ساحل بندرعباس که زمانی مملو از قایقها، کامیونها و کارگران بود اکنون سوتوکور شده است. این شهر یکی از خطوط مقدم فشار اقتصادی است که آمریکا اکنون میخواهد پس از شش ماه جنگ با ایران آن را تشدید کند.
خبرنگاران خبرگزاری آسوشیتدپرس از این شهر که در پی حملات هوایی جدید آمریکا به مناطقی از آن بهشدت متأثر شده است، بازدید کردند و با خشم و نگرانی فزاینده مردم درباره گذران زندگی روزمره مواجه شدند؛ آن هم در شرایطی که محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا ادامه دارد.
یک راننده تاکسی به نام حمید حاجیزاده به این خبرگزاری گفت که آمریکاییها را درک نمیکند. او گفت: «آنها در فیلمها قهرمان هستند، اما اینجا مردم را در مدارس، مراسم عروسی و جاهای دیگر کشتند. جادهها و پلها را بمباران کردند.»
ساکنان این شهر بیش از دیگر شهروندان ایران، از نزدیک شاهد رویدادهای تنگهای هستند که توجه جهانیان را به خود جلب کرده است.
آنها میگویند موقعیت جغرافیاییشان طی شش ماه گذشته چیزی جز خطر و دشواری برایشان به همراه نداشته است.
«کسبوکار واقعاً خراب است»
محمد ترابیان، شهروندی که در یک اسکله کار میکند و به مسافران خدمات ارائه میدهد. او گفت پیش از جنگ، هر روز حدود ۵۰ کامیون حامل مواد غذایی و گوشت در آنجا بار خود را تخلیه میکردند. اکنون، با محاصره آمریکا که با هدف جلوگیری از صادرات نفت ایران اعمال شده است، بخش زیادی از اسکله خالی مانده است.
ترابیان گفت: «الان کسبوکار واقعاً خراب است.» او با این برآورد که حدود ۵۰۰ نفر در اطراف اسکله امرار معاش میکردند، گفت اما الان دیگر کاری در اینجا وجود ندارد.
رونق اقتصادی بندرعباس از دیرباز به دریا و بندر شهید رجایی در نزدیکی آن گره خورده است، بندری که یکی از بزرگترین بنادر تجاری ایران به شمار میرود.
بر اساس گزارشی که خبرگزاری دولتی ایرنا در ماه ژوئیه منتشر کرد، بندر شهید رجایی ظرفیت جابهجایی سالانه ۱۰۰ میلیون تن بار را دارد.
مقامهای ایرانی بهشدت از محاصره دریایی توسط آمریکا انتقاد کردهاند، محاصرهای که در ماه آوریل آغاز شد و تا زمان امضای توافق اسلامآباد ادامه داشت اما پس از شکست مذاکرات، آمریکا بار دیگر آن را برقرار کرد.
واشنگتن از آن زمان وعده داده است فشار اقتصادی بیشتری بر تنگه هرمز وارد کند، تنگهای که برای حملونقل جهانی نفت، گاز طبیعی و فرآوردههای مرتبط با آنها اهمیت حیاتی دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد ایران در مذاکره با آمریکا که در حال حاضر به شکست انجامیده است اوایل این ماه هشدار داد که تشدید محاصره دریایی ایران با واکنش نظامی روبهرو خواهد شد.
در بندرعباس، آثار این وضعیت تقریباً به همه لایههای اقتصادی سرایت کرده است، از کشتیها و کارگران شاغل در اسکله گرفته تا شرکتهای ترخیص کالا و مغازهداران.
مهسا شجاعی، حسابدار یک شرکت ترخیص کالا گفت بخش زیادی از فعالیت این شرکت پیش از جنگ به واردات برنج، چای و قهوه از هند و پاکستان مربوط میشد.
