Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

هرج‌ومرج، صمیمیت و خجالت فاجعه‌بار: بهترین صحنه‌های کارائوکه در سینما

«اسکارلت یوهانسون» در فیلم «گمشده در ترجمه» در یک بار کاراوکه ترانه «Brass in Pocket» از گروه «پرتندرز» را میخواند.
«اسکارلت جوهانسون در فیلم «گمشده در ترجمه» در یک بار کارائوکه ترانه «براس این پاکت» از گروه پرتندرز را می‌خواند.» Copyright  American Zoetrope / Focus Features / Tohokushinsha
Copyright American Zoetrope / Focus Features / Tohokushinsha
نگارش از Amber Louise Bryce
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

همزمان با اجرای ترانه «علامت زمانه» توسط ساندرا هولر در بلاکباستر علمی‌تخیلی «پروژه هیل مری»، یورونیوز کالچر به ماندگارترین صحنه‌های کارائوکه سینما نگاهی می‌اندازد.

تقریبا هر کسی یک آهنگ کارائوکه محبوب دارد و برای ساندرا هولر این آهنگ «Sign of the Times» از هری استایلز است.

آگهی
آگهی

به گزارش‌ها این بازیگر آلمانی برای استفاده از این ترانه پاپ در یکی از صحنه‌های تازه‌ترین فیلمش، Project Hail Mary، پافشاری کرده است؛ فیلمی که در آن معلم مدرسه، دکتر رایلند گریس (رایان گاسلینگ)، در ماموریتی برای نجات جهان به فضا فرستاده می‌شود. در مهمانی خداحافظی، هولر که نقش مدیر پروژه، ایوا استرات، را بازی می‌کند، میکروفن را برمی‌دارد و شروع به خواندن می‌کند.

این لحظه‌ای غیرمنتظره از سکون است که آسیب‌پذیری شخصیت او را آشکار می‌کند و در عین حال خجالت مشترک همه ما هنگام اجرای ضعیف را هم عیان می‌کند.

کارائوکه که در زبان ژاپنی به معنای «ارکستر خالی» است، سال‌ها است برای فیلمسازان نمادی وسوسه‌انگیز از تضادها بوده است. از یک سو کیچ و سرشار از شوخی و خوشی است، نمایشی کمدی از خودابرازی؛ و از سوی دیگر تجربه‌ای ناراحت‌کننده، تحقیرآمیز و کمی غم‌انگیز، شبیه تماشای خالی شدن آهسته باد یک بادکنک هلیومی.

همین تضاد میان اجرا و واقعیت، زمینه‌ساز بعضی از تاثیرگذارترین لحظه‌های تاریخ سینما شده است؛ لحظه‌هایی که در آنها شخصیت‌ها عمیق‌ترین حقیقت‌های درونی خود را بیرون می‌ریزند، در حالی که ترانه‌ها به شکل اغراق‌آمیزی کارتونی روی صفحه می‌جهند.

چه برای ایجاد طنز و موقعیت‌های ابزورد و چه برای ویران کردن کامل مخاطب از نظر عاطفی (که بیشتر وقت‌ها همین طور است)، اینها چند سکانس کارائوکه هستند که هنوز در گوش‌مان طنین دارند؛ چه خوشایند، چه ناخوشایند.

داستان ازدواج (۲۰۱۹)

🎤 «Someone to need you too much / Someone to know you too well / Someone to pull you up short / To put you through hell»

فیلم نوآ بامباک درباره فروپاشی ازدواج میان کارگردان تئاتر، چارلی (آدام درایور)، و بازیگر، نیکول (اسکارلت جوهانسون)، پرتره‌ای ویرانگر از رمانسی است که به تباهی کشیده شده است. چارلی که از عمق نارضایتی نیکول خبر ندارد، با انکار واقعیت کنار می‌آید؛ خون‌سردی ظاهرا خوش‌برخورد او ناگهان به خشم می‌انجامد و در نهایت جای خود را به پذیرش می‌دهد. وقتی او قطعه «Being Alive» از موزیکال «Company» استیفن سوندهایم را می‌خواند، لحظه دیرهنگام پالایش روحی فرا می‌رسد. فراتر از آن، این اجرا به جشن پرشوری برای آسیب‌پذیر بودن تبدیل می‌شود؛ برای این که بارها و بارها بی‌محابا خودت را به دل عشق بیندازی، حتی وقتی خطرها را می‌دانی.

