با گذشت یک ماه از آغاز درگیریهای مستقیم و گسترده میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، جبهه جدیدی در جنوب شبهجزیره عربستان گشوده شده است که میتواند معادلات نظامی و اقتصادی جهان را به کلی دگرگون کند.
ورود رسمی جنبش حوثیهای یمن به این منازعه در ۲۸ مارس، نه تنها تهدیدی مستقیم علیه امنیت اسرائیل محسوب میشود، بلکه این قابلیت را دارد تا گلوگاههای حیاتی تجارت بینالملل در دریای سرخ را در وضعیتی بحرانی قرار دهد.
در روز شنبه نیروهای حوثی با شلیک چندین فروند موشک بالستیک به سمت جنوب اسرائیل، رسما مشارکت خود را در این جنگ منطقهای اعلام کردند.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی این گروه، در بیانیهای اعلام کرد که این حملات «سایتهای نظامی حساس اسرائیل» را هدف قرار داده است. او تاکید کرد که این عملیاتها تا زمان توقف «تجاوزات در تمامی جبهههای مقاومت» ادامه خواهد داشت.
اگرچه ارتش اسرائیل اعلام کرد که موفق به رهگیری این تهدیدات شده است، اما کارشناسان معتقدند اهمیت این حملات نه در قدرت تخریب فیزیکی آنها، بلکه در پیامدهای استراتژیک گشوده شدن یک جبهه جدید در فاصله هزاران کیلومتری از مرزهای اسرائیل نهفته است.
محاصره اقتصادی؛ کابوس دو تنگه
بزرگترین نگرانی جامعه جهانی، تکرار تجربیات تلخ گذشته در دریای سرخ و تنگه بابالمندب است.
حوثیها پیش از این در فاصله نوامبر ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۵، بیش از ۱۰۰ کشتی تجاری را هدف قرار داده بودند. اکنون، با توجه به اینکه ایران پیشتر تنگه هرمز را تقریبا مسدود کرده است، تهدید حوثیها برای بستن بابالمندب میتواند ضربهای فلجکننده به اقتصاد جهانی وارد کند.
در واقع انسداد همزمان تنگه هرمز و بابالمندب، عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی را با اختلال بیسابقهای مواجه خواهد کرد.
این در شرایطی است که هماکنون نیز این جنگ باعث اختلال در عرضه جهانی نفت، گاز طبیعی و کود شیمیایی شده و بازارهای جهانی را به دلیل تسلط ایران بر تنگه هرمز تحت فشار قرار داده است.
حدود ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهان و ۳۰ درصد از ترافیک کشتیهای کانتینری از طریق کانال سوئز انجام میشود که امنیت آن به ثبات در دریای سرخ وابسته است.
در صورت تداوم تهدیدات، کشتیها ناچار خواهند بود مسیر طولانیتری را با دور زدن کل قاره آفریقا طی کنند که این امر هزینههای لجستیکی و قیمت نهایی کالاها را در اروپا و آسیا جهش میدهد.
استراتژی تهران و تابآوری حوثیها
ورود حوثیها به این جنگ، در حالی صورت میگیرد که ایران پس از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، استراتژی فعالسازی گروههای متحد خود را در سراسر منطقه دنبال میکند.
بر خلاف حزبالله لبنان که از ابتدای درگیریها وارد کارزار شد، حوثیها چهار هفته اول جنگ را در سکوت گذراندند.
برخی تحلیلگران بر این باورند که این گروه اگرچه از نظر تکنولوژی موشکی به تهران وابسته است، اما همواره اولویتهای داخلی یمن را نیز در نظر میگیرد. با این حال، شواهد نشان میدهد که در این مقطع، حوثیها به عنوان بازوی استراتژیک ایران برای فشار بر غرب در دریای سرخ عمل میکنند.
توماس جونیو، استاد دانشگاه اتاوا، معتقد است که اگر حملات حوثیها به شلیک چند موشک محدود بماند، تاثیر چندانی نخواهد داشت، اما حمله به کشتیرانی تجاری «قواعد بازی را به نفع ایران تغییر میدهد».
یمن؛ صلح لرزانی که فرو میپاشد
یکی از پیامدهای این تشدید تنش، احتمال بازگشت یمن به یک جنگ داخلی تمامعیار و تقابل دوباره با عربستان سعودی است.
پس از سالها جنگ که منجر به یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی جهان شد، یمن از سال ۲۰۲۲ در وضعیت آتشبس نسبی به سر میبرد.
اما اکنون و در صورت حمله حوثیها به زیرساختهای نظامی و نفتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، احتمالا شاهد بازگشت به سناریوی جنگ ۲۰۱۵ خواهیم بود.
فاره المسلمی، پژوهشگر چتم هاوس، هشدار میدهد که هرگونه درگیری جدید میان عربستان و حوثیها «بسیار شدیدتر، مخربتر و فاجعهبارتر» از دورههای قبلی خواهد بود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
رویکرد واشینگتن و افقهای مبهم
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، پیش از گفته بود که عملیات نظامی علیه ایران ظرف ۴ تا ۶ هفته به اهداف خود میرسد.
مارکو روبیو وزیر امور خارجه نیز اعلام کرده است که عملیات نظامی آمریکا احتمالا در «هفتهها، و نه ماهها» به پایان خواهد رسید.
با این حال، ورود حوثیها به این معادله میتواند محاسبات کاخ سفید را پیچیده کند. حوثیها نشان دادهاند که در برابر حملات هوایی سنگین میتوانند دوام بیاورند.
این پایداری میتواند باعث طولانیتر شدن درگیری شود و تاثیرات اقتصادی آن حتی پس از پایان رسمی جنگ نیز ادامه یابد. امری که میتواند برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ یک ریسک سیاسی بزرگ محسوب شود.