خوانندگی زنان همچنان در ایران محل مناقشه است. با آنکه خوانندگی زنان بهطور مطلق در قوانین جمهوری اسلامی جرمانگاری نشده اما دادگاه به بهانه «بیحجابی» و «تشویق به فساد و فحشا» زنان را مجازات میکند، نمونههای اخیر را میتوان در حکم ۴ سال زندان هیوا سیفی زاده و ۷۴ ضربه شلاق پرستو احمدی دید.
هیوا سیفیزاده، خواننده ایرانی، ۱۹ اوت اعلام کرد که در دادگاه بدوی به چهار سال زندان با اتهام «تشویق به فساد و فحشا» محکوم شده است. این حکم در پی حضور او در کنسرتی صادر شد که او در فوریه ۲۰۲۵ در تهران برگزار کرده بود. این خواننده زمانی زمانی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد که در سالن «عمارت روبهرو» در تهران در حال اجرای آوازی ایرانی بر اشعار سعدی بود. سیفیزاده بعدتر با قرار وثیقه آزاد شد.
او در ویدئویی که در اینستاگرام منتشر کرده، به اتهام مطرحشده اعتراض کرده و از دادگاه تجدیدنظر خواسته است مشخص کند که دقیقا کدام رفتار او از نظر دادگاه مصداق «تشویق به فساد و فحشا» بوده است. او در شب آن اجرا روسری به سر داشت و لباس مشکی بلند و سادهای بر تن داشت.
پیشینه صدور احکام زندان برای زنان آوازخوان در ایران
هیوا سیفیزاده تنها هنرمند زنی نیست که در ماههای اخیر با حکم قضایی مواجه شده است. در ماه ژوئن، پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد؛ دلیل این حکم، اجرای بدون حجاب او در کنسرتی بود که در دسامبر ۲۰۲۴ بهصورت زنده در یوتیوب پخش شد و هزاران نفر آن را تماشا کردند.
محکومیت چهار سال زندان هیوا سیفیزاده در حالی صادر شده که پیش از این نیز سابقه صدور احکام حبس برای خوانندگان زن در ایران وجود داشته است. در تابستان ۱۳۹۵، دادسرای فرهنگ و رسانه تهران پروندهای را علیه بیش از ۵۰ خواننده زن و همکاران مرد آنها تشکیل داد. در نهایت، در سال ۱۳۹۸، شش خواننده زن و هشت تهیهکننده و همکار مرد هر کدام به یک سال حبس محکوم شدند. اتهامها از جمله تولید و انتشار موسیقی و تصاویر «مبتذل» و پخش آنها از شبکههای ماهوارهای مخالف جمهوری اسلامی عنوان شده بود. این احکام پس از اعتراض متهمان، در سال ۱۴۰۱ در دادگاه تجدیدنظر تایید شد. فراواز فروردین، یکی از این خوانندگان بود که پس از اطلاع از تایید حکم در زمانی که خارج از ایران بود، از بازگشت به کشور خودداری کرد و در آلمان ماند.
در شهریور ۱۳۹۸ نیز نگار معظم، خواننده زن به دلیل آواز خواندن برای گردشگران در روستای ابیانه به یک سال حبس محکوم شد. دادستان نطنز صدور حکم را با اتهام «خوانندگی غیرمجاز» تایید کرد و گفت این حکم بدوی و قابل تجدیدنظر است.
در سالهای بعد نیز موارد متعددی از احضار و بازداشت خوانندگان زن گزارش شد، از جمله احضار سهیلا گلستانی به دلیل آواز خواندن و بازداشت چهار خواننده زن در میناب به اتهام اجرای موسیقی در مراسم عروسی. با این حال باید این واقعیت را نیز در نظر داشت که بسیاری از تهدیدها و احضار زنان خوانندهای که اغلب در شبکههای اجتماعی مشغول کاری هنری هستند، رسانهای نمیشود.
ممنوعیت نانوشته تاریخی
از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، اجرای تکخوانی زنان در برابر مخاطبان مرد یا مختلط در ایران با محدودیتهای جدی مواجه بوده است. زنان میتوانند در گروههای موسیقی بهعنوان همخوان فعالیت کنند یا برای مخاطبان زن اجرا داشته باشند، اما اجرای انفرادی در برابر مخاطبان مختلط معمولا با مجوز رسمی مواجه نمیشود و در مواردی با برخورد قضایی و امنیتی روبهرو شده است. نحوه برخورد نیز بسته به شرایط و تصمیم مقامهای محلی متفاوت بوده است.
