Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

گرانی و نگرانی در دوره جنگ و آینده مبهم؛ ۵ کتاب که در شرایط امروز ایران به شما کمک می‌کند

فروشنده کتاب در خیابان فردوسی تهران
فروشنده کتاب در خیابان فردوسی تهران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

بحران در دوره‌هایی که جنگ طولانی می‌شود، قیمت‌ها با سرعت سرسام‌آور افزایش پیدا می‌کند و آینده اقتصادی و سیاسی قابل پیش‌بینی نیست، فقط به سفره و حساب بانکی محدود نمی‌ماند.

در این شرایط احساس ناامنی ناشی از آینده نامعلوم به تدریج به بخشی از زندگی روانی و اجتماعی مردم تبدیل می‌شود. نگرانی‌هایی‌ که می‌تواند مربوط به قیمت‌ها و امنیت شغلی باشد یا به ترس از آینده فرزندان، مهاجرت، از دست دادن پس‌انداز و ناتوانی در برنامه‌ریزی برگردد.

آگهی
آگهی

ایران این روزها در چنین شرایطی قرار دارد. فشار اقتصادی بر خانوارهای ایرانی در پی جنگ، تحریم‌ها، کاهش ارزش ریال و اختلال در کسب و کارها افزایش یافته است. بسیاری از خانواده‌ها برای تامین کالاهای اساسی نیز با مشکل روبرو شده‌اند.

در چنین وضعیتی، پیشنهاد کتاب خواندن ممکن است در نگاه نخست ساده‌انگارانه به نظر برسد. کتاب نمی‌تواند قیمت مواد غذایی را پایین بیاورد، شغل ایجاد کند، جنگ را متوقف کند یا ارزش پول ملی را حفظ کند. اما می‌تواند به انسان برای فهمیدن شرایطی که در آن قرار گرفته است، حفظ توانایی فکر کردن در میان انبوه اخبارهای بد و پیدا کردن راه‌هایی برای کنار آمدن با بخشی از آینده‌ای که از کنترل ما خارج است کمک کند.

فهرستی که در اینجا برای کتاب خواندن در این روزها پیشنهاد می‌شود صرفا با هدف «مثبت‌اندیشی» مطرح نمی‌شود. در این دوران آثار مناسب‌تر شاید کتاب‌هایی باشند که از جنگ، فقدان، اضطراب، محدودیت، معنا، تاب‌آوری، تصمیم‌گیری و روابط انسانی سخن می‌گویند.

مطالعه در چنین شرایطی شاید بیش از هر چیز راهی برای بازپس گرفتن بخشی از «توجه» است، توجهی که جنگ و بحران اقتصادی دائما آن را به سمت خود می‌کشاند.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

«انسان در جست‌وجوی معنا»؛ وقتی کنترل زندگی از دست می‌رود

شاید یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌هایی که می‌توان در دوره‌ بحران به سراغ آن رفت، «انسان در جست‌وجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل باشد.

ویکتور فرانکل، روان‌پزشک اتریشی و بازمانده اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، در این کتاب تجربه خود از زندانی بودن در اردوگاه‌ نازی‌ها را با ایده‌های روان‌شناختی درباره معنا پیوند می‌دهد. از این کتاب به عنوان اثری درباره پیدا کردن معنا و قدرت در شرایط ناامیدی یاد می‌شود.

اهمیت این اثر برای شرایطی مانند جنگ و بحران اقتصادی در این نکته اساسی است که انسان همیشه نمی‌تواند شرایط بیرونی را کنترل کند.

با این حال این امر نباید با دعوت به تسلیم شدن یا تحمل منفعلانه اشتباه گرفته شود. ویکتور فرانکل نمی‌گوید رنج مهم نیست یا انسان باید با هر شرایطی کنار بیاید. مساله این است که حتی در شرایطی که بخش بزرگی از زندگی از اختیار فرد خارج شده، هنوز ممکن است بخش‌هایی برای انتخاب و معنا باقی مانده باشد.

برای کسی که احساس می‌کند آینده‌اش به تصمیم سیاستمداران، وضعیت جنگ، نرخ ارز یا بازار کار وابسته شده است، این تفکیک میان «آنچه در کنترل من است» و «آنچه در کنترل من نیست» می‌تواند از نظر روانی اهمیت داشته باشد.

«طاعون»؛ ادبیات چگونه جامعه درگیر بحران را نشان می‌دهد؟

«طاعون» اثر آلبر کامو یکی دیگر از آثاری است که در شرایط بحران معنای تازه‌ای پیدا می‌کند.

