Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

اروپای ۲۰۲۶ و شبح نازی‌ها؛ چرا هم روسیه و هم متحدان برلین از آلمان صدای پای «نازیسم» می‌شنوند؟

توقیف مدالی از چهره هیتلر با پرچم نازی‌ها و کتاب «نبرد من»
توقیف مدالی از چهره هیتلر با پرچم نازی‌ها و کتاب «نبرد من» Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

واژه «نازیسم» این روزها از دو اردوگاه مختلف به شکل غیرمعمولی وارد ادبیات سیاسی اروپا شده است.

هرچند هر اشاره‌ای به «نازیسم» طبیعتا تلنگری به تاریخ آلمان در قرن بیستم محسوب می‌شود اما یک سوی بحث این روزها به تنش لفظی و دیپلماتیک بین آلمان و روسیه برمی‌گردد و سوی دیگر واکنش‌ها به پیروزی بی‌سابقه حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» یا AfD را در بر می‌گیرد.

آگهی
آگهی

حادثه فرودگاه لایپزیگ در روز چهار اوت که در جریان آن یک پهپاد حامل مواد منفجره در محوطه حفاظت‌شده فرودگاه کشف شد جرقه تنش جاری بین برلین و مسکو را زد. دولت آلمان در روز اول سپتامبر اعلام کرد که بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی، روسیه مسئول این عملیات خرابکارانه بوده است. برلین آن را بخشی از مجموعه‌ای از اقدام‌های روسیه در چهارچوب عملیات «ترکیبی» شامل جاسوسی، خرابکاری و تلاش برای ایجاد اختلال در زیرساخت‌های اروپایی دانست. مسکو این اتهام را رد کرد و آن را بی‌اساس و سیاسی خواند.

چند روز بعد، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در واکنشی بسیار تند گفت که اتهام‌های مربوط به حادثه لایپزیگ «به‌طور کلی آغاز یک جنگ واقعی» است و اقدامات برلین را در حکم اعلام جنگ دانست. او همچنین با اشاره به تصمیم فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان برای تبدیل کشورش به قدرت نظامی پیشرو در اروپا، هشدارهایی با ادبیات تاریخی درباره بازگشت روحیه «نازیسم» و درس‌های جنگ جهانی دوم مطرح کرد.

تنها چند روز پس از آن، حزب «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت حدود ۴۴ درصد آرا را به دست آورد. نتیجه‌ای تاریخی که AfD را برای نخستین بار در آستانه تشکیل دولت در یکی از ایالت‌های آلمان پس از جنگ جهانی دوم قرار داد. این پیروزی هم در داخل آلمان و هم در کشورهای اروپایی با نگرانی روبرو شد و مقایسه‌هایی نیز در رسانه‌ها بین این دستاورد حزب «آلترناتیو برای آلمان» و پیروزی انتخاباتی نازی‌ها در سال ۱۹۳۳ صورت گرفت.

به این ترتیب در عرض یک هفته، دو تصویر از «آلمان جدید» در برابر اروپایی‌ها قرار گرفت. از یک سو آلمانی که در برابر روسیه سخت‌تر، مسلح‌تر و آماده‌تر برای مقابله با تهدیدها می‌شود و از سوی دیگر، در داخل خود شاهد قدرت گرفتن حزبی است که دستگاه امنیتی آلمان آن را راست افراطی ارزیابی کرده است.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

اهمیت حادثه فرودگاه لایپزیگ در چیست؟

حادثه فرودگاه لایپزیگ از این نظر مهم بود که برای نخستین بار دولت آلمان به‌طور رسمی روسیه را مسئول یک عملیات «ترکیبی» در خاک خود معرفی کرد. به گفته الکساندر دوبریندت، وزیر کشور آلمان شیوه اجرای عملیات، سطح تخصص فنی و میزان سازماندهی آن با الگوهایی مطابقت داشت که برلین پیش‌تر در سایر عملیات‌های منتسب به روسیه مشاهده کرده بود.

