Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

نیویورک تایمز: آمریکایی‌ها خواهان جنگ با ایران نیستند، اما ترامپ اهمیتی نمی‌دهد

عکس آرشیوی از تیک‌آف جنگنده روی ناو آمریکایی
عکس آرشیوی از تیک‌آف جنگنده روی ناو آمریکایی Copyright  Copyright 2019 The Associated Press. All rights reserved.
Copyright Copyright 2019 The Associated Press. All rights reserved.
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

نیویورک تایمز به بهانه قریب‌الوقوع بودن حمله احتمالی آمریکا به ایران در مطلبی به قلم ستون‌نویس خود، ضمن اشاره به «کارزار فریب» دولتمردان پیش از تهاجم نظامی به عراق، به نقل از وی آورده است: ‌«هرگز تصور نمی‌کردم روزی دلم برای زمانی تنگ شود که جرج بوش پسر و سرسپردگانش به مردم آمریکا دروغ می‌گفتند.»

ستون‌نویس نیویورک تایمز در ادامه گزارش که شرح کامل آن را در زیر می‌خوانید‌، می‌نویسد: زمانی‌که دولت بوش تصمیم گرفت به عراق حمله کند، کارزاری تمام‌عیار برای فریب افکار عمومی به راه انداخت. مقامات دولت، اطلاعات نادرستی در مورد سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین منتشر کردند که بعد‌ها مشخص شد وجود خارجی ندارند. کالین پاول، وزیر خارجه وقت ایالات متحده در سازمان ملل سخنرانی‌ فریبنده‌ای ایراد داد. در کنگره نیز بسیاری از دموکرات‌ها، چه به‌دلیل فشار افکار عمومی و چه از سر گرایش‌های جنگ‌طلبانه، با جمهوری‌خواهان برای حمله به عراق همراه شدند.

آگهی
آگهی

این کارزارِ فریبکارانه و سراسر دروغ، شرم‌آور و نفرت‌انگیز بود و به ایجاد فضای سیاسی کنونی که آکنده از بدبینی فرساینده و پارانویای پوچ‌گرایانه است، کمک کرد. با این حال، در نگاه امروز، آن دروغ‌ها نوعی اعتراف ضمنی به این واقعیت بود که افکار عمومی اهمیت دارد؛ اینکه رئیس‌جمهوری آمریکا نمی‌تواند بدون متقاعد کردن مردم آمریکا، کشور را وارد جنگ کند. بوش افکار عمومی را فریب داد، اما دست‌کم وانمود می‌کرد که رضایت مردم برایش مهم است.

کافی است این ماجرا را با تهدید دونالد ترامپ برای آغاز جنگ علیه ایران مقایسه کنید. باراک راوید، خبرنگار وب‌سایت «اکسیوس» که به منابع خبری قوی دسترسی دارد، روز چهارشنبه هشدار داد: «دولت ترامپ بیش از آنچه بیشتر آمریکایی‌ها تصور می‌کنند به آستانه یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیک شده است. این جنگ ممکن است به‌زودی آغاز شود.» آمریکا در اقدامی بی‌سابقه، بزرگترین ناوگان هوایی خود را پس از زمان جنگ عراق در منطقه مستقر کرده است. رسانه‌هایی چون نیویورک تایمز گزارش داده‌اند که ارتش، گزینه‌ای را در اختیار ترامپ گذاشته تا از همین آخر هفته حمله را آغاز کند.

کنگره نه‌تنها مجوز چنین جنگی را صادر نکرده، بلکه حتی گفت‌وگوهای جدی درباره آن نداشته است. دولت زحمت توضیح دادن به کنگره یا مردم آمریکا را به خود نداده که چرا ممکن است ایران را بمباران کند و از این اقدام چه انتظاری دارد؟ رو خانا، نماینده دموکرات که با همکار جمهوری‌خواه خود توماس مَسی در تلاش برای اجبار رای در کنگره در باره یک طرح ضدجنگ است، می‌گوید: «تا امروز هیچ جلسه توجیهی درباره راهبرد نظامی برگزار نشده است.»

