پس از کارزار بمباران ۴۵ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران و نزدیک به دو ماه آتشبس شکننده، چه چیزی تغییر کرده است؟ آیا تهدید ایران خنثی شده است؟ ترامپ بارها مدعی نابودی نیروی نظامی و تاسیسات هستهای ایران شده، اما این امر تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟
روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز در مقالهای با عنوان «پس از نزدیک به چهار ماه جنگ چه چیزی تغییر کرده؟ تحلیلگران میگویند چیز زیادی عوض نشده است» در گفتگو با تحلیلگران به نتایج جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پرداخت. این مقاله واکنش تند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا را در پی داشت. او رویکرد نیویورکتایمز در نحوه پوشش خبری جنگ با ایران را «خائنانه» خواند و تهدید کرد از این روزنامه شکایت «چند میلیارد دلاری» خواهد کرد.
کدام اهداف آمریکا در جنگ با ایران محقق شد؟
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ در آغاز حملات به ایران در ۲۸ فوریه گفت که هدف کارزار آمریکا دگرگونی خاورمیانه و پایان دادن به تهدید یک «دیکتاتوری شرور و افراطی» است. اما حدود ۱۰۰ روز بعد که ایران و آمریکا به تفاهمنامهای برای پایان جنگ دست یافتند، بسیاری درباره این که دقیقا چه چیزی تغییر کرده است، سردرگمی ابراز میکنند.
بنابر این گزارش، نه جنگ و نه توافق، به آنچه مقامات آمریکایی و اسرائیلی تهدیدهای اصلی ایران میدانند، پایان نداد. برنامه هستهای ایران اگرچه آسیب دید، اما از بین نرفت و سرنوشت آن به مذاکرات آتی واگذار شده است.
این تفاهمنامه همچنین به برنامه موشکهای بالستیک ایران نمیپردازد. علاوه بر این، بهرغم کشتهشدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی و بسیاری از مقامات عالیرتبه رژیم ایران در حملات آمریکا و اسرائیل، حکومت اقتدارگرای ایران همچنان در قدرت است، نیروهای نیابتی آن همچنان تهدیدی برای منطقه هستند و درگیری اسرائيل و حزبالله در لبنان در جریان است.
حتی مهمترین نتیجه این توافق، یعنی بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران نیز که آقای ترامپ بارها آن را ضروری خوانده است، روز شنبه در معرض خطر قرار گرفت. نیروهای مسلح ایران در پی حملات اسرائیل به لبنان اعلام کردند که تنگه هرمز را بستهاند. با این حال، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) ضمن تکذیب این موضوع، اعلام کرد که این آبراه همچنان باز است.
کیتلین تالمج، استاد امآیتی و متخصص مسائل امنیتی خلیج فارس گفت: «این سندی نیست که آمریکا در نتیجه بهنمایش گذاشتن برتری نظامیاش در جنگ، آن را پذیرفته باشد. به نظر من این سند نتیجه این واقعیت است که ایالات متحده بیش از توانش وارد ماجرا شد و نمیخواهد تنش را تشدید کند.»
او گفت این هدف ارزشمندی است. «اما در واقع این پرسش را مطرح میکند که در اینجا به ویژه در مقایسه با برجام، چه چیزی به دست آمده است؟»
به گزارش نیویورکتایمز، هسته اصلی تفاهمنامه مبتنی بر این است که ایران در ازای برخورداری از مزایای اقتصادی گسترده، هرچند تدریجی، دشمنی با ایالات متحده و متحدان منطقهای آن را که یکی از ستونهای انقلاب بوده است کنار بگذارد. این مزایا شامل رفع محاصره دریایی آمریکا، ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری از سوی کشورهای عربی خلیج فارس، آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشده و پایان همه تحریمهای آمریکا است.
بنابر این گزارش، تاب آوردن در برابر حملات سنگین ایالات متحده و اسرائیل و نشان دادن توانایی برای تلافی و وارد کردن خسارت، برای ایران نوعی پیروزی محسوب میشد. در واقع، بهجز دولت ترامپ، این چهرههای اصلی جمهوری اسلامی بودند که بیش از همه درباره آنچه در جریان درگیری رخ داد با افتخار سخن گفتند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا روز پنجشنبه مدعی شد که جاهطلبی این توافق تا حد دگرگون کردن روابط خصمانه ایران با ایالات متحده و بخش بزرگی از منطقه، از زمان انقلاب ۵۷ تاکنون پیش میرود.