یک پهپاد حامل مواد منفجره در حالی روز چهار اوت در منطقه حفاظت‌شده عملیات باربری فرودگاه لایپزیگ و در نزدیکی چند هواپیمای باری اوکراینی پیدا شد که یک پهپاد دیگر نیز در همان حوالی مشاهده شد و یک پهپاد سوم نیز چند روز بعد کشف شد. دولت آلمان گفت این حوادث را نمی‌توان صرفا در قالب یک اقدام ایجاد بی‌ثباتی دید و آنها را بخشی از الگوی گسترده‌تر عملیات «هیبریدی» روسیه دانست.

آلمان یکی از اصلی‌ترین حامیان مالی و نظامی اوکراین در اروپا است و زیرساخت‌های حمل‌ونقل این کشور بخشی از شبکه پشتیبانی غرب از کی‌یف محسوب می‌شوند. به همین دلیل، اگر ارزیابی برلین درست باشد، هدف چنین عملیاتی فقط تاسیسات غیرنظامی نبوده است بلکه عاملان آن به دنبال آزمودن توان اروپا برای حفاظت از زیرساخت‌هایی هستند که در جنگ برای کمک به اوکراین استفاده می‌شوند.

برلین در واکنش به این حادثه کنسولگری روسیه در بن را تعطیل کرد، به کار «خانه روسیه» در برلین پایان داد و از تشدید کنترل مرزی و پیگیری تحریم‌های اروپایی علیه افراد مرتبط با عملیات‌های «ترکیبی» خبر داد. اتحادیه اروپا و ناتو نیز از آلمان حمایت کردند.

حادثه امنیتی در فرودگاه لایپزیگ
حادثه امنیتی در فرودگاه لایپزیگ AP Photo

لاوروف و به کار گرفتن واژه‌ای که روسیه سال‌ها علیه اوکراین استفاده کرده است

اما واکنش سرگئی لاوروف فقط اعتراض به یک پرونده امنیتی نبود. او حادثه لایپزیگ را در چارچوب روایتی بسیار بزرگ‌تر قرار داد. روایتی که در آن آلمان دوباره در مسیر نظامی‌شدن قرار گرفته و اروپا در حال بازتولید تهدیدهایی است که به جنگ جهانی دوم منتهی شد.

سرگئی لاوروف دو روز پیش گفت که اتهام دخالت روسیه در حادثه لایپزیگ «آغاز یک جنگ واقعی» است و اقدامات فریدریش مرتس برای تبدیل آلمان به قدرت نظامی پیشرو در اروپا نشانه‌ای از حرکت برلین به سمت رویارویی مستقیم با مسکو محسوب می‌شود. روسیه در عین حال اتهام آلمان درباره حادثه لایپزیگ را رد کرده و مدعی شده است که برلین برای متهم کردن مسکو شواهد را جعل کرده است.

سرگئی لاوروف حتی از اصطلاح «متاستازهای نازیسم» استفاده کرد و مدعی شد که این پدیده در حال ظهور دوباره است. استفاده از این ادبیات را باید در چارچوب گفتمان سیاسی کرملین دید. مسکو از ابتدای جنگ اوکراین «مبارزه با نازیسم» را یکی از محورهای اصلی روایت خود قرار داده است و بارها برای دولت اوکراین و حامیان غربی آن از تعابیر «نازیستی» استفاده کرده است.

با این حال سخن گفتن از «نازیسم» در مورد آلمان با توجه به سابقه تاریخی این کشور حساس‌تر است. روسیه تلاش می‌کند افزایش بودجه دفاعی آلمان، حمایت نظامی برلین از اوکراین و تصمیم این کشور برای تبدیل شدن به قدرت نظامی پیشرو در اروپا را به خاطره تاریخی آلمان نازی پیوند بزند. این استدلال از نظر سیاسی برای مسکو بسیار کاربردی است، زیرا آلمان دقیقا کشوری است که هرگونه بحث درباره قدرت نظامی آن به‌طور طبیعی با حساسیت تاریخی بسیار بیشتری از سایر قدرت‌های اروپایی مواجه می‌شود.