شجاعی برآورد کرد که اکنون ۸۰ تا ۹۰ درصد از حجم کار شرکتش کم شده است. او گفت شرکتی که در یک بازه زمانی مشخص ممکن بود حدود ۱۰۰ پرونده ترخیص کالا را رسیدگی کند، اکنون فقط حدود ۱۰ پرونده را پردازش میکند. همزمان، هزینه عبور دادن کالا از گمرک نیز افزایش یافته است.
«اصلاً مشتری وجود ندارد»
آسیب اقتصادی فراتر از ساحل گسترش یافته است بهویژه در شرایطی که ارزش پول ایران به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است. در بازارهای خردهفروشی، فروشندگان میگویند با کاهش قدرت خرید، مشتریان در حال ناپدید شدن هستند.
مهرداد جهانگیری در یک مغازه لباس کودک کار میکند، مغازهای که هزینههای زندگی خانواده او و پدرش را تأمین میکند. او گفت فروش نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود نصف شده است.
جهانگیری گفت: «اصلاً مشتری وجود ندارد. بازار کاملاً سوتوکور شده است.»
زمان آغاز جنگ برای کسبه بسیار زیانبار بود. جنگ درست پیش از سال نو ایرانی، نوروز آغاز شد، دورهای که بهطور سنتی یکی از شلوغترین فصلهای خرید است. فروشندگان روی این حساب میکنند که خانوادهها در این مدت بیشتر از ماههای عادی خرج کنند. جنگ بخش بزرگی از این فروش مورد انتظار را از بین برد.
اکنون یک دوره مهم دیگر خرید نیز در حال از دست رفتن است. در هفتههای پیش از بازگشایی مدارس در اواخر سپتامبر، خانوادهها معمولاً برای فرزندانشان لباسهای جدید میخرند. اما جهانگیری گفت امسال خبری از ازدحام معمول مشتریان نیست.
رکود آنقدر شدید شده که مغازه گاهی از پرداخت بهموقع اجاره عقب میماند و بدهی بالا میآورد؛ اتفاقی که به گفته او پیش از این هرگز رخ نداده بود. او گفت: «جیب مردم خالی است و درآمدها کاهش یافته است.»
وقتی از جهانگیری پرسیده شد آیا خانوادهاش مجبور شدهاند از هزینههای روزمره خود کم کنند، پاسخ او این بود: «قطعاً. خیلی چیزها تغییر کرده است.»
برخی دیگر از فروشندگان تلاش کردهاند با ارائه تخفیف یا اجازه پرداخت قسطی به مشتریان قدیمی و مورد اعتماد خود، با شرایط جدید سازگار شوند.
«دریا امن نیست»
برای افرادی که مستقیماً از دریا امرار معاش میکنند، مشکل فراتر از ناپدید شدن کسبوکار است. آنها همچنین باید در نظر بگیرند که تا چه فاصلهای جرئت دارند از ساحل دور شوند.
عباس گلزنایی، راننده قایق موتوری که مسافران را به کشتیها و دیگر بنادر نزدیک جابهجا میکند، گفت پیش از جنگ برای کار تا فاصله ۳۰ مایلی (۴۸ کیلومتری) از ساحل میرفت.
گلزنایی گفت: «پیش از جنگ، کسبوکار خوب بود. حالا نمیتوانم بیشتر از هفت یا هشت مایل دور شوم. دریا امن نیست.»
این وضعیت باعث شده است که او مسافران کمتری داشته باشد و درآمدش نیز کاهش پیدا کند. او گفت: «پیدا کردن خیلی از چیزها سخت شده است. برای تهیه بنزین هم با مشکل مواجهیم.»
کمی دورتر از ساحل، کشتیهای باری در برابر نور غروب خورشید بهصورت سایهوار دیده میشدند؛ درست مانند خود بندرعباس، در وضعیتی نامطمئن و بلاتکلیف؛ و منتظر بودند تا بدانند چه زمانی دوباره میتوانند حرکت کنند.