حمله به بهانه از بین بردن آنچه قبلا نابود شده

اکثر گزارش‌ها نشان می‌دهد که کاخ سفید در حال برنامه‌ریزی برای کارزاری بسیار شدیدتر و طولانی‌تر از بمباران سال گذشته ایران یا ربودن «نیکلاس مادورو» در ونزوئلا است. هنوز مشخص نیست که آیا ترامپ و تیمش به دنبال تغییر رژیم در ایران هستند یا خیر، و اگر هستند، فکر می‌کنند بعد از آن چه خواهد شد. این دقیقاً همان روشی است که یک حکومت خودکامه وارد جنگ می‌شود: بدون حتی وانمود کردن به اینکه رضایت مردم برایش اهمیتی دارد.

در کانون بحران کنونی میان آمریکا و ایران، برنامه هسته‌ای ایران قرار دارد که ترامپ ادعا می‌کند هشت ماه پیش، در پایان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، آن را نابود کرده است. در آن زمان، گزارشی از آژانس اطلاعات دفاعی نشان داد که بمباران آمریکا برنامه ایران را کمتر از شش ماه به عقب انداخته است. با این حال، همچنان صفحه‌ای در سایت کاخ سفید وجود دارد که ادعا می‌کند: «تأسیسات هسته‌ای ایران نابود شده‌اند و هر ادعایی خلاف آن، اخبار جعلی است.» ظاهراً دولت نیازی نمی‌بیند که جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامه‌ای که ادعا می‌کند قبلاً نابودش کرده را توجیه کند.

همچنین گزارش شده که دولت خواستار محدود کردن برنامه موشک‌های بالستیک ایران و پایان دادن به حمایت این کشور از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای مانند حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن است. مشخص نیست که آیا این خواسته‌ها جدی هستند یا تاکتیکی برای فشار در مذاکرات؟ اما به نظر می‌رسد که این موارد برای ایران خط قرمز محسوب می‌شوند.

راب مالی، نماینده ویژه جو بایدن، رئیس جمهوری پیشین آمریکا در امور ایران، درباره شروط تعیین شده از سوی دولت ترامپ می‌گوید: «نمی‌دانم این‌ها بهانه‌جویی است یا واقعی.» او افزود با توجه به اینکه ایران احتمالاً این شروط را رد خواهد کرد، موضع تیم ترامپ می‌تواند «صرفاً بخشی از یک نمایش سیاسی باشد تا بتوانند بگویند: ما دیپلماسی را امتحان کردیم.»

شعار انتخاباتی «اول آمریکا» چه شد؟

تا اینجا، دولت آمریکا به ندرت زحمت تشریح استدلال موجود پشت این خواسته‌ها را به خود داده است. هرچه باشد، موشک‌های ایران و شبه‌نظامیان مورد حمایتش، اسرائیل را بسیار بیشتر از ایالات متحده تهدید می‌کنند. اگر موضع دولت را همان‌طور که هست بپذیریم، تطبیق آن با شعارهای انتخاباتی «اول آمریکا» ترامپ دشوار خواهد بود.

البته روشن است که ترامپ هدفش دفاع از اسرائیل نیست. گمان می‌کنم انگیزه اصلی او همان میل به خودنمایی است که باعث شد نامش را روی مرکز کندی حک کند. او می‌خواهد مُهر خود را بر جهان بکوبد و رئیس‌جمهوری باشد که جهان را از شر سه رژیمی (ونزوئلا، ایران و کوبا) که پیشینیانش را آزار می‌دادند، خلاص کند. رابرت مالی می‌گوید: «او اکنون شیفته این ایده است که در دوران مسئولیتش به عنوان رئیس جمهور، چند رژیم که مدت‌ها دشمن آمریکا بوده‌اند، دیگر وجود نخواهند داشت.»

