«هولی پاپ» نمایشگاهی است که بازدیدکنندگان را به درون دنیای عجیب، جذاب و در عین حال زیبا و رنگارنگ هواداران وسواسی میبرد.
در طول زندگیام آدمهای زیادی را دوست داشتهام، اما مدتی طولانی، کریستینا آگیلرا را از همه بیشتر دوست داشتم.
داستان مثل خیلی از شیفتگیهای پاپفرهنگی نسل هزاره شروع شد: ایستادن بین قفسههای یک فروشگاه صفحه. پدرم گفت میتوانم هرچه میخواهم انتخاب کنم و من «Stripped»، آلبوم دوم آگیلرا را که آن موقع تازه منتشر شده بود، برداشتم.
در راه بازگشت به خانه، وقتی آن را در پخش سیدی ماشین گذاشتم و شیشهها را پایین دادم، حس کردم هویت قدیمیام در باد محو میشود و جایش را به تندبادی از چیزی تازه میدهد.
شاید اصلا آن دخترکم قبل از بلوغ که شیفته سگهای کارتونی و دامنهای فلانلی رنگینکمانی بود، نبودم. شاید زنی بودم بدفهمیدهشده با صدایی قدرتمند و اضطرابی شاعرانه؛ فقط هنوز شلوار جین فاقکوتاه مناسبم را پیدا نکرده بودم.
سالهای بعد در هالهای از صفحههای طرفداری در GeoCities، جمعکردن هر پوستر مجلهای که پیدا میکردم و انداختن حلقه بینی تقلبی از فروشگاه Claire’s Accessories گذشت. زنگ نوکیایم را روی «Fighter» گذاشتم، رقص «Dirrty» را بینقص تمرین کردم و بروشور تور «Xtina» در سال ۲۰۰۳ را مثل یک کتاب مقدس کنار تختم نگه میداشتم.
بعد یک روز، همان قدر ناگهانی که این وسواس سراغم آمده بود، محو شد و فقط خاطرهها و یادگاریها را پشت سر گذاشت.
یک جامدادی فلزی با تصویر خواننده رویش، عکسی مچاله از او در حالی که همان چپزهای بدنام را پوشیده بود. برای دیگران خرتوپرتی نوستالژیک و بیارزش، اما برای من زمانی شناورهای جادویی وسط آشوب نوجوانی بود.
قدرت چنین شیفتگیهایی به سلبریتیها و هویتهایی که دور آنها برای خودمان میسازیم، موضوع نمایشگاهی تازه در سامرست هاوس لندن با عنوان «Holy Pop!» است.
این نمایشگاه پر است از محرابها و سوغاتیهایی که از «اسپایس گرلز» تا الویس را تقدیس میکنند و احساسی شبیه قدم گذاشتن به دفتر خاطرات یک نوجوان میدهد. درخشش آدامسی شیشههای عطر، نیمکتهای نگینکاریشده و نامههای عاشقانهای که با عجله خطخطی شدهاند؛ همه چیز به جهان درونی کسی دیگر تعلق دارد.
توری ترک، کیوریتور نمایشگاه، به یورونیوز کالچر گفت: «نمایشگاه بدیهی است که درباره فرهنگ پاپ است، اما درباره مردم هم هست و این که چطور در زندگی راهمان را پیدا میکنیم؛ چیزهایی که به آنها میآویزیم تا بتوانیم دوام بیاوریم و احساس تعلق کنیم.»
او افزود: «مراقبت از این اشیا و چیدن با دقت آنها واقعا درمانگر است و در واقع بسیار معنادار.»
ترک در دوران کارش در HyMag، که به داشتن بزرگترین مجموعه مجلات در جهان میبالد، شیفته علاقهمندان به موضوعات حاشیهای و کلکسیونهایشان شد؛ همان اشیای به ظاهر جلف یا عجیب و غریبی که در موزههای سنتی اعتباری ندارند اما سرشار از وجوه انسانی یگانهاند.
او گفت: «اینها چیزهایی بود که چشم نخبگانی که فقط به بهترینهای طراحی علاقه داشتند، از آنها گذشته بود. احساس میکردم فرهنگ پاپ را کمی سطح پایین میبینند، برای همین شروع کردم به جمعآوری خودِ کلکسیونرها.»
