تغییرات شدید آبوهوایی، شهرهای اروپا را با تناقضی دشوار روبهرو کرده است: هنگام بارندگیهای شدید، آب آنقدر زیاد است که خیابانها را به سیلاب تبدیل میکند و در دورههای خشکسالی، ذخایر آب برای تامین نیاز شهروندان کافی نیست.
برای دههها، یکی از اصول طراحی شهری این بود که آب باران باید هرچه سریعتر از خیابانها و محلهها خارج شود. آسفالت، بتن، کانالهای زهکشی و شبکههای زیرزمینی فاضلاب نیز با همین هدف گسترش یافتند. اما با افزایش شدت بارندگیها و طولانیتر شدن دورههای خشکسالی، برخی شهرها در حال بازنگری در این رویکرد هستند.
به گزارش یورونیوز، راهکاری که با عنوان «شهر اسفنجی» (Sponge City) شناخته میشود، میکوشد رابطه شهر با آب باران را تغییر دهد. در این الگو، فضاهای سبز، سطوح نفوذپذیر و سامانههای ذخیرهسازی آب به گونهای در محیط شهری طراحی میشوند که بارندگی به جای تبدیل شدن به رواناب و خروج از شهر، در خاک نفوذ کند، ذخیره شود و در صورت امکان دوباره به مصرف برسد.
این رویکرد هم فشار وارد بر شبکههای زهکشی را هنگام بارندگیهای شدید کاهش میدهد و هم امکان استفاده از آب ذخیرهشده را در دورههای کمبارش فراهم میکند.
جاستین ابوت، پژوهشگر و مسئول حوزه آب اروپا در شرکت مشاوره مهندسی آروپ (Arup)، معتقد است یکی از موثرترین راههای سازگاری شهرها با تغییرات اقلیمی، بازنگری در نگرشی است که بیش از یک قرن بر شهرسازی حاکم بوده است.
او میگوید: «یکی از موثرترین کارهایی که شهرها برای سازگاری با شرایط جدید میتوانند انجام دهند، کنار گذاشتن یک قرن طراحی شهری است که آب باران را به جای منبعی ارزشمند، چیزی زائد تلقی میکرد.»
شهر اسفنجی چیست و چگونه کار میکند؟
ایده شهر اسفنجی در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به دست کونگجیان یو، معمار منظر چینی، توسعه یافت.
او پیشنهاد کرد که شهرها برای مهار بارندگی، به جای تکیه صرف بر کانالها و شبکههای فاضلاب، از عناصر طبیعی مانند برکهها، تالابها و آبراهههای پوشیده از گیاه استفاده کنند.
منطق این طرح ساده بود: اگر بتوان سرعت حرکت آب باران را پیش از ورود به رودخانهها و شبکههای فاضلاب کاهش داد، خطر وقوع سیل در زمان بارندگیهای شدید نیز کمتر میشود.
از سوی دیگر، آبی که در زمین نفوذ میکند میتواند به تغذیه سفرههای آب زیرزمینی کمک کند و ذخایر جمعآوریشده نیز در دورههای خشکسالی برای آبیاری پارکها و فضاهای سبز مورد استفاده قرار گیرند.
مزایای این روش تنها به مدیریت آب محدود نمیشود. گسترش پوشش گیاهی و افزایش رطوبت خاک میتواند به خنک شدن خیابانها در زمان موجهای گرما کمک کند. در برخی مناطق نیز خاک سالم و تالابها میتوانند در کاهش خطر آتشسوزیهای طبیعی نقش داشته باشند.
این ایده پس از سیل فاجعهبار سال ۲۰۱۲ پکن که جان ۷۹ نفر را گرفت، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
چین در سال ۲۰۱۴ دستورالعملهای ملی توسعه شهرهای اسفنجی را تصویب کرد و یک سال بعد برنامهای آزمایشی را در ۱۶ شهر، از جمله ووهان، شیامن و چونگچینگ، به اجرا گذاشت.
در سال ۲۰۱۶ نیز ۱۴ شهر دیگر، از جمله شانگهای و شنژن، به این برنامه پیوستند.
چین اکنون هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰، حدود ۸۰ درصد مناطق شهری ساختهشده این کشور بر اساس اصول شهر اسفنجی عمل کنند.
اروپا چگونه شهرهای خود را به اسفنج تبدیل میکند؟
هرچند ایده شهر اسفنجی در چین توسعه یافت، شهرهای اروپایی نیز دهههاست روشهای مشابهی را برای مدیریت طبیعی آب باران آزمایش میکنند.
یکی از نمونههای موفق در شهر مالمو در جنوب سوئد اجرا شده است.
میان سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲، محله آگوستنبورگ که پیشتر در معرض سیلاب قرار داشت، با اجرای مجموعهای از طرحهای زیستمحیطی بازسازی شد.
در این پروژه، پشتبامهای سبز، تالابها، حوضچههای نگهداری آب و شش کیلومتر کانال و آبراهه احداث شد تا آب باران به جای تجمع در خیابانها، در شبکهای از فضاهای طبیعی جریان پیدا کند یا ذخیره شود.
نتیجه این تغییرات در طوفانهای شدید سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۴ آشکار شد؛ زمانی که آگوستنبورگ در مقایسه با دیگر محلههای شهر، خسارت بسیار کمتری از سیلاب متحمل شد.
نمونه دیگر در روتردام هلند قرار دارد؛ جایی که میدان آبی «بنتهمپلین» (Benthemplein) از سال ۲۰۱۳ کاربری دوگانهای پیدا کرده است.
این میدان در روزهای عادی، فضایی عمومی برای تفریح و فعالیتهای ورزشی، از جمله بسکتبال، است. اما هنگام بارندگیهای شدید، سه حوضچه آن میتوانند به طور موقت تا ۱.۷ میلیون لیتر آب را در خود نگه دارند.
