وقوع چند زمینلرزه قدرتمند در نقاط مختلف جهان طی هفتهها و ماههای اخیر، از ونزوئلا و کلمبیا گرفته تا ژاپن و اکنون اندونزی، این پرسش را دوباره به موضوعی داغ تبدیل کرده است که آیا این حوادث به یکدیگر مرتبط هستند؟
علاوه بر این این پرسش هم مطرح شده است که آیا افزایش زمینلرزههای بزرگ میتواند نشانه نزدیک شدن جهان به دورهای غیرعادی از فعالیتهای لرزهای باشد؟
زلزله قدرتمند اندونزی در روز شنبه ۱۵ اوت ۲۰۲۶ این نگرانی را تشدید کرد. این زمینلرزه به شدت ۷.۷ در مقیاس ریشتر در شرق اندونزی، در نزدیکی جزیره فلورس، دستکم دهها کشته و بیش از صد زخمی بر جای گذاشت و هزاران نفر را ناچار به ترک خانههای خود کرد. این زلزله در عمق نسبتا کم رخ داد و پس از آن صدها پسلرزه ثبت شد. رانش زمین نیز جادهها و مسیرهای امدادرسانی را مسدود کرد.
در روزهای پیش از آن، کلمبیا نیز شاهد زمینلرزهای به بزرگی ۷.۴ در مقیاس ریشتر بود که بنا به گزارشهای منتشرشده، مرگ صدها نفر و خسارات گستردهای را به دنبال داشت. این زمینلرزه در عمق حدود ۱۰۷ کیلومتری رخ داد و شهرهایی از جمله کالی، کوئبدو، پریرا، ارمنیا و مانیسالس را تحت تاثیر قرار داد.
این حوادث در ادامه موج زمینلرزههای بزرگ دیگری در سال ۲۰۲۶، از جمله دو زمینلرزه پیاپی در ونزوئلا در ماه ژوئن و زمینلرزهای حدود ۶.۹ ریشتری در نزدیکی ساحل شرقی هونشو در ژاپن رخ دادهاند.
همین همزمانی جغرافیایی و زمانی باعث شده برخی در شبکههای اجتماعی از «فعال شدن حلقه آتش اقیانوس آرام» یا حتی آغاز یک دوره جهانی از زلزلههای بزرگ صحبت کنند. اما آیا دادههای علمی چنین نتیجهای را تایید میکنند؟
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
چهار زمینلرزه بزرگ؛ چهار محیط زمینشناختی متفاوت
نخستین نکتهای که در بررسی این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد این است که «زمینلرزههای بزرگ» لزوما بخشی از یک رویداد واحد نیستند.
زمینلرزه ونزوئلا در محیط تکتونیکی کارائیب و آمریکای جنوبی رخ داد. این کشور در ماه ژوئن شاهد دو زمینلرزه بزرگ با فاصله زمانی بسیار کوتاه بود که به صورت یک رخداد دوگانه نادر توصیف شدهاند. گزارشهای منتشرشده بزرگای این دو زمینلرزه را حدود ۷.۲ و ۷.۵ در مقیاس ریشتر اعلام کردهاند.
کلمبیا نیز در منطقهای قرار دارد که چند صفحه تکتونیکی بزرگ با یکدیگر در تعاملاند. زمینلرزه ماه اوت در این کشور نیز در همین محیط بسیار فعال رخ داد.
ژاپن یکی از شناختهشدهترین مناطق زلزلهخیز جهان است و زمینلرزه حدود ۶.۹ ریشتری در نزدیکی هونشو نیز در چنین محیطی رخ داد.
اندونزی هم یکی از فعالترین مناطق لرزهای کره زمین است و در امتداد «حلقه آتش اقیانوس آرام» قرار دارد. در واقع، وقوع زمینلرزهای بزرگ در اندونزی به خودی خود اتفاقی غیرمنتظره نیست. زمینلرزه اخیر فلورس نیز به سامانه گسلی «فلورس بک-آرک تراست» نسبت داده شده است؛ منطقهای که سابقه زمینلرزههای مخرب دارد.
