Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

پرتغال زیردریایی‌های جدید کانادا را شکل می‌دهد و دفاع از شمالگان را تقویت می‌کند

زیردریایی «آرپائو» نیروی دریایی پرتغال در ماموریت در قطب شمال
زیردریایی «آرپائو» نیروی دریایی پرتغال در ماموریت در قطب شمال Copyright  Marinha Portuguesa
Copyright Marinha Portuguesa
نگارش از João Azevedo
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

پرتغال نخستین کشوری است که زیردریایی متعارف را زیر یخ‌های قطب شمال به کار می‌برد؛ این ماموریت در کانادا برای ناوگان جدید بررسی می‌شود و آرپائون گزینه‌های تاکتیکی زیرسطحی در شمالگان را گسترش داده است.

یخ دریایی قطب شمال که پایش ماهوارهای آن از سال 1978 آغاز شده است، در دهه های اخیر به شکل چشمگیری عقب نشینی کرده است. در 22 مارس گذشته، همزمان با پایان زمستان که دوره بیشترین انباشت یخ است، به گفته مرکز ملی داده های برف و یخ آمریکا (NSIDC)، حداکثر گستره یخ برای سال 2026 برابر با 14.33 میلیون کیلومتر مربع ثبت شد. این کمترین اوج ثبت شده از زمان آغاز اندازه گیریهاست؛ رکوردی که برای دومین سال پیاپی تکرار میشود.

آگهی
آگهی

با توجه به این که این منطقه تقریبا چهار برابر سریعتر از میانگین کره زمین در حال گرم شدن است، مسیرهای تازه دریانوردی و فرصتهای جدید تجاری برای بسیاری از کشورها گشوده میشود؛ کشورهایی که قرنهاست به این نقطه دورافتاده کره زمین چشم دوخته اند؛ مجذوب انزوای جغرافیایی و شرایط آب و هوایی خاص آن که برای پژوهش علمی مناسب است، اما بیش از همه به خاطر ثروت طبیعی نهفته در آن؛ از نفت و گاز تا مواد معدنی راهبردی.

تازه ترین گزارش شورای قطب شمال (منبع به زبان پرتغالی) از افزایش 40 درصدی شمار کشتیهای منحصربه فردی خبر میدهد که در طول 12 سال گذشته در این محدوده فعالیت کرده اند؛ در همین دوره، مسافت پیموده شده این شناورها 95 درصد جهش کرده و از 6.1 میلیون به 11.9 میلیون مایل دریایی رسیده است. این آمار هم کشتیهای هشت کشور قطب شمال (ایالات متحده، کانادا، ایسلند، نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک و روسیه) را در بر میگیرد و هم کشتیهایی را که تحت پرچم کشورهای ناظر در شورای قطب شمال، به طور منظم وارد منطقه مشمول «قانون قطبی» میشوند.

هرچند آب شدن یخها بر اثر تغییرات اقلیمی منطقه را برای ورود کشتیهای جنگی، تجاری و کروز جذابتر میکند، دریانوردی در عرضهای جغرافیایی بالا اصلا آرام و بی خطر نیست. اکا‌ترینا اوریوپووا، پژوهشگر مؤسسه قطب شمال، در مقاله ای مینویسد (منبع به زبان پرتغالی): «از بسیاری جهات، رفتن به فضا ساده تر از هدایت و به کارگیری کشتیها در مناطق قطبی است.»

فراتر از چالشهایی که افزایش تردد دریایی ایجاد میکند، گرمایش جهانی باعث نازکتر شدن یخ شده و به افزایش خردشدگی یخچالها و شکل گیری آیسبرگ های بیشتر می انجامد. روزهای تابستان هم کم دردسر نیست؛ زیرا در این دوره، به دلیل افزایش دما، روند ذوب یخ شدت میگیرد.

صفحات یخ شناور روی آب قابل پیش بینی نیستند و وقتی بر اثر باد و جریانهای اقیانوسی به هم برخورد میکنند، روی هم انباشته میشوند؛ در نتیجه، در سطح آب به صورت «رشته کوههایی» موسوم به «پشته» و در زیر آب به صورت «کیل» رشد می کنند؛ سازه های زیری که میتوانند به دهها متر عمق برسند. این یکی از مهمترین خطرها برای کسانی است که در مأموریتهای زیرآبی در اقیانوس منجمد شمالی شرکت میکنند. اگر زیردریایی از نوع معمولی باشد و در نتیجه، مدت ماندگاری محدودی در حالت غوطه ور داشته باشد، خطر بیشتر است؛ زیرا در مناطق دارای پوشش متراکم یخ، صعود به سطح یا غیرممکن میشود یا بسیار مشکلتر.

