در حالی که دونالد ترامپ تمام دیدارهای دیپلماتیک با تهران را لغو کرده و وعده داده کمک برای معترضان «در راه است»، پنتاگون بار دیگر سراغ پروندههای عملیات نظامی علیه ایران رفته است.
با گذشت نزدیک به سه هفته از آغاز اعتراضات سراسری در ایران و افزایش آمار جانباختگان به بیش از ۲۵۰۰ نفر، احتمال مداخله ایالات متحده از فاز «گمانهزنی» به «بررسی عملیاتی» تغییر وضعیت داده است.
دونالد ترامپ که تا همین چند روز پیش از احتمال مذاکره سخن میگفت، روز گذشته با لغو تمامی جلسات با مقامات ایرانی، سیگنال داد که زمان گفتگو به پایان رسیده است.
اکنون که دیپلماسی به بنبست رسیده و خیابانهای ایران محل سرکوب خونین معترضان شده، پرسش اصلی این است: اگر ترامپ بخواهد به وعدهاش عمل کند، چه کارتهایی برای بازی روی میز دارد؟
عملیات ویژه و مدل «ونزوئلا»
پس از موفقیت عملیات «عزم مطلق» و دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا، این سوال در محافل واشنگتن مطرح شد: آیا علی خامنهای هدف بعدی است؟
اگرچه این سناریو جذاب به نظر میرسد، اما واقعیت میدانی ایران تفاوتهای بنیادینی با کاراکاس دارد. در ونزوئلا، ارتش آمریکا حضور گستردهای در مرزها داشت و از خیانت فرماندهان داخلی بهره میبرد. در ایران، با وجود شکافهای عمیق، ساختار امنیتی همچنان پیچیده است.
با این حال، گزارشهای واشنگتنپست مبنی بر درخواست آمریکا از اروپا برای ارائه «اطلاعات محرمانه اهداف در ایران»، نشان میدهد که تمرکز بر «حملات نقطهزن» علیه سران سرکوب است.
مارینا میرون، تحلیلگر کینگز کالج لندن، معتقد است که «منطقیترین گزینه» برای آمریکا در حال حاضر، نه حمله تمام عیار، بلکه ترکیبی از تلاشهای اطلاعاتی، تسلیح احتمالی اپوزیسیون و کمک به معترضان برای تسلط بر یک شهر بزرگ و گسترش مقاومت از آنجاست.
جنگ سایبری و سلاحهای نامتعارف
ترامپ روی میز گزینههایی دارد که نیازی به شلیک موشک ندارند. محاصره اقتصادی برای قطع شریان نفتی به چین و حملات سایبری فلجکننده، میتوانند سناریوهای محتمل باشند.
سابقه حمله به پمپبنزینها در سال ۲۰۲۱ و سیستمهای دفاعی، نشان میدهد که زیرساختهای ایران آسیبپذیرند. اما گزارشهای جدید از وجود سلاحهای مرموزتر نیز خبر میدهند.
پس از عملیات ونزوئلا، شایعاتی درباره استفاده از «سلاحهای صوتی» منتشر شد که قربانیان را دچار خونریزی داخلی و ناتوانی حرکتی میکرد؛ تکنولوژیای که هنوز به طور رسمی تایید نشده اما میتواند معادله سرکوب را تغییر دهد.
حملات هوایی محدود یا گسترده؟
حملات محدود به اماکن نمادین (مانند پادگانهای بسیج یا مراکز فرماندهی پلیس) کمریسکترین گزینه نظامی است.
این حملات میتواند بدون نیاز به پایگاههای کشورهای عربی انجام شود، اما منتقدان میگویند چنین حملاتی ممکن است بدون وارد کردن ضربه کاری به رژیم، تنها باعث تحریک احساسات ناسیونالیستی شود و به حکومت بهانه دهد تا سرکوب داخلی را تحت عنوان «مبارزه با دشمن خارجی» تشدید کند.
از سوی دیگر، یک کارزار گسترده بمباران علیه سپاه پاسداران و سایتهای موشکی، اگرچه موثرتر است، اما با موانع لجستیکی روبروست.
ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» هزاران کیلومتر دورتر در دریای چین جنوبی است و کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا (قطر، کویت و عربستان) صراحتا با استفاده از خاکشان برای حمله مخالفت کردهاند.
چالش بزرگ: هراس متحدان و تلافی تهران
یک مانع دیگر ترامپ، ترس متحدان عربش است. لابی ریاض و سایر پایتختهای خلیج فارس برای جلوگیری از جنگ، ریشه در تجربه جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن دارد؛ زمانی که موشکهای ایرانی پایگاههای قطر را لرزاندند.
ایران که اکنون به گفته عباس عراقچی «کاملا برای جنگ آماده است»، تهدید کرده که هرگونه تعرضی را با پاسخ کوبنده مواجه خواهد کرد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
بستن تنگه هرمز، حمله به زیرساختهای نفتی خلیج فارس و شلیک به اسرائیل، سناریوهایی هستند که باعث شدهاند مشاوران ترامپ با احتیاط بیشتری به گزینه نظامی نگاه کنند.
با این حال، با عبور آمار کشتهشدگان از مرز ۲۵۰۰ نفر و خط قرمزی که دونالد ترامپ در این خصوص ترسیم کرده بود، فشار اخلاقی و سیاسی برای مداخله آمریکا هر لحظه بیشتر میشود.