Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

چرا هند در موضع‌گیری‌های بین‌المللی کنار اسرائیل می‌ایستد؟

نخست‌وزیران هند و اسرائیل سه روز پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه
نخست‌وزیران هند و اسرائیل سه روز پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

هند امروز به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تغییر جهت سیاست خارجی در قبال مناقشه اسرائیل و فلسطین تبدیل شده است. کشوری که برای دهه‌ها خود را در کنار آرمان فلسطین، جنبش عدم تعهد و در مبارزه با استعمار تعریف می‌کرد، اکنون به یکی از نزدیک‌ترین شرکای راهبردی اسرائیل در آسیا تبدیل شده است.

این تغییر به‌ ویژه در دوران نخست‌وزیری نارندرا مودی در هند آشکارتر شده و در جنگ غزه و موضع‌گیری‌های دهلی‌نو در سازمان ملل، بیش از گذشته به چشم آمده است.

آگهی
آگهی

با این حال، توصیف سیاست هند صرفا به عنوان «حمایت از اسرائیل» نیز تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. دهلی‌نو همچنان رسما از راه‌حل دوکشوری و تشکیل کشور مستقل فلسطینی حمایت می‌کند و در جریان صدور برخی از قطعنامه‌های بشردوستانه مربوط به فلسطینیان نیز به اجماع بین‌المللی در این باره می‌پیوندد.

آنچه که تغییر کرده است، تمایل هند به پرهیز از اقداماتی است که بتواند فشار سیاسی، حقوقی یا اقتصادی معناداری به اسرائیل وارد کند.

از نهرو تا مودی؛ هند چگونه از «آرمان فلسطین» فاصله گرفت؟

برای درک سیاست کنونی هند باید به تاریخ بازگشت. در سال‌های نخست استقلال هند، دولت جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر پیشین این کشور موضعی بسیار متفاوت با سیاست کنونی دهلی‌نو داشت. هند در سال ۱۹۴۷ با طرح تقسیم سرزمین‌های فلسطینی در سازمان ملل مخالفت کرد و در سال ۱۹۴۹ نیز به عضویت اسرائیل در سازمان ملل رای منفی داد. نگاه سنتی هند به مساله فلسطینیان تحت تاثیر تجربه استعمار، جنبش عدم تعهد و روابط نزدیک با کشورهای عربی شکل گرفته بود.

هند البته در سال ۱۹۵۰ اسرائیل را به رسمیت شناخت اما روابط دیپلماتیک کامل دو کشور تا سال ۱۹۹۲ برقرار نشد. پس از برقراری روابط، همکاری‌های امنیتی و نظامی به‌تدریج گسترش یافت اما هند همچنان در بسیاری از رای‌گیری‌های سازمان ملل در کنار موضع فلسطینیان قرار می‌گرفت.

نقطه عطف مهم در روابط دو کشور، روی کار آمدن حزب بهاراتیا جاناتا به رهبری نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ بود. در دوره نارندرا مودی، رابطه‌ای که پیش‌تر عمدتا جنبه عملی و محدود داشت، به یک شراکت آشکار و چندلایه تبدیل شد. نارندرا مودی در سال ۲۰۱۷ نخستین نخست‌وزیر هند بود که به اسرائیل سفر کرد و سال بعد نیز تبدیل به نخستین نخست‌وزیر هند شد که از سرزمین‌های فلسطینی دیدار کرد. نشانه‌ای که از تلاش دهلی‌نو برای حفظ همزمان دو مسیر به موازات یکدیگر حکایت داشت هرچند وزن رابطه با اسرائیل به‌طور محسوسی افزایش یافت.

اسرائیل برای هند فقط یک متحد سیاسی نیست

یکی از مهم‌ترین دلایل نزدیکی هند و اسرائیل، همکاری نظامی و امنیتی است. هند یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان تسلیحات در جهان است و اسرائیل در دهه‌های اخیر به یکی از تامین‌کنندگان مهم تجهیزات نظامی، سامانه‌های دفاعی، پهپادها، موشک‌ها و فناوری‌های امنیتی برای ارتش هند تبدیل شده است.

بر اساس یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶، انتقال تسلیحات عمده اسرائیل به هند در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، تقریبا دو برابر مجموع انتقالات سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۳ بوده است. سهم اسرائیل از واردات تسلیحاتی هند نیز در دوره پس از روی کار آمدن دولت مودی افزایش قابل توجهی پیدا کرده است.

این رابطه برای هند اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا دهلی‌نو همزمان با دو رقیب بزرگ امنیتی، یعنی پاکستان و چین مواجه است. تجربه جنگ‌ها و درگیری‌های هند با پاکستان و رقابت راهبردی با چین، نیاز این کشور به فناوری‌های پیشرفته اطلاعاتی، نظارتی، موشکی و پهپادی را افزایش داده است.