«دوباره»؛ یک کلمه که به سلاح سیاسی تبدیل شده است

یکی از محورهای اصلی سخنان سرگئی لاوروف اشاره به واژه «دوباره» در سخنان فریدریش مرتس درباره قدرت نظامی آلمان بود. صدراعظم آلمان اعلام کرده است که این کشور باید بار دیگر به قدرت نظامی پیشرو در اروپا تبدیل شود. لاوروف همین واژه را به گذشته آلمان پیوند زد و پرسید اگر فریدریش مرتس معنای تاریخی «دوباره» را نمی‌فهمد، چرا اروپا نباید از آن نگران باشد. سخنان وزیر خارجه روسیه نشان می‌دهد که وی این مساله را مستقیما به ظهور دوباره ایده‌های برتری ملی و نژادی مرتبط کرده است.

از نظر روسیه آنچه اهمیت دارد این است که آلمان در حال افزایش قدرت نظامی خود است، بیش از گذشته از اوکراین حمایت می‌کند و در حال فاصله گرفتن از روابط اقتصادی با روسیه است که به طور سنتی اهمیت داشت. بنابراین مسکو می‌خواهد این روند را نه به‌عنوان «تقویت دفاع اروپا»، بلکه به‌عنوان احیای یک تهدید تاریخی به تصویر بکشد.

اما استدلال مسکو درگیر یک تناقض مهم تاریخی است. آلمان امروز یک نظام دموکراتیک چندحزبی است و ارتش آن تحت کنترل نهادهای غیرنظامی قرار دارد. بنابراین قیاس مستقیم جمهوری فدرال آلمان با آلمان نازی، از نظر تاریخی و سیاسی محل مناقشه است.

صدراعظم آلمان و وزیر خارجه روسیه
صدراعظم آلمان و وزیر خارجه روسیه AP Photo

«آلترناتیو برای آلمان»؛ جایی که نگرانی تاریخی رنگی واقعی‌تر به خود می‌گیرد

همزمان با تشدید مناقشه بر سر حادثه فرودگاه لایپزیگ، حزب «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات زاکسن-آنهالت حدود ۴۴ درصد آرا را به دست آورد. این حزب نتوانست اکثریت مطلق را کسب کند اما ۳۹ کرسی از ۸۳ کرسی پارلمان ایالتی را به دست آورد و برای نخستین بار یک حزب راست افراطی را در موقعیتی قرار داد که بتواند برای تشکیل دولت ایالتی تلاش کند.

اهمیت این نتیجه در این است که AfD خواهان محدود کردن شدید مهاجرت، پایان حمایت آلمان از اوکراین و احیای روابط با روسیه است. این حزب همچنین در زاکسن-آنهالت از سیاست‌هایی برای تغییر رویکرد آموزشی و فرهنگی نسبت به تاریخ آلمان سخن گفته است. برنامه انتخاباتی AfD در این ایالت خواستار بازنگری در برنامه‌های درسی درباره تاریخ پیش از نازیسم و همچنین حرکت سیاسی این ایالت به سمت روسیه بوده است.

از این رو، نگرانی درباره حزب «آلترناتیو برای آلمان» صرفا به این دلیل نیست که این حزب راست افراطی یا ضدمهاجرت است. موضوع برای بسیاری از منتقدان به رابطه بخشی از جریان راست افراطی با ملی‌گرایی افراطی، مواضع ضدلیبرال، تضعیف اجماع تاریخی آلمان درباره جنایت‌های نازیسم و نزدیکی سیاسی آن به روسیه بر می‌گردد.

دستگاه اطلاعات داخلی آلمان نیز شاخه حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زاکسن-آنهالت را راست افراطی توصیف کرده است. مقام‌های امنیتی این شاخه از حزب را به داشتن مواضع نژادگرایانه و تلاش برای بی‌اعتبار کردن نظام دموکراتیک و نهادهای آن متهم کرده‌اند.

