Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

مذاکرات ایران و آمریکا در سایه تهدید: دیپلماسی واقعی است یا نمایشی پیش از درگیری؟

پیت هگست، وزیر دفاع، دونالد ترامپ، رئیس جمهور، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در جلسه کابینه در کاخ سفید، پنجشنبه، ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، در واشنگتن
پیت هگست، وزیر دفاع، دونالد ترامپ، رئیس جمهور، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در جلسه کابینه در کاخ سفید، پنجشنبه، ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، در واشنگتن Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

آیا چشم‌انداز گفت‌وگوهای اعلام‌شده میان تهران و واشنتگن در مسقط عمان به راستی تلاشی جدی برای حل‌وفصل دیپلماتیک اختلافات است، یا آن‌که می‌تواند نقشی «تاکتیکی» و حتی «نمایشی» در آستانه یک رویارویی گسترده‌تر ایفا کند؟

در حالی که از آغاز دوباره مذاکرات هسته‌ای میان ایران و ایالات متحده در روز جمعه ۶ فوریه در مسقط عمان سخن گفته می‌شود، هم‌زمان نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از تشدید تنش‌های نظامی در منطقه، همچون افزایش هشدارهای امنیتی گرفته تا تحرکات نیروهای نیابتی و تقویت حضور نظامی آمریکا در آب‌های پیرامونی ایران به چشم می‌خورد.

این هم‌زمانی، بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که آیا چشم‌انداز گفت‌وگوهای اعلام‌شده به راستی تلاشی جدی برای حل‌وفصل دیپلماتیک اختلافات است، یا آن‌که می‌تواند نقشی «تاکتیکی» و حتی «نمایشی» در آستانه یک رویارویی گسترده‌تر ایفا کند.

بررسی سابقه روابط تهران و واشنگتن، الگوهای رفتاری دو طرف در بزنگاه‌های مشابه و شرایط عینی حاکم بر منطقه نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش، چندان ساده نیست. در این میان می‌توان بسیاری از نشانه‌ها را یافت که می‌گوید این مذاکرات الزاما برای «توافق» طراحی نشده‌اند و حتی می‌توانند کارکردی «نمایشی» یا «تاکتیکی» داشته باشند.

سابقه تاریخی؛ مذاکره هم‌زمان با آمادگی نظامی

ایالات متحده بارها هم‌زمان با مذاکره، گزینه نظامی را فعال نگه داشته است. این الگو به‌ویژه در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ کاملا مشهود بود. در این سال مذاکرات با عراق درباره بازرسی‌های تسلیحاتی، هم‌زمان با تجمع نیروهای آمریکایی در منطقه نتیجه‌ای جز جنگ به همراه نداشت.

‏در ماه‌های پیش از حمله، دولت جورج دبلیو بوش با تصویب قطعنامه ۱۴۴۱ شورای امنیت در نوامبر ۲۰۰۲، بازرسان سلاح‌های کشتار جمعی به رهبری هانس بلیکس را به عراق فرستاد، تا مذاکرات دیپلماتیک ادامه یابد؛ اما آمریکا از پاییز ۲۰۰۲ اعزام گسترده نیرو به کویت را نیز آغاز کرده بود. هانس بلیکس بعدها گفت آرایش نظامی آمریکا نشان می‌داد تصمیم جنگ از پیش گرفته شده و مذاکرات عمدتاً برای خرید زمان و کسب مشروعیت بوده است.

همان‌طور که جورج پیرو، بازجوی صدام حسین دراین باره می‌گوید: «صدام حسین تا سپتامبر ۲۰۰۲ دست از سرکشی برنداشت اما وقتی از قصد جورج بوش برای حمله به عراق اطمینان حاصل کرد، موضعش را تغییرداد، اجازه بازرسی تسلیحاتی صادر و تلاش کرد تا از حمله جلوگیری کند. او به من گفت که در اکتبر یا نوامبر ۲۰۰۲ متوجه شده است که جنگ اجتناب ناپذیر است و شروع به آماده سازی خود و ارتش عراق کرده است.»

مورد دیگر این ادعا، گفت‌وگوهای غیرمستقیم با کره شمالی، هم‌زمان با تحریم حداکثری و مانورهای نظامی در فاصله سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ است. نشست سال ۲۰۱۸ میان دو کشور در سنگاپور برگزار شد و منجر به صدور یک بیانیه مشترک کلی و مبهم شد اما درحالی‌که تنها ده روز از این نشست گذشته بود، رئیس‌جمهور آمریکا با صدور یک فرمان اجرایی، تحریم‌های اقتصادی علیه پیونگ یانگ را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

و در نمونه‌ای نه چندان دور، عملیات چکش نیمه‌شب ایالات متحده آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران درست در میانه مذاکرات صورت گرفت، این در حالی است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در روزهای قبل از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، به متحدان آمریکا گفته بود که واشینگتن ترجیح می‌دهد راه‌حل دیپلماتیک را دنبال کند.

نبود پیش‌شرط‌های واقعی توافق

به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از مؤلفه‌های کلاسیک یک مذاکره جدی وجود ندارد. ایران خواهان تمرکز صرف بر پرونده هسته‌ای است. رویترز پیشتر و به نقل از منابع ایرانی گزارش داده بود که دونالد ترامپ سه شرط «غنی‌سازی صفر، اعمال محدودیت بر برنامه موشکی ایران و عدم حمایت از شبه‌نظامیان منطقه‌ای» را برای ازسرگیری مذاکرات تعیین کرده است.

