در گزارشی تحقیقی، لوری کلارک به بررسی عوامل پیچیدهای میپردازد که شخصیت انسان را شکل میدهند. در این مسیر، پژوهشهای جدیدی که نشان میدهند ژنها چگونه ما را میسازند و در عین حال، چگونه تعیینکننده کامل شخصیت ما نیستند، مورد بررسی قرار گرفته است.
در سال ۲۰۰۹، مردی به نام عبدالمالک بایوت در ایتالیا به دلیل قتل مردی که او را در خیابان مسخره کرده بود، به ۹ سال زندان محکوم شد. وکیل او برای کاهش مجازات، استدلالی غیرمعمول مطرح کرد و آن این که در دیانای موکلش «ژن جنگجو» وجود دارد، جهشی که تحقیقات علمی آن را با رفتارهای پرخاشگرانه مرتبط دانستهاند. این استدلال پذیرفته شد و یک سال از حکم او کاسته شد.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
از دهه ۱۹۹۰، شواهدی درباره ارتباط میان رفتار خشونتآمیز و نوعی از ژن «MAOA/مونوآمین اکسیداز A» به دست آمده بود؛ ژنی که بعدها در رسانهها به «ژن جنگجو» معروف شد. اما در سالهای اخیر، درک ما از نقش ژنها در رفتار و شخصیت بهطور چشمگیری تغییر کرده است.
آیسو اوکبای، استاد ژنتیک صفات پیچیده در آمستردام، میگوید: «در ابتدا تصور میشد رفتارها توسط تعداد کمی ژن با تاثیر بسیار زیاد تعیین میشوند، اما این دیدگاه کاملا رد شده است.»
تصویری پیچیدهتر از انسان
در ۱۵ سال گذشته، تصویر دقیقتری شکل گرفته است. حتی ویژگیهایی مانند قد که بهشدت ارثی تصور میشدند، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی هستند که بتوان بهسادگی در ژنها ردیابیشان کرد. پژوهشهای جدید ژنتیکی نشان میدهند شخصیت انسان حاصل ترکیب بسیار پیچیدهای از عوامل ژنتیکی و محیطی است.
پرسش قدیمی: طبیعت یا تربیت؟
این سوال که شخصیت انسان تا چه حد از بدو تولد تعیین میشود، قرنهاست ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. با این حال، ریشههای «شخصیت»، الگوی نسبتا پایدار افکار، احساسات و نگرشهایی که یک فرد را تشکیل میدهند، به سختی قابل تعیین است.
در سال ۱۸۷۵، فرانسیس گالتون با مطالعه دوقلوها تلاش کرد به این پرسش پاسخ دهد. بعدها، دانشمندان با مقایسه دوقلوهای همسان (با دیانای مشابه) و دوقلوهای غیرهمسان، به نتایج دقیقتری رسیدند.
امروزه دانشمندان بر این ایده گرد هم آمدهاند که شخصیت معمولا در قالب پنج ویژگی اصلی شامل برونگرایی، وظیفهشناسی، سازگاری، روانرنجوری و گشودگی(استقبال از تجربه) تعریف میشود.
دوقلوها و شباهتهای شگفتانگیز
یک متاآنالیز جامع در سال ۲۰۱۵ با مطالعه بیش از ۲۵۰۰ دوقلو بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۲۰۱۲، که تقریبا ۱۸۰۰۰ ویژگی پیچیده انسانی را پوشش میدهد، نشان داد که دوقلوهای همسان معمولا بیشتر از دوقلوهای ناهمسان به هم شبیه هستند، اما شخصیتهای آنها قطعا یکسان نیست.
این مطالعه نشان داد که برای ۵۶۸ ویژگی شخصیتی و مربوط به خلق و خو، ۴۷٪ از تفاوتها مربوط به ژنتیک است و بقیه ناشی از عوامل محیطی است.
در سال ۱۹۷۹، توماس بوچارد، روانشناس آمریکایی، شروع به ردیابی دوقلوهایی کرد که در نوزادی از هم جدا شده بودند. او دریافت که دوقلوهای همسانی که از هم جدا بزرگ شده بودند، اغلب به طرز چشمگیری شبیه به هم بودند. مشهورترین مورد، دوقلوهای همسانی به نام جیم بودند که در بدو تولد از هم جدا شده و در سن ۳۹ سالگی دوباره به هم پیوسته بودند. شباهتهای عجیبی میان این دوقلوهای همسان وجود داشت، از نام مشابه همسرانشان گرفته تا نام مشابهی که برای فرزندانشان و حتی نامگذاری سگهایشان انتخاب کرده بودند.
با این حال، منتقدان معتقدند چنین شباهتهایی میتواند تصادفی باشد و این مطالعات محدودیتهایی دارند و چنین تطابقهایی میتواند به راحتی بین افراد غیرمرتبط، درصورت عدم استفاده از دادههای کافی رخ دهد.
مشکل «وراثت گمشده»
با وجود پیشرفتهای ژنتیکی، دانشمندان هنوز نمیتوانند دقیقا مشخص کنند کدام ژنها چه نقشی در شخصیت دارند. انسانها ۹۹.۹ درصد دیانای مشترکی دارند و تنها ۰.۱ درصد مسئول تفاوتهای ویژگیهای فردی است. اما همین تفاوت کوچک شامل میلیونها تغییر ژنتیکی است.