اسرائیل در این زمینه یک شریک جذاب برای هند محسوب می‌شود. کشوری که تجربه گسترده‌ای در جنگ‌های نامتقارن، نظارت مرزی، پهپادها، سامانه‌های دفاع موشکی، اطلاعات نظامی و فناوری‌های مقابله با تروریسم دارد.

به همین دلیل، رابطه هند و اسرائیل را نمی‌توان صرفا نتیجه یک همگرایی سیاسی در قبال مساله فلسطینی‌ها دانست. پشت این رابطه یک منطق امنیتی عمیق قرار دارد.

رابطه پرتنش دهلی‌نو با پاکستان؛ یکی از حلقه‌های مهم اتحاد با اسرائیل

پاکستان نیز در شکل‌گیری محور هند-اسرائيل اهمیت دارد. هند سال‌هاست با پاکستان بر سر کشمیر اختلاف دارد و دو کشور چند جنگ و درگیری نظامی را تجربه کرده‌اند.

اسرائیل از نگاه دهلی‌نو نه تنها یک فروشنده تسلیحات، بلکه منبع فناوری و تجربه امنیتی است. بنابراین همزمان با پیچیده‌تر شدن محیط امنیتی هند، ارزش رابطه با اسرائیل نیز افزایش یافته است.

این همکاری پس از حملات تروریستی سال ۲۰۰۸ در بمبئی اهمیت بیشتری پیدا کرد. هند پس از آن بیش از گذشته بر مقابله با تروریسم، اطلاعات و امنیت شهری متمرکز شد و اسرائیل در بسیاری از این حوزه‌ها شریک مناسبی برای دهلی‌نو بود.

از این منظر، سیاست هند در قبال اسرائیل را باید بخشی از محاسبات گسترده‌تر امنیت ملی این کشور دانست. محاسباتی که چین، پاکستان، تروریسم و نیاز به فناوری دفاعی در کانون آن قرار دارند.

مودی و نتانیاهو؛ رابطه‌ای که رنگ شخصی و ایدئولوژیک گرفت

عامل دیگری که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، نزدیکی سیاسی میان حزب بهاراتیا جاناتا و جریان راست‌گرای اسرائیل و حزب لیکود است.

این فرضیه مطرح شده است که در کنار انگیزه‌های امنیتی و اقتصادی، نوعی همگرایی ایدئولوژیک میان ملی‌گرایی هندو در هند و برخی جریان‌های صهیونیستی نیز در شکل‌گیری رابطه جدید نقش داشته است.

البته این به معنای یکسان بودن این دو جریان سیاسی یا وجود یک اتحاد ایدئولوژیک کامل میان آنها نیست. اما در سطح سیاسی، هر دو دولت بر مفاهیمی مانند امنیت ملی، مقابله با تروریسم، هویت اکثریت و حاکمیت قدرتمند تاکید کرده‌اند و همین زمینه‌ای برای نزدیکی سیاسی ایجاد کرده است.

رابطه شخصی نارندرا مودی و بنیامین نتانیاهو نیز به نمادی از این نزدیکی تبدیل شده است. روابط دو کشور در دوره زمامداری مودی و نتانیاهو از سطح همکاری دیپلماتیک معمول فراتر رفت و به یک رابطه راهبردی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شد.

حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳؛ بزنگاهی که موضع هند را آشکارتر کرد

حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آزمونی مهم برای سیاست خارجی هند بود. نارندرا مودی در همان روزهای نخست با اسرائیل اعلام همبستگی کرد و موضع دهلی‌نو نسبت به اسرائیل آشکارتر از گذشته شد.

هند اما در ادامه جنگ غزه تلاش کرد میان چند ملاحظه متضاد تعادل برقرار کند. از یک سو دولت نارندرا مودی نمی‌خواست رابطه راهبردی با اسرائیل را تضعیف کند. از سوی دیگر هند نمی‌توانست کاملا مساله فلسطینی‌ها را نادیده بگیرد زیرا روابط اقتصادی و انرژی این کشور با کشورهای عربی اهمیت فوق‌العاده‌ای برای دهلی‌نو دارد.

در نتیجه هند سیاستی دووجهی در پیش گرفت. یک وجه این سیاست حمایت از کمک‌های بشردوستانه و راه‌حل دوکشوری بود و وجه دیگر آن پرهیز از حمایت از برخی اقدام‌های بین‌المللی که می‌توانست فشار سیاسی یا حقوقی بیشتری به اسرائیل وارد کند.

