امکاناتی مثل پیمایش بیپایان و خوراکهای شخصیسازیشده در شبکههای اجتماعی میتواند به استفاده وسواسگونه دامن بزند. کارشناسان میگویند برای تغییر واقعی، غولهای فناوری باید مدلهای کسبوکار خود را عوض کنند.
به گفته اورزولا فون در لاین، رییس کمیسیون اتحادیه اروپا، این اتحادیه قصد دارد با قانونگذاری تازه به موضوع حفاظت از کودکان در برابر «طراحی اعتیادآور» شبکههای اجتماعی بپردازد.
او سهشنبه در سخنرانی (منبع به زبان انگلیسی) خود در کپنهاگ گفت: «کمخوابی، افسردگی، اضطراب، خودآسیبرسانی، رفتار اعتیادآور، آزار و اذیت اینترنتی، گرومینگ، بهرهکشی، خودکشی؛ خطرها با سرعت در حال افزایش است.»
او افزود: «این خطرها واقعیت دنیای دیجیتال است و بگذارید کاملا روشن بگویم؛ اینها تصادفی نیستند، بلکه نتیجه مدلهای کسبوکاری هستند که توجه کودکان ما را به کالا تبدیل میکنند.»
فون در لاین اضافه کرد که طرح «قانون انصاف دیجیتال» که قرار است اواخر امسال ارائه شود، به طور مشخص «شیوههای طراحی اعتیادآور و مضر» را هدف میگیرد.
این اظهارات پس از آن مطرح میشود که کمیسیون در ماه فوریه اعلام کرد «طراحی اعتیادآور» تیکتاک ناقض قوانین اتحادیه اروپاست و همین تصمیم بار دیگر بحث درباره این که آیا شبکههای اجتماعی واقعا اعتیادآور هستند را داغ کرده است.
در آن سوی اقیانوس اطلس، هیات منصفهای در کالیفرنیا به نفع زنی ۲۰ ساله به نام KGM رای داد که مدعی بود اعتیادش به پلتفرمهای گوگل و متا باعث تشدید مشکلات سلامت روان او شده است. متا اکنون خواستار لغو این رای شده است.
این پلتفرمها آیا از ابتدا برای اعتیادآور بودن طراحی شدهاند و اگر چنین است چه کاری میتوان برای غلبه بر آنها انجام داد؟
آیا شبکههای اجتماعی اعتیادآور هستند؟
ناتاشا شول، دانشیار رسانه، فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه نیویورک، میگوید پلتفرمهای شبکه اجتماعی به شیوهای مشابه دستگاههای اسلات عمل میکنند چون پاداشهای غیرقابل پیشبینی و بازخورد سریع مانند نظر و لایک ارائه میکنند.
کریستیان مونتاگ، استاد علوم شناختی و مغز در دانشگاه ماکائو در چین، میگوید ویژگیهایی در پلتفرمهای شبکه اجتماعی مانند دکمه «لایک»، صفحههای «برای شما» که محتوای تازه را توصیه میکنند و «اسکرول بینهایت» که در آن خوراک خبری هیچگاه تمام نمیشود، میتوانند به استفاده اجباری از این پلتفرمها منجر شوند.
مونتاگ در گفتگو با یورونیوز نکست گفت: «گرفتن یک لایک احساس خوبی ایجاد میکند، بعد کاربر میخواهد دوباره این احساس خوب را تجربه کند و دوباره چیزی پست میکند که میتواند به شکلگیری عادت منجر شود.»
تیکتاک با افزودن پخش خودکار و ویدئوهای کوتاه به این ترکیب، چرخه پاداش را حتی سریعتر میکند.
مونتاگ گفت: «مغز انسان به تازگی واکنش بسیار شدیدی نشان میدهد و در اینجا هر ۱۵ ثانیه یک چیز تازه اتفاق میافتد، بنابراین حتی اگر ویدئوی فعلی چندان جالب نباشد من همیشه در حالت انتظار هستم که دستکم ویدئوی بعدی خوب باشد.»
داریا کوس، مدیر برنامه در دانشگاه ناتینگهام ترنت در بریتانیا، میگوید کمیسیون در تصمیم خود هشدار داده که کاربران در پلتفرمهایی مثل تیکتاک میتوانند به «حالت خلبان خودکار» بروند؛ حالتی که در آن به جای تعامل فعال فقط به طور منفعل محتوا مصرف میکنند.