این محدودیتها بیشتر بر برداشتهای فقهی از آواز زنان استوار است. در برخی دیدگاههای فقهی، اگر صدای زن بهگونهای باشد که موجب تحریک یا مفسده تلقی شود، شنیدن آن برای مردان جایز دانسته نمیشود. همین تفسیرها در عمل به محدودیت حضور حرفهای زنان خواننده در صحنههای عمومی منجر شده است.
هانا کامکار: در جلسههای بازجویی تنها پای فقه را وسط میکشیدند
هانا کامکار خواننده ایرانی که سال ۱۴۰۱ از ایران مهاجرت کرد پیشتر در گفتوگو با یورونیوز درباره اینکه در جوییها به شما درباره دلیل منع آوازخوانی زنان چه میگفتند؟ اینطور پاسخ داده «آنها بیشتر بر مسائل فقهی تاکید داشتند. من هم میگفتم آن مساله فقهی را برطرف کنید. من کار غیرقانونی نمیکنم. هیچوقت آنها به مساله بیقانونی اشاره نمیکردند و پای فقه را وسط میکشیدند.»
این تجربه مشترک سپیده جندقی، دیگر خوانندهای است که در سبک سنتی کار میکند. او میگوید وقتی نیروهای امنیتی ما را برای سوال و جواب میخواستند به هیچ بند قانونی اشاره نمیکردند. در آن جلسه فضای رعب و وحشت ایجاد میکردند و بیشتر تاکیدشان مساله حجاب بود. یعنی این سوالها را در جلسههای شبه بازجویی از ما میپرسیدند که چرا فلان پست اینستاگرامی را بدون حجاب گذاشتهای.
سپیده جندقی در گفتوگو با یورونیوز مساله را اینطور جمعبندی کرده بود «جرمی به اسم خوانندگی زن نداریم، شاکی ما اطلاعات سپاه است.»
با وجود تغییرات اجتماعی، قوانین همچنان پابرجاست
در تهران و دیگر شهرهای ایران، زنان بیشتری بدون روسری در فضای عمومی ظاهر میشوند و در بسیاری از موارد با برخورد مستقیم پلیس مواجه نمیشوند. این تغییر را میتوان یکی از پیامدهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» دانست که در سپتامبر ۲۰۲۲ آغاز شد؛ زن جوانی که پس از بازداشت توسط گشت ارشاد جان باخت.
این نافرمانی مدنی اکنون به شکلی آشکارتر در فضای عمومی دیده میشود و نشان میدهد که حکومت در مقایسه با سالهای گذشته با دشواری بیشتری برای اعمال حجاب اجباری و کنترل پوشش زنان روبهرو است.
با این حال، چارچوب قانونی حجاب اجباری همچنان تغییر نکرده است و زنان در بسیاری از محیطهای اداری و کاری و در برخی موقعیتهای رسمی و خدمات عمومی همچنان با الزام به رعایت حجاب و محدودیتهای ناشی از آن مواجهاند.
مساله آواز زنان به سینمای ایران رسید
محدودیت آواز خواندن زنان در ایران فقط موضوعی حقوقی یا اجتماعی نیست و به سینما هم راه پیدا کرده است. سهیل بیرقی در فیلم «بیداد» داستان «ستی»، خواننده جوانی را روایت میکند که میخواهد صدای خودش را مستقل از خوانندگان مرد به گوش مردم برساند. او که امکان اجرای رسمی ندارد، خیابان را به صحنهای برای خواندن تبدیل میکند و با انتشار ویدئوهای اجراهایش در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشود؛ اما این دیدهشدن خیلی زود برایش دردسرساز میشود و پای فشار و برخورد نهادهای حکومتی به میان میآید. «بیداد» که بدون مجوز رسمی در ایران ساخته شد، نخستین بار در جشنواره کارلوویواری به نمایش درآمد و جایزه ویژه هیات داوران این جشنواره را دریافت کرد. سهیل بیرقی که «بیداد» را سال ۱۴۰۱ و بدون دریافت مجوز از وزارت ارشاد ساخته، فیلماش را به صورت رایگان روی پلتفرم یوتیوپ گذاشت تا مردم بتوانند به تماشای آن بنشینند.