در پی افزایش نگرانی از احتمال آغاز جنگی تازه میان آمریکا و ایران برخی از کشورهای اروپایی و قدرتهای منطقه تلاشهای دیپلماتیک جدیدی را برای جلوگیری از درگیری آغاز کردهاند. آنها از دو مسیر جداگانه به دنبال کاهش تنشها هستند تا مانع وقوع جنگی شوند که میتواند پیامدهای گستردهای برای جهان داشته باشد.
الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد و معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا در مقالهای با عنوان «دو مسیر به سوی تهران» نوشته است که نگرانی از آغاز دور تازهای از جنگ میان آمریکا و ایران، کشورهای اروپایی و قدرتهای منطقهای را به تکاپوی دیپلماتیک انداخته است. به گفته او دو مسیر تازه برای کاهش تنشها شکل گرفته که در صورت موفقیت میتوانند بدون رهبری مستقیم آمریکا زمینهساز ائتلافی برای ایجاد ثبات در خاورمیانه شوند.
مسیر نخست؛ همکاری چهار کشور اروپایی و چهار قدرت منطقهای
نخستین مسیر دیپلماتیک همکاری میان چهار کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا، موسوم به «E4» و چهار قدرت منطقهای مصر، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی، موسوم به «R4» است.
وزیران خارجه این هشت کشور روز ۲۳ اکتبر در استانبول گرد هم آمدند تا درباره مجموعهای از بحرانهای خاورمیانه گفتوگو کنند.
حفظ امکان اجرای راهحل تشکیل دو کشور در مناقشه اسرائیل و فلسطینیان، پایان دادن به جنگ آمریکا و ایران، بازگشایی تنگه هرمز و دفاع از عربستان سعودی در برابر حملات تازه حوثیهای یمن از محورهای اصلی این نشست بود.
گرانمایه معتقد است پیوستن ایتالیا به سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان میتواند وزن دیپلماتیک اروپا را افزایش دهد؛ بهویژه در شرایطی که خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و حمایت قاطع آلمان از اسرائیل، نفوذ منطقهای این دو کشور را کاهش داده است.
به نوشته او، ایتالیا برخلاف سه کشور اروپایی دیگر در فعالسازی مکانیسم ماشه علیه ایران مشارکت نداشت و همین موضوع میتواند به این کشور برای باز کردن مسیر مذاکرات با تهران کمک کند.
شکلگیری آرایش امنیتی تازه در خاورمیانه
گرانمایه مینویسد همکاریهای امنیتی میان مصر، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی از زمان شکلگیری این گروه در اوایل سال جاری گسترش یافته است. سه کشور پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در ماه اوت پیمان نظامی «ائتلاف دفاعی مکه» را امضا کردند که اخیرا در واکنش به حملات حوثیها علیه عربستان سعودی، اقدامات دفاع جمعی آن فعال شد.
به باور او این تحولات نشان میدهد قدرتهای منطقهای بیش از گذشته به دنبال برعهده گرفتن مسئولیت امنیت خود هستند و میکوشند وابستگیشان به آمریکا را کاهش دهند.
دومین مسیر دیپلماتیک؛ سفر مقامات امنیتی منطقه به تهران
دومین مسیر دیپلماتیک سه روز پس از نشست استانبول و با سفر مقامات ارشد امنیتی پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی به تهران آغاز شد.
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه روز دوشنبه ۲۶ اکتبر در تهران با مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار کردند. این رایزنیها در شرایطی انجام شد که اختلاف بر سر بازگشایی تنگه هرمز، رفع تحریمهای ایران و توقف حملات حوثیها به عربستان سعودی همچنان ادامه دارد.
به نوشته گرانمایه مقامات این سه کشور در دیدار با رهبران ایران تلاش کردند با وارد کردن تهران به یک روند جدی دیپلماتیک از آغاز دور تازهای از درگیریها جلوگیری کنند.
این دیدار در عین حال فرصتی برای جمهوری اسلامی فراهم کرد تا در شرایطی که دولت ترامپ در تلاش برای اعمال محاصره کامل علیه ایران است با میزبانی از مقامات منطقهای دستاوردی تبلیغاتی و سیاسی به دست آورد.
گرانمایه معتقد است نگرانی کشورهای منطقه از تشدید تنشها بیدلیل نیست زیرا تهران هشدار داده است که پاسخ آن به حملات احتمالی تازه آمریکا یا اسرائیل بهمراتب ویرانگرتر از درگیریهای هشت ماه گذشته خواهد بود. او در این زمینه به حملات اخیر حوثیهای یمن به زیرساختهای عربستان سعودی و کشتیها در دریای سرخ اشاره میکند و هشدار میدهد که اقدام هماهنگ ایران و حوثیها برای مختل کردن رفتوآمد دریایی در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
به ارزیابی او مقامات پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی احتمالا در مذاکرات تهران هشدار دادهاند که ادامه حملات به زیرساختهای حیاتی و اهداف غیرنظامی در کشورهای همسایه چشمانداز همکاری و ادغام منطقهای ایران را از بین خواهد برد.
