Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

رمزگشایی از آمار پلیس؛ اگر تجمع معترضان خارج از کشور در تهران بود، کدام خیابان‌ها پر از جمعیت می‌شد؟

تجمع دیاسپورای ایرانی در مونیخ
تجمع دیاسپورای ایرانی در مونیخ Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از Alain Chandelier
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

تاریخ سیاسی جهان در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ شاهد رخدادی بود که فراتر از یک کنش اعتراضی، به یک «فکت آماری» تبدیل شد.

حضور ۳۵۰ هزار نفر در تورنتو، ۳۵۰ هزار نفر در لس‌آنجلس، ۲۵۰ هزار نفر در مونیخ، ۵۰ هزار نفر در لندن و ۴۵ هزار نفر در ونکوور و ۱۰ هزار نفر در مونترال، تنها یک کنش سیاسی نبود، بلکه چالشی بزرگ برای نهادهای امنیتی و پلیس بین‌الملل در زمینه‌ مدیریت و تخمین جمعیت به شمار می‌رفت.

آگهی
آگهی

وقتی پلیس مونیخ عدد ربع میلیون نفر را برای معترضان حاضر در میدان «ترزین‌ویزه» تایید کرد، این سوال در میان بخشی از افکارعمومی مطرح شد که نهادهای مدیریت شهری با چه متر و معیاری این تجمع‌های انسانی را اندازه می‌گیرند؟

قانون جیکوبز؛ فرمول بنیادین سنجش تراکم

در برآوردهای جمعیتی، همه‌چیز از «قانون جیکوبز» (Jacobs Method) آغاز می‌شود؛ فرمولی که علیرغم سادگی ظاهری، رایج‌ترین و بنیادی‌ترین روش تخمین جمعیت است. منطق این روش بر پیوند میان عرصه‌ مکانی و تراکم انسانی استوار است. در این متدولوژی، مساحت هندسی محل تجمع در ضریب تراکم افراد در هر متر مربع ضرب می‌شود.

تغییر در این ضریب عددی، در واقع ترسیم‌کننده‌ مرز باریکی است که یک تجمع عادی را از یک انفجار جمعیتی متمایز می‌کند. در تحلیل‌های پلیس، حضور یک نفر در هر متر مربع بیانگر وضعیتی پراکنده و سیال است که لزوما فشار فیزیکی به محیط وارد نمی‌کند. اما زمانی که این عدد به دو تا سه نفر در هر متر مربع افزایش می‌یابد، ما با جمعیتی فشرده و منسجم روبرو هستیم که نشان‌دهنده‌ یک بسیج جدی است. عبور از مرز چهار نفر در هر متر مربع، فضا را به نقطه‌ اشباع و حداکثر گنجایش فیزیکی می‌رساند؛ وضعیتی که در آن جابه‌جایی به دشواری صورت می‌گیرد و فضا لبریز از جمعیت تلقی می‌شود.

در تجمعاتی نظیر آنچه در تورنتو رخ داد، پلیس معمولا با مشاهده‌ فشردگی بی‌سابقه‌ معترضان در شریان‌های اصلی شهر، ناچار می‌شود ضرایب حداکثری را در مدل‌های محاسباتی خود لحاظ کند تا بتواند ابعاد واقعی تجمع را به درستی برآورد کند.

از میدان انقلاب تا میدان آزادی؛ شبیه‌سازی یک میلیون نفر

برای درک ابعاد واقعی حضور یک میلیون ایرانی در تجمعات خارج از کشور، کافی است این حجم انسانی را بر روی نقشه‌های شهری تهران پیاده‌سازی کنیم. بر پایه داده‌های گوگل‌مپ، فاصله‌ مستقیم مرکز میدان انقلاب تا قلب میدان آزادی ۵ کیلومتر است. عرض خیابان آزادی (دیوار به دیوار) در بخش‌هایی به ۶۰ متر هم می‌رسد، اما عرض مفید سواره‌رو و پیاده‌رو با کسر تمامی موانع فیزیکی، رفیوژهای میانی، ایستگاه‌های بی‌آرتی و فضاهای غیرقابل‌استقرار، بین ۴۵ تا ۵۰ متر است. بر این اساس، مساحت خالص خیابان آزادی حدود ۲۵۰ هزار متر مربع برآورد می‌شود که با افزودن مساحت حدود ۵۰ هزار متر مربعی میدان آزادی و حدود ۲۵ هزار متر مربعی فضای کاربردی میدان انقلاب و حومه (شامل تقاطع‌های کارگر شمالی و جنوبی، پهنه‌ مقابل سینماها و حدفاصل ورودی دانشگاه تهران تا میدان)، به یک پهنه‌ خالص تقریبی ۳۲۵ هزار متر مربعی می‌رسیم.