به این ترتیب، فضایی که در هوای خشک محل رفتوآمد و فعالیت شهروندان است، هنگام بارندگی به بخشی از سامانه کنترل سیلاب تبدیل میشود.
کپنهاگ، پایتخت دانمارک، نیز از سال ۲۰۱۴ طرح مشابهی را در میدان «توسینگه» (Tåsinge Plads) اجرا کرده است.
در این میدان، آب باران پشتبامهای اطراف به کمک سامانههای ذخیرهسازی زیرزمینی و «باغهای بارانی» جمعآوری میشود.
باغهای بارانی فضاهای سبز کمعمقی هستند که با گیاهان مناسب پوشیده شدهاند و امکان نفوذ تدریجی آب باران به خاک را فراهم میکنند.
این طرحها نشان میدهند که برای مقابله با سیلاب، لزوما نیازی به سازههای عظیم بتنی نیست و گاهی میتوان با تغییر کاربری فضاهای عمومی، بخشی از مشکل را حل کرد.
برنامه تازه اتحادیه اروپا برای گسترش شهرهای اسفنجی
کمیسیون اروپا امیدوار است تجربه شهرهایی مانند مالمو، روتردام و کپنهاگ در مناطق بیشتری از این قاره به کار گرفته شود.
اتحادیه اروپا در «راهبرد تابآوری آبی» خود که سال ۲۰۲۵ ارائه شد، بر ضرورت توسعه شهرهای اسفنجی و احیای تالابها تاکید کرده است.
اکنون این اتحادیه در حال طراحی سازوکاری با عنوان «Sponge Facility» برای حمایت از توسعه و اجرای پروژههای مبتنی بر طبیعت است؛ پروژههایی که قرار است آسیبپذیری شهرها را در برابر سیل و خشکسالی کاهش دهند.
با این حال، تبدیل محلههای موجود به فضاهایی که بتوانند آب باران را جذب و ذخیره کنند، همیشه آسان نیست.
در مراکز تاریخی شهرهای اروپا، ساختمانهای حفاظتشده، خیابانهای متراکم و شبکههای گسترده تاسیسات زیرزمینی، امکان اجرای تغییرات بزرگ را محدود میکنند.
اما جاستین ابوت معتقد است این محدودیتها نباید بهانهای برای کنار گذاشتن طرحهای سازگاری با تغییرات اقلیمی باشند.
او میگوید: «این چالشها باید ما را به سمت انتخاب دقیقتر محل مداخلات سوق دهند، نه بیعملی.»
ابوت پیشنهاد میکند که شهرها حتی در مقیاسهای کوچک نیز دست به تغییر بزنند؛ برای مثال، پوشش سنگی یا آسفالتی حیاطها را بردارند تا آب بتواند در خاک نفوذ کند، درختان بیشتری بکارند یا پشتبامهای سبز ایجاد کنند که بخشی یا تمام سطح آنها با گیاهان پوشیده شده باشد.
چنین اقداماتی اگرچه به تنهایی نمیتوانند مشکل سیلاب را حل کنند، در کنار یکدیگر میتوانند ظرفیت جذب و نگهداری آب باران را در محیط شهری افزایش دهند.
آیا شهرهای اسفنجی میتوانند جلوی همه سیلابها را بگیرند؟
با وجود مزایای فراوان، کارشناسان هشدار میدهند که شهرهای اسفنجی راهحلی برای تمام خطرات ناشی از بارندگیهای شدید نیستند.
حتی سرسبزترین شهرها نیز ظرفیت محدودی برای جذب آب دارند. هنگام طوفانهای بسیار شدید، خاک بهتدریج اشباع میشود و مخازن ذخیره آب پر میشوند. در چنین شرایطی، آب اضافی دیگر جایی برای نفوذ یا ذخیره شدن ندارد.
سیلاب فاجعهبار سال ۲۰۲۴ در اطراف والنسیا در اسپانیا، پیامدهای مرگبار بارندگیهایی را نشان داد که شدت آنها از ظرفیت سامانههای حفاظتی شهری فراتر میرود.
جاستین ابوت تاکید میکند: «اقدامات اسفنجی ابزارهایی قدرتمند هستند، اما به تنهایی نمیتوانند به همه چالشها پاسخ دهند.»
به گفته او، شهرها همچنان به شبکههای متعارف زهکشی، مخازن بزرگتر ذخیره آب و مسیرهای مشخص برای هدایت سیلاب نیاز دارند تا زمانی که باغهای بارانی و تالابها به حداکثر ظرفیت خود رسیدند، آب اضافی بتواند از مناطق مسکونی دور شود.
اما این موضوع تنها یک چالش مهندسی نیست.
ابوت معتقد است مسئولیت مدیریت آب باران باید میان شهرداریها، شرکتهای خدمات آب، سازندگان ساختمان و مالکان زمین تقسیم شود، زیرا تصمیمی که در یک بخش از شهر گرفته میشود میتواند بر وضعیت آبگرفتگی و ایمنی محلههای دیگر تاثیر بگذارد.
او میگوید: «در برنامهریزی و طراحی شهرها، باید آب را در اولویت قرار دهیم. ما باید طراحی شهری را با در نظر گرفتن آب انجام دهیم.»
این همان تغییری است که الگوی شهر اسفنجی به دنبال آن است: بازنگری در شیوه ساخت شهرها، به گونهای که باران دیگر مزاحمی نباشد که باید هرچه سریعتر از آن خلاص شد، بلکه منبعی ارزشمند تلقی شود که میتوان آن را برای روزهای کمآبی حفظ کرد.