آیندگان و چالشی به نام آدرس گورستان های هستهای
چگونه میتوانیم بشر هزارههای آتی را از محل دفن پسماندهای هستهای مطلع کنیم؟ چگونه میتوانیم به او بگوییم که زیرپایش گورستانی قرار دارد که با گورستان معمولی فرق دارد؟
چگونه انسان هزاره سوم میتواند اطلاعات را به انسان هزاره چهاردهم یا حتی انسان هزاره صدم منتقل کند؟ شاید این سوال چندان مهم به نظر نرسد اما وقتی به ضایعات هستهای فکر کنید، اهمیت آن مشخص میشود زیرا خطر از بین رفتن زبالههای هستهای به ۱۰۰ هزار سال زمان نیاز دارد.
ضایعات هستهای همواره ناخواسته تولید میشوند و سالهاست که آن را دفن میکنیم. عده ای با این کار موافقند و عدهای مخالف. اما این پسماندها به طور فزاینده ای رو به افزایش هستند. کارشناسان معتقدند باید به نسلهای آینده هشدار بدهیم که چه چیزی زیر پاهایشان وجود دارد. به نظر می رسد این کار آسان نیست. سوال این است که این اطلاعات را چگونه باید به آینده منتقل کنیم؟
مکتوب سازی اطلاعات روی کاغذ دائمی
بشر از ۵هزار و ۵۰۰ سال پیش شروع به نوشتن تاریخ خود کرد. در وهله اول به نظر میرسد راه حل، تصمیم گیری درباره محل دفن زباله های هسته ای، مشخص کردن دقیق این گورستانها و مکتوب کردن اطلاعات مربوط به آن باشد.
سنگ و کاغذ از بین میرود. عمر یو اس بی و سرورهای اینترنتی محدود است.
بعضی نهادهای دولتی مثل «آژانس ملی فرانسه مدیریت زبالههای هستهای» شروع به ضبط و ثبت اطلاعات خود روی «کاغذهای دائمی» کرده اند.
«کاغذ دائمی» کاغذی است که میزان پ هاش خمیر کاغذ در آن بین ۷.۵ تا ۱۰ است. یعنی خمیر کاغذ خاصیت اسیدی ندارد. این نوع کاغذ میتواند مدتهای طولانی هم از نظر شیمیایی و هم از نظر فیزیکی دوام داشته باشد. در حالیکه کاغذ معمولی در اثر مرور زمان زرد، یا در معرض نور و گرما خراب میشود.
«آژانس ملی فرانسه مدیریت زبالههای هستهای» همچنین دیسکهایی برای ضبط داده طراحی کرده که از جنس یاقوت و پلاتین ساخته شده است. این دیسک میتواند ۴۰ هزار صفحه اطلاعات تصویری و متن را تا دو میلیون سال نگه دارد.
آیا زبان امروز برای بشر هزارههای بعدی قابل فهم خواهد بود؟
اما زبان پدیدهای پویاست که مدام در حال تغییر است. به همین دلیل هم مثلا رمزگشایی هیروگلیفهای مصر باستان سالها و دههها به طول انجامید، یا اینکه مثلا ممکن است از خواندن شاهکارهای ادبیات کلاسیک که به زبانی متفاوت از زبان امروز نوشته شدهاند، دچار سردرد بشوید. پس از کجا باید بدانیم که دانشمندان هزار سال بعد قادر به درک زبان مولیر یا شکسپیر هستند یا نه؟
مسئله به همین جا ختم نمیشود. به جز نحوه ضبط اطلاعات این سوال هم مطرح است که این اطلاعات را کجا باید ذخیره کنیم؟ چگونه میتوانیم مطمئن شویم که بشر ۱۰۰۰ سال بعد به این اطلاعات دسترسی خواهد داشت؟
آژانس انرژی هستهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی NEA گروه کاریای ایجاد کرده که هدف آن تعیین بهترین روش مدیریت فراداده (متاداده) اطلاعات مربوط به زبالههای هستهای است تا با توجه به تکامل برنامههای ملی مرتبط با ضایعات هستهای، تمام اطلاعات هم به درستی ذخیره شود و هم به راحتی قابل دسترسی باشد.