زیردریایی آرپائو
زیردریایی آرپائو Marinha

در کنار اینها، تهدید آب گرفتگی یا آنچه رایجتر است، آتش سوزی هم وجود دارد. اریک مورنو، که بین سالهای 2001 تا 2008 زیردریایی ران نیروی دریایی آمریکا بوده، در روایتی برای وبسایت تخصصی امور دفاعی The War Zone (منبع به زبان پرتغالی) توضیح میدهد هرچه فضای داخلی زیردریایی بیشتر باشد، «حجم هوای بیشتری برای جذب آتش» در دسترس است و این موضوع «زمان بیشتری برای واکنش مناسب» در اختیار خدمه قرار میدهد. به گفته این کارشناس، در نقطه مقابل، حاشیه امن در زیردریاییهای سنتی بسیار باریکتر است؛ این شناورها به دلیل کوچکتر بودن و ارتفاع آزاد کمتر، مستعد انباشت سریعتر گرما و دود هستند و همین امر، مدیریت وضعیت اضطراری را دشوارتر می کند.

به دلیل اینکه قطب شمال عرصه عملیات با شرایطی کاملا افراطی است، دریانوردی زیر یخ در این منطقه از اواخر دهه 1950 تقریبا به زیردریاییهای هسته ای محدود بوده است؛ زیردریاییهایی که اغلب بیش از 100 متر طول دارند، با سرعت بالا حرکت میکنند و عملا محدودیتی برای مدت حضورشان زیر آب وجود ندارد. با این حال، نیروی دریایی پرتغال همه نگرانیها، از جمله تردیدهای متحدان ناتو، را کنار گذاشت و میان آوریل و ژوئن 2024، زیردریایی NRP Arpão را به اعماق این آبهای یخ زده برد و در تاریخ معاصر، نخستین نیرویی شد که با یک زیردریایی متعارف وارد این عرصه میشود.

خدمه این مأموریت که حدود 30 نفر بودند و فرماندهی آنها را ناخدای یکم تاویرا پینتو بر عهده داشت، در منطقه گرینلند، مجموعا چهار روز زیر صفحات یخ ماندند؛ مأموریتی بی سابقه که هم از نظر مهارت عملیاتی و هم از حیث شکستن مرزهایی که غیرقابل عبور تصور میشد، نقطه عطفی به شمار می رود. پرتغال به این ترتیب به جمع محدود کشورهایی پیوست که زیر کلاهک یخی قطب شمال عملیات انجام داده اند؛ یعنی ایالات متحده، بریتانیا و روسیه؛ با این تفاوت که این قدرتها از مزیت زیردریاییهای مجهز به رآکتور هسته ای برخوردارند.

«ایجاد توان عملیاتی مستقل»

زیردریایی NRP Arpão روز 3 آوریل 2024 در چارچوب عملیات ناتویی Brilliant Shield پایگاه نیروی دریایی لیسبون را ترک کرد تا مأموریتی 78 روزه را آغاز کند؛ مأموریتی که با پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا، کانادا و دانمارک انجام شد و چندین مرحله داشت؛ در مجموع، 1800 ساعت دریانوردی، از جمله 1500 ساعت در حالت غوطه ور، در کارنامه این سفر ثبت شد.

پس از پایان نخستین گشت 22 روزه که برای آزمودن رویه های جدید و تغییرات اعمال شده روی زیردریایی استفاده شد، شناور در بندر نووک در گرینلند پهلو گرفت تا سوخت و آذوقه خود را تکمیل کند. سپس مسیر سفر به سوی شمال ادامه یافت و از مدار 66 درجه و 33 دقیقه عرض شمالی، که مرز دایره قطب شمال را تعیین میکند، عبور کرد؛ در این مرحله، رئیس وقت ستاد نیروی دریایی، هنریک گوویا ئه ملو هم که بیش از یک دهه پیش طرح این سفر را در ذهن پرورانده بود، در کشتی حضور داشت.

