جنگها در خاورمیانه اغلب تنها به عنوان درگیریهای ژئوپولیتیکی دیده نمیشوند؛ بلکه برای بسیاری این تحولات نشانههایی از تحقق پیشگوییهای دینی درباره «آخرالزمان» تلقی میشوند.
تشدید تنشها و درگیریهای نظامی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده بار دیگر عقاید آخرالزمانی را در میان پیروان ادیان مختلف بیدار کرده است و از این جنگ بهعنوان بخشی از سناریوی پیشگوییشده در کتابهای مقدس یاد میشود.
برخی مسیحیان انجیلی در آمریکا، این درگیریها را نشانه نزدیک شدن به «بازگشت دوم عیسی مسیح» تعبیر کردهاند. در سوی دیگر، برخی جریانهای مذهبی در جهان اسلام نیز تحولات منطقه را در چارچوب روایات مربوط به ظهور مهدی و نبردهای آخرالزمانی تفسیر میکنند. در سنت یهودی نیز، هرچند رویکردها بسیار متنوع است، برخی گروهها این تحولات را در چارچوب انتظار برای عصر ماشیح (مسیح موعود یهودی) تحلیل میکنند.
مسیحیان محافظهکار و پیشگوییهای کتاب مقدس
جان هگی، بنیانگذار سازمان «مسیحیان متحد برای اسرائیل»، در موعظهای در اول مارس ۲۰۲۶، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را بخشی از یک طرح الهی توصیف کرد. او گفت: «از نظر پیشگوییهای مذهبی، ما دقیقاً در همان زمانی قرار داریم که باید باشیم.» او سپس دعا کرد که «خدای قادر مطلق وارد میدان نبرد شود و دشمنان صهیون و دشمنان ایالات متحده پیش چشمان ما نابود شوند. بگذار خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند.»
در همین حال، شان فویخت، خواننده و فعال مسیحی، به «درهای گشوده آخرالزمانی» اشاره کرد که «خدا قرار است در ایران انجام دهد، زمانی که این حکومت با دعا برچیده شود».
این نوع تفکر آخرالزمانی ریشه در قرن نوزدهم دارد؛ زمانی که بسیاری از واعظان آمریکایی به سوی تفسیرهای لفظیتر از کتاب مقدس گرایش پیدا کردند. این تفسیرها همچنین بر روایت کتاب مقدس درباره وعده خداوند به ابراهیم و نسل او برای مالکیت «سرزمین مقدس» تأکید داشتند. شالوم گلدمن نویسنده کتاب «Zeal for Zion» به افزایش نفوذ صهیونیسم مسیحی بر سیاست در نیمقرن گذشته اشاره میکند و نویسنده آن بیان میدارد که امروز به نظر میرسد این طرز فکر در حال ورود به نهادهای دولت و ارتش آمریکا است.
بازگشت دوباره عیسی
«دیپنساسیونالیسم» یا «بخشودگیگرایی» ایدهای در الهیات پروتستان است که تاریخ بشر را به دورههای مختلفی تقسیم میکند؛ دورههایی که هر کدام بخشی از طرح خداوند برای جهان را به اجرا میگذارند. کلیساهایی که این دیدگاه را میپذیرند و معمولاً هم انجیلی هستند، باور دارند که دوره کنونی در حال پایان یافتن است. اما به باور آنان، این پایان تنها از مسیر رنج و مصیبت بزرگ فرا میرسد؛ دورهای که به آن «مصیبتهای یعقوب» گفته میشود. در نگاه آنان، اسرائیل مکانی است که این مصیبتها از آنجا آغاز میشود و در نهایت با بازگشت دوباره عیسی مسیح به اوج خود میرسد.
در ایالات متحده، قدرتمندترین جلوه این تفکر آخرالزمانی و تدبیرگرایانه در قالب «صهیونیسم مسیحی» دیده میشود. این اصطلاح به حمایت قوی بسیاری از مسیحیان از اسرائیل اشاره دارد؛ حمایتی که ریشه در روایت کتاب مقدس از پیمان خداوند با قوم عبرانی دارد.
حتی پیش از تأسیس اسرائیل نیز مسیحیان انجیلی محافظهکار مدتها شیفته ایده بازگشت یهودیان به صهیون بودند. در دهه ۱۹۴۰ تاکید پروتستانها بر این روایتهای کتاب مقدس بر افکار عمومی آمریکا تأثیر گذاشت و به شکلگیری حمایتها برای ایجاد یک دولت یهودی کمک کرد.
در نگاه برخی مسیحیان انجیلی، پیروزیهای اسرائیل در جنگهای عربی–اسرائیلی پیروزی خیر الهی بر شر بود. از دید آنان، طرح خداوند در تاریخ که در کتاب مقدس برای بشر آشکار شده، اکنون در سرزمین مقدس در حال تحقق است. بسیاری از مسیحیان محافظهکار بازگشت یهودیان به اسرائیل را مقدمهای برای بازگشت دوباره عیسی میدانند.