این الگو در سازمان ملل نیز دیده شد. بررسی رای‌‌های هند در این نهاد نشان می‌دهد که دهلی‌نو همچنان به برخی قطعنامه‌های کلی و بشردوستانه درباره فلسطینی‌ها رای مثبت می‌دهد اما در مواردی که قطعنامه‌ها مستقیما پیامد سیاسی یا حقوقی برای اسرائیل دارد، بیشتر به سمت رای ممتنع گرایش پیدا می‌کند.

چرا هند با این اوصاف هنوز از تشکیل «کشور فلسطین» حمایت می‌کند؟

در ظاهر ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر هند تا این اندازه به اسرائیل نزدیک شده است چرا هنوز از تشکیل «کشور فلسطین» و راه‌حل دوکشوری حمایت می‌کند؟

پاسخ به این پرسش را باید در جغرافیا و اقتصاد هند جست‌وجو کرد. هند به‌شدت به منطقه خاورمیانه وابسته است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای هند هم در زمینه انرژی و هم در زمینه تجارت، سرمایه‌گذاری و اشتغال میلیون‌ها نیروی هندی اهمیت دارند. جامعه بزرگ هندی‌های مقیم کشورهای عربی نیز پیوندی اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده است.

بنابراین، هند نمی‌تواند مانند یک متحد اروپایی اسرائیل (همچون آلمان یا مجارستان در دوره اوربان) رفتار کند و در مقابل آن، تمام جهان عرب را نادیده بگیرد.

دهلی‌نو به همین دلیل تلاش کرده است نوعی «تفکیک» ایجاد کند و همزمان به دنبال رابطه راهبردی با اسرائیل، روابط اقتصادی و همکاری در حوزه انرژی با کشورهای عربی و حمایت رسمی از راه‌حل دوکشوری باشد.

نفت، کارگران هندی و خلیج فارس؛ محاسبه‌ای که دهلی‌نو نمی‌تواند نادیده بگیرد

رابطه هند با کشورهای عربی برای اقتصاد این کشور بسیار مهم است. هند بخش بزرگی از نیاز انرژی خود را از خارج تامین می‌کند و خلیج فارس در این معادله جایگاهی حیاتی دارد.

از سوی دیگر، میلیون‌ها هندی در کشورهای حوزه خلیج فارس کار می‌کنند و درآمد آنها یکی از منابع مهم ورود ارز به اقتصاد هند است.

بنابراین حتی اگر دولت نارندرا مودی از نظر سیاسی به اسرائیل نزدیک باشد، نمی‌تواند به شکلی رفتار کند که دولت‌های عربی را در برابر خود قرار دهد.

این همان دلیلی است که توضیح می‌دهد چرا هند در برخی موارد همزمان با نزدیک شدن به اسرائیل، به روابط خود با عربستان سعودی، امارات عربی متحده و دیگر کشورهای عربی نیز توجه کرده است.

چین نیز در پس‌زمینه رابطه هند و اسرائیل حضور دارد

یک عامل مهم دیگر، رقابت هند و چین است.

دهلی‌نو در سال‌های اخیر تلاش کرده است شبکه‌ای از شراکت‌های اقتصادی، فناوری و امنیتی ایجاد کند تا در برابر افزایش قدرت چین دست بالا را داشته باشد. رابطه با اسرائیل نیز بخشی از این راهبرد است.

از فناوری‌های نظامی گرفته تا کشاورزی، آب، همکاری سایبری و نوآوری، اسرائیل می‌تواند برای هند ارزش افزوده ایجاد کند.

از طرف دیگر، هند علاقه‌مند است خود را یک قدرت بزرگ مستقل معرفی کند. قدرتی که نه کاملا در اردوگاه آمریکا قرار دارد، نه با چین همراه است و نه می‌خواهد سیاست خارجی‌اش را صرفا براساس ملاحظات خاورمیانه تنظیم کند.

به همین دلیل، نزدیکی به اسرائیل بخشی از راهبرد بزرگ‌تر «چندهمسویی» هند است.

آیا علت تغییر موضع هند فقط دولت مودی است؟

تحلیلگران درباره وزن عوامل مختلف اختلاف نظر دارند. برخی بر اهمیت دولت مودی و ایدئولوژی حزب بهاراتیا جاناتا تاکید می‌کنند. برخی دیگر معتقدند که این تغییر بیش از هر چیز نتیجه تحول ساختار قدرت جهانی و نیازهای امنیتی هند است.