بنابراین اگر چهار نقطه روی نقشه را کنار هم قرار دهیم، شباهت اصلی آنها این نیست که یک گسل مشترک فعال شده است بلکه این است که همگی در مناطق زمینساختی فعال قرار دارند.
آیا زلزلهها میتوانند یکدیگر را تحریک کنند؟
پاسخ کوتاه به این سوال این است که بله، یک زمینلرزه میتواند در برخی شرایط احتمال وقوع زمینلرزههای دیگری را افزایش دهد، اما این اثر معمولا منطقهای و محدود به ساختارهای گسلی مشخص است و به معنای انتقال یک «موج زلزله» از کشوری به کشور دیگر نیست.
وقتی یک زمینلرزه بزرگ اتفاق میافتد، تنش در پوسته زمین بازتوزیع میشود. این تغییر تنش میتواند روی گسلهای نزدیک اثر بگذارد و در برخی موارد احتمال لغزش آنها را افزایش دهد. مهمترین نمونه آن، پسلرزههایی هستند که پس از یک زلزله بزرگ در همان منطقه رخ میدهند.
در مورد زمینلرزه اخیر اندونزی نیز چنین الگویی بهوضوح دیده شده است. پس از زمینلرزه ۷.۷، صدها پسلرزه ثبت شد و گزارشهای تازه از نزدیک به هزار رخداد پس از زمینلرزه اصلی خبر دادهاند.
این مساله کاملا متفاوت از این ادعاست که زمینلرزه کلمبیا باعث زلزله اندونزی شده است. فاصله بسیار زیاد این مناطق و تفاوت سامانههای گسلی آنها باعث میشود چنین رابطه مستقیمی بدون شواهد فیزیکی بسیار قوی قابل قبول نباشد.
«حلقه آتش» واقعا فعالتر شده است؟
حلقه آتش اقیانوس آرام یک کمربند جغرافیایی واقعی و بسیار فعال است که بخش بزرگی از زمینلرزهها و آتشفشانهای جهان در آن رخ میدهد. ژاپن و اندونزی در این پهنه قرار دارند و بخشهایی از سواحل اقیانوس آرام در آمریکای جنوبی نیز از نظر لرزهای بسیار فعالاند.
اما یک اشتباه رایج این است که تصور کنیم حلقه آتش مانند یک مدار الکتریکی است که ناگهان «روشن» یا «خاموش» میشود.
فعالیت لرزهای در زمین همواره جریان دارد. میلیونها زمینلرزه کوچک هر سال در سراسر جهان اتفاق میافتند که بسیاری از آنها حتی توسط انسان احساس نمیشوند. در میان این رخدادهای بسیار زیاد، گاهی چند زمینلرزه بزرگ در فاصله زمانی کوتاهتری رخ میدهند و این همزمانی میتواند از نظر آماری چشمگیر به نظر برسد.
پژوهشهای جدید در زمینه پیشبینی زمینلرزه نیز تاکید میکنند که زمینلرزهها کاملا تصادفی نیستند؛ یعنی الگوهایی از آنها مانند تجمع مکانی و زمانی، نرخ پایه فعالیت گسلها و پسلرزهها قابل بررسی هستند. اما این به معنای توانایی پیشبینی دقیق زمان، مکان و بزرگی یک زمینلرزه در آینده نیست.
چرا زلزلههای پشت سر هم احساس «یک الگو» ایجاد میکنند؟
ذهن انسان به طور طبیعی به دنبال الگو میگردد. وقتی یک زمینلرزه بزرگ در ونزوئلا اتفاق میافتد، سپس کلمبیا، ژاپن و اندونزی در صدر اخبار قرار میگیرند، مغز انسان بهسادگی این حوادث را به یکدیگر متصل میکند.