رمان در شهر اوران در الجزایر می‌گذرد. شهری که با شیوع یک بیماری مرگبار مواجه می‌شود و در قرنطینه قرار می‌گیرد. اما بیماری در این داستان تنها یک بیماری نیست. رمان به موضوعاتی مانند ترس، انزوا، مسئولیت فردی، همبستگی اجتماعی و واکنش انسان‌ها در برابر شرایطی می‌پردازد که کنترل آنها از توان فرد خارج است.

«طاعون» در سال ۱۹۴۷ منتشر شد و در دوره همه‌گیری کرونا دوباره مورد توجه زیادی قرار گرفت.

این رمان برای امروز ایران از یک جهت دیگر نیز قابل توجه است. جنگ و بحران اقتصادی فقط مجموعه‌ای از ارقام و آمار نیستند، آنها رفتار جامعه را نیز تغییر می‌دهند. افراد ممکن است منزوی‌تر شوند، اعتماد اجتماعی کاهش پیدا کند، احتکار و خرید از سر ترس افزایش یابد و یا برعکس، شبکه‌های همیاری میان خانواده‌ها و دوستان پررنگ‌تر شوند.

در واقع، پرسش مهم «طاعون» این نیست که چگونه می‌توان یک بحران را به سرعت از سر گذراند بلکه این است که انسان‌ها در زمانی که بحران از کنترل آنها خارج است، چگونه رفتار می‌کنند.

«چهار هزار هفته»؛ چرا تلاش برای کنترل همه‌چیز می‌تواند خسته‌کننده باشد؟

در دوره بحران، انسان اغلب به دنبال کنترل آینده است. تلاش می‌کند سناریوهای مختلف را محاسبه کند، اخبار را لحظه‌به‌لحظه دنبال کند و برای هر احتمال آماده باشد.

اما یکی از مشکلات این رویکرد آن است که منابع ذهنی انسان محدود هستند.

«چهار هزار هفته» نوشته الیور برکمن از زاویه‌ای متفاوت به مساله زمان و کنترل زندگی نگاه می‌کند. برکمن در این کتاب از محدودیت زمان انسان و تلاش بی‌پایان برای افزایش بهره‌وری صحبت می‌کند و به جای ارائه یک نسخه دیگر برای «مدیریت کامل زمان»، محدودیت‌های بنیادی زندگی را در کانون توجه قرار می‌دهد.

این ایده در شرایط جنگ و نااطمینانی اقتصادی معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند.

اگر آینده قابل پیش‌بینی نیست، شاید تلاش برای حل کردن تمام آینده از همین امروز، بیشتر از آنکه امنیت ایجاد کند، انرژی روانی را مصرف کند. فرد ممکن است ساعت‌ها قیمت ارز، اخبار جنگ یا پیش‌بینی‌های اقتصادی را دنبال کند، بدون اینکه اطلاعات جدید واقعا قدرت تصمیم‌گیری او را افزایش دهد.

«چهار هزار هفته» می‌تواند دعوتی باشد برای تشخیص تفاوت میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در اطلاعات».

در روزهایی که تلفن همراه دائما ما را با هدف پیگیری اخبار به سمت خود می‌کشاند، گاهی یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها این است که چه زمانی باید اخبار را کنار گذاشت.

«صد سال تنهایی»؛ بحران‌هایی که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شوند

«صد سال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با گرانی و جنگ نداشته باشد، اما یکی از موضوعات مهم آن، رابطه میان تاریخ، حافظه و تکرار است.

داستان خانواده بوئندیا و شهر ماکوندو در بستری از تغییرات سیاسی، خشونت، بحران‌های اجتماعی و فراموشی جمعی شکل می‌گیرد.

ارزش خواندن این اثر در شرایط بحران شاید در این باشد که به خواننده اجازه می‌دهد به یک قدم عقب‌تر از «بحران امروز» برود و درباره تاثیر بحران‌های تاریخی بر نسل‌های بعدی فکر کند.

جنگ فقط آن چیزی نیست که در روزهای جنگ اتفاق می‌افتد. تجربه جنگ ممکن است سال‌ها بعد در تصمیم‌های اقتصادی، روابط خانوادگی، مهاجرت، بی‌اعتمادی اجتماعی و حتی نگاه مردم به آینده باقی بماند.

ادبیات در اینجا می‌تواند نشان دهد که بحران چگونه در ذهن و حافظه یک جامعه باقی می‌ماند. امری که یک گزارش اقتصادی به‌تنهایی قادر به توضیح آن نیست.