اما همانطور که دکتر گلوریا کونگ، مدیر اجرایی بخش مدیریت زبالههای هستهای در آژانس انرژی هستهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به یورونیوز میگوید: «حفظ اطلاعات در دراز مدت تنها برعهده سازمان مدیریت زباله نیست.»
او میافزاید: «امروز در خیلی از کشورها گفته میشود که در هر مرحله از ایجاد تاسیسات مربوط به ضایعات هستهای باید به حرف مردم گوش بدهید و در طراحی و مدیریت اطلاعات باید نگرانیهای مردم و استثنائات را لحاظ کنید.» خانم کونگ هچنین میگوید این مسئله جنبه اضطراری دارد، زیرا کسانی که در بخش صنعت هستهای و مدیریت زبالههای هستهای کار میکنند اغلب نزدیک سن بازنشستگی هستند.
تاسیس «فرقه اتمی» برای انتقال اطلاعات به بشر آینده
در اوایل دهه هشتاد میلادی وزارت انرژی ایالات متحده آمریکا قبل از ساخت نیروگاه تأسیسات آزمایشی مجزاسازی ضایعات در ایالت نیومکزیکو، کارگروهی برای طراحی یک سیستم انتقال دانش در نظر گرفت. این نیروگاه امروز هم وجود دارد و محل دفن ضایعات هستهای فرا اورانیومی حاصل از تسلیحات هستهای است.
کارگروه وزارت انرژی ایالات متحده آمریکا متشکل از مهندسان، دانشمندان هستهای و دانشمندان علوم رفتاری بود.
این کارگروه به رهبری توماس سیبیوک، زبان شناس، فیلسوف و نویسنده آمریکایی با الهام از کلیسای کاتولیک که پیامهایش را با استفاده از «ترکیبی از عناصر نمادین به نسلهای آينده منتقل میکند، پیشنهاد تاسیس یک «فرقه اتمی» atomic priesthood کردند تا با «خلق نمادها و اسطورههای مربوط به انرژی هستهای»، اطلاعات مربوط به مکانهای دفن زبالهها و وجود مواد خطرات آن را به نسلهای بعد منتقل کنند.
راه حل گربه اشعهای
همزمان فرانسواز باستیده فرانسوی، زیست شناس و پائولو فابری ایتالیایی متخصص پیشنهاد عجیبی برای انتقال اطلاعات مربوط به محل دفن ضایعات هستهای کردند: اصلاح ژنتیکی گربه. آنها پیشنهاد کردند گربه هایی پرورش داده شود که به رادیواکتیو حساس هستند و در نزدیکی گورستان ضایعات هستهای تغییر رنگ میدهند. دلیل انتخاب این گربه این بود که این حیوان از زمان مصر باستان یکی از حیوانات مورد علاقه انسانها است.
فیلم کوتاه «راه حل گربه اشعهای» (۲۰۱۶) بر اساس ایده پرورش گربه حساس به رادیواکتیو ساخته شد.
اما پیتر گالیسون، استاد تاریخ علوم و فیزیک و کارگردان مستند «Containment» درباره پسماندهای هستهای در دانشگاه هاروارد معتقد است که در انتقال پیام و اطلاعات با هنر این خطر وجود دارد که این اطلاعات بهخوبی درک نشوند. زیرا برداشت و تفسیر افراد مختلف با هم یکسان نیست.
استفاده از تصویر نگاشت برای گورستان دفن ضایعات هستهای
آيا میتوان برای هشدار و مطلع ساختن بشرآینده از تصویرنگاشت یا از نشانههای استفاده کرد؟
فلوریان بلانکر متخصص نشانهشناسی «آژانس ملی فرانسه مدیریت زبالههای هستهای» میگوید که تصویرنگاشت هم مثل زبان مدام تغییر میکند زیرا براساس قراردادهای اجتماعی ساخته میشود.