اما برای بررسی علمی باید سوال دقیقتری پرسید: آیا تعداد زمینلرزههای بزرگ در این بازه واقعا از محدوده آماری مورد انتظار خارج شده است؟
پاسخ به این سوال با نگاه کردن به چند تیتر خبری به دست نمیآید. باید مجموعه بسیار بزرگی از دادههای لرزهای در یک دوره طولانی بررسی شود و زمینلرزهها بر اساس شدت، عمق، موقعیت، نوع گسل و سایر ویژگیها طبقهبندی شوند.
از سوی دیگر، یک زلزله بزرگ به دلیل پوشش خبری بسیار گسترده، ممکن است تصور افزایش ناگهانی فعالیت لرزهای را ایجاد کند؛ در حالی که هزاران زلزله کوچکتر که همزمان در نقاط مختلف جهان رخ میدهند، معمولا خبری و رسانهای نمیشوند.
وضعیت اندونزی چرا نگرانکنندهتر است؟
در مورد اندونزی، نگرانی درباره زمینلرزههای بیشتر بیدلیل نیست، اما دلیل آن ارتباط با زلزلههای ونزوئلا یا کلمبیا نیست.
دلیل اصلی، خود زمینشناسی اندونزی است. این کشور در یکی از فعالترین محیطهای تکتونیکی جهان قرار دارد. زمینلرزههای بزرگ، سونامی و فعالیتهای آتشفشانی در بخشهای مختلف آن سابقه طولانی دارند. زمینلرزههای سالهای ۱۹۹۲ و ۲۰۱۸ در منطقه فلورس و زمینلرزه و سونامی فاجعهبار سال ۲۰۰۴ در اقیانوس هند نمونههایی از این آسیبپذیری هستند.
در زمینلرزه اخیر، کمعمق بودن کانون نیز یکی از عوامل مهم در شدت خسارت بود. زمینلرزهای با شدت زیاد که در فاصله کمی از سطح زمین رخ میدهد، میتواند لرزش شدیدی را در سطح ایجاد کند و در مناطقی با ساختمانهای آسیبپذیر خسارات سنگینی به وجود آورد.
از همین رو، سول علمی مهمتر از اینکه «آیا یک زلزله بزرگ دیگر در جهان رخ خواهد داد؟» این است که «کدام مناطق اکنون در معرض خطر بالاتری قرار دارند و چگونه باید برای آن آماده شد؟»
آیا بعد از زلزله ۷.۷ ریشتری اندونزی باید منتظر زلزله بزرگ دیگری بود؟
در کوتاهمدت، مهمترین نگرانی در نزدیکی کانون زمینلرزه، پسلرزهها هستند.
پسلرزهها معمولا با گذشت زمان کاهش مییابند، اما ممکن است برخی از آنها همچنان قدرتمند باشند. در اندونزی نیز پس از زمینلرزه اصلی، تعداد زیادی پسلرزه ثبت شده و برخی از آنها برای ساکنان محسوس بودهاند.
از نظر علمی نمیتوان گفت که «حتما» زلزله بزرگ دیگری در روزهای آینده رخ خواهد داد. در عین حال، نمیتوان وقوع آن را نیز به طور مطلق رد کرد. علم لرزهشناسی میتواند احتمال وقوع پسلرزهها و تغییرات آماری فعالیت را برآورد کند اما هنوز قادر نیست به شکل قطعی اعلام کند که مثلا در ساعت مشخصی فردا زلزلهای با شدتی مشخص در نقطه مشخصی رخ خواهد داد.
این تفاوت میان پیشبینی و پیشآگاهی آماری اهمیت زیادی دارد.
پژوهشهای جدید حتی تلاش میکنند مدلهای پیشرفتهتری برای پیشبینی روند پسلرزهها ایجاد کنند؛ برای مثال مدلهایی که تغییرات مکانی و زمانی پسلرزهها را بهتر در نظر میگیرند. اما این مطالعات نیز در چارچوب پیشبینی احتمالاتی و نه پیشبینی قطعی یک زلزله مشخص قرار دارند.
آیا ممکن است زلزلههای بزرگ بیشتری در جهان رخ دهد؟
بله؛ اما این جمله تقریبا همیشه درست است و لزوما ارتباطی با رخدادهای اخیر ندارد.
