احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران در گفتوگوی اختصاصی با یورونیوز گفت که مقامات سیاسی، نظامیها را از حمله به نیروهای دریایی آمریکا منع کردهاند و هشدار داد که اگر این مهار برداشته شود تهران یک ناو جنگی آمریکا را غرق میکند.
در هفته جاری، بسیاری از مردم ایران منتظر شروع مجدد حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بودند. اخبار سیاسی حاکی از به بنبست رسیدن مذاکرات تهران و واشنگتن بود و در روزهای یکشنبه و بخصوص دوشنبه، پمپ بنزینهای تهران بوضوح شلوغتر از همیشه بودند. با این حال، سخنان دوشنبهشب دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دربارۀ به تعویق افتادن حمله نظامی به ایران، موجی از آرامش را بر پایتخت و سایر شهرهای بزرگ ایران، که در جنگ ۳۹ روزه به شدت زیر بمباران و موشکباران بودند، حکمفرما کرد.
در آخرین تحول، مطابق گزارش وبسایت اکسیوس، قطر و پاکستان با همکاری دیگر میانجیهای منطقهای پیشنویس تازهای را برای کاهش اختلافها میان آمریکا و ایران تهیه کردهاند و دونالد ترامپ به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفته است که میانجیها در حال کار روی یک توافق اولیه هستند که ایران و آمریکا آن را امضا خواهند کرد تا جنگ به طور رسمی متوقف و سپس یک دوره ۳۰ روزه مذاکره بین دو کشور آغاز شود.
اما رئیس جمهوری آمریکا همچنین هشدار داده اگر «پاسخ درستی» از ایران دریافت نکند، جنگ میتواند «خیلی سریع» آغاز شود. در چند روز آینده معلوم میشود که آیا تلاش پاکستان و قطر و عربستان سعودی و ترکیه و مصر میتواند به امضای توافق اولیه بین ایران و آمریکا منتهی شود یا اینکه در روزهای آینده باید شاهد آغاز مجدد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران باشیم؟
محاصره دریایی برای آمریکا بهتر از جنگ است
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، در گفتوگو با یورونیوز درباره چگونگی مواجهه ترامپ با ایران میگوید:
**«**ترامپ برای اینکه ایران را تحت فشار قرار دهد، باید مودبانه حرف بزند. اشتباه او این است که تهدید و توهین میکند. نکتۀ دوم اینکه، مادامی که تمرکز آمریکا روی تنگۀ هرمز است، تهران و اصفهان روی آرامش را خواهند دید. سوم اینکه، اگر ترامپ میخواهد ایران را تحت فشار قرار دهد، باید این کار را از لحاظ اقتصادی انجام دهد. او محاصرۀ دریایی ایجاد کرده تا ایران نتواند نفتش را از طریق جزیرۀ خارک بفروشد. طبیعتا وقتی انبارهای خارک پر شود، ایران مجبور میشود نفتش را در کشتیهای اشباح بریزد تا انبارهای خارک پر نشود. در این صورت ایران مجبور میشود حدودا روزی یک میلیون بشکه از طریق جاسک، که آن طرف تنگۀ هرمز است و وارد دریای عمان میشود، بفروشد. روی هم رفته من فکر میکنم اگر آمریکا فقط به اقتصاد ایران فشار بیاورد تا دلار گران شود و قیمت اجناس بالا برود و سفرۀ مردم کوچک شود، نظر مردم نسبت به حکومت برمیگردد. حتی اگر مخالف حکومت نشوند، حداقل نسبت به حکومت بیتفاوت میشوند. اما مادامی که آمریکا و اسرائیل حمله میکنند، روح سلحشوری ایرانیها گل میکند و مقابل متجاوز میایستند.»
