در ۸ مه ۱۹۴۵، نیروهای مسلح آلمان نازی بدون قید و شرط تسلیم شدند و این واقعه پایانی بر جنگ جهانی دوم در اروپا بود. اکنون با گذشت ۸۱ سال، پدیدهای که در ابتدا متناقض به نظر میرسید، بیش از پیش نمایان شده است: شمار رو به افزایشی از بازماندگان هولوکاست که به دنبال دریافت شهروندی آلمان هستند.
بسیاری از این افراد پیش از این فرآیند دریافت شهروندی را آغاز کرده بودند، اما حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل، بار دیگر انگیزههای محرک بسیاری از این درخواستها را تغییر داده است.
در عین حال، متقاضیان همچنان با موانع اداری قابل توجهی روبرو هستند؛ مانند مورد الیاهو رافول که متولد «بنیبراک» است. این اسرائیلی ۳۷ ساله در اکتبر ۲۰۲۰ به برلین نقل مکان کرد، با موفقیت تابعیت آلمان را به دست آورد و بعدها سازمان «خفص حاییم» (Chafetz Chayim) را بنیان نهاد؛ سازمانی که به نوادگان قربانیان یهودیِ تحت تعقیب نازیها کمک میکند تا مسیر درخواست شهروندی را طی کنند. او میگوید تقاضا برای حمایتهای این گروه در سالهای اخیر به طور مستمر افزایش یافته است.
افزایشی چشمگیر تنها در چند سال
آمارها به وضوح گویای این تغییر هستند: بنا بر اعلام وزارت کشور آلمان، در سال ۲۰۲۱ مجموعا ۲ هزار و ۴۸۵ شهروند اسرائیلی تابعیت آلمان را دریافت کردند. سخنگوی این وزارتخانه به یورونیوز اعلام کرد که در سال ۲۰۲۴، این رقم به ۴ هزار و ۲۷۵ نفر افزایش یافته است. طبق گزارش نشریه آلمانی «بیلد»، تعداد شهروندان اسرائیلی که تنها در برلین موفق به دریافت شهروندی آلمان شدهاند، در سال ۲۰۲۴ به ۲۰۲ نفر رسیده است که حدود سه برابر بیشتر از رقم ثبتشده در چند سال گذشته است.
دو مقرره قانونی در پشت این آمارها نهفته است. بر اساس بند ۲ ماده ۱۱۶ قانون اساسی آلمان، افرادی که بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ از حق شهروندی آلمان محروم شده بودند، مجاز به بازپسگیری آن هستند. این حق شامل نوادگان آنها نیز میشود.
علاوه بر این، از سال ۲۰۲۱، ماده ۱۵ «قانون تابعیت» نیز به اجرا درآمده است. این ماده شامل افرادی میشود که هرگز تابعیت آلمان را نداشتهاند، زیرا به عنوان قربانیان آزار و اذیت نازیها، در وهله اول از کسب آن منع شده بودند. همانطور که اداره فدرال امور اداری آلمان توضیح میدهد، این مطالبات نه محدودیت زمانی دارند و نه به نسلهای خاصی محدود میشوند.
اگرچه در ابتدا اکثر درخواستها از طریق مسیر سنتیِ بند ۲ ماده ۱۱۶ ارائه میشد، اما اکنون مقرره جدید ذیل ماده ۱۵ از آن پیشی گرفته است. به گفته وزارت کشور، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۲ هزار و ۱۸۵ پرونده بر اساس ماده ۱۵ مورد رسیدگی قرار گرفته است.
بین ادعای حقوقی و واقعیت رسمی
الیاهو رافول شکاف میان استحقاق قانونی و واقعیتهای اداری را از طریق تجربه دستاول خود میشناسد. او به یاد میآورد هنگامی که در سال ۲۰۲۰ درخواست خود را در برلین ارائه کرد، با این جمله او را رد کردند: «وقتی هیچ آلمانی بلدید نیستید، چطور میخواهید شهروندی آلمان را بگیرید؟»
این در حالی است که نوادگان قربانیان آزار و اذیت نازیها، نیازی به ارائه مدرک زبان ندارند. تنها پس از آنکه او به شهر «دِرِسدن» نقل مکان کرد، پروندهاش به جریان افتاد. او در نهایت در اوت ۲۰۲۳ پاسپورت آلمانی خود را دریافت کرد.
رافول مؤسس «خفص حاییم» (Chafetz Chayim) است؛ خدماتی برای احیای شهروندی. نام این شرکت تقریباً به معنای «کسی که مشتاق زندگی است» ترجمه میشود و هدف آن گردهم آوردن مشاوران بینالمللی در کنار کارشناسان حقوقی و آرشیوی آلمان است.