باید ایمان داشت
هرچه جهان سکولارتر شده، مردم برای پر کردن خلایی درونی، ستایش خود را به سمت سلبریتیها و فرهنگ پاپ چرخاندهاند.
سالی رونی در رمانش «Beautiful World, Where Are You» این وضعیت را «رشد بدخیمی در جایی که زمانی امر مقدس قرار داشت» مینامد. اما در کنار همه روابط پاراسوشال و پیامدهای بالقوه مضرِ بالا بردن سلبریتیها بر سکوهای پرستش، وجهی دوستداشتنی هم در این ماجرا هست.
از برچسبهای هولوگرافیک جورج مایکل روی آینههای قلبیشکل گرفته تا حلقههای گل صورتیِ پاستلیِ یادبود و کوزههای بیسکویت «Yellow Submarine» پر از خاکستر، تماشایی است که چگونه فرهنگهای طرفداری الهامبخش اجتماع، ارتباط و خلاقیتی در عین دستوپاچلفتی بودن، افسونگر میشوند.
برای اغلب مردم این شیفتگیها ممکن است از هیچ، و به دست هرکس و هرچیزی، شعلهور شوند. اما قابل توجه است که بعضی آیکونها، مثل دالی پارتن، پرینس و الویس، ظاهرا جذابیتی بهخصوص و پرشدت دارند که نسلهای تازه را هم همچنان مجذوب خود میکند.
ترک گفت: «فکر میکنم بعضی آدمها فقط آن جادوی خاص را دارند و همین جادوست که روح دیگران را لمس میکند؛ مثلا شیوه هجومآور الویس به فرهنگ پاپ. او تبدیل شد به چیزی شبیه عیسا؛ یک پیامبر.»
آدامس نینا سیمون
نمایشگاه در اتاقی تاریک به پایان میرسد؛ جایی که فقط درخشش گویمانند تکه کوچکی آدامس دیده میشود. این شاید مقدسترین شیء در تمام نمایشگاه باشد: تودهای کدر که برای لحظهای کوتاه در دهان نینا سیمون بوده است.
این خواننده در اجرای سال ۱۹۹۹ در لندن آدامس را روی پیانوی خود گذاشت و رفت و وارن الیس، موسیقیدان استرالیایی، شتابان آن را برداشت. او بعدتر کتابی الهامگرفته از آن نوشت و گفت: «دوست دارم این واقعیت را که این چیز کوچک، این آدامس، در اصل هیچ است و تبدیل شده به چیزی تقریبا مقدس و معنوی؛ یادگاری متبرک...»
هرکس که در بازار کهنهفروشها پرسه زده باشد یا لحظهای به جورابی رهاشده روی پیادهرو خیره شده باشد، میداند که اغلب همین اشیای کاملا معمولیاند که بیش از هرچیز ما را به هم وصل میکنند.
در «Holy Pop!» این اشیا فقط نماد چرخش جامعه به سمت پرستش سلبریتیها نیستند، بلکه میل مشترک همه ما برای چنگ زدن به احساسی را نشان میدهند که زمانی، مکانی یا انسانی خاص در ما برانگیخته است.
ترک گفت: «یک شیء این قدرت را دارد که شما را به زمانی و احساسی برگرداند؛ مثلا نگه داشتن بلیت قطار یا، میدانید، یواشکی برداشتن ته سیگار یک سلبریتی.»
او افزود: «هرقدر هم پیشپاافتاده یا مسخره باشند، این چیزها قدرت این را دارند که در شما حسی خاص برانگیزند.»
در نهایت، یادگاریهای شیفتگی ما به سلبریتیها در اصل هرگز معبدهایی برای آنها نیست، بلکه زیارتگاههایی است برای خودمان؛ برای آن نسخههایی از خودمان که بودهایم و آن آدمهایی که بیشرم و حیا دوستشان داشتهایم، با تمام رقصهای «Dirrty» و بقیه ماجرا.
نمایشگاه «Holy Pop!» تا ۹ اوت ۲۰۲۶ در سامرست هاوس لندن در بریتانیا برپاست.