گمشده در ترجمه (۲۰۰۳)

🎤 «More than this / You know there's nothing / More than this»

دو آمریکایی گمشده و تنها در فیلم برنده اسکار سوفیا کاپولا، که در دل نئون‌های سرگیجه‌آور و باران‌خورده توکیو در ژاپن می‌گذرد، پیوندی بعید برقرار می‌کنند. در حالی که شارلوت (اسکارلت جوهانسون)، همسر جوان یک عکاس سفرکرده، روزهایش را بی‌هدف در شهر پرسه می‌زند، باب (بیل موری)، بازیگر مسن و بی‌انگیزه، در چارچوب محدودیت‌های هتل بی‌قرار و غرق در فکر می‌ماند. آنها با تشخیص حس مشترک ازخودبیگانگی در یکدیگر، شبی بر سر نوشیدنی با هم آشنا می‌شوند و از دل این دیدار، پیوندی صمیمی و ناگفته شکوفا می‌شود.

در تمام طول فیلم، نوعی سرخوردگی وجودی به شکلی زیبا ثبت می‌شود؛ احساسی از سرگردانی و ناپیدا بودن، گویی سرنوشتت این است که برای همیشه از همه چیز جدا و معلق شوی.

وقتی این دو ناگهانی به سراغ یک بار کارائوکه می‌روند، لحظه‌ای نادر رقم می‌خورد که در آن تردیدها و ناامنی‌هایشان را کنار می‌گذارند و جرات می‌کنند خود واقعی‌شان کاملا دیده شود. اجرای باب از ترانه «More Than This» گروه راکسی میوزیک به‌ویژه معنا پیدا می‌کند، چون طعنه‌گویی همیشگی او جایش را به صداقتی نرم و لطیف می‌دهد که به شارلوت نشان می‌دهد تا چه حد برایش اهمیت دارد.

افترسان (۲۰۲۲)

🎤 «I thought that I heard you laughing / I thought that I heard you sing / I think I thought I saw you try»

کمتر فیلمی در سال‌های اخیر مثل شاهکار شارلوت ولز احساسات‌مان را تکه‌تکه کرده است. داستان که عمدتا در اواخر دهه ۹۰ میلادی و در یک اقامتگاه تفریحی در ترکیه می‌گذرد، تعطیلات آخر صوفی یازده‌ساله (فرانکی کوریو) و پدرش کالوم (پل مسکال) را دنبال می‌کند. با جابه‌جا شدن نوستالژی مه‌آلود تصاویر و رسیدن به زمان حال، تاثیر خاطره‌های صوفی تیزتر می‌شود و زیرمتنی کوبنده از اندوهی مبهم را آشکار می‌کند.

شکاف در رابطه پدر و دختری آنها در صحنه کارائوکه بیش از هر جا خود را نشان می‌دهد. بعد از آن که کالوم قبول نمی‌کند ترانه «Losing My Religion» گروه آر.ای.ام را با صوفی بخواند، رنجش او و شرم فزاینده کالوم را می‌بینیم؛ شرمی ریشه‌دار در فلج‌کنندگی افسردگی. خود ترانه که درباره عشق یک‌طرفه است، به تمثیلی قدرتمند از مضمون‌های فیلم بدل می‌شود، در حالی که صدای کوچک و درمانده صوفی برای وصل شدن به پدرش می‌جنگد.