رئیس پیشین ستاد نیروی دریایی، گوویا ئه ملو، در زیردریایی آرپائو در قطب شمال
رئیس پیشین ستاد نیروی دریایی، گوویا ئه ملو، در زیردریایی آرپائو در قطب شمال Marinha de Portugal

پس از 39 ساعت و 30 دقیقه دریانوردی در عمق زیر یخ، خدمه به بررسی و پیمایش صفحه یخی پرداختند؛ کاری که مستلزم یافتن شکافهای طبیعی احتمالی برای صعود اضطراری به سطح و همچنین پایش ضخامت و چگالی لایه یخ بود.

این دستاورد دریانوردان پرتغالی بر پایه فناوری پیشرانش مستقل از هوا یا AIP (سرنام Air Independent Propulsion) که روی آرپائو نصب شده، ممکن شد؛ این سامانه مبتنی بر سلول سوختی است و با در اختیار داشتن مخازن هیدروژن و اکسیژن، برای شارژ باتریها به هوای تازه نیاز ندارد و امکان تولید انرژی در زیر آب را فراهم میکند؛ در نتیجه، زیردریاییهای دیزلی-برقی یا متعارف میتوانند مدت زمان غوطه وری خود را به طور چشمگیری افزایش دهند؛ بسته به سرعت، تا دو تا سه هفته؛ چیزی که گشتزنی زیر یخ را ممکن می کند.

نیروی دریایی پرتغال در گفتوگو با یورونیوز توضیح میدهد که اعتماد به انجام چنین مأموریتی بر «ارزیابی فنی دقیق» استوار بود؛ ارزیابی ای که نشان داد خودِ سکو ویژگیهای ذاتی سازگار با این نوع محیط [قطب شمال] را دارد. با این حال، این مأموریت بدون «آماده سازی سختگیرانه» هفت ماهه که شامل «مطالعه عمیق منطقه» و «انجام تغییرات مادی مشخص» پس از بازبینی سامانه های کشتی بود، به موفقیت نمیرسید.

گوویا ئه ملو در مستند رسمی این مأموریت روایت میکند که خدمه آرپائو به «کوههایی» از یخ رسیده اند که تا «نود متر زیر سطح آب» امتداد داشتند. این موانع بخشی از همان چیزی است که نیروی دریایی آن را «ترکیبی پیچیده از چالشها» مینامد؛ از «یخ ثابت، یخ متحرک، آیسبرگها» گرفته تا «شرایط صوتی بسیار متفاوت از دریاهای آزاد» و «محدودیت شدید گزینه ها در صورت بروز وضعیت اضطراری در کشتی».

یکی از تدابیر کاهش خطر، نصب سونار با فرکانس بالا بود که با کمک مؤسسه هیدروگرافی (منبع به زبان پرتغالی) و همراه با حسگرهای ویژه انجام شد تا امکان شناسایی یخ، اندازه گیری ضخامت آن و افزایش ایمنی دریانوردی فراهم شود. همچنین شرکت Arsenal do Alfeite S.A. محافظهایی در اطراف برجک زیردریایی طراحی و نصب کرد تا از برخورد مستقیم دکلهای حساس تر، به ویژه پریسکوپ و دکل اپترونیک، با صفحات یخ جلوگیری شود.

نیروی دریایی با یادآوری این که «حسگرها، مهندسی، آموزش و دکترین برای میدانی بسیار خاص و مجزا تنظیم شد»، میگوید که به متحدان نشان داده است «توان زیردریایی پرتغال از نظر فناوری بالغ است، توان یادگیری سریع دارد و میتواند خود را (…) با محیطهای بسیار پیچیده تطبیق دهد».

متخصصان آمریکایی عملیات در یخ (Ice Pilots) «راهنمایی اولیه» را ارائه کردند؛ اما به گفته نیروی دریایی پرتغال، این خود پرتغالیها بودند که «در بخش عمده» مطالعه منطقه، آماده سازی سناریوهای اضطراری، آموزش خدمه و بهره برداری تاکتیکی از حسگرهای زیردریایی را بر عهده گرفتند؛ چیزی که «نشانگر توان ملی برای تحلیل داده های هواشناسی و اقیانوس شناسی، جذب دانش متحدان و تبدیل آن به توان عملیاتی مستقل است».