زمین پویاست و صفحات تکتونیکی دائما حرکت میکنند. در نتیجه، در نقاط مختلف جهان همواره احتمال وقوع زمینلرزه وجود دارد. آنچه علم نمیتواند انجام دهد این است که از مشاهده چند زمینلرزه بزرگ در یک بازه زمانی کوتاه نتیجه بگیرد که اکنون «نوبت» منطقه دیگری از جهان است.
به عبارت دیگر، نمیتوان از این زنجیره خبری نتیجه گرفت که بعد از اندونزی باید منتظر زمینلرزهای در ایران، ترکیه، ایتالیا یا جای دیگری باشیم.
ممکن است فردا زمینلرزه بزرگی رخ دهد، اما احتمال آن به ویژگیهای تکتونیکی، سابقه لرزهای و وضعیت گسلهای همان منطقه مربوط است، نه به اینکه چند روز قبل در اندونزی زمینلرزهای بزرگ اتفاق افتاده است.
پس نگرانی اصلی چیست؟
شاید مهمترین پیام زمینلرزههای اخیر نه «پیشبینی زلزله بعدی»، بلکه اهمیت آمادگی باشد.
گزارشهای مربوط به کلمبیا و ونزوئلا نشان دادهاند که میزان خسارت تنها به شدت زمینلرزه وابسته نیست. عمق کانون، فاصله از شهرها، نوع خاک، کیفیت ساختمانها، رعایت مقررات ساختوساز، آمادگی نیروهای امدادی و توانایی حکومتها برای واکنش سریع، همگی در تبدیل یک زمینلرزه به یک فاجعه انسانی نقش دارند.
در اندونزی نیز سابقه زمینلرزههای مخرب نشان میدهد که خطر لرزهای یک مساله دائمی است، نه خطری که فقط پس از وقوع یک زلزله بزرگ باید به آن توجه کرد.
بنابراین، اگر قرار باشد از زلزلههای ونزوئلا، کلمبیا، ژاپن و اندونزی یک نتیجه علمی بگیریم، این نتیجه نباید «زمین در حال آماده شدن برای یک زلزله بزرگ جهانی است» باشد. شواهد موجود چنین ادعایی را تایید نمیکنند.
نتیجه محتاطانهتر این است که زمینلرزههای بزرگ در مناطق مختلف جهان میتوانند در فاصله زمانی نسبتا کوتاه از یکدیگر رخ دهند، بدون آنکه الزاما بخشی از یک زنجیره جهانی باشند. آنچه پس از یک زلزله بزرگ با اطمینان بیشتری میتوان انتظار داشت، افزایش موقت فعالیت لرزهای در اطراف منطقه گسلی و وقوع پسلرزههاست اما از این رخداد نمیتوان زمان یا مکان زلزله بزرگ بعدی را در نقطهای دیگر از جهان استخراج کرد.
در مورد اندونزی، خطر کوتاهمدت واقعیتر همچنان پسلرزهها و پیامدهای ثانویه مانند رانش زمین و آسیب بیشتر به ساختمانهای تضعیفشده است. در مقیاس جهانی نیز خطر زمینلرزه هرگز صفر نیست، اما در حال حاضر دلیلی علمی برای اعلام آغاز یک «دوره جهانی از زلزلههای بزرگ» وجود ندارد.
در نهایت، شاید بهترین واکنش به زنجیره زمینلرزههای اخیر به جای ترس از «زلزله بعدی» بازنگری در آمادگی مناطق زلزلهخیز باشد. زلزله را نمیتوان با دقت روز و ساعت پیشبینی کرد اما میتوان ساختمانهای مقاومتر ساخت، مقررات را جدی گرفت، سامانههای هشدار و امداد را تقویت کرد و به مردم آموزش داد که در لحظه وقوع زمینلرزه چگونه جان خود و دیگران را حفظ کنند. این بخش از مقابله با زلزله، برخلاف پیشبینی زمان حادثه، در اختیار انسان است.