هرچند روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» روز پنجشنبه ۵ فوریه گزارش داد که ایران در ازای انتقال محل مذاکرات به عمان و عدم حضور نمایندگانی از کشورهای منطقه پذیرفته است که در گفتگوها با آمریکا علاوه بر برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و گروه‌های شبه‌نظامی نیز مورد بحث قرار بگیرند.

در عین حال عدم پذیرش ایران مبنی بر مذاکرات مستقیم به عنوان پیش‌شرط لازم در انجام مذاکره میان طرفین همواره مذاکره میان دو کشور ایران و امریکا را سخت کرده و مذاکرات در پشت درهای بسته و به صورت غیر مستقیم صورت گرفته است. پیشتر مذاکرات میان ایران و آمریکا در دوران اوباما در قالب برجام و با حضور طرفین انجام میشد، اما از زمان خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، راهبرد ایران مبنی بر مذاکرات مستقیم سخت‌گیرانه‌تر از گذشته شده است.

جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ درباره مذاکره غیرمستقیم با ایران گفته بود: «شخصی که تصمیم گیرنده اصلی در ایران است، رهبر جمهوری اسلامی است. رییس‌جمهور عملا اهمیت چندانی ندارد. به نظر می‌رسد وزیر امور خارجه با رهبر گفت و گو می‌کند و عملا فردی است که ما از طریق او در تماس بوده‌ایم. اما وقتی حتی نمی‌توان با کسی که واقعا کشور را اداره می‌کند صحبت کرد، دیپلماسی با چنین کشوری بسیار عجیب و فوق العاده دشوار می‌شود.»

از دیگر شرایط‌ یک مذاکره کارآمد، مشروعیت طرفین مذاکره برای یکدیگر است و در شرایطی که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا درست پیش از مذاکره روز جمعه در مسقط تأکید کرد که هرگونه گفت‌وگو با ایران به معنای «مشروعیت‌بخشی» نخواهد بود و برخی رسانه‌ها مذاکره با ایران را «خیانت به معترضان» می نامند، رسیدن به یک توافق می‌تواند چندان جدی نباشد. از طرفی ایران نیز نسبت به آمریکا دچار نوعی بی‌اعتمادی ساختاری است. نمونه بارز آن، آمریکا از توافقی که خود امضا کرده بود خارج شد.

کارکرد رسانه‌ای و سیاسی مذاکرات

در این برهه برای هر دو طرف ایرانی و آمریکایی «نمایش مذاکره» سودمند است.

از منظر آمریکا در صورتی که بخواهد هدف واقعی جنگ را دنبال کند،نشان دادن اینکه راه دیپلماسی را پیش از حمله امتحان کرده و در نهایت این ایران بود که به خواسته های جهانی تن نداد، میتواند از فشار داخلی و بین‌المللی مبنی بر جنگ طلبی آمریکا بکاهد و افکار عمومی داخلی و متحدان را برای اقدام سخت‌تر آماده‌ کند و این می‌تواند به معنای کاهش هزینه سیاسی احتمالی جنگ باشد.

از سوی دیگر فرض «خرید زمان» برای هر دو طرف یک فرضیه قابل طرح است. هم آمریکا برای انجام یک عملیات پیچیده نیازمند تکمیل زنجیره‌ای از آمادگی‌های اطلاعاتی، عملیاتی، لجستیکی و پدافندی است و هم تاکتیک مذاکره برای ایران، فارغ از کاستن فشارهای داخلی و بین‌المللی می‌تواند در جهت «خرید زمان» باشد. این خرید زمان برای ایران در موارد گذشته و پیش از بمباران تاسیسات هسته‌ایش توسط آمریکا، می‌توانست دستیابی به سلاح هسته‌ای تعبیر شود اما اکنون داشتن مهلت برای مدیریت فشار داخلی در دوران اعتراضات تا رسیدن به جنگ برای یک کشور تضعیف شده از منظر اقتصادی، منطقه‌ای و داخلی حیاتی است.

در همین باره نیز ژان ایو لودریان، وزیر خارجه پیشین فرانسه در گفتگو با شبکه «فرانس انفو» در مورد مذاکره آمریکا با ایران گفت که تهران تنها به دنبال «خرید وقت» و «حفظ رژیم» است.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

بنابراین می توان این سناریو را در نظر گرفت که مذاکرات ایران و آمریکا در شرایط فعلی بیشتر ابزار تاکتیکی مدیریت تنش و آماده‌سازی برای سناریوهای بعدی است تا تلاشی جدی برای توافقی پایدار.هر دو طرف با مذاکره تنها پیام عقلانیت را به افکار عمومی داخلی و خارجی ارسال می‌کنند. اما در شرایطی که اعتماد ساختاری از بین رفته، مذاکره بیشتر شبیه «مدیریت بحران موقت» است تا حل بحران و این گفت و گوها می‌توانند کارکرد نمایشی داشته باشند تا در صورت شکست، زمینه سیاسی و رسانه‌ای برای تشدید درگیری نظامی فراهم شود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

عمان چگونه می‌تواند به دیوار حفاظتی خلیج فارس در برابر جنگ ایران و آمریکا تبدیل شود؟

پشت پرده جابه‌جایی‌ از استانبول به مسقط؛ چرا محل مذاکره با آمریکا برای ایران اهمیت دارد؟

ایران در دوراهی دیپلماسی هسته‌ای با آمریکا؛ سایه سنگین اختلافات موشکی بر میز مذاکره