آقای ونس گفت: «برخی میگویند ایرانیها هرگز رفتارشان را تغییر نمیدهند. خب، شاید درست باشد و اگر چنین باشد، هیچیک از مزایای این معامله را دریافت نمیکنند. اما آیا ارزش امتحان کردن ندارد؟»
با این حال، به گزارش نیویورکتایمز برخی کارشناسان نسبت به این موضوع تردید دارند.
به گفته کریم حجاج، مدیر موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، جنگهای خاورمیانه معمولا به افراطی شدن بیشتر میانجامند، نه کمتر. او گفت: «واقعیت این است که منطقه پس از این درگیری بسیار ناامنتر خواهد بود.»
اما کشورهای مختلف در پی این تفاهمنامه در چه وضعیتی قرار گرفتند؟
ایالات متحده
به گفته آقای ونس، این توافق اهرم فشار آمریکا بر ایران را حفظ کرده و ایالات متحده میتواند ارائه منافع مالی به ایران را مانند شیر آب باز و بسته کند. با این حال، بسیاری از کارشناسان نسبت به این اظهارات ابراز تردید کردهاند.
به گزارش نیویورکتایمز، اگرچه آقای ترامپ تابوی حمله آمریکا به ایران را شکست، اما به گفته تحلیلگران، او با این کار قدرتمندترین ابزار واشنگتن، یعنی تهدید به استفاده از زور را هدر داد. به گفته آنها، ایالات متحده اکنون از این ابزار استفاده کرده، اما به اهدافش نرسیده است.
به گفته خانم تالمج، اگرچه آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته با اعزام بمبافکنهای بی-۲ توانست تاسیسات هستهای ایران را زیر کوهی از آوار مدفون کند و بر امکان بقای بلندمدت برنامه هستهای ایران سایه افکند، اما جنگ اخیر اثر معکوس داشت، چون آقای ترامپ از تشدید بیشتر تنشها عقبنشینی کرد.
خانم تالمج گفت: «به نظر من ایالات متحده به نوعی اهرم فشاری را که در اختیار داشت، تضعیف کرده است.»
به گفته این پژوهشگر، همزمان خسارات گسترده ناشی از حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، تصویر از دستنیافتنی بودن این پایگاهها را مخدوش کرد و این امر منجر به تضعیف جنبه دیگری از اهرم فشار آمریکا شد.
یکی دیگر از مفاد این تفاهمنامه ایران و آمریکا این است که نیروهای ایالات متحده باید ظرف ۳۰ روز از «مجاورت» ایران عقبنشینی کنند. رابرت اس. فورد، سفیر پیشین آمریکا در منطقه، گفت: «ما از کی تا حالا با ایرانیها درباره استقرار نیروهایمان مذاکره کرده بودیم؟»
ایران
جنگ ویرانی گستردهای به بار آورد و بنابر گزارشها شمار کشتهشدگان غیرنظامی به هزار و ۷۰۰ نفر رسید. علی خامنهای به همراه دهها نفر از فرماندهان عالیرتبه ایران کشته شد و پدافند هوایی ایران نفوذپذیر بودن خود را نشان داد. بازسازی زیرساختهای نظامی و صنعتی صدها میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. تورم بهشدت در حال افزایش است و بیکاری بالا میتواند به ناآرامی عمومی دامن بزند.
اما به گفته افشون استوار، استادیار موسسه امنیت منطقهای و بینالمللی، استقامت حکومت باعث شد «درک ایران از امنیت خود تقویت شود.»
به گفته تحلیلگران، این تصور که ایران دشمنی خود با ایالات متحده و متحدانش را در ازای رفاه بیشتر معامله کند، یک قمار است، زیرا ایران در گذشته تقریبا همیشه رویارویی را انتخاب کرده بود.
اسرائیل
به گزارش نیویورکتایمز، اسرائیل با این باور وارد جنگ شد که میتواند دستکم برای یک نسل خطر ایران را از بین ببرد. اما در عوض، خود را در موقعیتی دید که از سوی متحدش، آمریکا در توافق با ایران به حاشیه رانده شده است؛ توافقی که نه تنها اهداف اسرائيل را نادیده گرفته است، بلکه آزادی عمل این کشور برای حمله به لبنان را محدود میکند.
دونالد ترامپ همچنین بارها بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را تحقیر کرده است و این موضوع در لحظهای حساس و در نزدیکی انتخابات اسرائیل، شکاف کمسابقهای را در روابط آمریکا و اسرائیل به نمایش گذاشته است.
