراکنده و فعال هستند. در صورت وقوع جنگ تمامعیار، این پیچیدگی به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت.
رویدادهای ژوئن همچنین نشان داد که حاشیه خطا بسیار کم شده است. در میدان نبردی که توسط اطلاعات لحظهای، رگبارهای سریع و پلتفرمهای رادارگریز شکل گرفته، تنشها میتوانند سریعتر از آنچه دیپلماسی بتواند مهار کند، تشدید شوند.
فناوری به هیچ وجه درگیری را پاکیزه یا قابل پیشبینی نمیکند. در منطقهای که احتمال اشتباه محاسباتی همواره وجود دارد، پیچیدگی ابزارهای نظامی بهکار رفته میتواند ریسکها را افزایش دهد، حتی اگر وعده دقت و کارآمدی بیشتری بدهد.