Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

ورود ناوگان بزرگ آمریکا به منطقه؛ اقدام بعدی ترامپ در برابر ایران چیست؟

گسیل ناوگان آمریکا به خلیج فارس
گسیل ناوگان آمریکا به خلیج فارس Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

جمهوری اسلامی ایران پس از سرکوب خونین اعتراضات، در جهت ثبات و تحکیم دوباره پایه‌های خود تلاش می‌کند، اما همچنان از دو سو با دو چالش جدی و خطرناک روبروست. نخست تهدید نظامی آمریکا و دوم نارضایتی عمومی که هر آن منتظر فرصتی برای فوران است.

نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد و مدیر «پروژه راهبرد ایران» در اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» با یادآوری حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲ روزه و گسیل ناوگان آبراهام لینکلن به سوی خلیج فارس در روزهای اخیر می‌گوید: «آمریکا سال‌ها صرف توسعه فناوری و تخصص لازم برای اجرای موفق عملیاتی علیه برنامه هسته‌ای ایران کرده است. آغاز حملات برای حمایت از معترضان، مجموعه‌ای کاملا متفاوت از اهداف و مقاصد را در بر می‌گیرد که احتمالا به‌صورت لحظه‌ای در حال شکل‌گیری است.»

هم‌زمان با گسترش اعتراضات ضدحکومتی در ایران و انتشار اخبار به خون کشیدن معترضان به دست نیروهای امنیتی ایران، ترامپ متعهد شد که ایالات متحده «به کمک آن‌ها خواهد آمد». آیا ورود نیروهای دریایی آمریکا به نزدیکی ایران مقدمه‌ای برای حمله به حکومت است؟ دونالد ترامپ همچنان از گزینه‌های روی میز سخن می‌گوید. این گزینه‌ها کدامند؟

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

گزینه‌های ترامپ در قبال ایران چیست؟

نِیت سوانسون که در دولت بایدن مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی بود و در دولت ترامپ نیز عضو تیم مذاکره‌کننده ایران به شمار می‌رفت، این گزینه‌ها را چنین شرح می‌دهد:

حملات نمادین: کهمی‌تواند شامل حمله به اهداف متعارف مانند برنامه هسته‌ای یا موشکی ایران باشد. اگرچه چنین حملاتی کمک ملموسی به معترضان نخواهد کرد، اما این اطمینان را می‌دهد که هیچ‌کس نتواند رئیس‌جمهور را به ترسیم «خطوط قرمز» و سپس نادیده‌گرفتن آن‌ها متهم کند.

حملات علیه دستگاه امنیتی: ترامپ احتمالاً اطلاعاتی درباره مجموعه‌ای از تأسیسات و افراد مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای انتظامی و بسیج شبه‌نظامی دارد که ممکن است با سرکوب جنبش اعتراضی مرتبط هستند.

حملات سایبری علیه دستگاه امنیتی نیز در این دسته قرار می‌گیرند. چنین حملاتی شاید نوعی انتقام یا تسلی خاطر برای معترضان فراهم کند، اما روشن نیست که تا چه اندازه می‌تواند مانع ادامه سرکوب از سوی حکومت شود. ایران بیش از یک میلیون نفر در دستگاه امنیتی خود دارد. یک حمله مقطعی بعید است محاسبات حکومت درباره کشتن معترضان را تغییر دهد. یک کارزار مستمر علیه نیروهای امنیتی قابل تصور است، اما مستلزم تعهدی پایدار خواهد بود؛ تعهدی که دولت ترامپ تاکنون در به‌کارگیری نیروی نظامی از آن پرهیز کرده است.

اهداف اقتصادی: در جریان رویارویی‌های ایران و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه، گمانه‌زنی‌هایی وجود داشت مبنی بر این‌که اسرائیل ممکن است به اهداف اقتصادی ایران حمله کند. این اهداف می‌تواند شامل پایانه‌های صادرات نفت، مانند جزیره خارک و همچنین زیرساخت‌های حیاتی گاز طبیعی باشد. چنین عملیاتی پرریسک است و می‌تواند بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار دهد، اما در عین حال توجه حکومت ایران را که در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار دارد. جلب می‌کند.