رافول میگوید: «ما در همه امور، از تحقیقات تاریخی گرفته تا آخرین مراحل اداری، کمک میکنیم.» برای او، برلین به هیچ وجه یک انتخاب تصادفی نیست. او توضیح میدهد: «برلین مکانی است که مدام شما را مجبور میکند مفاهیم را بازتعریف کنید. برای من، این موضوع بهویژه در مورد زندگی یهودی صدق میکند. دقیقاً به این دلیل که حضور یهودیان در اینجا از نظر تاریخی بدیهی نیست — و تقریباً متناقض به نظر میرسد — این پرسش که یهودی بودن در این مکان چه معنایی دارد، مدام بازتولید میشود.»
پس از ۷ اکتبر: روندی که تغییر مرد
رافول میگوید که پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مشتریان او بهطور اساسی تغییر کردهاند. پیش از آن، عمدتا اسرائیلیهای سکولار با تحرک بینالمللی بالا بودند که به او مراجعه میکردند.
او به یورونیوز گفت که از آن زمان، این تمایل به گروههایی سرایت کرده است که هرگز انتظارش را نداشت. او با اشاره به محله فوقارتدکس در بیت المقدس گفت: «من مشتریانی از "مئا شعاریم" دارم.»
وی افزود: «در زمانهای عدم اطمینان، مردم کمتر ایدئولوژیک و بیشتر عملگرا میشوند.» وزارت کشور فدرال آلمان نیز تأکید کرد که آمارها منعکسکننده این تغییر است؛ سخنگوی این وزارتخانه به یورونیوز گفت که حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و تحولات متعاقب آن در خاورمیانه، در افزایش بیشترِ آمار درخواستها نقش داشته است.
رافول همچنین شاهد یک تغییر نسلی است. برای نسلهای قدیمیتر، خاطره هولوکاست همچنان ملموس و بیواسطه بود. اما برای متقاضیان جوانتر، آلمان امروز کمتر از دریچه حافظه مستقیم، و بیشتر از زاویه مسئله امنیت در آینده و حس تعلق نگریسته میشود.
او میگوید: «من که خودم بین جهانهای فرهنگی و مذهبی متفاوتی جابهجا شدهام، درک میکنم که تعلق داشتن بهندرت امری آسان است. برای بسیاری از متقاضیان، شهروندی تنها یک سند نیست، بلکه راهی برای ایجاد ثبات و یک آینده احتمالی است.»
«فلیکس کلاین»، کمیسر دولت فدرال در امور زندگی یهودیان و مبارزه با یهودستیزی، این موضوع را سیگنالی مهم میبیند.
او گفت: «من این را یک رای اعتماد عظیم میدانم که یهودیانِ اسرائیل و ایالات متحده میتوانند زندگی و آیندهای را در آلمان، کشور سابقِ جنایتکاران، تصور کنند.»
کلاین افزود که با بند ۲ ماده ۱۱۶ قانون اساسی، بنیانگذاران قانون اساسی مبنای قانونی روشنی برای این امر ایجاد کردهاند «و من از این بابت بسیار خوشحالم.»
اعتماد به جای بخشش؟
چه چیزی باعث میشود مردم در همان کشوری به دنبال ثبات باشند که خانوادههایشان زمانی مجبور به فرار از آن شده بودند؟ رافول واژگانش را با دقت انتخاب میکند: «من معنای نمادین این اقدام را با عباراتی چون "بخشش" توصیف نمیکنم.»
او افزود: «از دیدگاه من، موضوع بیشتر بر سر "اعتماد" است؛ اعتماد به اینکه آلمانِ امروز درس اساسی و مهمی از تاریخ خود آموخته است و سیستم حقوقی و دموکراتیک آن میتواند امنیت و آیندهای را ارائه دهد.»
فلیکس کلاین نیز با همان لحن محتاطانه گفت: «من عمیقاً تحت تأثیر این واقعیت قرار گرفتهام که نوادگان بازماندگان هولوکاست، دقیقاً در آلمان به دنبال محافظت هستند.» اما او اضافه کرد که اعتماد یهودیان به دولت آلمان «چیزی نیست که بتوان آن را بدیهی انگاشت، بلکه باید هر روز از نو برای بهدست آوردنش تلاش کرد.»