کوس گفت: «این نوع مصرف شبکههای اجتماعی با بدتر شدن وضعیت سلامت روان از جمله اعتیاد، مقایسه اجتماعی رو به بالا، ترس از دست دادن، انزوای اجتماعی و تنهایی ارتباط دارد.»
تیکتاک این توصیف کمیسیون از پلتفرم خود به عنوان یک سرویس اعتیادآور را رد کرد و یافتههای آن را «کاملا نادرست» خواند. این شرکت میگوید ابزارهایی مانند کنترل زمان استفاده از صفحه و گزینههای دیگر در اختیار مردم میگذارد تا مدت زمانی را که آنلاین هستند تنظیم کنند.
تغییر مدل کسبوکار، تغییر رفتار
کارشناسان میگویند شرکتهای مالک شبکههای اجتماعی میزان موفقیت خود را با مدت زمانی که کاربر پای دستگاه صرف میکند میسنجند؛ معیاری که به طور مستقیم درآمد تبلیغاتی را افزایش میدهد. به گفته مونتاگ و شول این مدل به شکل ذاتی حداکثرسازی درگیری و مشارکت کاربر را پاداش میدهد.
شول گفت: «اگر از شرکتهای شبکه اجتماعی بپرسید آیا عمدا در حال طراحی برای معتاد کردن مردم هستید، میگویند به هیچ وجه، ما عمدا برای بهینهسازی درگیری کاربر طراحی میکنیم» و افزود که احتمالا این شرکتها محصولات خود را با هدف ایجاد اعتیاد طراحی نکردهاند.
مونتاگ و شول پیشنهاد میکنند پلتفرمها به مدل اشتراکی روی بیاورند. اگر کاربران مبلغ اندکی بپردازند، پلتفرمها دیگر برای کسب سود وابسته به تبلیغات و ردیابی دادههای شخصی نخواهند بود و در نتیجه میتوان برخی از این ویژگیها را حذف کرد.
پژوهش مونتاگ نشان میدهد مردم تمایلی به پرداخت حق اشتراک برای شبکههای اجتماعی ندارند چون به چنین مدلی عادت نکردهاند. اما او میگوید وقتی شرکتکنندگان در مطالعهاش فهمیدند این مدل میتواند زمان استفاده از صفحه را کاهش دهد یا امکان استخدام راستیآزمایان برای مقابله با اطلاعات نادرست را فراهم کند، تمایل بیشتری به پرداخت نشان دادند.
مونتاگ افزود یکی دیگر از گزینهها این است که بخشی از بودجه عمومی که به سازمانهای رسانهای سنتی اختصاص مییابد برای تامین مالی پلتفرمهای جایگزین نیز استفاده شود.
برخی نهادهای عمومی از هماکنون این راه را آزمودهاند. ناظر حفاظت از دادههای اروپا (EDPS) در سال ۲۰۲۲ دو کانال شبکه اجتماعی اروپایی برای نهادهای اتحادیه اروپا با نامهای EU Voice و EU Video راهاندازی کرد. این پلتفرمها در سال ۲۰۲۴ به دلیل کمبود بودجه تعطیل شدند.
گروه کاری (منبع به زبان انگلیسی) «انکوباتور فضاهای عمومی» متشکل از پخشکنندگان عمومی از بلژیک، آلمان، سوئیس، ایالات متحده، کانادا و استرالیا اعلام کرده که بیش از ۱۰۰ نمونه اولیه برای بهبود گفتوگوی آنلاین توسعه داده است.
یکی از نمونهها از سوی رادیو تلویزیون کانادا (CBC) نمای «میدان عمومی» (منبع به زبان انگلیسی) را نشان میدهد که در یک پخش زنده ویدئویی تعبیه میشود. این قابلیت به کاربران اجازه میدهد همزمان با هم تماشا کنند و در زمان واقعی نظر بدهند و گزینههای ظریفتری برای بیان نظر مانند «با احترام مخالفم»، «باعث شد فکر کنم» یا «نظرم را عوض کرد» در اختیارشان میگذارد. هنوز روشن نیست کدامیک از این ابزارها، اگر اصلا ابزاری، به کار گرفته شده یا این که آیا میتوانند جای شبکههای اجتماعی را بگیرند یا نه.