با این حال باید توجه داشت که AfD را نمی‌توان معادل نازی‌ها دانست. این حزب در انتخابات شرکت می‌کند، در چارچوب نظام پارلمانی فعالیت دارد و میلیون‌ها رای‌دهنده دارد. اما همین موضوع، بحث درباره این را که کدام بخش از گفتمان آن با سنت‌های راست افراطی و ضددموکراتیک هم‌پوشانی پیدا می‌کند به مساله‌ای جدی برای دموکراسی آلمان تبدیل کرده است.

چرا پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان» تا این حد اروپا را نگران کرد؟

واکنش فرانسه به نتیجه انتخابات زاکسن-آنهالت نشان می‌دهد نگرانی از حزب «آلترناتیو برای آلمان» فقط مساله داخلی آلمان نیست. رولان لسکور، وزیر دارایی فرانسه نتیجه انتخابات را «سیگنالی بسیار، بسیار نگران‌کننده» توصیف کرد و گفت که اروپا با موجی پوپولیستی مواجه است که باید در برابر آن مقاومت کند.

این نگرانی از آن جهت اهمیت دارد که آلمان ستون اصلی اتحادیه اروپا است. اگر حزبی با مواضع ضداتحادیه اروپا، ضدتحریم‌های روسیه و مخالف حمایت نظامی از اوکراین بتواند در یکی از ایالت‌های بزرگ شرق این کشور به قدرت برسد، پیامد آن از سطح سیاست محلی فراتر خواهد رفت.

پیروزی AfD همچنین نشان می‌دهد مساله دیگر فقط «حضور راست افراطی» در عرصه سیاست نیست بلکه مساله به عادی‌شدن آن برای بخشی از جامعه تغییر کرده است.

حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زاکسن-آنهالت در حالی تقریبا ۴۴ درصد آراء را کسب کرد که حزب دموکرات مسیحی به رهبری فریدریش مرتس تنها حدود ۱۷ درصد به دست آورد. میزان مشارکت نیز حدود ۷۷.۸ درصد بود. به این ترتیب این یعنی نتیجه را نمی‌توان صرفا به بی‌تفاوتی رای‌دهندگان یا تحریم انتخابات نسبت داد. بخش بزرگی از جامعه آلمان واقعا تصمیم گرفته است به حزبی رای دهد که سال‌ها در حاشیه نظام سیاسی قرار داشت.

پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زاکسن-آنهالت
پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زاکسن-آنهالت AP Photo

شرق آلمان؛ جایی که جنگ اوکراین و خاطره گذشته از روس‌ها به هم می‌رسند

جغرافیای پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان» نیز جنبه اتفاقی ندارد. زاکسن-آنهالت بخشی از آلمان شرقی سابق است. منطقه‌ای که چهار دهه تحت نفوذ شوروی قرار داشت.

خاطره نفوذ اتحاد جماهیر شوروی سابق هنوز در بخش‌هایی از این منطقه زنده است و نگاه مردم شرق آلمان نسبت به روسیه با بخش‌های غربی کشور تفاوت دارد.

تجربه زندگی در آلمان شرقی و حضور نیروهای شوروی طی دهه‌ها در این منطقه باعث شده است که بخشی از جمعیت شرق آلمان روسیه را نه لزوما به‌عنوان یک دوست اما به‌عنوان نیروی خارجی آشنا ببینند. حزب «آلترناتیو برای آلمان» توانسته است از همین شکاف تاریخی و فرهنگی برای تقویت پیام خود در راستای احیای روابط با مسکو استفاده کند.

این موضوع یک تناقض تاریخی جالب ایجاد کرده است زیرا روسیه از یک سو آلمان را به دلیل افزایش قدرت نظامی‌اش به «بازگشت به گذشته» متهم می‌کند و از سوی دیگر، بخشی از جریان سیاسی آلمان شرقی سابق به دلیل خاطره دوران اتحاد جماهیر شوروی سابق خواهان روابط نزدیک‌تر با روسیه است.