کپسول زمان
برای انتقال اطلاعات به بشر ۱۰۰۰ سال آینده راه حلهای دیگری هم وجود دارد که در آن نیاز به خواندن، نوشتار یا تصویر نیست.
برونو گراسر، هنرمند فرانسوی و برنده جایزه «آژانس ملی فرانسه برای مدیریت زبالههای هستهای» ایده جالبی برای انتقال اطلاعات به نسلهای آینده ارائه کرده است. او میگوید میتوان برای انتقال اطلاعات و دادههای مربوط به مکانهای ذخیره سازی پسماندهای هستهای از هنر چاپ تیزابی یا «ایچینگ» (حکاکی شیمیایی) استفاده کرد که طی هزاران سال توسط بشر به کار گرفته شده است.
اما بهجای حک کردن اطلاعات روی سنگ که ممکن است در اثر مرور زمان محو شود، میتوان از کپسول زمان استفاده کرد. یعنی میتوان به مردم کپسولهایی پر از خاک به شکل ۲۵۰۰ مکعب داد که هر مکعب نماینده یک واحد زمان باشد.
هر کدام از این کپسولها هر چهل سال به نفر بعدی منتقل میشود و صاحب جدید فقط روی یکی از این مکعبها را خطی میاندازد و این کار ادامه پیدا میکند تا کپسول کاملاً صاف شود. این کار به همان صدهزار سالی زمان نیاز خواهد داشت که برای از بینرفتن تمام خطرهای زبالهٔ پرتوزای دفنشده لازم است.
بیشتر بخوانید:
ساخت «استونهنج معاصر»
چنانچه نتوانیم راهی برای انتقال اطلاعات و دانش امروز به تاریخ نویسان و بشر آینده پیدا کنیم، نخواهیم توانست انسان ۱۰۰۰ سال بعد را از محل گورستانهای هستهای مطلع سازیم.
پسماندهای هستهای در نزدیکی سطح زمین یا در اعماق زمین دفن میشوند، اما نشانهها و علائم هشداردهنده باید روی سطح زمین و قابل رویت باشد.
محققان وزارت انرژی آمریکا در میانه دهه ۸۰ میلادی ایدههای دیگری نیز برای انتقال اطلاعات مربوط به گورستانهای هستهای داشتند: استفاده از یادمان. آنها پیشنهاد کردند به این منظور از بلوکهای بزرگ سنگی استفاده شود.
۳۲ سال بعد از این پیشنهاد، دو معمار فرانسوی به نامهای پیير لوران ۳۹ ساله و نیکلا گرون ۳۷ ساله، ایده ساخت «استونهنج معاصر» را مطرح کردند که شبیه یادمان سنگافراشت پیشاتاریخی مربوط به عصر نوسنگی است که در جنوب شرقی انگلستان قرار دارد.
پیشنهاد آن شامل ساخت ۸۰ ستون بتنی ۳۰ متری بود که روی هر کدام از این ستونها درخت بلوطی کاشته شود تا در اثر مرور زمان و کم شدن رادیواکتیو جای آن را بگیرد. هدف، ایجاد یک علامت و نشانه ملموس و واقعی در محل دفن پسماند هستهای است تا بشر آینده بداند محل دفن ضایعات هستهای کجاست.
راه حل فنلاند؛ پاک کردن مسئله به جای راه حل
با این تفاسیر بهتر نیست تصمیم بگیریم هیچ اطلاعاتی از محل دفن زبالههای هستهای به بشر هزارههای آتی منتقل نکنیم؟ این کاری است که فنلاند انجام میدهد. آیا در حال حاضر فناوریای برای دفن ایمن زبالههای رادیواکتیو به مدت طولانی وجود دارد؟
سایت موسوم به «اونکالو» در این کشور محل دفن زبالههای هستهای است.