مطابق قانون جیکوبز، جای دادن یک میلیون نفر در پهنه‌ خالص حدود ۳۲۵ هزار متر مربعی شامل فضای کاربردی میدان انقلاب و حومه، خیابان آزادی و میدان آزادی، به معنای رسیدن به تراکم تقریبی ۳ نفر در هر متر مربع است؛ وضعیتی که از نگاه ناظر هوایی، هیچ نقطه‌ای از سطح معبر(آسفالت) قابل رویت نیست و شاهد یک توده‌ پیوسته و فشرده انسانی خواهیم بود.

مهندسی فضا و کاهش خطای میانگین

اگرچه این شبیه‌سازی‌های کلی تصویری روشن از ابعاد فیزیکی تجمع ارائه می‌دهند، اما پلیس و نهادهای شهری برای عبور از تخمین‌های کلی و دستیابی به اعدادی با ضریب اطمینان بالا، از روش بخش‌بندی موزاییکی استفاده می‌کنند. در این مدل، کل صحنه‌ تجمع به بلوک‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود؛ چرا که در میدان‌های وسیعی همچون محل تجمع مونیخ، تراکم در نزدیکی جایگاه سخنرانی با حواشی میدان یکسان نیست. با ارزیابی جداگانه‌ هر بلوک و سپس تجمیع آماری آن‌ها، اثر خطای میانگین‌گیری خنثی شده و عددی مستند به واقعیت میدانی استخراج می‌شود.

چشم‌های دیجیتال؛ از فتوگرامتری هوایی تا هوش مصنوعی

امروزه تخمین جمعیت از نگاه زمینی فراتر رفته است. تصاویر هوایی با رزولوشن و کیفیت بالا که توسط پهپادها و بالگردها ثبت می‌شوند، مبنای تحلیل‌های «فتوگرامتری» قرار می‌گیرند. در تجمعات، الگوریتم‌های هوش مصنوعی با تشخیص الگوهای تکرارشونده‌ بدن و سر (Head Detection Algorithms)، می‌توانند برآوردی نیمه‌خودکار و دقیق ارائه دهند. این فناوری در تجمعاتی شبیه آنچه در لس‌آنجلس برگزار شد که جمعیت در پهنه‌ وسیعی گسترده شده بود، می‌توانند نقشی حیاتی در تایید آمار ایفا کنند.

مدل جریان عبوری؛ سنجش پویایی در راهپیمایی‌ها

در مسیرهایی که جمعیت به صورت سیال حرکت می‌کند، مساحت ثابت دیگر پاسخگو نیست. در اینجا از مدل «جریان عبوری» (Flow Rate) استفاده می‌شود. کارشناسان با انتخاب یک نقطه‌ی گره‌ای در مسیر، تعداد افرادی را که در هر دقیقه از آن مقطع عبور می‌کنند اندازه‌گیری کرده و در طول زمانی رویداد ضرب می‌کنند. این روش پویای ریاضی، تجمعات طولانی‌مدت را که در آن جمعیت به طور مداوم جایگزین می‌شود، با دقت بالایی پوشش می‌دهد.

ردپای دیجیتال؛ پایش فرکانس‌های مخابراتی

علاوه بر تحلیل‌های بصری، نهادهای امنیتی برخی کشورها در تجمعات از لایه‌ دیگری از داده‌ها استفاده می‌کنند: «پایش چگالی سیگنال». در این روش، تعداد دستگاه‌های هوشمند متصل به دکل‌های مخابراتی در محدوده تجمع رصد می‌شود. با کسر آمار میانگین روزهای عادی از تعداد کاربران فعال در زمان تظاهرات، پلیس به عددی مستند دست می‌یابد که ضریب خطای تصاویر هوایی را به حداقل می‌رساند.

شواهد لجستیکی؛ داده‌های حمل‌ونقل شهری

یکی دیگر از ابزارهای راستی‌آزمایی پلیس، تحلیل رفتار شبکه حمل‌ونقل عمومی است. آمار ورودی ایستگاه‌های مترو و پایانه‌های اتوبوسرانی در ساعات منتهی به تجمع، به عنوان یک فکت کنترلی عمل می‌کند. برای مثال، وقتی در مونیخ یا لندن ایستگاه‌های مترو به دلیل ازدحام جمعیت به حالت تعلیق درمی‌آیند، آمار بلیت‌های استفاده شده در آن بازه زمانی، سندی غیرقابل‌انکار برای تایید حضور حداکثری جمعیت در میدان‌های اصلی شهر فراهم می‌سازد.

شمارش در مقیاس خرد؛ سنسورهای حرارتی و دوربین‌های کنترلی

در بسیاری از کلان‌شهرهای توسعه‌یافته، پلیس به دوربین‌های کنترل ترافیک مجهز به سنسورهای حرارتی و سیستم‌های شمارش خودکار دسترسی دارد. این سنسورها که معمولا در ورودی‌های میادین اصلی یا معابر باریک نصب شده‌اند، می‌توانند تعداد دقیق نفرات عبوری را با حاشیه خطای ۵ تا ۱۵ درصدی ثبت کنند. این داده‌های نقطه‌ای، در کنار تصاویر پهپاد، به تحلیلگران کمک می‌کند تا ضریب تراکم جیکوبز را در هر بلوک به طور دقیق‌تری اصلاح کنند.