نظام بیست درصد موافق خالص دارد و بیست درصد مخالف خالص
اگرچه حکومت ایران در تلاش است که تجمعات شبانه طرفدارانش را نشانه «اتحاد مردم و حکومت در برابر دشمن خارجی» قلمداد کند، اما مشاهدات عینی بوضوح نشان میدهد که در این تجمعات، اقلیتی از مردم ایران حضور دارند و علاوه بر این، همچنان درصد قابل توجهی از مردم خواهان سقوط جمهوری اسلامی ولو از طریق جنگ هستند. آقای بخشایش اردستانی درباره طرفداران و مخالفان جمهوری اسلامی در بین مردم ایران میگوید:
«یکی از دانشجویان ما در رسالۀ دکتریاش آماری را آورده بود که نشان میداد جمهوری اسلامی بیست درصد طرفدار خالص دارد، بیست درصد هم مخالف خالص دارد. این دو گروه، نظرشان راجع به جمهوری اسلامی عوض نمیشود. شصت درصد هم بین این دو تا بیست درصد در نوساناند. چرا ترامپ مجددا حمله نخواهد کرد؟ چون نمیتواند جمهوری اسلامی را از طریق جنگ ساقط کند. مکنامارا در جنگ ویتنام مدام میگفت چند تا پل و زیرساخت دیگر را بزنیم تا ارتش و مردم ویتنام خسته شوند. شش سال آن جنگ را طول داد اما بالاخره آمریکاییها از ویتنام فرار کردند. ایرانیجماعت هم همین طور است. یعنی حکومت ایران با جنگافروزی آمریکا سقوط نمیکند.»
اگر زیربناهای ایران را بزنند، چاههای نفت منطقه را میزنیم
این استاد روابط بینالملل در دانشگاههای ایران درباره کیفیت جنگ احتمالی آتی بین آمریکا و ایران به یورونیوز گفت:
«ممکن است آمریکا بخواهد زیربناها و نفت و تاسیسات را بزند. ایران میداند که آمریکا اگر دوباره جنگ را شروع کند، میخواهد حدود ده روز با شدت بالا و دامنۀ گسترده حمله کند. در این صورت، ایران هم بلافاصله هر اقدامی را که تا حالا انجام نداده، انجام خواهد داد. یعنی هم چاههای نفت منطقه را میزند که دیگر نفت و تاسیساتی نباشد و شرکای کشورهای نفتخیر منطقه ناراحت و معذب شوند، هم اسرائیل را با تمام قوا میزند.»
آقای بخشایش اردستانی درباره نقاط مورد حمله آمریکا در جنگ محتمل آتی میگوید:
«احتمال هم دارد که در روزهای آینده، آمریکا به ایران حمله کند. در این صورت به اصفهان حمله میکند تا آن چهارصد کیلو اورانیوم غنیشده را پیدا کند. ولی حتی اگر آن را پیدا کند، اهمیت چندانی ندارد؛ چون چرخۀ غنیسازی مهم است. به هر حال ممکن است آمریکا یک حملۀ پرشتاب به اصفهان بکند و یک حمله هم به خارک. ولی در این صورت هم چیز زیادی به دست نمیآورد.»
آمریکا جای رهبر ایران را پیدا نکرده
برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند آغاز مجدد جنگ آمریکا و ایران در گرو پیدا شدن مخفیگاه رهبر جدید ایران است. اگرچه یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در اوایل اردیبهشتماه گفت در صورت آغاز دوباره جنگ، «در گام نخست» مجتبی خامنهای هدف قرار خواهد گرفت، ولی نماینده اصولگرای مجلس ایران میگوید آمریکا نتوانسته جای رهبر جدید ایران را پیدا کند و به همین دلیل جنگ را به تعویق انداخته. آقای بخشایش اردستانی گفت:
«آمریکا قرار بود شنبه شب حمله کند ولی جای رهبری ایران و همین طور جای نظامیان ایران را پیدا نکرده. یعنی بانک اهدافش پر نشده. بنابراین حمله را به دوشنبه شب موکول کرد ولی دوشنبه هم بانک اهدافش پر نشد ولی منتش را بر سر کشورهای عربی گذاشت و گفت چون آنها از من خواستند حمله را به تعویق بیندازم، چند روز دیگر هم صبر میکنم. در حالی که ترامپ اساسا جنگ را به خاطر اسرائیل شروع کرد و عربها را اصلا عددی حساب نمیکند و به رهبران عرب و کشورهای عربی توهین میکند.»