پسماندهای پرتوزا در این کشور درون بسترهای عمیق سنگ دفن میشود. شرکت موسوم «پوزیوا»، شرکت مدیریت این پروژه است. ایده اصلی این پروژه این است که بعد از گذشت ۱۰۰ الی ۲۰۰ سال از بسته شدن محل دفن ضایعات هستهای، نشانهای از آن باقی نماند.
سخنگوی این شرکت به یورونیوز میگوید: «پانصد متر فاصله تا محل انبار و ذخیره زباله درون لایه زمینشناختی، با سنگ پر میشود و همه چیز از چشمانداز طبیعی منفرد و جدا خواهد بود و هیچ تغییری در این چشمانداز به وجود نخواهد آمد.»
اما عده ای با این روش مخالفند. فلوریان بلانکه متخصص نشانهشناسی «آژانس ملی فرانسه مدیریت زبالههای هستهای» در این باره میگوید: «ایده جذابی است اما این یوتوپیایی که در آن میتوان ادعا کرد هیچ اتفاقی نیافتاده است، میتواند بهسرعت تبدیل به دیستوپیا (خرابآباد) شود.»
اما شرکت «پوزیوا» در مقابل این پرسش اخلاقی که مردم باید از خطرات هر چقدر کم باخبر باشند یا نه، از خودش دفاع میکند.
سخنگوی این شرکت به یورونیوز میگوید: «سالها طول خواهد کشید که با مادهای که احتمالا وجود هم ندارد این لایه را بکاوند و این محل اصلا مواد معدنی جالبی هم ندارد که کسی بخواهد کندوکاو کند.»
بعد از عصر یخبندان بعدی چه بر سر گورستان هستهای خواهد آمد؟
اما آیا این انبار پسماند هستهای توان تحمل دوران یخ بندان دیگری را خواهد داشت؟
سخنگوی این شرکت در ادامه میگوید: «همچنین باید توجه کنید که پس از عصر یخبندان بعدی، دیگر هیچ شهر یا ساختمانی در اروپا وجود نخواهد داشت و همه چیز زیر یخ ناپدید میشود. در نتیجه وقتی میپرسید که چطور میخواهید تا هزارها سال همه کس را از وجود چنین انباری مطلع کنید، در بارهٔ وضعیتی کاملا فرضی صحبت میکنید.»
البته تاکنون دانشمندان درباره اینکه عصر یخبندان بعدی چه زمانی ممکن است رخ بدهد به توافق نرسیدهاند. بعضی از مطالعات حاکی از این است که این اتفاق ممکن است ۱۵۰۰ سال آينده رخ بدهد و عدهای هم معتقدند که شاید ۱۰۰هزار سال بعد شاهد عصر یخبندان جدیدی باشیم.
همچنین غیرممکن است بگوییم نسلهای آینده چه منابعی در اختیار خواهند داشت. تجربه گذشته نشان داده که آنچه در حال حاضر بی ارزش تلقی و نابود میشود ممکن است در آینده بسیار مهم باشد.
انتقال اطلاعات مربوط به زبالههای هستهای با ادبیات و فلسفه
خبر خوب این است که بهترین متخصصان از سراسر جهان در حال حاضر مشغول کار روی این موضوع هستند و قرار است آژانس بین المللی هستهای درباره مدیریت اطلاعات و داده ها در ژانویه سال ۲۰۱۹ میلادی کنفرانسی برگزار کند.
در سال ۲۰۱۴ پیش از کنفرانس مشابهی که در «وردن» فرانسه برگزار شد، گزارشی منتشر شد که اینطور نتیجهگیری کرده بود: «رهیافت انتقال اطلاعات مربوط به زبالههای هستهای از طریق افسانههای عرفانی و اسرارآمیز علیرغم انتقادهایی که به آن وارد میشود، میتواند جالب باشد. چون میتوان پیغام اصلی را درون دستمایههایی گنجاند که با وجود و نابودی سروکار دارد (آفرینش، مرگ، بزرگی، آزادی، غیره) و نه با موضوعات سیاسی یا ایدئولوژیک.»