رهبر جمهوری اسلامی: بسیاری از معترضان در ایران و ناظران خارج از کشور خواستار حمله‌ای هستند که به حذف علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بینجامد. هرچند روشن نیست چنین حمله‌ای امکان‌پذیر (یا حتی قابل توصیه) باشد، اما در صورت وقوع، تحولی بنیادین خواهد بود زیرا رهبر جمهوری اسلامی بالاترین مرجع سیاسی و مذهبی در ایران است. در تاریخ جمهوری اسلامی تنها یک جانشینی رخ داده و امروز هیچ جانشین مورد اجماعی برای خامنه‌ای وجود ندارد. حذف او خلأ قدرتی بی‌سابقه ایجاد می‌کند و پیش‌بینی آن‌چه پس از آن رخ خواهد داد ناممکن است.

گزینه‌های غیرنظامی: آمریکا گزینه‌های غیرنظامی ملموس متعددی در اختیار دارد. من و آبرام پِیلی، معاون پیشین نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، پیشنهادهایی برای حمایت از معترضان ارائه کرده‌ایم، از جمله توقف ابتکارهای سیاستیِ نامرتبط با اعتراضات.

واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، بعید است هیچ‌یک از این اقدامات تعیین‌کننده باشد یا مسیر اعتراضات کنونی را تغییر دهد. این اقدامات بیشتر معطوف به موج‌های بعدی اعتراضات و اطمینان از این است که معترضان ابزار لازم برای تصمیم‌گیری مستقل درباره آینده ایران را در اختیار داشته باشند.

آیا حمله آمریکا به معترضان ایرانی کمک خواهد کرد؟

بسیاری از مردم در ایران با تجربه تلخی که از سرکوب پردامنه حکومت دارند، حتی اگر از مبارزه برای تغییر حکومت مأیوس نشده باشند، از نظر روانی نیاز به کمک خارجی را احساس می‌کنند. سوانسون می‌گوید: «من تردید دارم که چنین حمله‌ای (به دست آمریکا) تأثیر بزرگی داشته باشد، اما نمی‌شود پیش‌گویی کرد زیرا موفقیت یک حمله بیش از هر چیز باید با تأثیر آن بر روان معترضان و حکومت سنجیده شود. شاید یک حمله چنان افزایش روحیه‌ای در میان معترضان ایجاد کند که آن‌ها تصمیم بگیرند اعتراضات را ادامه دهند تا جایی که شکاف‌هایی در حکومت پدید آید، ریزش نیرو رخ دهد و رژیم ایران فروبپاشد.»

پیش‌بینی دیگر آن است که حکومت ایران باز هم افراد بیشتری از مردم خود را بکشد. سوانسون در مورد این وضعیت می‌گوید که یادآور مجارستان در سال ۱۹۵۶ و کردستان عراق در سال ۱۹۹۱ است، زمانی که آمریکا مردم را به قیام فراخواند، اما منابع محدودی برای حمایت داشت و معترضان به‌شدت سرکوب شدند.

امروز اما آمریکا منابع بسیار بیشتری برای ضربه زدن به حکومت ایران و کمک به مردم معترض این کشور در اختیار دارد.

پژوهشگر ارشد شورای آتلانتک می‌گوید: «در نهایت، بسیار بعید به نظر می‌رسد که نیروهای زمینی آمریکا در ایران مستقر شوند. این بدان معناست که گذار سیاسی در ایران نه به‌دلیل آزادسازی ایران توسط سربازان آمریکایی و نه به‌واسطه مداخله یک نیروی خارجی رخ می‌دهد؛ بلکه باید تغییری باشد که خودِ ایرانیان آن را رقم بزنند.»