این نماینده مجلس ورود کشورهای عربی به جنگ با ایران در صورت حمله ایران به چاههای نفت منطقه را بیاهمیت میداند و میگوید: «وقتی ایران با فیلی مثل آمریکا دارد میجنگد، چه اهمیتی دارد که مورچهای مثل امارات هم به کمک فیل بیاید! اضافهشدن کشورهای عربی به جنگ آمریکا علیه ایران، به این جنگ مشروعیت بینالمللی نمیدهد چون شورای امنیت قطعنامۀ پیشنهادی بحرین و عربستان را تصویب نکرد. در آن قطعنامه، حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران محکوم نشده بود و به همین دلیل قطعنامه وتو شد. روسیه و چین به کشورهای عربی گفتند شما حمله به ایران را محکوم کنید تا ما هم حملۀ ایران به شما را محکوم کنیم».
حتی اگر رهبر جدید هم کشته شود، نهاد ولایت فقیه باقی میماند
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، کشتهشدن احتمالی مجتبی خامنهای را موجب از دست رفتن یا لوث شدن نهاد ولایت فقیه در جمهوری اسلامی نمیداند و میگوید: «این شهادتها آن بیست درصد طرفدار پر و پا قرص نظام را خیلی احساسی میکند و به میدان میآورد.»
هنگام انتخاب جانشین علی خامنهای، نام علیرضا اعرافی نیز مطرح بود. آیتالله اعرافی عضو شورای نگهبان است که پس از کشتهشدن علی خامنهای، چند روزی هم در کنار مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری و محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه عضو شورای موقت رهبری بود. در صورتی که اسرائیل و آمریکا بتوانند مجتبی خامنهای را هم به سرنوشت پدرش دچار کنند، شانس آقای اعرافی برای انتخابشدن به عنوان رهبر چهارم جمهوری اسلامی، بالا به نظر میرسد ولی بعید است که او حتی در حد مجتبی خامنهای، نزد حزباللهیهای طرفدار نظام محبوبیت و در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، اقتدار داشته باشد. احمد بخشایش اردستانی در پاسخ به این سؤال که آیا رهبر چهارم احتمالی جمهوری اسلامی یک ولی فقیه صوری نخواهد بود، میگوید:
«نظام را ساختار میچرخاند. اگر آمریکا میخواهد نظام ولایت فقیه ساقط شود، راهش این حملات نظامی و ترورها نیست. هر چقدر بکشند، آن بیست درصد طرفدار نظام، پابرجا میماند. قائد شهید کاریزما داشت و قبل از رهبر شدن هم رئیسجمهور و نمایندۀ مجلس و فرماندۀ نظامی بود. ولی پسر ایشان چنین سوابقی ندارد. حالا اگر آقای اعرافی جانشین رهبر فعلی شود، چون رهبر فعلی در اثر شهادت کنار رفته، نهاد ولایت فقیه حفظ میشود. اما اگر سفرۀ مردم کمرنگ شود، میگویند این نظام نمیتواند برای ما کارایی داشته باشد. البته الان هم سفرۀ مردم کوچک شده ولی آن بیست درصدی که همیشه از نظام حمایت میکنند، باید ناامید شوند و از حمایتشان دست بکشند. پیادهروی اربعین را این بیست درصد انجام میدهند. شبها هم همین افراد به خیابانها میآیند.»