پژوهشها نشان میدهد صفات انسانی «چندژنی» هستند؛ یعنی هزاران تغییر کوچک ژنتیکی در کنار هم بر شخصیت اثر میگذارند و حتی در این صورت نیز، تاثیر ژنها بر شخصیت کمتر از انتظار است و تنها حدود ۹ تا ۱۸ درصد از ویژگیهای اصلی شخصیت را شامل میشود که که بسیار کمتر از ۴۰٪ پیشنهاد شده توسط مطالعات دوقلوها است.
نقش محیط؟
اگر این امکان وجود داشته باشد که نقش«طبیعت» را کمتر از گذشته دخیل بدانیم، ممکن است وسوسه شویم که بیشتر شخصیت خود را به «تربیت» شامل شرایطی که در آن بزرگ شدهایم، افرادی که ما را احاطه کردهاند و رویدادهای زندگیمان نسیت دهیم. با این حال، نتایج نشان میدهد که درک چگونگی شکلگیری شخصیت ما توسط محیط نیز به همان اندازه پیچیده است.
در نگاه اول ممکن است تصور شود محیط نقش بزرگتری دارد. اما تحقیقات نشان میدهد حتی رویدادهای مهم زندگی، مثل برنده شدن در قرعهکشی یا آسیبهای شدید مثل از دست دادن یک پا تاثیر محدودی بر شخصیت دارند.
اگرچه ممکن است ازدواج فرد را کمی کمتر پذیرا کند و زایمان ممکن است برونگرایی را به طور جزئی کاهش دهد، اما این رویدادها به صورت جداگانه، چیز زیادی را در مورد اینکه ما چه کسی خواهیم شد، تعیین نمیکنند.
تفاوتهای شخصیتی چندژنی و چندمحیطی هستند، به این معنی که بسیاری از ژنها و تجربیات کوچک زندگی با هم ترکیب میشوند تا ما را بسازند.
برنت رابرتز، استاد روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه ایلینوی میگوید: «شگفتی بزرگ در این حوزه تحقیقاتی این بوده است که اگر یک اتفاق بزرگ آسیبزای زندگی در بزرگسالی برای شما رخ دهد، ردپای بزرگی را به جا نمیگذارد.»
در مورد روایت تروماها نیز، این ایده که ما رشد شخصی را در نتیجه اتفاقات بدی که برای ما میافتد، تجربه میکنیم. رابرتز میگوید: «تروما شما را به آنچه هستید تبدیل نمیکند.»
تاثیرات اولیه و پیش از تولد
اما برخی پژوهشها نشان میدهد استرس مادر در دوران بارداری میتواند بر خلقوخوی نوزاد تاثیر بگذارد، پدیدهای که «برنامهریزی جنینی» نامیده میشود. مادرانی که در دوران بارداری استرس را تجربه میکنند، میتوانند بر خلق و خوی فرزند متولد نشده خود تأثیر بگذارند.
به عنوان مثال، یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ نشان داد که مادرانی که نوسانات بیشتری در استرس تجربه کردهاند، نوزادانی داشتند که در سه ماهگی ترس، غم و اندوه بیشتری را ابراز میکردند.
با این حال، محققان به این نتیجه رسیدهاند که تفاوتهای شخصیتی علاوه بر چندژنی بودن، «چندمحیطی» نیز هستند و شخصیت انسان نتیجه ترکیب پیچیدهای از عوامل ژنتیکی و محیطی است.
تعامل ژن و محیط
تاثیرات ژنتیکی و محیطی به روشهایی که هنوز به طور کامل درک نکردهایم، با هم تعامل دارند. یکی از نکات کلیدی این است که ژنها و محیط بهصورت مستقل عمل نمیکنند، بلکه بر یکدیگر تاثیر میگذارند.
یانا اینستینسکه، پژوهشگر روانشناسی، میگوید: «تمایلات ژنتیکی به این معنی نیست که در هر محیطی، افراد به یک شکل رفتار میکنند.»
مسیر آینده پژوهش
دانشمندان ادعا میکنند که با جدیدترین مطالعات در سطح ژنوم، به پیشرفتهایی دست یافتهاند. اوکبای میگوید: «تازه الان است که ما به اندازه کافی افراد و نمونههای ژنوتیپ داریم. با این همه اثرات کوچک، برای تشخیص به نمونههای واقعا خیلی خیلی بزرگی نیاز است.»
دنیل لوی، استادیار روانپزشکی در دانشگاه ییل ایالات متحده، میگوید: «در حال حاضر تمرکز زیادی بر روی به دست آوردن [ژنوم] افراد بیشتر و بیشتر است تا بتوانیم ژنهای بیشتر و بیشتری را کشف کنیم.»
با این حال، لوی میافزاید: «مطالعات بیشتری روی افرادی با اجداد غیراروپایی مورد نیاز است. تفاوتهای فرهنگی بسیار مهمی وجود خواهد داشت که ما با تمرکز دقیق روی یک گروه از آنها غافل میشویم.»