جایی که هیچ زیردریایی غربی از جنگ جهانی دوم به بعد جرئت حضور نداشت

منطقه یخ حاشیه ای در قطب شمال
منطقه یخ حاشیه ای در قطب شمال Marinha de Portugal

دریانوردی در حالت غوطه ور، در عمقی که اجازه میدهد دکلها بالای سطح آب قرار گیرند (عمق پریسکوپی)، در منطقه موسوم به Marginal Ice Zone (MIZ) – منطقه یخ حاشیه ای، بیش از پیش بر اهمیت مأموریت پرتغال تاکید کرد.

ناخدا تاویر ا پینتو در مستند رسمی اذعان میکند که این مانور شگفتی عمومی میان متحدان را در پی داشت و آن را نقطه اوج عملیات میخواند. MIZ منطقه گذار بین صفحه سخت یخ و آبهای باز است؛ جایی که به دلیل در معرض بودن در برابر توفانهای شدید و امواج بلند، بلوکهای یخ سریعتر میشکنند و مسیرهای غیرقابل پیش بینی پیدا میکنند.

به گفته نیروی دریایی پرتغال، از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، هیچ زیردریایی دیگری از کشورهای غربی جرئت نکرده بود در این منطقه «بسیار مشکل» و سرشار از «ابهام» عملیات کند؛ جایی که «هم کشف هدف و هم مانور، به دلیل یخ خرد شده، صفحات با ابعاد متغیر، سطح بالای نویز محیطی و حضور حیات دریایی، بسیار پیچیده تر میشود و استفاده معمول از سونار به عنوان اصلی ترین حسگر ایمنی را مختل میکند».

استفاده از ابزارها در این محیط آشفته کاری به شدت حساس است، حتی به دلیل «خطر فیزیکی همراه»؛ زیرا صفحات یخی که در این منطقه یافت میشود میتواند آنقدر بزرگ باشد که در صورت برخورد با کشتی، به سازه آن آسیب جدی وارد کند.

نیروی دریایی پرتغال توضیح میدهد: «به همین دلیل بود که فنی که زیردریایی NRP Arpão برای بازگشت به عمق پریسکوپی توسعه داد، ورق را برگرداند و اجازه داد منطقه ای که به طور سنتی از آن اجتناب میشد، به فضایی تبدیل شود که اکنون میتوان در آن با سطحی قابل قبول از ایمنی عملیات انجام داد.» این نیرو تاکید میکند که این تمرین «آزادی عمل» ایجاد کرد و انعطاف پذیری عملیات زیردریایی در قطب شمال را افزایش داد.

زیردریایی آرپائو در منطقه یخ حاشیه ای
زیردریایی آرپائو در منطقه یخ حاشیه ای Marinha de Portugal

بیش از آن که صرفا نشان دهد آرپائو میتواند در یک اقیانوس یخ زده فعالیت کند، این مأموریت «نوآوری تاکتیکی در شرایط واقعی» به همراه داشت؛ یعنی «توان سازگاری» با «عرصه ای که دسترسی، بقا و پنهان کاری در آن به تصمیمهای بسیار ظریف وابسته است». به این ترتیب، پرتغال «دانشی با اهمیت عملیاتی برای متحدان تولید کرد»؛ دانشی که در قالب یک دفترچه راهنمای دریانوردی در قطب شمال تدوین شده و مبنایی جامع برای کسانی است که در آینده تصمیم بگیرند وارد این منطقه شوند.

پس از گشودن مسیری ناشناخته و برداشتن گامهایی که پشتوانه آنها سامانه ها و فناوریهای طراحی شده از ابتدا برای چنین مأموریتی نبود، پرتغال مجموعه ای از تجربه های خود را در قالب آنچه نیروی دریایی «ابزار دکترین» مینامد، نظام مند کرد؛ ابزاری که درسهای آموخته شده در میدان عمل را مستند می کند.

در این سند، متغیرهای گوناگونی بررسی شده است؛ از جمله آماده سازی چندرشته ای، تفسیر رفتار صوتی در سناریویی که برای پرتغالیها ناشناخته بود، ارزیابی وضعیت یخ و تطبیق رویه ها در سطح ایمنی.

این آموزه ها اکنون از سوی کانادا، متحد پرتغال در ناتو، مورد توجه قرار گرفته است تا اصلاحات لازم در ناوگان جدید زیردریاییها انجام شود و اطمینان حاصل گردد که این شناورها برای عملیات در آبهای قطب شمال کانادا – که 40 درصد مساحت و بیش از 70 درصد خط ساحلی کشور را در بر میگیرد – آماده هستند.