ایران چه خواهد کرد؟

حضور ناو آبراهام لینکلن در منطقه دو کارکرد دارد. نخست، به آمریکا امکان می‌دهد در برابر هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران آسان‌تر دفاع کند و در نتیجه گزینه‌های بیشتری برای حمله در اختیار داشته باشد. دوم، یک مزیت روانی ایجاد می‌کند. ایران می‌داند هر اقدامی که در پاسخ به یک اقدام آمریکا انجام دهد، می‌تواند با تشدید بیشتری از سوی نیروهای آمریکایی مواجه شود.

این اثر روانی برای معترضان خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی نیز اهمیت دارد، زیرا با امیدواری بیشتری مطالبه خود را پیگیری می‌کنند. نیت سوانسون می‌گوید این پویایی احتمالاً ایران را از انجام اقدامات بیش‌ازحد تنش‌زا بازمی‌دارد. حکومت ایران به‌احتمال زیاد واکنش خود را به‌گونه‌ای تنظیم خواهد کرد که (به‌زعم خود) متناسب با اقدام آمریکا باشد. برای مثال، اگر ایالات متحده حملات نمادین انجام دهد، ایران نیز احتمالاً اقدامی نمادین انجام خواهد داد. حمله ایران به نیروهای آمریکایی در قطر در ماه ژوئن نمونه مفیدی از شکل احتمالی چنین پاسخی است. این سناریو به هر دو طرف اجازه می‌دهد ادعای پیروزی کنند و تنش را کاهش دهند.»

اما در مورد حمله به خامنه‌ای، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران اخیرا گفت: «حمله به رهبر بزرگ کشور ما به‌منزله جنگی تمام‌عیار با ملت ایران است.» این‌که چنین وضعیتی دقیقاً چگونه خواهد بود، پیش‌بینی‌پذیر نیست، اما دست‌کم آمریکا اکنون آمادگی بیشتری برای واکنش به چنین سناریویی دارد.

با این حال حذف خامنه‌ای و حتی مرگ طبیعی او اثر روانی امیدبخش برای مردمی ایجاد خواهد کرد که او را عامل اصلی سرکوب و فشار در دهه‌های اخیر می‌دانند.

تغییر «اجتناب‌ناپذیر»

خبرگزاری الجزیره نیز در گفتگو با چند تحلیلگر ایرانی مانند علی واعظ می‌نویسد که به هر روی، تغییر در ایران از این پس «اجتناب‌ناپذیر» است. این تحلیلگران که به طرفداری از توافق برای حل بحران و رفع تحریم علیه ایران معروف هستند، به الجزیره گفته‌اند که بدون تغییرات اساسی و دستیابی به توافقی با آمریکا برای رفع تحریم‌ها، ایران ممکن است با موج‌های تازه‌ای از ناآرامی روبه‌رو شود.

علی‌رضا عزیزی، پژوهشگر مهمان در «مؤسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت» به الجزیره گفته است: «این‌که آیا این روند به مردم انگیزه بیشتری می‌دهد تا برای تغییر رژیم به خیابان‌ها بیایند یا به سناریویی شبیه اتحاد جماهیر شوروی بینجامد؛ یعنی دگرگونی نظام با بازتولید حاکمیت نهادهای امنیتی در شکلی دیگر، پرسشی باز است. اما تغییر اجتناب‌ناپذیر است.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

آرایش جنگی «تمام عیار» در خاورمیانه؛ رمزگشایی از «آرمادای» ترامپ برای رویارویی نظامی با ایران

رونمایی از دیوارنگاره‌ای «تهدیدآمیز»علیه آمریکا درتهران همزمان با تشدید حضور نظامی واشنگتن در منطقه

ناو اعزامی آبراهام لینکلن و حضور آن در منطقه چه تاثیری بر حمله احتمالی به ایران دارد؟