«مردی به نام اوه»؛ اهمیت روابط انسانی در زمان فرسودگی

«مردی به نام اوه» نوشته فردریک بکمن در میان آثار پیشنهادی داستانی‌تر و سبکتر است و می‌تواند انتخاب متفاوتی باشد.

داستان درباره مردی است که پس از تجربه فقدان و تنهایی، ارتباطش با زندگی به‌ شدت تضعیف شده است. اما ورود آدم‌های دیگر به زندگی او به تدریج نشان می‌دهد که انسان حتی در عمیق‌ترین دوره‌های انزوا نیز می‌تواند دوباره با جهان ارتباط برقرار کند.

این موضوع در دوره بحران اقتصادی اهمیت دارد، زیرا فشار مالی فقط حساب بانکی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. ممکن است روابط خانوادگی را هم تحت تاثیر قرار دهد. نگرانی درباره درآمد، هزینه مسکن، تحصیل، درمان و آینده می‌تواند افراد را عصبی، منزوی و فرسوده کند.

در چنین وضعیتی، ارزش کتاب‌هایی مانند «مردی به نام اوه» در ارائه یک راه‌حل اقتصادی نیست، بلکه در یادآوری اهمیت ارتباط انسانی است.

در بسیاری از بحران‌ها، تاب‌آوری چیزی نیست که فرد به تنهایی از پس آن بر بیاید. خانواده، دوستان، همکاران و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بخشی از ظرفیت انسان برای تحمل فشار را ایجاد کنند.

از اخبار لحظه به لحظه تا اختصاص چند ساعت به تفکر

کتاب خواندن در روزهای دشوار زندگی می‌تواند به فاصله گرفتن از واقعیت‌های ناخوشایند و تعمق در باب زندگی موثر باشد. ذهن ما در دنیای امروز با اخباری که لحظه به لحظه به دستمان می‌رسد فرصت پردازش آخرین نرخ ارز، آخرین مرحله مذاکره و آخرین اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا را ندارد.

کتاب خواندن درست در نقطه مقابل این چرخه قرار می‌گیرد. خبر از خواننده می‌خواهد واکنش نشان دهد؛ کتاب اغلب از او می‌خواهد مکث کند. خبر بر لحظه تمرکز دارد؛ کتاب می‌تواند انسان را به گذشته، تجربه دیگران و پرسش‌های بنیادی‌تر ببرد.

شاید به همین دلیل است که در دوره‌های بحرانی، ادبیات دوباره اهمیت پیدا می‌کند. انسان نیاز دارد بداند که پیش از این نیز مردمانی با ترس، فقدان، جنگ، فقر و آینده نامعلوم روبرو شده‌اند.

در شرایطی که بحران اقتصادی و جنگ می‌توانند تمام هویت فرد را به «مصرف‌کننده»، «کارمند»، «مهاجر بالقوه»، «قربانی بحران» یا «نگران آینده» تقلیل دهند، کتاب فرصتی برای بازگشت به تجربه‌ای انسانی‌تر فراهم می‌کند.

در دوره‌ای که اخبار بازار، سیاست و جنگ دائما از ما می‌خواهند بدانیم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد، ادبیات و فلسفه گاهی سوال متفاوتی مطرح می‌کنند. اینکه اگر آینده را نمی‌توانیم دقیقا بدانیم، امروز چگونه زندگی کنیم؟

در شرایط فعلی ایران، پاسخ این سوال برای هر فرد متفاوت خواهد بود. برای یک نفر ممکن است حفظ خانواده باشد، برای دیگری ادامه کار، برای فردی دیگر مهاجرت، آموزش، کمک به دیگران یا صرفا حفظ سلامت روان و توانایی فکر کردن.

کتاب نمی‌تواند جنگ را متوقف کند و نمی‌تواند تورم را پایین بیاورد. اما شاید بتواند کمک کند بحران، علاوه بر گرفتن بخشی از پول و امنیت ما، تمام توجه، تخیل و توانایی فکر کردنمان را نیز از ما نگیرد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

ترامپ: فکر نمی‌کنم رهبر جمهوری اسلامی ایران مرده باشد

پزشکیان: بنای ما تفاهم و حل مسائل از طریق تعامل و مذاکره است؛ نتانیاهو: با حاکمان ایران توافق ممکن نیست

یکی از «پدرکشتگی» می‌گوید و دیگری از «صلح»؛ بازتاب شکاف‌های حکومت ایران در مواضع علی و حسن خمینی