تطبیق آرپائو؛ الگویی برای دیگران

هریسون نگوین-هویین، فرمانده نیروی دریایی کانادا که در جریان عملیات سال 2024 به عنوان افسر رابط برای حمایت از خدمه، در بخشی از مأموریت بر عرشه آرپائو حضور داشت، در گفتوگو با یورونیوز میگوید که بیش از هر چیز، «شیوه برخورد خدمه NRP آرپائو و نیروی دریایی پرتغال با مأموریت» توجه او را جلب کرده است؛ آنها «آرام، حرفه ای و از هر نظر با دقت آماده بودند».

هریسون نگوین-هویین، معاون فرمانده نیروی زیردریایی کانادا
هریسون نگوین-هویین، معاون فرمانده نیروی زیردریایی کانادا Harrison Nguyen-Huynh

فرمانده نگوین با تمجید از رویکرد و روحیه همکاری زیردریایی رانان پرتغالی میگوید این تمرین ناتویی فرصت مهم دیگری برای همکاری با متحدان بود «به منظور کسب اطلاعات درباره برخی چالشهای عملیات در شمال».

معاون فرمانده نیروی زیردریایی کانادا اضافه میکند مشاهده عملکرد آرپائو در «عملیات نزدیک، روی و زیر یخ» به اتاوا برای نوسازی زیردریاییهایش کمک خواهد کرد؛ به ویژه که «یکی از الزامات اصلی» برنامه جاری خرید، «توان فعالیت در محیط قطب شمال» است.

این پروژه در سال 2021 با هدف مطالعه محیطهای عملیاتی و به دنبال آن، تعیین ویژگیها و فناوری زیردریاییهای آینده نیروی دریایی کانادا آغاز شد؛ زیردریاییهایی که قرار است جایگزین ناوگان کنونی چهار فروندی شوند؛ ناوگانی از کلاس ویکتوریا که کانادا در سال 1998 به صورت دست دوم از بریتانیا خرید و قرار است اواخر دهه 2030 از خدمت خارج شوند.

جاستین ترودو، نخست وزیر پیشین کانادا، احتمال استفاده از پیشران هسته ای را کاملا رد نکرده بود؛ اما در نهایت، مقامهای دفاعی کشور به دلیل هزینه بسیار بالاتر، این گزینه را کنار گذاشتند.

دولت کانادا در بیانیه ای (منبع به زبان پرتغالی) که اوت 2025 منتشر شد و در آن کابینه به رهبری مارک کارنی حضور داشت، تمایل خود را برای خرید حداکثر 12 زیردریایی با «برد و ماندگاری افزایش یافته که پنهان کاری، حضور مستمر و قدرت تخریبی را به عنوان تواناییهای کلیدی فراهم میکند»، اعلام کرد. دولت افزود کانادا که طولانیترین خط ساحلی جهان – بیش از 202 هزار کیلومتر – را در اختیار دارد باید بتواند «در سه اقیانوس خود، دشمنان را شناسایی، تعقیب، بازدارند و در صورت لزوم، شکست دهد».

حتی اگر پای زیردریاییهای متعارف در میان باشد، سرمایه گذاری در طرحی با این گستره و سطح بلندپروازی، مستلزم صرف بودجه کلان است. برخی برآوردها هزینه پروژه را 60 میلیارد دلار (حدود 51 میلیارد یورو) تخمین زده اند؛ اما تحلیلگران حوزه دفاعی، طبق گزارش روزنامه Ottawa Citizen (منبع به زبان پرتغالی)، حتی از هزینه نهایی نزدیک به 100 میلیارد دلار (حدود 85 میلیارد یورو) سخن گفته اند.

به نوشته همین روزنامه، این طرح میتواند به بزرگترین خرید نظامی تاریخ کانادا تبدیل شود. دولت خواهان تسریع فرایند است و احتمال دارد قرارداد در همین سال امضا شود؛ با وجود این، نیروی دریایی کانادا در سال 2025 برآورد کرده بود که نخستین زیردریایی تازه، زودتر از سال 2037 به طور کامل عملیاتی نخواهد شد.