ترس از «آلمان قدرتمند» یا هراس از «آلمان راست افراطی»

تفاوت زیادی میان روایت مسکو از آلمان ۲۰۲۶ و نگرانی کشورهای اروپایی از آینده آلمان وجود دارد.

مسکو بر این باور است که نظامی‌شدن دوباره آلمان، حمایت آن از اوکراین و افزایش بودجه دفاعی نشانه بازگشت سنت‌های خطرناک گذشته است. این روایت، تاریخ جنگ جهانی دوم را به ابزار فشار سیاسی تبدیل می‌کند و می‌کوشد هرگونه تقویت نظامی اروپا را با خاطره آلمان نازی پیوند بزند. سخنان سرگئی لاوروف پس از حادثه لایپزیگ دقیقا در همین چارچوب قرار می‌گیرد.

اما فرانسه، لهستان و دیگر کشورهای اروپایی از زاویه دیگری نگاه می‌کنند. نگرانی آنها این نیست که ارتش آلمان در سال ۲۰۲۶ ممکن است به ارتش آلمان نازی تبدیل شود. آنها از این نگران هستند که یک حزب راست افراطی در بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا بتواند به تدریج از حاشیه خود را به مرکز قدرت برساند.

به عبارت دیگر مسکو از «آلمان قدرتمند» می‌ترسد اما قدرت‌های دیگر اروپا از «آلمان راست افراطی» نگران هستند.

ارتش آلمان
ارتش آلمان AP Photo

آیا آلمان واقعا در آستانه تجربه دوباره «نازیسم» است؟

پاسخ به این پرسش به معنای تاریخی آن منفی است. آلمان در سال ۲۰۲۶ دارای نهادهای دموکراتیک قدرتمند، نظام قضایی مستقل، رسانه‌های متکثر و سازوکارهای قانونی گسترده برای مقابله با افراط‌گرایی است. حزب «آلترناتیو برای آلمان» نیز با وجود پیروزی بزرگ در زاکسن-آنهالت هنوز نتوانسته دولت ایالتی تشکیل دهد و احزاب اصلی از جمله حزب دموکرات مسیحی همکاری با آن را رد کرده‌اند.

اما اگر سوال این باشد که «آیا سیاست آلمان در حال تجربه یک چرخش جدی به راست افراطی است؟» پاسخ نگران‌کننده‌تر است. شواهد انتخاباتی نشان می‌دهد چنین خطری را نمی‌توان نادیده گرفت.

حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زاکسن-آنهالت از حدود ۲۰.۸ درصد در انتخابات قبلی به حدود ۴۴ درصد رسیده است. در نظرسنجی‌های ملی نیز این حزب در مقطعی به حدود ۲۸ درصد محبوبیت رسید و از اتحاد احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی پیش افتاد.

عوامل موثر در اقبال به حزب «آلترناتیو برای آلمان» کدام‌ها هستند؟

رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید، هزینه انرژی، بحران مهاجرت، نگرانی درباره امنیت، جنگ اوکراین و احساس بی‌اعتمادی نسبت به احزاب سنتی همگی در رشد راست افراطی در آلمان نقش دارند. مشکلات اقتصادی در شرق آلمان به همراه کاهش جمعیت، کمبود نیروی کار و سطح درآمد پایین‌تر نسبت به غرب کشور، از جمله عوامل مهم نارضایتی رای‌دهندگان هستند.

به همین دلیل، واکنش به رای بالای حزب «آلترناتیو برای آلمان» نمی‌تواند به هشدار درباره «نازیسم» محدود شود.

