در حالی که گزارشها از افزایش احتمال حمله دوباره آمریکا و اسرائيل به ایران حکایت دارد، جی دی ونس، معاون رئيسجمهور ایالات متحده در نامهای به محسن رضایی، از دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران خواسته که مذاکرات از سر گرفته شود.
به نوشته روزنامه گاردین، این نامه پس از میانجیگری عمدتا قطری، روز یکشنبه ارسال شده و از تهران میخواهد در آغاز فرایندی که به بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز و تخفیف تحریمهای آمریکا میانجامد، تعهداتی درباره برنامه هستهای خود بپذیرد.
این پیشنهاد در شرایطی مطرح شده که کشورهای عربی خلیج فارس برای جلوگیری از گسترش جنگ و بازگرداندن امنیت به مسیرهای کشتیرانی تلاش میکنند و یک سناتور آمریکایی که درباره طرح حمله احتمالی توجیه شده، آن را «جنونآمیز» توصیف کرده است.
اختلاف بر سر تعهدات هستهای در گام نخست
بر اساس گزارش گاردین، آمریکا خواهان تعهدهای مشخص و زودهنگام درباره خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است، در حالی که تهران نمیخواهد پیش از اطمینان از اجرای تعهدات طرف مقابل، این اهرم را از دست بدهد.
ایران در مقابل، کاهش غنای ذخایر از طریق رقیقسازی را پیشنهاد کرده است. این گزینه امکان نگهداری مواد در داخل کشور را فراهم میکند، در حالی که انتقال ذخایر به خارج، بخش دیگری از توان چانهزنی تهران را محدود خواهد کرد.
ایران در برابر بازگشت بازرسان هستهای سازمان ملل نیز مقاومت میکند و نگران است اطلاعات مربوط به موقعیت و وضعیت ذخایرش در اختیار آمریکا قرار گیرد.
برای عبور از بیاعتمادی، درباره نوعی تضمین از سوی کشور ثالث نیز مطرح شده و در این بحث، نام چین بهعنوان کشوری به میان میآید که از وزن سیاسی کافی برای تضمین پایبندی دو طرف برخوردار است؛ هرچند این گزارش از پذیرش چنین نقشی از سوی پکن یا توافق بر سر سازوکار آن خبر نمیدهد.
محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، نیز در شبکه ایکس بر شروط تهران تاکید کرده و نوشته است: «شرایط ایران بارها و بهروشنی به میانجیها اعلام شده است. رویکرد هویج و چماق هیچ تاثیری بر ایران ندارد. پیشرفت تنها زمانی حاصل میشود که بر سر هفت شرط ایران توافق شده باشد.»
رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، در میان این شروط قرار دارد.
بازگشت ونس و تجربه تفاهمی که دوام نیاورد
ورود دوباره ونس به مذاکرات از این جهت اهمیت دارد که او از منتقدان مداخله نظامی گسترده آمریکا در خارج بوده و در دولت نیز درباره جنگ ایران تردید داشته است. ارسال نامه نشان میدهد مسیر دیپلماتیک هنوز بهطور کامل کنار گذاشته نشده، اما جایگاه او در اجرای هر توافق احتمالی برای تهران اهمیت خواهد داشت.
گاردین مینویسد مقامهای ایرانی به ونس اندکی بیش از برخی دیگر از سیاستمداران و فرستادگان کاخ سفید اعتماد دارند، ولی تجربه تفاهمنامه ۱۴بندی پیشین همچنان بر ارزیابی آنها سایه انداخته است.
ونس در مذاکره آن تفاهم نقش داشت، اما با سپرده شدن اجرای آن به دیگر مقامهای دولت آمریکا، اختلافها بالا گرفت. واشنگتن اقدامهایی یکجانبه برای بازگشایی هرمز انجام داد که ایران آنها را ناقض تفاهم میدانست. ترامپ نیز از توافق ناراضی شد، زیرا آغاز مذاکرات هستهای را تا ۶۰ روز به تاخیر میانداخت.
تهران در پیشنهاد تازهتری که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کرد، برای کوتاه کردن این فاصله اعلام آمادگی کرده بود. بر اساس این پیشنهاد، مذاکرات هستهای میتوانست شش یا هفت روز پس از بازگرداندن معافیت تحریمی صادرات نفت ایران از سوی آمریکا و بازگشایی هرمز آغاز شود.
اختلاف کنونی نیز به همین ترتیب بازمیگردد: واشنگتن میخواهد تعهدهای هستهای در ابتدای فرایند قرار گیرد و تهران بر دریافت امتیازهای اقتصادی و امنیتی پیش از ورود به آن مرحله تاکید دارد.
ناظران استدلال میکنند که واشنگتن این نامه را برای رضایی فرستاد، زیرا ارزیابی کرده که قدرت تصمیمگیری نزد چهرههای نزدیکتر به سپاه پاسداران قرار دارد. با این حال، همین گزارش میگوید تصمیمها در بالاترین سطح حکومت و در چارچوب کمیتهای ششنفره با تلاش برای اجماع گرفته میشود.
رسانهها خبر دادهاند که قالیباف و رضایی هفته گذشته با مجتبی خامنهای برای بررسی خطر جنگ تازه ملاقات کردهاند و گفته میشود رهبر جمهوری اسلامی خواهان پایان وضعیت کنونی «نه جنگ و نه صلح» است.