اگر این تحلیل درست باشد، شباهت‌هایی با جاه‌طلبی بوش برای حمله به عراق دیده می‌شود؛ بسیاری می‌گویند بوش نیز می‌خواست از پدرش پیشی بگیرد و رئیس‌جمهوری باشد که جسارت حذف صدام حسین را پس از ناکامی دیگران داشته است. ترکیب خودبزرگ‌بینی و ناامنی روانی ناشی از کینه او باعث شد فکر کند می‌تواند و باید جهان را دوباره بسازد.

ویران‌کننده‌ترین پیامد جنگ عراق البته متوجه خاورمیانه بود، جایی که صدها هزار نفر جان خود را از دست دادند؛ اما این جنگ، جامعه آمریکا را نیز دچار آشفتگی و بی‌اعتمادی فزاینده کرد و زمینه‌ساز موجی تازه از یهودستیزی شد؛ به نحوی که افرادی مانند تاکر کارلسون صهیونیست‌ها را متهم کردند که با فریب، مردم را به حمایت از تهاجم تحریک کردند.

اگر ترامپ آمریکا را به جنگی غیرضروری با ایران بکشاند، پیامدهای آن می‌تواند ویرانگرتر باشد. او در این صورت وعده‌های انزواگرایانه انتخاباتی خود را به دلایلی که هیچ‌کس دقیقاً نمی‌فهمد، زیر پا می‌گذارد تا جنگی را انجام دهد که به نفع اسرائیل است، آن هم در زمانی که تئوری‌های توطئه ضد یهودی در جامعه آمریکا به شدت گسترش یافته است.

در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد

دو اقدام نظامی اخیر ترامپ در ایران و ونزوئلا بدون تلفات گسترده پیش رفت و شاید همین امر باعث شده او به این باور برسد که می‌تواند دیگر کشورها را نیز بی‌هزینه بمباران کند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، هشدار می‌دهد این بار ممکن است اوضاع متفاوت باشد. او می‌گوید: «شما با رژیمی روبرو هستید که در گوشه رینگ گیر افتاده و بسیار محتمل است که دست به واکنش شدید بزند، زیرا احساس ترس وجودی می‌کند.»

ایران به ترور قاسم سلیمانی در در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، با خویشتنداری پاسخ داد. تهران همچنین در برابر حمله هوایی سال گذشته نیز با احتیاط واکنش نشان داد. دولت ممکن است از این موضوع نتیجه بگیرد که ایران برای پاسخگویی بیش از حد ضعیف است. واعظ معتقد است که این یک محاسبه اشتباه است. او می‌گوید «ایران به این نتیجه رسیده که خویشتنداری تنها موجب تهاجم بیشتر می‌شود. بنابراین این بار، واکنش ایران نه با خویشتن‌داری، بلکه با بی‌پروایی همراه خواهد بود.»

اکثریت آمریکایی‌ها نیز حاضر به پذیرش تلفات یا فداکاری در جنگی بی‌منطق نیستند. همان‌طور که جک هانتر در نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» Responsible Statecraft اشاره می‌کند، نظرسنجی گالوپ در مارس ۲۰۰۳ نشان داد که ۷۲ درصد آمریکایی‌ها از جنگ با عراق حمایت می‌کردند. اما در نظرسنجی‌های اخیر، کمتر از ۳۰ درصد از پاسخ‌دهندگان از اقدام نظامی در ایران پشتیبانی می‌کنند.

ترامپ حتی برای اقدام نظامی احتمالی خود سعی ندارد تا افکار عمومی را به نحوی متقاعد کند که گویا جنگ به نفع آنهاست. آنچه برای او اهمیت دارد، تنها این است که آیا این جنگ به سود خودش خواهد بود یا خیر.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

رزمایش مشترک ایران و روسیه در اوج تنش‌های تهران و واشنگتن برگزار شد

تقویت نیروهای ایالات متحده در پایگاه لاژس؛ آیا پرتغال «همدست» حمله نهایی به ایران می‌شود؟

رسانه اسرائیلی: ایران از حزب‌الله خواست در درگیری احتمالی با آمریکا و اسرائیل مداخله کند