(۵۰۰) روز سامر (۲۰۰۹)

🎤 «Out by the boxcar waitin' / Take me away to nowhere plains»

این کلاسیک کالت معاصر که از خلال روایتی تکه‌تکه از خاطره‌ها تعریف می‌شود، رابطه تام (جوزف گوردون لویت) و سامر (زویی دشانل) را دنبال می‌کند. جرقه این رابطه (که در نهایت به شکست می‌انجامد) در یک شب کارائوکه اداری زده می‌شود؛ جایی که اجرای مست تام از ترانه «Here Comes Your Man» گروه پیکسیز میل او به توهمات خودبزرگ‌بینانه را عیان می‌کند.

با وجود این که سامر از همان ابتدا به صراحت می‌گوید رابطه جدی نمی‌خواهد، تام همچنان بر این باور می‌ماند که پیوندشان سرنوشتی عمیق‌تر در خود دارد؛ این که سامر راه فرار او از روزمرگی زندگی است. از این نظر، همان‌طور که کارائوکه می‌تواند راهی باشد برای این که برای چند دقیقه خودت را ستاره راک ببینی، به نمادی از رمانتیسم‌های ابلهانه تام تبدیل می‌شود؛ خیال‌پردازی‌هایی که همیشه در تضادی دردناک با واقعیت قرار دارند.

Rye Lane (۲۰۲۳)

🎤 «Bright as the sun, I wanna have some fun / Come and give me some of that yum-yum»

دیوید جانسون و ویوین اوپاراه در «Rye Lane»
دیوید جانسون و ویوین اوپاراه در «Rye Lane» Searchlight Pictures

بر خلاف نمونه‌های به‌شدت تیره و تلخ این فهرست، کمدی رمانتیک بریتانیایی «Rye Lane» از کارائوکه برای رساندن پیامی بسیار شادتر استفاده می‌کند.

یک برخورد اتفاقی میان دو غریبه تازه دل‌شکسته، دام (دیوید جانسون) و یاس (ویوین اوپاراه)، باعث می‌شود روزی پرهیاهو را در کنار هم بگذرانند، در جنوب لندن پرسه بزنند و با تعریف کردن گذشته‌های‌شان به هم نزدیک شوند. یاس وقتی برای تحریک حسادت نامزد سابق دام تظاهر می‌کند دوست‌دختر او است، داستان آشنایی خیالی‌شان در یک شب کارائوکه هیپ‌هاپ را تعریف می‌کند. همین موقعیت بعدتر به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که جرقه عشق واقعی آنها را می‌زند؛ جایی که اجرای مشترک ترانه نمادین «Shoop» گروه سالت ان پپا از دهه نود، باعث می‌شود خواسته‌های‌شان با هم هم‌صدا شود و بالاخره همدیگر را ببوسند.

یادداشت‌های بریجیت جونز (۲۰۰۱)

🎤 «Well, I can't forget this evening / Or your face as you were leaving»

رنه زلوگر مست و بی‌محابا «Without You» را در «یادداشت‌های بریجیت جونز» می‌خواند
رنه زلوگر مست و بی‌محابا «Without You» را در «یادداشت‌های بریجیت جونز» می‌خواند Miramax Films

بی‌خیال تمام اشارات پنهان و حسرت‌های درونی؛ گاهی کارائوکه یعنی تکه‌پاره کردن یک بالاد حماسی بعد از چند لیوان پروسکو در مهمانی کریسمس اداره. برای بریجیت، که سیگاری قهار و همیشه مجرد است (رنه زلوگر)، ماجرا دقیقا همین است؛ او در حالی با زبانی گرفته «Without You» را می‌خواند که دلباختهاش، دنیل کلیور (هیو گرانت)، با ترکیبی از انزجار و شیفتگی به او خیره شده است. این صحنه آن قدر خجالت‌آور است که نمی‌توان نگاه کرد و در عین حال آشنایی دردناکی دارد؛ یادآوری این که این آیین تحقیر عمومی چه کابوس‌هایی می‌تواند رقم بزند. با این حال، وقتی می‌دانیم زلوگر واقعا می‌تواند بخواند، این اجرا در نوع خودش یک «بد خواندن» بسیار استادانه هم هست.