مقامهای سیاسی نگذاشتهاند محاصره دریایی از طریق جنگ شکسته شود
در صورتی که در روزهای آینده توافقی بین ایران و آمریکا حاصل نشود و دونالد ترامپ هم نخواهد جنگ را دوباره آغاز کند و صرفا به محاصره دریایی ایران ادامه دهد، فشار اقتصادی بر مردم ایران بیش از پیش شدت میگیرد و احتمال وقوع اعتراضات مردمی در ایران افزایش مییابد. برخی از ناظران سیاسی معتقدند که لایههای تندروتر حکومت ایران، جنگ را به اعتراضات داخلی ترجیح میدهند چراکه در شرایط جنگی، علاوه بر بسیج سیاسی طرفداران پایدار نظام، احساسات ناسیونالیستی پارهای از مخالفان حکومت را هم بیدار میکند و آنها را عملا در کنار حکومت قرار میدهد. آقای بخشایش اردستانی درباره احتمال حمله ایران به ناوهای آمریکا در صورت آغاز نشدن جنگ و تداوم یافتن محاصره دریایی ایران میگوید:
«اصلا تا الان هم مقامات سیاسی نظام نگذاشتهاند که نظامیها این کار را انجام دهند. آن دو حملۀ آمریکا به اسم آزادسازی تنگۀ هرمز، قصهاش این بود که ایران به آمریکا اعلام کرده بود که اگر هر یک از کشتیهای ما را توقیف کنی یا بزنی، ما هم ناوت را میزنیم یا پایگاهت را. ایران از این طریق میخواست از محاصره خارج شود و خارج هم میشود. فقط کافی است چند تا موشک به یکی از ناوچهها یا ناوهای آمریکا بخورد و آن را غرق کند. در این صورت جنگ تمام میشود. ایران که به لحاظ نظامی و از حیث نفرات انسانی، خسارتهای زیادی متحمل شده. اگر آمریکا هم چنین خسارتی متحمل شود، جنگ را ادامه نمیدهد. اگر روسیه نصف اوکراین را هم بگیرد ولی نتواند زلنسکی و تیمش را عوض کند، زلنسکی برندۀ جنگ است. اگر آمریکا هم نصف ایران را بگیرد ولی نتواند نظام ولایت فقیه را سرنگون کند، ایران برنده است.»
آمریکا با اشغال جزایر سهگانه نمیتواند تنگه هرمز را باز کند
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، در خصوص احتمال اشغال جزایر سهگانه در صورت شروع جنگ و از دست رفتن حاکمیت جمهوری اسلامی بر بخشهایی از سرزمین ایران و ابتلای جمهوری اسلامی به سرنوشت رژیم بشار اسد میگوید:
«این کار فایدهای برای آمریکا ندارد. ایران میتواند از سمنان و اصفهان موشک شلیک کند به سمت تنگۀ هرمز. حاکمیت اسد بر سوریه، با قیام نیروهای داخلی از بین رفته بود. آنها نیروهای سوری مخالف اسد بودند. اگر حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران ضعیف شود و بلوچها و کردها قیام کنند، ممکن است وضعی شبیه سوریه در ایران ایجاد شود ولی چنین احتمالی ضعیف است چون ایران بر تنگۀ هرمز حاکمیت دارد و به قول یکی از نظریهپردازان غربی روابط بینالملل، کسی که بر تنگۀ هرمز حاکم باشد، به نوعی بر کل دنیا حاکمیت دارد. قبلا هر کشتی برای عبور از کانال پاناما ۱۴۰هزار دلار میپرداخت اما الان که تنگۀ هرمز بسته شده، کشتیها برای عبور از کانال پاناما ناچارند تا یک میلیون دلار بپردازند. اگر کردها یک شهر مناطق کردنشین را تصرف کنند و یا بلوچها زاهدان را از دست جمهوری اسلامی خارج کنند، وضع فرق میکند. اما آمریکا با اشغال آن سه جزیره، نمیتواند تنگۀ هرمز را از آن خود کنند.»
جنگ تاثیر وقایع دیماه را از بین برد
برخی از مخالفان حکومت ایران معتقدند مجموعه حوادث چند سال اخیر، بویژه یکسال گذشته، نشان میدهد که جمهوری اسلامی در مقطع پایانی عمر خودش است. ولی احمد بخشایش اردستانی نظر دیگری دارد:
«باید جنگ تمام شود تا بتوانیم این افق را بررسی کنیم. من فکر نمیکنم این طور باشد چون جمهوری اسلامی در جنگهایش ورزیده شده. وقایع ۱۸ و ۱۹ دی خیلی روی مردم تاثیر گذاشته بود ولی حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران و حرفهای آمریکاییها که گفتند ما کردها را مسلح کردیم و اعضای موساد در اعتراضات دیماه در کنار معترضین بودند، فضا عوض شد. حالا باید به آینده نگاه کرد که رهبر جدید ایران چه مواضعی را در قبال جامعه اتخاذ میکند. مثلا الان در تایید صلاحیت نامزدهای شوراهای شهر و روستا، آسان گرفتهاند و این رویکرد مثبتی است.»