نفوذ صهیونیسم مسیحی به دولت
از زمان آغاز حملات به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بنیاد آزادی مذهبی ارتش (MRFF) میگوید بیش از ۲۰۰ شکایت از اعضای ارتش در تمام شاخههای نیروهای مسلح، از جمله تفنگداران دریایی، نیروی هوایی و نیروی فضایی، دریافت کرده است. در این شکایتها گفته شده که فرماندهان در شاخههای مختلف نیروهای مسلح آمریکا به سربازان گفتهاند جنگ کنونی با ایران بخشی از یک طرح الهی است و به مفاهیم کتاب مقدس درباره «آخرالزمان» اشاره کردهاند.
یکی از شاکیان، در شکایتی که توسط گاردین مشاهده شده است، به این بنیاد گفته است که «از ما خواسته شده تا به سربازان خود بگوییم که این «همه بخشی از نقشه الهی خداوند» است و به طور خاص به نقل قولهای متعددی از کتاب مکاشفه اشاره کرده است که به آرماگدون و بازگشت قریبالوقوع عیسی مسیح اشاره دارد». این افسر درجهدار افزود: «گفته شده که رئیس جمهور ترامپ توسط عیسی برگزیده شده تا آتش آغازین را در ایران برافروزد، آرماگدون را رقم بزند و بازگشت او به زمین را رقم بزند».
مایکی واینستاین، کهنهسرباز نیروی هوایی و رئیس این بنیاد، به روزنامه گاردین گفت: «هر وقت اسرائیل یا آمریکا در خاورمیانه درگیر میشوند، با این نوع حرفها روبهرو میشویم.»
نشانه دیگر ورود صهیونیسم مسیحی به دولت، انتصاب مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزاس، به عنوان سفیر آمریکا در اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بود. هاکبی که یک کشیش باپتیست است، از تأثیرگذارترین و شناختهشدهترین صهیونیستهای مسیحی به شمار میرود و سالها تورهای «سرزمین مقدس» به اسرائیل را برگزار میکرد.
هاکبی در گفتوگو با چارلی کرک، فعال مسیحی محافظهکار که در سپتامبر ۲۰۲۵ ترور شد، گفته بود: «من باور دارم که این مکان ویژه است، چون خدا آن را ویژه کرده است. کسانی که اسرائیل را برکت دهند، برکت خواهند یافت و کسانی که آن را نفرین کنند، نفرین خواهند شد. من میخواهم در سوی برکت باشم، نه در سوی نفرین.»
تفکرات آخرالزمانی در جمهوری اسلامی
گفتمان آخرالزمانی و انتظار ظهور امام دوازدهم شیعیان یکی از عناصر مهم گفتمان جمهوری اسلامی است. روحالله خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، ایده و هدف غایی انقلاب اسلامی را اینگونه بیان کرده بود که: «اول پهلوی را بیرون میکنیم، بعد حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و بعد پرچم آن را به امام عصر تحویل می دهیم.» این گفتمان که ریشه در سنت شیعه دوازده امامی دارد، در دهههای اخیر در برخی محافل سیاسی و مذهبی به چارچوبی برای تفسیر تحولات جهانی نیز تبدیل شده است.
مجتبی خامنهای، رهبر جدید و فرزند علی خامنهای، نخستین سخنرانی عمومی خود را با سلام به «امام زمان» آغاز و با خطاب دادن او به پایان رساند. رسمی که البته در میان رهبران مذهبی شیعه همواره رایج است. به اعتقاد آن ها، انتخاب رهبری و ولایت فقیه نیز درچارچوب فردی که نیابت از امام زمان را برعهده دارد، صورت می گیرد.
آیتالله جوادی آملی، مرجع تقلید و روحانی شیعه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و کشته شدن علی خامنهای با اعلام فتوای جهاد با اشاره به امام زمان گفت که «امروز حرف امام زمان این است که با صهیونیسم و آمریکا بجنگ خونش بر عهده من.»
در میان روحانیان نزدیک به جریان اصولگرا، محمدمهدی میرباقری از چهرههای شاخص در بسط نگاه آخرالزمانی به سیاست جهانی محسوب میشود. او که عضو مجلس خبرگان رهبری و رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است، در سال ۱۳۹۶ در قم گفته بود: «ما قائل به صلح هستیم ولی صلح پایدار که بعد از یک جنگ و جهاد پایدار است و تا این جهاد پایدار را پشتسر نگذارید و جبهه باطل را حذف نکنید، صلح پایدار در عالم برقرار نمیشود.»
او همچنین با انتقاد از دیدگاههایی که صرفاً بر صلح تأکید میکنند، گفته است: «سادهلوحی و سطحینگری است که بگوییم ما هم طرفدار صلح هستیم. باید از یک جنگ طولانی عبور کنیم و اصلا جای کوتاه آمدن نیست.»
در شرایطی مانند جنگهای منطقهای یا تنشهای شدید با غرب، این زبان و ادبیات آخرالزمانی بیش از پیش در سخنان برخی چهرههای سیاسی و مذهبی برجسته میشود؛ زبانی که تحولات جاری را نه صرفا در چارچوب رقابتهای سیاسی، بلکه در قالب نبردی تاریخی و سرنوشتساز میان دو جبهه متضاد تفسیر میکند.