اگر احزاب سنتی آلمان بخواهند همه رای‌دهندگان حزب «آلترناتیو برای آلمان» را نازی یا افراطی خطاب کنند، ممکن است بخشی از جامعه‌ای را که به دلایل اقتصادی و اجتماعی از رای برای نشان دادن اعتراضش استفاده کرده است، بیشتر به سمت این حزب سوق دهند.

از طرف دیگر، اگر احزاب اصلی برای جذب رای AfD بیش از اندازه به سمت گفتمان آن حرکت کنند، ممکن است به تقویت و عادی‌شدن ایده‌هایی کمک کنند که در گذشته در حاشیه سیاست آلمان قرار داشتند.

نشان حزب راست افراطی Afd روی پرچم آلمان
نشان حزب راست افراطی Afd روی پرچم آلمان AP Photo

آلمان در یک دوگانه تاریخی تازه

آلمان امروز در موقعیتی قرار گرفته است که شاید تا چند سال پیش تصور آن دشوار بود.

از یک سو، برلین در حال برپایی یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی اروپا است، هزینه‌های دفاعی را افزایش داده و به ستون اصلی حمایت اروپا از اوکراین تبدیل شده است. از سوی دیگر، در داخل کشور حزبی که خواهان پایان حمایت از اوکراین، نزدیکی به روسیه و تغییرات شدید در سیاست مهاجرتی است، در حال تبدیل شدن به یک نیروی انتخاباتی بزرگ است.

حادثه لایپزیگ و پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان» در یکی از ایالت‌های شرقی این کشور در عمل ربطی به یکدیگر نداشتند و ندارند اما هر دو باعث شدند صحبت از گذشته‌ای «سیاه» در دوران حکومت نازی‌ها بار دیگر مطرح شود. هر دو رویداد نیز این واقعیت غیرقابل کتمان را نشان دادند که آلمان بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های رقابت سیاسی و ژئوپلیتیکی در اروپا تبدیل شده است.

در این میان البته ممکن است دیگر سیاستمداران پوپولیست اروپا تلاش کنند از تلاقی حادثه لایپزیگ و پیروزی انتخاباتی حزب «آلترناتیو برای آلمان» به نفع خود بهره‌برداری کنند. به عنوان مثال ژان لوک ملانشون، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه با اشاره به حرکت برلین به سمت تقویت قوای نظامی خود، این امر را همزمان با قدرت گرفتن راست افراطی در آلمان خطرناک دانسته است.

او یکی از نامزدهایی است که بنا به نظرسنجی‌ها ممکن است به همراه مارین لوپن، نامزد راست افراطی فرانسه به دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور در سال ۲۰۲۷ راه یابد.

نادیده گرفتن یکی از دو تهدید پیش‌روی کشورهای اروپایی (از یک سو تهدید امنیتی روسیه و از سوی دیگر تهدید تقویت احزاب پوپولیستی) می‌تواند خطرناک باشد. توجه صرف به تنها یکی از این دو تهدید باعث می‌شود که یا خطر استفاده روسیه از خاطره نازیسم به‌عنوان سلاح تبلیغاتی و یا خطر واقعی فرسایش دموکراسی‌های اروپا از درون مغفول بماند.

جنگ اوکراین و اقدام‌های روسیه در چهارچوب عملیات «ترکیبی» در کشورهای اروپایی نشان داده است که پایتخت‌های اروپایی باید تهدید از جبهه شرق را جدی بگیرند. این در حالی است که این قدرت‌ها همزمان باید مراقب باشند تا بحران اقتصادی و اجتماعی، نارضایتی از احزاب سنتی و ترس از جنگ باعث شود تا راست افراطی از حاشیه به ساختار قدرت راه پیدا کند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

قدرت گرفتن راست افراطی در آلمان؛ مرتس نسبت به پیامد‌های شکست حزبش در انتخابات محلی هشدار داد

پیروزی AfD بهبود اقتصادی آلمان را به خطر می‌اندازد؟

شادی پوپولیست‌های اروپا از پیروزی راست افراطی در یک ایالت آلمان؛ لهستان و فرانسه هشدار دادند