اندرو لاتهام، استاد روابط بینالملل در کالج مکالستر و پژوهشگر دفاعی با نگارش تحلیلی به اصطکاکهای تاکتیکی در مرحله نخست درگیری نظامی احتمالی میان ایران و ایالات متحده پرداخته که مشروح آن را میخوانید.
اگر در روزهای آتی جنگی با ایران آغاز شود، این احتمال وجود دارد که پایگاههای آمریکا در سراسر خلیج فارس بلافاصله با باران موشکی مواجه شوند.
چون که تهران نمیتواند در یک نبرد فرسایشی بر آسمان مسلط شود و نیروهای دریاییاش نیز قادر به بیرون راندن نیروی دریایی آمریکا از آبهای منطقه نیستند. در نتیجه، موشکها تنها ابزاری هستند که ایران میتواند از همان ساعات اولیه و در ابعاد گسترده به کار بگیرد؛ واقعیتی که فاز ابتدایی نبرد را تعریف میکند.
هدف حملات ایران، کند کردن روند پروازهای جنگی و آسیب به زیرساختهای حیاتی، پیش از آغاز فشارهای ضدحمله آمریکا برای محدود کردن ظرفیت پرتاب موشک خواهد بود. این تهدید کاملا جدی است، اما در عین حال با محدودیتهایی در زمینه «بقاپذیری تجهیزات» و «عمق ذخایر تسلیحاتی» روبروست.
مختصات ثابت، مواجهه واقعی
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس متکی بر تاسیساتی است که مکان آنها کاملا شناخته شده است. پایگاههای «العدید» در قطر، «الظفره» در امارات و «شاهزاده سلطان» در عربستان سعودی، ستونهای عملیات هوایی آمریکا در منطقه هستند. این پایگاهها مستحکم و مجهز به سیستمهای دفاعیاند، اما «ثابت» هستند.
باند فرودگاه را نمیتوان زیر آتش جابهجا کرد؛ مخازن سوخت همانجایی هستند که ساخته شدهاند و مراکز تعمیر و نگهداری باید در محل خود فعالیت کنند. لذا طراحان حملات نظامی ایران برای شناسایی نقاط هدف در محیط یک پایگاه بزرگ، نیازی به اطلاعات جاسوسی فوقپیچیده ندارند. در اینجا، «حجم آتش» و «زمانبندی» وزن بیشتری نسبت به ظرافتِ هدفگیری دارند. جغرافیا به تهران این فرصت را میدهد تا پیش از آنکه برتری عملیاتی آمریکا تثبیت شود، اصطکاک و مانع ایجاد کند.
توانمندیهای زرادخانه ایران
ایران سالها صرف بهینهسازی موشکهای بالستیک کوتاهبرد با سوخت جامدِ خانواده فاتح کرده است. ظاهرا نسخههای موشک «فاتح-۱۱۰» در مقایسه با نسلهای قبلی، زمان آمادهسازی کوتاهتر و هدایتپذیری دقیقتری دارند. در اینصورت، استفاده از پرتابگرهای متحرک، میتواند هدفگیری پیشگیرانه را دشوار کرده و نرخ بقای این سیستمها را در ساعات اولیه نبرد افزایش دهد.
این پیشرفتها حائز اهمیت هستند: کاهش زمان آمادهسازی برای شلیک و امکان پرتابهای پراکنده در شرایط عملیاتی، به معنای کاهش «زمان هشدار» پیش از به حرکت درآمدن موج حملات است. با این حال، هیچکدام از این موارد ایران را به یک قدرت ضربتی همتراز با آمریکا تبدیل نمیکند. دقت در کل توان موشکی متغیر است و آسیب زدن به یک پایگاه هوایی با خنثی کردن قدرت رزمی مستقر در آن، یکی نیست. ایران میتواند باندها را تخریب کرده و به زیرساختهای بیدفاع آسیب بزند، اما پس از بسیج تیمهای تعمیراتی و پراکندگی جنگندهها، متوقف نگه داشتن یک پایگاه بزرگ برایش دشوار خواهد بود. موشکها سرعت عملیات را تهدید میکنند، نه اینکه توانمندی را به کلی محو کنند.
