مراسم چهلم کشتهشدگان اعتراضهای ایران در حالی طی روزهای اخیر برگزار شد که بازماندگان و شرکتکنندگان در این مراسم در شهرهای مختلف در آرامستانها و بر مزار جانباختگان به رقص و آوازخوانی پرداختند.
اقدامی که محدود به یک یا دو مراسم خاص نبود و این الگو در بسیاری از شهرها تکرار شد. تفاوت این شکل از عزاداری و سوگواری برای کشتهشدگان سرکوب اعتراضهای دی ماه با نوع عزاداری مرسوم در ایران که با گریه، شیون و نوحهخوانی همراه است توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
حرکتی که برخی از کاربران شبکههای اجتماعی آن را جلوهای از بیت «بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین/تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم» در شعر حافظ دانستند.
عدهای دیگر نیز ریشه این اقدام را مصاحبهای جستجو کردند که بیش از سه سال پیش از صدا و سیمای ایران پخش شد. مجیدرضا رهنورد، جوان معترضی که در جریان سرکوب جنبش «زن زندگی آزادی» در مشهد اعدام شد پیش از اجرای حکمش در حالی که چشمبند داشت به صدا و سیما گفته بود که ترجیح میدهد بازماندگان برای مرگ او به رقص و شادی بپردازند و به عزاداری سنتی نپردازند.
حکم اعدام مجیدرضا رهنورد در روز ۲۱ آذر ۱۴۰۱ در مشهد اجرا شد.
رقص و آوازخوانی بر مزار قربانیان سرکوب خونین دی ماه در ایران در عین حال نشان دهنده تغییری بنیادیتر در نظام ارزشی جامعه ایران یا حداقل در میان بخشی از جامعه است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
شکاف ارزشی بین معترضان و حکومت
در یکی از ویدئوهای منتشرشده از برگزاری مراسم چهلم کشتهشدگان، مادر نهایت رحیمی، یکی از قربانیان اعتراضها در گرگان خطاب به جمعیت شرکتکننده در مراسم چهلم دخترش میگوید که از این پس روزهای تاسوعا و عاشورا در ایران روزهای ۱۸ و ۱۹ دی خواهد بود.
این سخنان در حالی بیان شد که تاسوعا و عاشورا در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب ۵۷ روزهایی مهم در تقویم ایران بود. در یک هنجارشکنی دیگر علی کریمی، ستاره پیشین تیم ملی فوتبال ایران که پس از جنبش «زن زندگی آزادی» از کشور خارج شد تهدید به «قرآن سوزی» در صورت اعدام معترضان بازداشتشده کرده است.
در این میان نباید از یاد برد که به گفته مقامهای ایران در جریان اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی در سراسر کشور بیش از ۵۰ مسجد به آتش کشیده شد.
با کنار یکدیگر گذاشتن هر کدام از این رویدادها که شاید چند سال پیش هر کدام به کلی غیرقابل تصور به نظر میرسیدند میتوان به عمق تحول در لایههایی از جامعه ایران پی برد. به عبارت دیگر به نظر میرسد اقدامهایی که در جریان اعتراضهای پیشین طی دهههای گذشته از سوی حکومت ایران برای بیاعتبار کردن معترضان به آنها نسبت داده میشد اکنون نه تنها قبحی ندارند بلکه معترضان خود پیشگام اینگونه اقدامها میشوند.
رقص به عنوان ابزار مقاومت در برابر سرکوب
از سوی دیگر در کنار جنبه مذهبی اقدام شرکتکنندگان در مراسم چهلم روزهای اخیر باید در نظر داشت که این حرکت پیامی سیاسی نیز دارد.
به این معنا که معترضان و بازماندگان کشتهشدگان با رقص و آوازخوانی به جای سوگواری مرسوم این پیام را میرسانند که مقاومت در برابر سرکوب جای خود را به حزن و اندوه نداده و با وجود کشته شدن هزاران نفر از معترضان و اینکه زندگی در ایران زیر سایه جنگ قرار گرفته است، اما همچنان جای امیدواری به ادامه این «زندگی» و اعتراضها وجود دارد.
در مراسم چهلم برخی از کشتهشدگان عناصر مذهبی و دینی جای خود را به جنبههای ملی و میهنی مانند سرود «ای ایران» داده بود.
این در حالی است که هواداران حکومت ایران اقدام معترضان را تقبیح کردهاند و حتی تدفین کشته شدگان در قبرستان مسلمانان را زیر سوال بردهاند.
علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی ایران در مورد نحوه سوگواری معترضان گفته است: «ادعای ناراحتی دارند اما میزنند و میرقصند.»
مراسم چهلم معترضان در ایران محدود به روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن نبود و در روزهای پنجشنبه و جمعه ۳۰ بهمن و اول اسفند نیز بر سر مزار کشتهشدگان ادامه یافت.