به گفته دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین شاخه ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر «شورای آتلانتیک»، این تفاهمنامه از نگاه اسرائیل یک فاجعه است. او گفت: «این فروپاشی کامل راهبردی است که ما در قبال ایران داشتیم.»
لبنان
به باور تحلیلگران، لبنان را نقطه آسیبپذیر تفاهمنامه است.
حزبالله با کشاندن کشور به دو جنگ ویرانگر، یکی در حمایت از حماس در غزه و دیگری در حمایت از ایران، بسیاری از حامیان عمدتا شیعهاش را از خود رانده است. این خشونتها هزاران کشته بر جای گذاشته است.
نبود حمایت مالی از سوی ایران برای بازسازی، خشم عمومی را افزایش داده است. اما به گفته تحلیلگران، سپاه پاسداران در حال تلاش برای احیای توان نظامی حزبالله است. همچنین بخشی از پولی که برای بازسازی به تهران وعده داده شده، میتواند به این شبهنظامیان برسد. همین موضوع به حزبالله انگیزه میدهد که توافق را رعایت کند.
هم آقای ترامپ و هم آقای ونس اذعان کردهاند که احتمالا بخشی از خشونتها در لبنان ادامه خواهد یافت، اما روشن نیست چه میزان از خشونت منجر به مداخله جدی آمریکا خواهد شد.
خلیج فارس
شش کشور عرب حاشیه خلیج فارس امیدوار بودند بتوانند در دوئل دیرینه اسرائیل و ایران تماشاگر باقی بمانند. در عوض، بسته شدن تنگه هرمز و حملات ایران به زیرساختهای نفتیشان، برای آنها آشفتگی اقتصادی به همراه آورد.
اگرچه سامانههای پدافند هوایی آمریکا، از بسیاری از خسارات جلوگیری کرد، اما این جنگ این کشورها را وادار به بازنگری در وابستگی امنیتی خود به ایالات متحده کرد.
به گفته بدر السیف، استاد دانشگاه کویت، با لغو تحریمها و فراهمشدن امکان سرمایهگذاریهای متقابل، «پل طلایی» میان ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ایجاد میشود. او گفت: «ما میتوانیم از یکدیگر بهره ببریم و منافعمان را در هم تنیده کنیم تا هزینه بازگشت به جنگ بالاتر برود. اگر من یک کارخانه ایرانی در شهر کویت داشته باشم، آنها پیش از حمله به ما دوبار فکر میکنند، درست است؟»
با این حال، به گفته تحلیلگران این تفاهمنامه تغییر ملموسی در شرایط کنونی ایجاد نخواهد کرد.
پل سالم، تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: «من تردید دارم که اکنون که ایالات متحده اهرم فشار اصلی خود را کنار گذاشته است، پیشرفت چندانی در موضوع هستهای حاصل شود. بنابراین بهنوعی، این توافق در پایان این جنگ بسیار طولانی و ویرانگر، چیزی شبیه هیچ است.»
واکنش دونالد ترامپ
دونالد ترامپ در واکنش به این مقاله، نیویورکتایمز را «روزنامه فاسد و رو به افول» خواند و در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نوشت: «واقعا؟ ارتش [ایران] از کار افتاده، نیروی دریاییشان نابود شده، نیروی هواییشان نابود شده، پرتابگرها، موشکها، پهپادها و کارخانههای تولیدشان تقریبا از بین رفته، دو رده از رهبران ارشد آنها از میان رفتهاند، تورمشان به ۲۵۰ درصد رسیده، اقتصادشان درهمشکسته، به سربازانشان حقوق پرداخت نمیشود، تنگه هرمز باز است، نفت با شدت در جریان است، و بازار سهام و آمار اشتغال آمریکا در بالاترین سطح تاریخی قرار دارند.»
او افزود: «بزدلهای فاسد، اینها تغییر کرده و چیزهای بیشتری هم در راه است.»
آقای ترامپ ساعتی بعد نوشت: « به نظر من نحوه پوشش اخبار مربوط به ایران ضربهخورده و آسیبدیده از سوی نیویورکتایمز فاسد و شکستخورده، با استفاده از «حقایق» جعلی و ساختگی، خائنانه است.»
او افزود: «من تمام گزارشهای دروغین و مسخرهشان را به شکایت چند میلیارد دلاریام علیه آنها اضافه خواهم کرد.»