دفاع زیر فشار
شبکههای پدافند موشکی لایهبندی شده، شامل سامانه پاتریوت و تاد، از خلیج فارس محافظت میکنند. این سامانهها عملکرد خوبی در رهگیری نشان دادهاند و محاسبات ایران را پیچیده و احتمال برخورد موفق را کاهش میدهند.
نقطه فشار اصلی در میزان پایداری است. تعداد موشکهای رهگیر محدود است و چرخه بارگذاری مجدد آنها در شرایط جنگی زمانبر است. پوشش دفاعی نمیتواند همزمان در همه جا متمرکز باشد. تهران کنترل زمان پرتاب را در دست دارد و فرماندهان آمریکایی ناچارند اولویتبندی کنند که کدام تاسیسات چتر دفاعی متراکمتری دریافت کند.
پنجره زمانی محدود
در ۴۸ ساعت نخست آغاز جنگ احتمالی، متغیر تعیینکننده، زمان است. توان موشکی ایران پیش از آنکه رصد مستمر و پوشش ضربتی آمریکا پیرامون فعالیتهای پرتابی تنگتر شود، در اوج قدرت خود خواهد بود. چون که در روزهای نخست، پرتابگرهای متحرک بقای بیشتری دارند و پیش از به بلوغ رسیدن عملیاتهای ضدحمله آمریکا، میتوانند موجهای حملات را ترتیب دهند.
با آسیب دیدن مخازن سوخت، چرخههای اولیه ضربتی کُند میشوند. فرماندهان در حالی که یگانهای پدافندی مشغول مدیریت تهدیدات ورودی هستند، توالی عملیات را تنظیم میکنند. حتی اصطکاکهای کوچک نیز تلاشها برای ایجاد شتاب عملیاتی را دشوار میکند. اما این فضای مساعد برای ایران به سرعت منقبض میشود. با آغاز درگیری، توان اطلاعات، شناسایی و مراقبت آمریکا گسترش مییابد، مخفی کردن ردپای پرتابها سختتر شده و حملات آمریکا نیز به سمت پرتابگرهای متحرک یا انبار موشکها سوق مییابند. در نتیجه، از شدت حملات ایران کاسته میشود.
یورونیوز فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
محدودیت ذخایر و فشار تصمیمگیری
ذخایر موشکی ایران قابل توجه است، اما نامحدود نیست. جایگزینی سیستمهای پیشرفتهتر نیازمند زمان و زیرساخت است. لذا شلیک با حجم بالا در فاز اولیه جنگ احتمالی، تخلیه ذخایر را تسریع کرده و منجر به تشدید حملات تلافیجوئی علیه شهرهای موشکی میشود.
تهران با یک محاسبه دشوار روبروست: شلیک سنگینِ اولیه باعث اختلال مشهود در تهاجم آمریکا میشود اما موجودی موشکها را به شدت کاهش میدهد. خویشتنداری، توانمندی را حفظ میکند اما از تاثیر فوری حملات اولیه میکاهد. موشکها برای شکل دادن به روزهای اول جنگ مناسب هستند، اما برای حفظ کنترل در یک نبرد طولانی، ابزار کارآمدی نیستند.
نتیجهگیری: برتری موقت
نیروهای موشکی ایران تهدیدی معتبر برای حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، به ویژه در مرحله آغازین جنگ هستند. آنها میتوانند زیرساختها را تخریب کرده و سرعت عملیات را کُند کنند، اما نمیتوانند پس از تشدید عملیاتهای ضدحمله آمریکا، مانع از تداوم قدرت هوایی ایالات متحده شوند.
اگر درگیری به زودی آغاز شود، موشکهای ایران «فصل اول» جنگ را رقم خواهند زد. پس از آن، ابتکار عمل تغییر میکند و طرفی که ظرفیت بیشتر و برد وسیعتری دارد، دیکتهکننده سرعت نبرد خواهد بود. تهران میتواند در ساعات اولیه عملیات آمریکا را مختل کند، اما نمیتواند این اختلال را تا ابد ادامه دهد.