گزارشها درباره سفارش اضطراری آمریکا برای تولید دوباره بمبهای سنگرشکن عظیم ۳۰ هزار پوندی موسوم به Massive Ordnance Penetrator (MOP) بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا ارتش آمریکا در صورت تصمیم به حمله، توانایی نابود کردن برنامه هستهای ایران را دارد یا نه.
نشریه اسرائيلی جروزالم پست، در گزارشی به این موضوع پرداخته و مینویسد: برای پاسخ به این پرسش دست کم دو مسیر تحلیلی وجود دارد.
نخست، اصل تصمیم واشنگتن برای سفارش دوباره این بمبهای سنگرشکن پس از چند سال و آن هم به صورت اضطراری و بدون طی کردن روند معمول مناقصه رقابتی است.
دوم، تفاوتهای دفاعی میان تاسیسات هستهای زیر کوه در نزدیکی نطنز که بزرگترین تاسیسات باقیمانده ایران به شمار میرود، با سایت فردو که زیر کوهی دیگر قرار داشت و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ با ۱۲ بمب سنگرشکن آن را هدف قرار داد.
سفارش جدید بمبهای سنگرشکن؛ نشانه قدرت یا محدودیت؟
در مورد سفارش تازه بمبهای سنگرشکن، نکات مثبت و منفی وجود دارد.
از منظر مثبت، آمریکا بلافاصله پس از حمله ژوئن ۲۰۲۵ چنین سفارشی نداده بود و اکنون نیز همان بمبهای ۳۰ هزار پوندی را سفارش داده، نه بمبی بزرگتر که هنوز طراحی نشده است. اگر ارتش آمریکا بلافاصله پس از آن حمله اقدام به سفارش مجدد میکرد، میتوانست این نگرانی را ایجاد کند که موجودی انبارها حتی برای یک عملیات مشابه دیگر کافی نبوده است.
همچنین اگر واشنگتن به جای این بمبها، به دنبال ساخت بمبهای ۴۰ هزار پوندی میرفت، این برداشت تقویت میشد که بمبهای کنونی برای ماموریتهای آینده کافی ارزیابی نشدهاند.
اما در سوی منفی، همین اقدام به سفارش جدید درست در مقطعی که احتمال حمله به ایران مطرح است، میتواند نشانه آن باشد که تعداد بمبهای موجود در انبار محدود است. اضطراری بودن سفارش نیز این نگرانی را تشدید میکند.
با این حال، طبق اعلام رسمی، بمبهای جدید قرار است در سال ۲۰۲۸ تحویل داده شوند. اگر برنامهریزی آمریکا دچار ضعف جدی نبوده باشد، پذیرش چنین فاصله زمانی دو ساله میتواند نشانه آن باشد که ارتش آمریکا برای هرگونه درگیری قریبالوقوع با ایران، ذخایر کافی در اختیار دارد.
تفاوت ارتفاع و وضعیت حفاظتی
بر اساس برآوردها، کوهی که سایت جدید نطنز در آن ساخته شده حدود ۱۶۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بهطور تقریبی حدود ۶۵۰ متر مرتفعتر از کوهی است که تاسیسات فردو زیر آن قرار داشت.
ارتفاع کوه بالای سایت فردو حدود ۹۶۰ متر گزارش شده است.
موسسه علوم و امنیت بینالملل نیز در گزارشی اعلام کرده تصاویر ماهوارهای نشان میدهد تاسیسات جدید نزدیک نطنز تنها یک کانال تهویه دارد، در حالی که فردو دستکم دو کانال تهویه داشت.
ژنرال دن کین، رييس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در نشست خبری ژوئن ۲۰۲۵ توضیح داده بود که راهبرد حمله به فردو کاملا بر اساس همین کانالهای تهویه طراحی شده بود. ابتدا چند بمب برای تخریب پوششهای محافظ روی کانالها استفاده شد و سپس بمبها وارد همان کانالها شدند تا به عمق سایت نفوذ کنند.
هنوز روشن نیست که برای از کار انداختن کامل یک تاسیسات هستهای، بمبها باید تا چه عمقی نفوذ کنند. بمب سنگرشکن با بدنه فولادی و چاشنی تاخیری، به طور تخمینی قادر است تا حدود ۲۰۰ فوت در سنگ یا مواد متراکم نفوذ کند و سپس منفجر شود.
در نگاه نخست، این میزان نفوذ برای عبور کامل از کوه و رسیدن به تاسیسات فردو ناکافی به نظر میرسید و برای تاسیسات زیر کوه با ارتفاع ۱۶۰۸ متر از سطح دریا، این چالش بزرگتر هم هست.
با این حال، ایران اذعان کرده که سایت فردو دیگر قابل استفاده نیست و طی هشت ماه گذشته پیشرفتی در بازسازی آن نداشته است. این موضوع نشان میدهد راهبرد حملات مکرر از مسیر کانالهای تهویه به نتیجه رسیده است.
رقابت تسلیحاتی یا رقابت اطلاعاتی؟
دیوید آلبرایت، رييس موسسه علوم و امنیت بینالملل، هشدار داده ایران در حال تقویت و مستحکمسازی ورودیها و تونلهای سایت زیرزمینی نزدیک نطنز و همچنین تاسیسات اصفهان و طالقان ۲ است.
او گفته همانطور که آمریکا در حمله به فردو از راهبردی خلاقانه استفاده کرد، ممکن است در آینده نیز آسیبپذیریهای جدیدی کشف شود. همچنین احتمال استفاده از بمبهای ترموباریک را مطرح کرده که در فضاهای بسته مانند تونل و پناهگاه اثربخشی بیشتری دارند.
بمب ترموباریک پس از انفجار، ابری از سوخت پخش میکند و موج انفجاری آن نسبت به مواد منفجره معمولی مدت طولانیتری ادامه مییابد.
اما ایران اکنون تجربه حمله ژوئن ۲۰۲۵ را دارد و بهتر میداند کدام نقاط آسیبپذیر بوده و کدام بخشها سالم ماندهاند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر صرفا به اندازه بمبها محدود نمیشود، بلکه به یک رقابت اطلاعاتی تبدیل شده است: اینکه کدام طرف میتواند آسیبپذیریهای طرف مقابل را بهتر شناسایی کند و میان توان تهاجمی و دفاعی توازن را به نفع خود تغییر دهد.