سالتبرن (۲۰۲۳)

🎤 «You dress me up, I'm your puppet / You buy me things, I love it»

بری کیوگن «Rent» از پت شاپ بویز را در «سالتبرن» می‌خواند
بری کیوگن «Rent» از پت شاپ بویز را در «سالتبرن» می‌خواند Amazon MGM Studios

برداشت امرالد فنل از وسواس و میل، که حال و هوای تامبلری دارد، به سختی به خاطر ظرافتش در یادها می‌ماند، اما یکی از آشکارترین صحنه‌هایش با انتخاب یک آهنگ کارائوکه به‌خصوص تحقیرآمیز گره خورده است. بعد از آن که اولیور، دانشجوی «بی‌پول» آکسفورد (بری کیوگن)، سعی می‌کند خود را به خانواده دوست ثروتمندش، فلیکس (جیکوب الوردی)، تحمیل کند، فلیکس او را فریب می‌دهد تا ترانه «Rent» از پت شاپ بویز را بخواند؛ ترانه‌ای با مضمون رابطه‌های معامله‌گرانه که قرار است تحقیرش کند و جایگاه طبقاتی پایینش را به او یادآوری کند.

مرد کابل‌کش (۱۹۹۶)

🎤 «Don't you want somebody to love / Don't you need somebody to love»

یکی از درونمایه‌های تکرارشونده در این فهرست این است که کارائوکه چهره واقعی شخصیت‌ها را عیان می‌کند و این در مورد نصاب کابلی افسارگسیخته جیم کری کاملا صدق می‌کند.

در نگاه طنزآلود و تیره (و پیشگویانه) بن استیلر به گسست ناشی از فناوری، دوستی میان چیپ (کری) و همسایه جدیدش استیون (متیو برودریک) بعد از آن که اولی در مهمانی ترانه «Somebody to Love» از جفرسون استارشیپ را اجرا می‌کند، یکباره به سمت جنون می‌چرخد. با چشمان گرد شده، دهانی باز و تکان دادن مداوم باسن، چیپ اجرای کارائوکه‌اش را به انفجاری روان‌گردان از انرژی عصبی تبدیل می‌کند؛ انفجاری که باعث می‌شود استیون رابطه را قطع کند و آشوب وسواس‌آلود بعدی را پیشاپیش نوید می‌دهد.

وقتی هری سالی را دید… (۱۹۸۹)

🎤 «When we hit that road, hell for leather, cats and dogs will dance in the heather»

بیلی کریستال برای چند لحظه یکی از قطعات «Oklahoma!» را در «وقتی هری سالی را دید...» فریادزنان می‌خواند
بیلی کریستال برای چند لحظه یکی از قطعات «Oklahoma!» را در «وقتی هری سالی را دید...» فریادزنان می‌خواند Amazon MGM Studios

در کمدی محبوب راب راینر درباره دوستی‌ای که کم‌کم به عشق تبدیل می‌شود، صحنه‌ای هست که هری (بیلی کریستال) میکروفن دستگاه کارائوکه قابل‌حملی را برمی‌دارد و شروع می‌کند به خواندن ترانه «The Surrey with the Fringe on Top» از نمایش موزیکال «Oklahoma!». هنوز چند بیت بیشتر نخوانده که کابوس سر می‌رسد: دوست‌دختر سابقش با شریک جدید وارد می‌شود و موسیقی پس‌زمینه تیز و شاد، ناگهان تبدیل به موسیقی متن نومیدی هری می‌شود. این لحظه کوتاه در عین حال بی‌میلی هر دو شخصیت اصلی را برای پایین آوردن سپر دفاعی‌شان برجسته می‌کند؛ آنها به جای پذیرفتن چیزی که تمام مدت جلوی چشم‌شان بوده، در تعقیب انتظارات هستند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

فیلم هفته یورونیوز کالچر: «پروژه هیل مری»، برخوردهای بامزه در فضا

«فیلم هفته یورونیوز کالچر: بلندی‌های بادگیر؛ نگاهی شهوانی و پوچ به رمان کلاسیک برونته»

هرج‌ومرج، صمیمیت و خجالت فاجعه‌بار: بهترین صحنه‌های کارائوکه در سینما