هشدار درباره حمله به زیرساختهای غیرنظامی
همزمان با این تماسها، بحث درباره عملیات نظامی تازه ادامه دارد. تداوم حضور نتانیاهو در مقام نخستوزیر در دوره مذاکرات تشکیل دولت پس از انتخابات اسرائیل، به معنای ادامه نقش او در تصمیمهای امنیتی این دوره است، اما بهتنهایی زمان یا قطعیت حمله را مشخص نمیکند.
رسانهها از احتمال عملیاتی گزارش میدهند که برای وارد کردن فشار بیشتر بر ایران، اهدافی را در بر بگیرد که پیشتر خارج از دامنه حملات بودهاند. این روزنامه همچنین از آماده بودن طرحهای ایران برای حمله تلافیجویانه به منافع آمریکا و زیرساختهایی مانند آبشیرینکنها، کابلهای اینترنت و شبکه برق در کشورهای خلیج فارس خبر داده است.
کریس مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت، در نشستی در موسسه خاورمیانه گفت: «گفتوگویی نسبتا مفصل درباره اینکه برنامه جنگ چه خواهد بود، داشتم... فقط این را میگویم که طرح آنها جنونآمیز است. به تشدید ویرانگر درگیری و احتمالا نابودی پایبندی ما به حاکمیت قانون منجر خواهد شد.»
او افزود: «گزارشهای علنی درباره زیرساختهای غیرنظامی که ممکن است هدف قرار دهیم منتشر شده است... به قضاوت من، طرحی که تهیه کردهاند به طولانیتر شدن و تشدید این جنگ میانجامد و برای منافع امنیتی ما ویرانگر خواهد بود.»
این اظهارات، ارزیابی مورفی از طرحی است که درباره آن توجیه شده و جزئیات کاملش علنی نیست؛ با این حال، نشان میدهد نگرانی درباره پیامدهای عملیات تازه در داخل واشنگتن نیز وجود دارد.
چرا کشورهای عربی برای جلوگیری از جنگ تلاش میکنند؟
برای کشورهای عربی خلیج فارس، حتی دورههای توقف تیراندازی نیز تا زمانی که احتمال بازگشت ناگهانی حملات باقی باشد، امنیت پایدار ایجاد نمیکند. تهدید کشتیرانی، زیرساختهای انرژی و مراکز حملونقل، بر سرمایهگذاری، گردشگری و برنامههای متنوعسازی اقتصاد آنها اثر میگذارد.
بحرین، کویت و قطر برای دسترسی دریایی به بازارهای جهانی به هرمز وابستهاند. عربستان امکان انتقال بخشی از صادرات نفت به دریای سرخ را دارد، اما گسترش حضور حوثیها در ساحل یمن و نزدیکی بابالمندب، همراه با آسیبپذیری خطوط انتقال نفت، محدودیت این مسیر جایگزین را آشکار کرده است.
حملات حوثیها به فرودگاهها و تاسیسات نفتی عربستان نیز هزینه درگیری را برای ریاض افزایش داده است. وجود پیمان دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، بهخودیخود مسیر نظامی روشنی برای پایان جنگ یمن فراهم نمیکند و مداخله گستردهتر میتواند دامنه درگیری را افزایش دهد.
سفر هیات ارشد این سه کشور به تهران را میتوان در چنین زمینهای بررسی کرد. ریاض برای بازگشت قابلپیشبینی کشتیرانی در هرمز و بابالمندب و اطمینان دادن به سرمایهگذاران، به دورهای طولانیتر از آرامش نیاز دارد؛ ضرورتی که به تلاش برای توافق منطقهای وزن بیشتری میدهد.
در همین چارچوب، وزیر خارجه عمان بر این دیدگاه تاکید کرده که شکلگیری نظم امنیتی در خلیج فارس بدون ایران ممکن نیست و کشورهای منطقه به رابطهای قابلادامه با تهران نیاز دارند.
بازسازی ایران و امکان توافق منطقهای
برای تهران نیز ادامه این وضعیت هزینه دارد و آسیب به اقتصاد و زیرساختها، نیاز به بازسازی گستردهای ایجاد کرده و توافق با کشورهای منطقه میتواند راهی برای کاهش فشار و محدود کردن خطر حملات بعدی باشد، حتی اگر بیاعتمادی به واشنگتن ادامه پیدا کند.
همزمان، تداوم محاصره و حملات پراکنده لزوما به تضعیف سیاسی حکومت منجر نمیشود و توزیع نابرابر هزینهها، محدود شدن فضای داخلی و امکان نسبت دادن مشکلات به تهدید خارجی، میتواند موقعیت جریانهای تندرو را تقویت کند؛ در حالی که فشار اصلی بر زندگی مردم باقی میماند.
در چنین شرایطی، حمله تازه ممکن است خسارت بیشتری وارد کند، اما تبدیل این خسارت به پذیرش شروط آمریکا یا تغییر حکومت، نتیجهای تضمینشده نیست. پاسخهای تلافیجویانه نیز میتواند بار دیگر کشورهایی را درگیر کند که اکنون برای جلوگیری از جنگ میانجیگری میکنند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
برای دولتهای عربی، تصمیم واشنگتن علاوه بر خطر فوری حملات، پرسشی درباره آینده روابط امنیتیشان ایجاد میکند: اگر زیرساختهای آنها بار دیگر هدف قرار گیرد و جنگ بدون نتیجه روشن ادامه یابد، اتکا به حمایت آمریکا و ضرورت رسیدن به ترتیباتی مستقیم با ایران، دوباره در محاسباتشان وزنکشی خواهد شد.