کارشناسان تاکید دارند که اروپا برای تقویت بنیه دفاعی خود باید بر توسعه سامانههای رهگیری کمهزینه و همچنین افزایش توان تهاجمی برای هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی تمرکز کند.
با وجود اظهارات «اغراقآمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، کارنامه ایالات متحده و اسرائیل در حمله به ایران با چالشهایی همراه است.
ساختارهای فرماندهی ایران تاکنون مقاوم نشان دادهاند، و این در حالی است که ایران همچنان اهداف سه گانه خود شامل زیرساختهای نفت و گاز در خلیج فارس و عربستان سعودی، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و مناطقی در اسرائیل را هدف قرار میدهد.
همزمان، تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی مسدود مانده و صادرات انرژی از خلیج فارس به شدت کاهش یافته است؛ و خسارتهای ماندگاری به تاسیسات تولیدی وارد شده است.
در مقابل، آمریکا مجبور شده مجبور شده است از برخی از ۱۳ پایگاه خود در منطقه عقبنشینی کند، و حتی رادارها و هواپیماهای آن توسط حملات ایران هدف قرار گرفتهاند. بطوری که در حال حاضر، تعدادی از پروازهای نظامی آمریکا از فواصل بسیار دورتر انجام میشود تا از منطقه درگیری فاصله داشته باشند.
استراتژی دفاعی ایران هزینههای نظامیقابل توجهی را بر ایالات متحده تحمیل کرده است. کشورهای خلیج فارس تاکنون صدها سامانه رهگیر پاتریوت، هر یک به ارزش ۴ میلیون دلار، را برای سرنگونی پهپادهای شاهد ایران به کار گرفتهاند، حال آنکه پهپادهای ایران بر پایه حسابداری قیمت تمام شده، هر کدام حداکثر چند ده هزار یورو هزینه برداشتهاند؛ هر چند که با تحمیل عدمالنفعهای حائز توجه و هزینههای غیرمستقیم به کشور ساخته شدهاند.
همزمان، اسرائیل نیز برای مقابله با موشکهای بالستیک پیچیده ایران مجبور به استفاده از موشکهای رهگیر کم تعداد «پیکان ۳» شده است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
استفاده ایران از جنگ نامتقارن و مهمات هدایتشونده به نسبه دقیق، معادله هزینه میان حمله و دفاع را بهطور اساسی تغییر داده است. پهپادها و موشکهای دقیق زمانی بسیار گرانقیمت بودند و تنها در اختیار تعداد محدودی از نیروهای نظامی قرار داشتند، اما پیشرفتهای دو دهه اخیر باعث شده تا ایران بهعنوان مهاجم، پهپادها و موشکهایی را با هزینه بسیار پایینتر نسبت به سامانههای دفاعی آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس بهکار گیرد؛ با این حال، بسیاری از این پهپادها و موشکها همچنان با دقت بالا اهداف خود را منهدم میکنند.
علاوه بر این، در یک کمپین طولانیمدت، ظرفیت تولید اهمیت حیاتی دارد. در این زمینه، برخی کارشناسان معتقدند که وضعیت برای آمریکا و اسرائیل نگرانکننده است؛ زیرا آنها ذخایر سامانههای دفاع هوایی خود، به ویژه موشکهای رهگیر پیشرفتهای مانند «پیکان-۳» و «تاد» که برای مقابله با موشکهای بالستیک ضروری هستند، را مصرف کردهاند و جایگزینی سریع این تجهیزات امکانپذیر نیست.
گونترام ولف، عضو ارشد اندیشکده «بروگل» در بلژیک، در مقالهای در رابطه با درسهایی که اروپا میتواند از این جنگ بگیرد نوشت: «روسیه برای اروپا تهدیدی جدیتر از تهدید ایران برای ایالات متحده به شمار میرود.»
روسیه نه تنها دارای نیروی هوایی گسترده است، بلکه شبکهای یکپارچه و پیچیده از سامانههای دفاع هوایی و موشکی را نیز در اختیار دارد، در حالی که ایران در آغاز جنگ تنها توانایی محدودی در نیروی هوایی و سامانههای دفاع هوایی مدرن داشت. تحلیلها نشان میدهد که اگر درگیری گستردهای بین اروپا و روسیه رخ دهد، این نبرد به شکل شدیدی شبیه درگیریهای خاورمیانه خواهد بود؛ جایی که سیل پهپادها و موشکهای روسی میتواند سامانههای دفاع هوایی اروپا را اشباع کرده و در نهایت از کار بیندازد.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
آقای ولف که پیشتر مدیر موسسه بروگل بوده است، معتقد است که برای اروپا، افزایش تولید و ذخیرهسازی سامانههای دفاع هوایی امری حیاتی است. تجربه اوکراین نشان میدهد که میتوان دفاع هوایی را به شیوهای اقتصادی و موثر سازماندهی کرد. اروپا باید در فناوریهای ارزان برای مقابله با پهپادها سرمایهگذاری کلانی انجام دهد تا شکاف مالی عظیم بین حمله و دفاع کاهش یابد. شرکتهای اوکراینی موفق به تولید پهپادهای رهگیر ارزان شدهاند که اکنون بازار خلیج فارس را نیز هدف گرفتهاند.
اما تجربه اوکراین و کشورهای خلیج فارس نشان میدهد که داشتن سامانههای دفاع هوایی به تنهایی کافی نیست. صنعت دفاعی روسیه توانایی تولید پهپادها و موشکهای مدرن بسیار بیشتری دارد و حتی پیشرفتهترین سامانههای دفاع هوایی اوکراین نیز قادر به متوقف کردن تمام آنها نیستند.
درس دوم بحران اوکراین، تاکید بر ضرورت انجام ضدحملات هدفمند علیه تاسیسات نظامی و مراکز تولید حیاتی است. نیروهای اوکراینی با استفاده از پهپادها و موشکهای دوربرد ساخت داخل، موفق شدهاند به طور روزافزون اهداف ارزشمند در عمق خاک روسیه را هدف قرار دهند. تحلیلها نشان میدهد حملات اخیر میتواند ماهها تولید پهپاد و موشک روسیه را مختل کرده و در نتیجه میلیونها دلار در دفاع هوایی این کشور صرفه جویی کرده است. علاوه بر این، حملات اوکراین به پالایشگاهها و تامینکنندگان تجهیزات نظامی، توان دولت روسیه در ادامه جنگ را تضعیف کرده است.
نویسنده معتقد است که اروپا باید از این دو درس کلیدی عبرت بگیرد؛ نخست آنکه باید دفاع هوایی با هزینه کم و مقرونبهصرفه طراحی شود و دوم آنکه قابلیتهای ضربه عمیق باید برای آسیب زدن به مراکز تولید دشمن به کار گرفته شود. به این معنی که به جای آنکه هر موشک روسی دستکم به دو سامانه پاتریوت یا معادل آن نیاز داشته باشد، رهگیری باید با صرف هزینه اندک انجام شود و همزمان ذخایر مهمات و صنایع دفاعی دشمن نیز هدف قرار گیرند.
پیادهسازی این استراتژی میتواند معادله جنگ نامتقارن فعلی را تغییر دهد.