شول گفت که تغییر معنادار در پلتفرمهای بزرگ شبکههای اجتماعی احتمالا فقط از مسیر اقدام حقوقی ممکن است.
او گفت: «اگر طراح باشید و برای یک شرکت کار کنید، هدف شما افزایش درگیری کاربر است و به نظر من تنها راهی که میتوان جلوی این روند را گرفت وضع محدودیتهای سخت و روشن است؛ محدودیت در زمان استفاده، دسترسی و سن.»
آیا گزینههای جایگزین وجود دارد؟
فدیورس، شبکهای غیرمتمرکز از رسانههای اجتماعی که در آن پلتفرمهای مستقل کاربران را بدون تبلیغ، ردیابی یا اشتراکگذاری دادهها به هم متصل میکنند، گزینههایی در برابر پلتفرمهای غولهای فناوری ارائه میدهد.
از جمله این سایتها میتوان به ماستودون به عنوان جایگزینی برای ایکس (توییتر سابق)، پیکسلفد به عنوان اپلیکیشن اشتراکگذاری عکس شبیه اینستاگرام و پیرتیوب به عنوان اپ ویدئویی مشابه یوتیوب اشاره کرد.
تا ۲۴ فوریه، ۱۵ میلیون حساب کاربری (منبع به زبان انگلیسی) در فدیورس وجود داشت که ۶۶ درصد آنها در پلتفرم اجتماعی ماستودون فعال بودند.
ماستودون زمانی محبوبیت بیشتری پیدا کرد که میلیاردر ایلان ماسک در سال ۲۰۲۲ توییتر، یعنی ایکس فعلی، را خرید. با این حال مونتاگ به دشواری کار برای شرکتهای مسئولتر در حوزه شبکههای اجتماعی اشاره میکند و میگوید: «به گمانم، صادقانه بگویم، کار بسیار سختی خواهد بود که پلتفرمهایی طراحی کنیم که از یک سو راحت و در دسترس باشند و از سوی دیگر درگیری کاربر و طولانی شدن زمان آنلاین ماندن را بیش از حد تشدید نکنند.»
چطور جلوی دوماسکرولینگ را بگیریم
کاربران شبکههای اجتماعی خودشان هم میتوانند اسکرول وسواسگونه را کاهش دهند.
شول توصیه میکند دسترسی به سایتهای شبکه اجتماعی تا حد ممکن دشوار شود. یکی از راهبردها این است که کاربران اپلیکیشنها را در یک پوشه با عنوان «شبکههای اجتماعی» در آخرین صفحه گوشی هوشمند خود قرار دهند تا دسترسی به آنها سختتر شود. او همچنین بر تعیین محدودیت زمان استفاده از صفحه در تلفنها تاکید کرد.
کوس و مونتاگ پیشنهاد میکنند حذف کامل اپلیکیشنهای شبکه اجتماعی از گوشیهای هوشمند هم مد نظر قرار گیرد. مونتاگ افزود اگر کاربران میخواهند از شبکههای اجتماعی استفاده کنند، بهتر است از طریق رایانه رومیزی وارد این سایتها شوند تا استفاده از آنها کمتر در دسترس و خودکار باشد.
مونتاگ گفت: «من نمیگویم اصلا از شبکههای اجتماعی استفاده نکنید، اما آنها را همیشه در دسترس نداشته باشید چون این کار میتواند زمان حضور آنلاین را کاهش دهد» و اضافه کرد که مردم باید اعلانهای اپلیکیشنهایی را که میخواهند روی تلفن خود نگه دارند غیرفعال کنند.
مونتاگ همچنین پیشنهاد میکند کاربران هر جا ممکن است تلفنهای خود را با ابزارهای آنالوگ جایگزین کنند؛ مثلا به جای گوشی از ساعت زنگدار معمولی یا ساعت مچی برای نگاه کردن به زمان استفاده کنند.
کوس میگوید اگر هیچیک از این راهکارها جواب نداد، پنهان کردن گوشی از جلوی چشم کاربر در «موقعیتهای روزمره» هم میتواند کمک کند.
با این همه مونتاگ و شول تاکید میکنند مسئولیت نباید بر دوش مصرفکننده برای خودتنظیمی باشد بلکه این پلتفرمها هستند که باید تغییر کنند.
این مقاله در ۱۲ مه ۲۰۲۶ بهروزرسانی و دوباره منتشر شده است.