کلاین سه شرط را برای حفظ این اعتماد برشمرد: محافظت مستمر از نهادهای یهودی و اسرائیلی، پیگرد قاطعانه جرایم یهودستیزانه، و جامعهای که یهودستیزی را نسبیانگاری نکند؛ «فارغ از اینکه این اقدامات از سوی راست افراطی، چپ افراطی، حلقههای اسلامگرا و یا تحت لوایِ انتقادِ ظاهری از اسرائیل صورت گیرد.»
شفافیت به عنوان مشکل واقعی
از نظر رافول، مانع اصلی به دست آوردن اسناد تاریخی نیست؛ چرا که در بسیاری از موارد، شواهد را میتوان از طریق بایگانیهایی همچون «آرولسن» (Arolsen Archives) استخراج کرد. در عوض، او توضیح میدهد که مشکل واقعی در نبودِ شفافیت پیرامون خودِ این فرآیند نهفته است.
اداره فدرال امور اداری تأکید کرده است که هر درخواست به صورت موردبهمورد بررسی میشود؛ موضوعی که رافول نیز با آن موافق است و آن را ضروری میداند. اما او میافزاید از دیدگاه کسی که در پروندههای متعددی درگیر است، درکِ ترتیب رسیدگی به درخواستها اغلب دشوار است. مشکل اصلی، کمتر به خودِ زمانِ انتظار و بیشتر به عدم قابلپیشبینی بودن روند مربوط میشود: «من پروندههایی دارم که تقریباً سه سال پیش ارائه کردهام و هنوز هیچ خبری از آنها دریافت نکردهام. در عین حال، استعلامهایی درباره پروندههایی دریافت میکنم که تنها یک سال از ارسال آنها میگذرد.»
بنا بر اعلام وزارت کشور، تا تاریخ ۱ آوریل ۲۰۲۶، تعداد ۱۷ هزار و ۶۸۹ درخواست تحت بند ۲ ماده ۱۱۶ قانون اساسی، همچنان در اداره فدرال امور اداری در دست بررسی (معلق) بوده است. این وزارتخانه افزایش شدید تعداد درخواستها را عامل این وضعیت میداند و تأکید میکند که «تلاشهای قابل توجهی» برای کاهش حجم پروندههای انباشته شده در حال انجام است.
الیاهو رافول موضوع را اینگونه بیان میکند: «اگر آلمان احیای شهروندی را بخشی از مسئولیت تاریخی خود میبیند، این فرآیند نیز باید بازتابدهنده همین مسئولیت باشد؛ یعنی از طریق شفافیت، سرعت و دسترسیِ بیشتر.»
گذرنامه آلمانی به عنوان یک نقشه جایگزین
این روند تنها به اسرائیل محدود نمیشود. طبق گزارش سرویس خبری دولتی آلمان (Tagesschau)، تعداد درخواستهای احیای شهروندی در سرکنسولگری آلمان در نیویورک، از ۷۳۴ مورد در سال ۲۰۲۲ به ۱ هزار و ۷۷۱ مورد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
از تابستان ۲۰۲۴، شهروندان ایالات متحده دیگر برای حفظ تابعیت آمریکایی خود در زمان پذیرش تابعیت آلمان، نیازی به کسب مجوز ندارند؛ تغییری که موانع موجود بر سر راه درخواست شهروندی را به طرز قابل توجهی کاهش داده است. در بسیاری از موارد، انگیزههای این افراد با متقاضیان اسرائیلی متفاوت است. در اینجا، به جای ترسِ فوری از جنگ، اغلب نوعی ناآرامی و نگرانی فزاینده نسبت به تحولات سیاسی در ایالات متحده دیده میشود.
رافول به یورونیوز گفت که در میان متقاضیان یهودی از ایالات متحده، نیاز عملی به امنیت، به شکلی فزاینده با تمایل به تعلق داشتن به اروپایی که به عنوان یک سیستم سیاسی بازتر تلقی میشود، گره خورده است. او گفت: «مردم فقط به دنبال چیزی با ارزش احساسی نیستند. آنها به دنبال ثبات، امنیت و قطعیت حقوقی میگردند.» در عین حال، تعیین اینکه چه تعداد از این متقاضیان واقعاً قصد نقل مکان به آلمان را دارند، تقریباً غیرممکن باقی مانده است.
در ۸ مه، سالگرد تسلیم آلمان نازی، آمارهای رو به رشد تابعیت نشاندهنده چیزی فراتر از یک روند آماری است. این آمارها روایتگر داستان مردمی است که خانوادههایشان زمانی مجبور به فرار از آلمان شدند و اکنون در همان کشوری که نیاکانشان زمانی از آن گریختند، به دنبال امنیت حقوقی، ثبات و در برخی موارد، آیندهای جدید هستند.