واقعیت اما احتمالا ترکیبی از هر دو است. رابطه هند و اسرائیل پیش از مودی نیز در حال گسترش بود. روابط دیپلماتیک از سال ۱۹۹۲ برقرار شده بود و همکاری نظامی و امنیتی در دهه‌های پیش از دولت مودی نیز رشد کرده بود. اما روی کار آمدن حزب مودی روندی را که پیش‌تر تدریجی بود، سریع‌تر و آشکارتر کرد.

به عبارت دیگر، نارندرا مودی علت آغاز رابطه هند و اسرائیل نبود اما یکی از مهم‌ترین عوامل تبدیل آن به یک شراکت راهبردی آشکار بود.

هزینه احتمالی این سیاست برای هند

این سیاست برای هند مزایای مهمی دارد اما بدون هزینه هم نیست. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها، کاهش اعتبار هند در میان افکار عمومی جهان عرب است. دولت‌های عربی ممکن است به دلایل اقتصادی و امنیتی به روابط خود با هند ادامه دهند، اما افکار عمومی در بسیاری از کشورهای عربی نسبت به سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطینیان بسیار حساس است.

نتیجه پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد نشان می‌دهد که ادامه این روند می‌تواند در بلندمدت بر سرمایه اجتماعی و نفوذ هند در خاورمیانه تاثیر منفی بگذارد. این تاثیر منفی به‌ طور ویژه در حوزه‌هایی که همکاری هند با کشورهای عربی به اعتماد سیاسی و افکار عمومی وابسته است خود را نشان می‌دهد.

جنگ غزه همچنین پروژه‌های بزرگ‌تر منطقه‌ای مانند کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا را با مشکل مواجه کرده است. هند این طرح را بخشی از راهبرد اتصال اقتصادی و مقابله با نفوذ چین می‌داند.

در نتیجه، نزدیکی بیش از حد به اسرائیل می‌تواند در شرایط بحران روابط دهلی‌نو با پایتخت‌های عربی را که هند برای انرژی، تجارت و اتصال منطقه‌ای به آنها نیاز دارد، پیچیده کند.

آینده رابطه هند و اسرائیل؛ چرا بازگشت به گذشته بعید است؟

با وجود این محدودیت‌ها، بعید به نظر می‌رسد هند در آینده نزدیک به سیاست سنتی دهه‌های گذشته بازگردد.

رابطه دفاعی دو کشور اکنون بسیار عمیق‌تر از آن است که صرفا با تغییر یک موضع دیپلماتیک در سازمان ملل از بین برود. صنایع دفاعی، انتقال فناوری، همکاری‌های اطلاعاتی، سرمایه‌گذاری، کشاورزی و فناوری‌های پیشرفته، شبکه‌ای از منافع متقابل ایجاد کرده‌اند.

از سوی دیگر، هند خود را قدرتی در حال ظهور می‌داند که می‌خواهد در رقابت میان آمریکا و چین، بیشترین آزادی عمل را حفظ کند. رابطه با اسرائیل برای دهلی‌نو بخشی از همین سیاست چندلایه است.

بنابراین احتمالا هند در آینده نیز تلاش خواهد کرد میان سه هدف حفظ شراکت راهبردی با اسرائیل، جلوگیری از آسیب دیدن روابط حیاتی با کشورهای عربی و حفظ ظاهر و چارچوب دیپلماتیک سنتی خود در حمایت از تشکیل «کشور فلسطین» تعادل برقرار کند.

هند در واقع از یک سیاست «فلسطین‌محور» به سیاستی «منافع‌محور» حرکت کرده است. در گذشته حمایت از فلسطینی‌ها یکی از ستون‌های هویت دیپلماتیک هند بود. امروز اما دهلی‌نو حاضر نیست بابت این حمایت هزینه‌ای بدهد که رابطه راهبردی‌اش با اسرائیل، منافع امنیتی‌اش یا روابطش با آمریکا و دیگر شرکای مهم را به خطر بیندازد.

شاید دقیق‌ترین توصیف از سیاست کنونی هند نه «طرفداری کامل از اسرائیل» بلکه نزدیکی راهبردی به اسرائیل همراه با حفظ حداقلی موضع سنتی درباره فلسطینی‌ها باشد. این همان تعادلی است که به هند اجازه می‌دهد همزمان با اسرائیل همکاری نظامی و فناوری داشته باشد، با کشورهای عربی تجارت کند و در مجامع بین‌المللی همچنان از راه‌حل دوکشوری سخن بگوید.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

دفتر نتانیاهو اردوغان را «دیکتاتور یهودستیز» خواند؛ ترکیه برای نخست وزیر اسرائیل حکم جلب صادر کرد

پایان اعتراضات خیابانی «سوسک‌ها» در هند؛ دولت عقب نشست و وزیر استعفا داد

لیندسی گراهام که بود و چرا نامش با ایران و اسرائيل گره خورد؟