تلاش اروپا و قدرتهای منطقهای برای کاهش وابستگی به آمریکا
جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، و سیبیل فارس، پژوهشگر مسائل خاورمیانه نیز آنچنان که در مقالهای مشترک در الجزیره نوشتهاند، معتقدند جنگ اخیر نشان داده است که پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس نهتنها امنیت آنها را تضمین نکرده بلکه ممکن است کشورهای میزبان را به اهداف حملات متقابل تبدیل کند. به باور آنها سیاستی که ایران را دشمن دائمی کشورهای عربی معرفی میکند و امنیت منطقه را به حمایت واشنگتن پیوند میزند، نتوانسته مانع گسترش جنگ و خسارتهای اقتصادی شود.
گرانمایه نیز غیبت آمریکا در نشستهای استانبول و تهران را نشانهای از تلاش کشورهای اروپایی و منطقهای برای مدیریت بحران بدون اتکا به واشنگتن میداند. به باور او رفتار غیرقابل پیشبینی آمریکا و نحوه برخورد این کشور با ایران اعتماد به تضمینهای امنیتی واشنگتن را کاهش داده است؛ نگرانیای که اروپاییها در ارتباط با جنگ اوکراین نیز با آن روبهرو هستند.
او میگوید آمریکا و اسرائیل توانایی وارد کردن خسارت نظامی گسترده را دارند اما نمیتوانند یا نمیخواهند مسئولیت برقراری ثبات پس از جنگ را بر عهده بگیرند. در چنین شرایطی کشورهای همسایه ایران و اروپا باید با پیامدهای احتمالی جنگ یا حتی فروپاشی ساختار حکومتی ایران روبهرو شوند بیآنکه بتوانند روی مشارکت آمریکا و اسرائیل در بازسازی این کشور حساب کنند.
با این حال به ارزیابی گرانمایه نخبگان حاکم بر جمهوری اسلامی احتمالا در آینده قابل پیشبینی همچنان قدرت را در دست خواهند داشت.
او با اشاره به نشست تهران مینویسد که جنگ جناحهای نظامی تندرو را در ساختار قدرت جمهوری اسلامی تقویت کرده و این جریانها اکنون نقش مسلطی در تصمیمگیریهای حکومت دارند.
تلاش برای جلوگیری از جنگی ویرانگر
گرانمایه مینویسد هنوز مشخص نیست که همکاری چهار کشور اروپایی و چهار قدرت منطقهای بتواند واشنگتن و تهران را به پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه هرمز متقاعد کند. با این حال به باور او نفوذ مشترک این کشورها میتواند به پیشبرد مذاکرات کمک کند.
یکی از موانع اصلی این تلاشها اختلاف تهران و واشنگتن بر سر ترتیب اجرای تعهدات است. بر اساس گزارش امواج میدیا ایران پیشتر از طریق قطر طرحی هفتروزه ارائه کرده بود که بازگشایی تنگه هرمز را در روز ششم و ازسرگیری مذاکرات توافق نهایی را در روز هفتم پیشبینی میکرد. مقامات ایرانی اکنون از آمادگی برای کاهش زمان اجرای این طرح به چهار یا پنج روز سخن گفتهاند.
با این حال اختلاف اصلی همچنان پابرجاست. واشنگتن خواهان بازگشایی تنگه هرمز پیش از اجرای کامل مطالبات ایران و دریافت برخی امتیازهای هستهای است، در حالی که تهران بر دریافت تضمینهایی درباره رفع فشار اقتصادی پیش از بازگشایی این آبراه تأکید دارد. در چنین شرایطی کوتاه شدن جدول زمانی لزوما به معنای نزدیک شدن دو طرف به توافق نیست.
گرانمایه معتقد است همکاری با قدرتهای منطقهای به اروپا امکان میدهد از ارتباط آنها با تهران و واشنگتن برای پیگیری توافقی درباره برنامه هستهای صلحآمیز ایران و کاهش تنشها استفاده کند. این هشت کشور همچنین میتوانند از چین بخواهند با بهرهگیری از روابط تجاری گستردهاش با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز فشار وارد کند.
او میگوید کشورهای منطقه نیز در شرایطی که به دنبال نوسازی توان نظامی و بهبود وضعیت اقتصادی خود هستند، اروپا را شریکی قابلاعتمادتر از آمریکا، روسیه و چین در زمینههای امنیتی، دفاعی و اقتصادی میدانند.
نقش اروپا در مهار تنشهای ایران و اسرائیل
گرانمایه معتقد است اروپا میتواند با حمایت از دولتهای مرکزی لبنان و سوریه و تقویت نیروهای مسلح لبنان برای مهار اقدامات نظامی اسرائیل در این دو کشور تلاش کند. در مقابل چهار قدرت منطقهای نیز از اروپا انتظار دارند برای مقابله با اشغال سرزمینهای فلسطینی و گسترش شهرکسازیهای غیرقانونی اسرائیل اقدامات بیشتری انجام دهد.