به گزارش روزنامه The Globe and Mail، زیردریاییهای جدید در لحظه تحویل، هنوز تمام قابلیتهای لازم برای دریانوردی زیر یخهای قطب شمال را نخواهند داشت. در همین جاست که نقش نمونه پرتغال پررنگ میشود: اصلاحات و افزوده هایی که روی آرپائو انجام شد، راهنمای کار تجهیز ناوگان جدید پس از تحویل خواهد بود؛ هم در سطح ساختار و هم در زمینه نصب تجهیزات ویژه.

فرمانده نگوین در گفتوگو با یورونیوز تاکید میکند که ایمنی یکی از اولویتهاست. نصب محافظ برای پوشش دکلها و افزایش مقاومت برجک زیردریایی – که از مهمترین اصلاحات انجام شده توسط پرتغالیها بود – اکنون به عنوان ضرورتی برای جلوگیری از آسیب سازه ای و آماده بودن برای سناریویی اضطراری که در آن ناچار به شکستن یخ هستند، مطرح شده است.

آرپائو
آرپائو Marinha de Portugal

نگوین یکی دیگر از جنبه های کلیدی را کارآمدی میداند؛ عاملی که در مأموریت 2024 تا حد زیادی از طریق سونار ویژه نصب شده بر فراز برجک تأمین شد؛ سوناری که برای نقشه برداری از یخ در بالا و یافتن آبهای باز به کار رفت. عملیات در قطب شمال مستلزم دیدی دوسویه – به بالا و پایین – است و آرپائو با افزودن این قابلیت که امکان پایش «سقف» یخی را فراهم میکرد، آگاهی محیطی دریایی بسیار دقیق تری در اختیار خدمه گذاشت.

تجربه پرتغال برای مأموریتهای آینده زیردریاییهای دیزلی-برقی در قطب شمال، دستورالعملهای مهمی درباره اجرای مانورهای ایستا و درک ویژگیهای منطقه حاشیه ای ترسیم میکند؛ منطقه ای که در آن، صدای ناشی از حرکت یخ عملکرد حسگرها را تحت تاثیر قرار میدهد. به یادآوری انجمن کانادایی ناتو (منبع به زبان پرتغالی)، ترکیب آب شیرین و آب شور نیز میتواند بر انتشار و تحلیل صدا اثر بگذارد. بنابراین، ضبطهای صوتی انجام شده توسط پرتغالیها منبع پشتیبان مهمی خواهد بود تا مثلا شناخت بهتری از بازتابهای کاذب نزدیک یخ به دست آید و توان شناسایی هدفها بهبود یابد.

نیروی دریایی پرتغال به یورونیوز میگوید نتایج به دست آمده توسط آرپائو با «استقبال بسیار مثبت» از سوی متحدان روبه رو شده است و پس از پایان مأموریت، نشستهای متعددی برای تبادل دانش و تعیین «خطوط اقدام برای برنامه ریزیهای بعدی» برگزار شده است.

فرمانده نگوین میگوید: «اشتراک اطلاعات و بهترین رویه ها با متحدان، توان جمعی ما را تقویت و کارآیی عملیاتمان را افزایش میدهد» و تاکید میکند که کانادا به عنوان «کشوری قطبی»، کارزارها در «شمال» را برای حفاظت از حاکمیت خود «حیاتی» میداند.

زیردریاییهای متعارف؛ ابزار نبرد زیر یخ

ریکاردو سا گرانجا، سخنگوی نیروی دریایی پرتغال، در گفتوگو با یورونیوز میگوید در حال حاضر به دلیل «دیگر اولویتهای عملیاتی و راهبردی»، برنامه ای برای تکرار مأموریت زیردریاییهای پرتغالی در قطب شمال وجود ندارد. با این حال، پرتغال همچنان تحولات این منطقه را که «صحنه تشدید رقابت ژئوپلیتیکی» است، از نزدیک دنبال میکند.

واقعیت این است که قطب شمال روزبه روز بیشتر جنبه نظامی پیدا میکند. روسیه در شبه جزیره کولای خود که هم مرز نروژ و فنلاند است، یکی از بزرگترین تمرکزهای سلاح هسته ای جهان را مستقر کرده و در آن آبها، زیردریاییهایی را به کار گرفته که هر یک قادر به حمل دهها کلاهک هسته ای هستند.

