همه با چالشها و ناکامیهای مشابهی مواجه میشوند، اما برخی افراد این موقعیتها را بیسروصدا تحمل میکنند، خود را با شرایط تطبیق میدهند و به مرحله بعد میروند. تفاوت آنها در بهره هوشی بالاتر و در شیوه مدیریت ناکامیها و فشارهای روانی نهفته است.
بر اساس دیدگاههای روانشناختی، هوش تنها به توانایی تحلیل منطقی محدود نمیشود، بلکه شامل مهارت انتخاب آگاهانه «نبردها»، رها کردن مسائلی که خارج از کنترل فرد است و هدایت انرژی بهسوی کنش مؤثر بهجای شکایت نیز میشود. این افراد معمولاً از سطح بالایی از هوش هیجانی و ذهنیتی کنشمحور برخوردارند.
چرا افراد باهوش کمتر شکایت میکنند؟
افرادی که از هوش شناختی و هیجانی بالاتری برخوردارند، خطاها و شکستهای خود را نه بهعنوان ناکامی، بلکه بهمثابه دادههایی برای یادگیری تلقی میکنند. هوش هیجانی به فرد امکان میدهد احساسات منفی خود را شناسایی، پردازش و سپس راحتتر تخلیه کند. پژوهشهایی که نتایج آنها در «مجله اروپایی روانشناسی کار و سازمان» منتشر شد نشان میدهد که شکایت مداوم از یک رویداد و بازگویی ذهنی آن، تنها باعث تثبیت بیشتر تجربه منفی در مغز میشود.
به نوشته پژوهشگران، صحبت کردن درباره یک رویداد بلافاصله پس از وقوع آن، مغز را وادار میکند واکنش هیجانی منفی را بار دیگر «بازپخش» کند. این تکرار، پیوندهای حافظهای قویتری میسازد و اثرگذاری تجربه منفی را تشدید میکند.
افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، نوعی فاصلهگذاری سالم نسبت به امور غیرقابلتغییر نظیرترافیک، کندیهای اداری یا صفهای طولانی ایجاد میکنند. آنها بهجای گلایه، این زمان را به گوش دادن به پادکست، کتاب صوتی یا برنامهریزی روزانه اختصاص میدهند و آگاهانه از شکایت پرهیز میکنند تا تجربه ناخوشایند را برای بار دوم در ذهن خود بازتولید نکنند. از نگاه آنها، کارهای خرد و تکراری روزمره بیعدالتی نیست، بلکه هزینه طبیعی یک زندگی کارآمد است. حتی نظم محیط کار نیز به تمرکز ذهن کمک میکند و به همین دلیل، تمرکز بر بهبود شرایط را به شکایت خودکار ترجیح میدهند.
هفت موضوعی که افراد باهوش از آن شکایت نمیکنند
افراد باهوش معمولا از نشخوار ذهنی درباره گذشته پرهیز میکنند؛ اشتباهات، لغزشها و پروژههای ناموفق را تحلیل میکنند، اما در آنها متوقف نمیمانند. در مواجهه با چالشهای غیرمنتظره، چه در زندگی شخصی و چه در محیط حرفهای، رویکرد غالب آنها یافتن راهحلهای خلاقانه است و نه غرق شدن در گلایه.
بهطور کلی، این افراد نگاه خود را به آینده معطوف میکنند و به همین دلیل از شکایت درباره موضوعات زیر پرهیز دارند:
دیگران
نیک ویگنال، روانشناس بالینی، معتقد است افرادی که از هوش هیجانی و خودآگاهی بالاتری برخوردارند، میدانند انتقاد مداوم از دیگران اغلب نوعی مکانیسم دفاعی ابتدایی است.
انتظار کشیدن
چه در صف نانوایی، چه در ترافیک یا فرآیندهای اداری، افراد باهوش صبورتر از حد متوسط هستند. پژوهشی منتشرشده در مجله «Economics Letters» نشان میدهد میان صبر و بهره هوشی بالاتر ارتباط معناداری وجود دارد.
نقصهای شخصی
هوش هیجانی با رها کردن کمالگرایی افراطی پیوند دارد. به گفته جودیت توتین، روانشناس، افراد باهوش نقصها و اشتباهات خود را میپذیرند و آنها را بخشی از انسان بودن میدانند. او تأکید میکند که شکست نهتنها ما را انسانیتر میکند، بلکه امکان دریافت حمایت و تقویت همدلی با دیگران را نیز فراهم میسازد.
آنچه ممکن است در آینده رخ دهد
به باور نیک ویگنال، روانشناس، افراد با هوش هیجانی بالا میدانند که زندگی ذاتا غیرقابلپیشبینی است و مواجهه واقعبینانه با این عدم قطعیت، سالمتر از انکار آن است.
اشتباهات گذشته
این روانشناس به ما یادآوری میکند: «افرادی که دائما در حال نشخوار فکری هستند، عادت ناخودآگاهِ ماندن بیپایان در اشتباهات گذشته را در خود پرورش میدهند، زیرا این کار به آنها، حتی برای مدت کوتاهی، احساس قدرت و کنترل میدهد. اما در واقع، هیچ میزانی از نشخوار فکری یا تحلیل خطاهای رانندگی شما، گذشته را تغییر نخواهد داد.» این یک واقعیت تلخ زندگی است که افراد باهوش هیجانی نه تنها آن را درک میکنند، بلکه میپذیرند.
عادات دیگران
هوش هیجانی مستلزم همدلی و درک تفاوتهای فردی است؛ پذیرش اینکه هر فرد شیوه خاص خود را برای زندگی و عمل کردن دارد.
انتقادها
کارول دوک، استاد روانشناسی توضیح میدهد افرادی که دارای «ذهنیت رشد» هستند، باور دارند تواناییها و سطح هوش آنها در طول زندگی قابل توسعه است. به همین دلیل، انتقادهای سازنده را نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری تلقی میکنند.