در همین زمینه جفری ساکس و سیبیل فارس معتقدند کشورهای عربی میتوانند با جلوگیری از استفاده از خاک و حریم هوایی خود برای حمله دوباره به ایران و مشروط کردن عادیسازی روابط با اسرائیل به تشکیل کشور مستقل فلسطین، بر تصمیمهای واشنگتن و تلآویو تأثیر بگذارند. آنها در این زمینه به نقش عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر اشاره میکنند.
به باور این دو تحلیلگر کشورهای عربی باید پیش از آغاز دور تازهای از جنگ مسئولیت بیشتری برای امنیت خاورمیانه بر عهده بگیرند و همکاری مستقیم با ایران و دیگر قدرتهای منطقهای را گسترش دهند.
گرانمایه در ارتباط با ایران پیشنهاد میکند که اروپا کاهش تحریمها را به مشوقی برای دستیابی به توافق هستهای قویتر و کاهش اقدامات بیثباتکننده تهران در منطقه تبدیل کند. به باور او، از آنجا که توافق احتمالی آمریکا و ایران ممکن است نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تضعیف کند، اتحادیه اروپا باید مستقل از توافق احتمالی دو کشور، رفع تحریمهای خود را به افزایش نظارت بینالمللی بر برنامه هستهای ایران مشروط کند.
موضوع بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به یکی از محورهای اختلاف تبدیل شده است. گاردین گزارش داده که دیپلماتهای اروپایی پذیرش دوباره بازرسان و فراهم کردن امکان دسترسی آنها به تأسیسات هستهای بمبارانشده را حداقل اقدامی میدانند که میتواند راه را برای پیشرفت مذاکرات با آمریکا باز کند. به نوشته این روزنامه وزیر خارجه بریتانیا نیز در دیدار با عباس عراقچی در نیویورک این درخواست را مطرح کرده اما تهران تاکنون آن را نپذیرفته است.
برنامه موشکی ایران؛ چالش مشترک اروپا و کشورهای منطقه
گرانمایه مینویسد چهار کشور اروپایی و چهار قدرت منطقهای برنامههای موشکی و پهپادی ایران را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود میدانند. با این حال به باور او با توجه به کارآمدی این تسلیحات در درگیریهای اخیر، بعید است تهران با محدودیتهای گسترده در این برنامهها موافقت کند.
او پیشنهاد میکند این کشورها به جای تمرکز بر کاهش گسترده توان موشکی ایران، برای کند کردن توسعه آن از طریق ایجاد اختلال در زنجیره تامین قطعات و فناوری از چین و روسیه تلاش کنند، مانع ارسال تسلیحات به حزبالله لبنان و حوثیهای یمن شوند و از پکن بخواهند تهران را برای توقف انتقال فناوری نظامی به گروههای مسلح غیردولتی تحت فشار قرار دهد.
امنیت خاورمیانه بدون رهبری قدرتهای بزرگ
گرانمایه معتقد است همکاری چهار کشور اروپایی و چهار قدرت منطقهای میتواند زمینهساز شکلگیری ساختاری فراگیرتر برای امنیت خاورمیانه شود؛ ساختاری که از ائتلاف دفاعی مکه فراتر برود و حتی در آینده ایران و اسرائیل را نیز در بر بگیرد. به نوشته او، پیوند دادن گفتوگوهای دیپلماتیک با تهران و توافقهای ابراهیم با بهرهگیری از تجربه اروپا در همکاریهای امنیتی، میتواند به شکلگیری چنین چارچوبی کمک کند.
در همین زمینه، جفری ساکس و سیبیل فارس در مقاله خود در الجزیره پیشنهاد میکنند ساختاری دائمی برای همکاری امنیتی میان ایران، کشورهای خلیج فارس، مصر، ترکیه، عراق و پاکستان ایجاد شود؛ ساختاری مبتنی بر خودداری متقابل از تجاوز نظامی، آزادی کشتیرانی و ایجاد منطقهای عاری از سلاح هستهای که در نهایت اسرائیل را نیز در بر بگیرد. آنها همچنین معتقدند کشورهای عربی میتوانند با جلوگیری از استفاده از خاک و حریم هوایی خود برای حمله دوباره به ایران، در کاهش خطر جنگ نقش داشته باشند.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
گرانمایه در عین حال هشدار میدهد که با توجه به رویکرد دونالد ترامپ و تاکید او بر استفاده از قدرت نظامی، بازگشت به جنگ میان آمریکا و ایران ممکن است اجتنابناپذیر باشد.
با این حال به باور گرانمایه حتی شکست این تلاشهای دیپلماتیک نیز از اهمیت همکاری تازه کشورهای اروپایی و منطقهای نمیکاهد. او این همکاری را نشانهای از شکلگیری نظمی میداند که در آن قدرتهای میانی مسئولیت بیشتری برای امنیت خاورمیانه بر عهده میگیرند و کشورهای منطقه به جای اتکای کامل به آمریکا، به همکاری با اروپا روی میآورند؛ روندی که میتواند فرصتی برای تقویت نقش دیپلماتیک اروپا در منطقه باشد.