در عین حال، حضور زیردریاییهای روسی در نزدیکی گذرگاه GIUK – نقطه راهبردی در اقیانوس اطلس شمالی میان گرینلند، ایسلند و بریتانیا که برای دسترسی از قطب شمال به آبهای اقیانوس اطلس اهمیتی حیاتی دارد – افزایش یافته است. به گفته فرماندهان ناتو، سطح فعالیت در این محدوده احتمالا از دوران جنگ سرد هم فراتر رفته است.

چین نیز در سال 2018 خود را «کشوری تقریبا قطبی» اعلام کرد و همچنان روی «جاده ابریشم قطبی» سرمایه گذاری میکند؛ طرحی برای ایجاد مسیرهای تازه دریایی تجاری در اقیانوس منجمد شمالی که هدف آن کاهش زمان سفر بین آسیا و اروپا به 18 روز است.

در برابر این روند تشدید تنش و رقابت، نیروی دریایی پرتغال میگوید متعهد به «تلاش جمعی برای کمک به ثبات» در شمالگان است؛ اما تاکید میکند که «بازدارندگی و دفاع از منطقه یورو-آتلانتیک به صورت抽象 انجام نمیشود».

آرپائو در قطب شمال
آرپائو در قطب شمال Marinha de Portugal

مأموریت آرپائو همچنین نشان میدهد که پرتغال و دیگر کشورها، علی رغم محدودیتهای زیردریاییهای متعارف، توان آن را دارند که نقشی فعالتر در نبرد زیرسطحی ایفا کنند؛ حتی در نبردی که زیر یخ جریان دارد.

این زیردریاییها از یک سو به دلیل سرعت کمتر و مدت کوتاهتر غوطه وری، محدودیت دارند؛ اما از سوی دیگر، وقتی با باتری کار میکنند، میتوانند در سکوت کامل حرکت کنند. این پنهان کاری مزیتی است که میتوان در فضای فعلیِ پرتنش تر، در عملیات رصد، جمع آوری اطلاعات و فراتر از آن به کار گرفت.

به گفته سا گرانجا، فعالیت در اقیانوس اطلس شمالی «نیازمند توان شناسایی، تعقیب و در صورت لزوم، مقابله با تهدیدهای زیرسطحی» است و این امر با «تسلط واقعی بر ابعاد مختلف نبرد» تحقق مییابد. او می افزاید در قطب شمال، جایی که «پنهان کاری، ماندگاری و ابهام، تعیین کننده اند»، زیردریاییها از «اهمیت عملیاتی بالایی» برخوردارند و میتوانند «گزینه های تاکتیکی را گسترش داده و پیچیدگی محیط را برای هر دشمن احتمالی افزایش دهند».

از جنبه سیاسی، پرتغال ثابت کرده است که «بازیگری قابل اعتماد» در دفاع از اتحاد آتلانتیک شمالی است؛ کشوری با شعاع عملیاتی که از منطقه بلافصل پیرامون خود بسیار فراتر میرود و «به فضاهای جغرافیایی دوردست از خاک اصلی خود، اما مستقیما مرتبط با امنیت اقیانوس اطلس، میرسد».

آرپائو
آرپائو Marinha

سا گرانجا میگوید: «در زمانی که ناتو توجه خود را به منطقه شمالگان افزایش داده است، کشورهایی که توان واقعی خود برای عملیات در این محیط را ثابت کرده اند به شرکایی به ویژه ارزشمند تبدیل میشوند» و روشن میکند که «اهمیت راهبردی» کشوری در ابعاد پرتغال تنها به «مقیاس توانمندیها» محدود نمیشود، بلکه به «توان ارائه مهارتهای متمایز و مفید برای اتحاد» نیز بستگی دارد.

نیروی دریایی پرتغال اعلام میکند که تحولات قطب شمال را از نزدیک دنبال خواهد کرد و «آماده است در صورت درخواست، به ویژه در چارچوب ناتو، بار دیگر در سناریوهای مشابه مشارکت کند».

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

اتحادیه اروپا روند آزادسازی وام ۹۰ میلیارد یورویی اوکراین و بسته جدید ‏تحریم‌های روسیه را آغاز کرد

روایت شهروند فرانسوی آزاد شده از زندان‌های ایران؛ آرنو از «شرایط غیرانسانی» بند ۲۰۹ اوین می‌گوید

نرخ جرم و جنایت در آلمان رو به کاهش و جرایم جنسی رو به افزایش است