تحلیل داده‌های مکانی در فضای مجازی

در کنار ابزارهای سخت‌افزاری، پلیس از تحلیل فراداده‌ها نیز بهره می‌برد. در جریان تجمعات، انتشار انبوه تصاویر و ویدئوها در پلتفرم‌هایی نظیر اینستاگرام و ایکس که دارای برچسب مکانی (Geotag) هستند، یک شبکه پایش لحظه‌ای ایجاد کرد. تحلیلگران با بررسی حجم داده‌های بارگذاری شده در مختصات جغرافیایی محل تجمع، می‌توانند برآورد کنند که چه میزان از جمعیت در هر لحظه فعال بوده است. این داده‌ها به عنوان یک ترازوی دیجیتال برای راستی‌آزمایی آمارهای بصری عمل می‌کنند.

ظرفیت ایمنی؛ عبور از سقف استانداردهای شهری

افزون بر متدهای محاسباتی، پلیس کلان‌شهرها در گزارش‌های نهایی خود به فاکتور حیاتی تحلیل ظرفیت تخلیه و ایمنی جانبی استناد می‌کند. هر میدان یا فضای شهری بر اساس استانداردهای آتش‌نشانی و پدافند غیرعامل، دارای یک عدد سقف برای شرایط بحرانی است. وقتی پلیس عدد بالایی را برای شمار تجمع‌کنندگان در یک میدان تایید می‌کند، این صرفا بیانگر تراکم قابل‌توجه جمعیت و فشار مضاعف بر زیرساخت‌های شهری است، نه لزوما اعلام عبور رسمی از سقف ایمنی. در چنین وضعیتی، تراکم جمعیت می‌تواند به سطحی برسد که ظرفیت عملی مسیرهای خروجی و زیرساخت‌های پیرامونی تحت فشار قرار گیرد و مدیریت ایمنی نیازمند تمهیدات ویژه شود؛ وضعیتی که بیانگر ابعاد گسترده تجمع و فشار محسوس بر ساختار شهری است.

راستی‌آزمایی میدانی و کالیبراسیون لحظه‌ای

پلیس علاوه بر مدل‌های ریاضی و دیجیتال، از روش نمونه‌برداری میدانی برای کالیبره کردن آمارها استفاده می‌کند. در این روش، افسران مستقر در نقاط حساس یا واحدهای پیاده در میان جمعیت، به طور تصادفی چندین محدوده ۱۰ در ۱۰ متر را انتخاب کرده و تعداد افراد حاضر در آن را به صورت دستی می‌شمارند. این واقعیت میدانی با خروجی هوش مصنوعی و تصاویر هوایی تطبیق داده می‌شود تا ضریب خطای سیستم‌های دیجیتال در لحظه اصلاح شود. در تجمعاتی با ابعاد مونیخ یا تورنتو، انجام این راستی‌آزمایی‌های انسانی می‌تواند مانع از آن شود که تراکم اشیا یا موانع محیطی توسط الگوریتم‌ها به عنوان جمعیت انسانی محاسبه شود و دقت برآورد نهایی را به بالاترین سطح ممکن می‌رساند.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

پارادوکس اعداد؛ حاشیه‌ی خطا و اعتبار آماری

باید پذیرفت که در برآوردهای انسانی، هیچگاه شمارش مطلق وجود ندارد. تفاوت ۱۰ تا ۳۰ درصدی میان ارقام نهادهای دولتی و برگزارکنندگان، یک حاشیه خطا آماری استاندارد محسوب می‌شود. نهادهای رسمی معمولا بر اساس رویکرد محافظه‌کارانه حداقل‌ها را اعلام می‌کنند، در حالی که برگزارکنندگان بر ظرفیت بالقوه تاکید دارند.

یکی دیگر از تفاوت‌های اصلی میان آمارهای رسمی و برآوردهای برگزارکنندگان، در بازه زمانی سنجش نهفته است؛ در حالی که پلیس معمولا تعداد حاضران را در نقطه اوج تجمع محاسبه می‌کند، اما برگزارکنندگان مجموع افرادی را که در طول ساعت‌ها برگزاری مراسم در محل حضور یافته و رفته‌‌اند، در نظر می‌گیرند که به طور طبیعی عدد بزرگ‌تری را نشان می‌دهد.

اما ویژگی متمایز این سلسله تجمعات از منظر متدولوژی سنجش، کاهش معنادار فاصله میان آمارهای رسمی نهادهای دولتی و برآوردهای میدانی برگزارکنندگان بود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

تظاهرات ایرانیان در تورنتو در همبستگی با معترضان ایران؛ «بیش از ۳۵۰ هزار نفر» به خیابان آمدند

تجمع بیش از ۲۰۰ هزار نفر در مونیخ در حمایت از رضا پهلوی و تغییر رژیم در ایران

رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ: خون زیادی ریخته شده، هیچ راه بازگشتی وجود ندارد