این نماینده مجلس ایران، همین تساهل در انتخابات شورای شهر را از نتایج مثبت جنگ میداند و میگوید:
«بله. ولی جنگ یکی از عوامل موثر در این آسانگیری بود. عامل بعدی، خود نمایندگان مجلس بودند که در نظارت بر روند تایید صلاحیت در انتخابات شوراها نقش دارند. نمایندههای مجلس چون خودشان بابت نظارت استصوابی سختگیرانه رنج کشیدهاند، سعی کردند در انتخابات شوراها فضا را تا حدی باز کنند.»
شرایط ایجاب میکند رهبر جدید میانهرو باشد
اگرچه کسی به درستی نمیداند میزان اقتدار مجتبی خامنهای در جمهوری اسلامی چقدر است و تصمیمات حکومت ایران را تا چه میتوان ناشی از نظرات وی دانست، ولی دربارۀ مجتبی خامنهای دو نظر متفاوت وجود دارد. برخی معتقدند یا امیدوارند که او بنسلمان ایران بشود، برخی هم او را فردی تندروتر از پدرش میدانند و به همین دلیل آینده مطلوبی برای ایران، در صورت بقای او در مسند رهبری، پیشبینی نمیکنند. احمد بخشایش اردستانی در پاسخ به این سؤال که آیا «مجتبی خامنهای از پدرش تندروتر است یا نسبت به او میانهرو است؟» به یورونیوز گفت:
«علیالظاهر باید تندروتر باشد چون پدرش و خانمش و فرزندش شهید شدهاند ولی شرایط و اضطرار، شاید او را میانهرو کند. رهبر دوم جمهوری اسلامی ۳۷ سال حکومت کرد. آن سیاستهای ۳۷ ساله نمیتواند مایه استمرار نسل جدید باشد. نسل جدید که مثل نسل قدیم نیست. چهار دهه قبل، مردم سادهپوش بودند و ارزشها را رعایت میکردند ولی به تدریج دیدند که دنیا حتما نباید مثل دهۀ نخست انقلاب باشد و زندگی مادی میخواهند. الان نسلی بوجود آمده که باید اینترنت داشته باشد. اینترنت برای این نسل مثل خوراک و غذا است. در همۀ دنیا این طور است. نسلهای آینده نمیتوانند با سیاستها و امکانات رایج در دورۀ نسلهای قبلی زندگی کنند. امام خمینی هم گفت اگر پدران ما سلطنت میخواستند، دلیلی ندارد که ما هم خواهان سلطنت باشیم و باید رفراندوم برگزار شود. ولی این کار در جمهوری اسلامی انجام نمیشود. رفراندوم برگزار نمیکنند.»
این نماینده مجلس ایران رویآوردن رهبر جدید ایران به میانهروی را منوط به پایان جنگ دانست و نهایتا شانس توافق را بیشتر از جنگ گمانه زد و گفت:
«هر دورهای، سیاستهای خاص خودش را میطلبد. شرایط ایجاب میکند که رهبر جدید، میانهروانه عمل کند و تا حدی سیاست درهای باز را در پیش بگیرد. البته باید جنگ تمام شود؛ چون الان در شرایط جنگی، ایشان نظراتی دارد. مثلا میگوید راجع به بحث هستهای مذاکرهای نکنیم چونکه ما با هزینههایی که در این دو جنگ متحمل شدیم، فاکتور بحث هستهای را پرداختیم. یعنی قبل از جنگ به ترامپ میگفتیم ما حاضریم این امتیازات را به تو بدهیم ولی او جنگ را انتخاب کرد. بنابراین، الان امتیاز دادن به ترامپ معنا ندارد. البته من احساس میکنم ایران و آمریکا یواشیواش به توافق دارند میرسند. مثلا صندوق مشترکی درست شود تا خسارت جنگ پرداخته شود یا مدیریت تنگۀ هرمز به چه صورت باشد. سپس یک دورۀ سیروزه را پشت سر میگذارند و بعد باید دید آنها چقدر از پولهای ما را آزاد میکنند. بعدش راجع به موضوع هستهای و غنیسازی هم مذاکره میشود.»