شایان اویس، ریاضیدان جوانی که که توانست با حل معمای چهل ساله یک بار دیگر نام ایران را در دنیای ریاضیات بر سر زبانها بیاندازد در گفتوگو با یورونیوز از سختیهای مهاجرت میگوید، از نگرانی درباره جنگ و اینکه برای او و سیار مهاجرها سخت است که «به دولتی مالیات دهند که روی سر مردم کشورشان بمب میریزد.»
اویس بهپاس دستاوردهایش در نظریه الگوریتمها برنده مدال آباکوس شد. این مدال هر چهار سال یکبار به دانشمندان زیر ۴۰ سال در حوزه علوم رایانه اعطا میشود.
او در گفتوگو با یورونیوز فارسی از «فروشنده دورهگرد»، صبوری در حل مسائل ریاضی، عدم رقبتش به مهاجرت در آغاز امر، علاقهاش به بازی تنیس، آشپزی، درست کردن قهوه اسپرسو و نان بربری در اوقات فراغت و نقش خانواده و به ویژه مادرش در موفقیتاش سخن میگوید.
اویس و برخی از دوستانش از اینکه باید همزمان به دولت آمریکا مالیات دهند و «همان دولت بر سر مردم کشورشان بمب بریزد» گله دارد و به همین خاطر میگوید برخی از دوستانش از آمریکا به اروپا مهاجرت کردند و او نیز خودش به این مساله فکر کرده است. با این حال او میگوید که حضور در آمریکا و دسترسی به محافل علمی در رشد او تاثیرگذار بوده است.
اویس در بخشی از گفتوگو که صحبت به مهاجرت میرسد به جوانان ایرانی پیشنهاد میدهد که پیش از اقدام به مهاجرت آگاهانه مقصد خود را بشناسند و از آنچه برخی این روزها در اینستاگرام درباره این کشور و آن کشور میگویند، حذر کنند. به باور او گاهی واقعیت با روایتها فرق دارد و میگوید که باید آماده واقعیتهای مختلف در جامعه محل مهاجرت بود. او با توجه به شرایط دشوار فرآیند ویزا در آمریکا به آنها پیشنهاد داده که مقصدهای تحصیلی دیگری جز آمریکا را برگزینند چرا که علم در برخی کشورها به سرعت در حال تقویت و توسعه است.
او همچنین از دوستانی میگوید که سالهای پیش به دلایل مختلف از آمریکا به ایران مهاجرت کرده بودند و پس از دشواریهای اقتصادی و سیاسی و جنگ اخیر در ایران یک بار دیگر به فکر مهاجرت افتادهاند.
یورونیوز: شایان اویس چه مشکل و معمایی را بعد از چهل سال حل کرده و چرا این کشف در دنیای ریاضی اهمیت دارد؟
اگر بخواهم برایتان به زبان ساده معما را بگویم باید سری به زمین تنیس بزنیم. فرض کنید تنیس بازی میکنید و مربی صد تا توپ میآورد. توپها را میزنید و کف زمین پر از توپ میشود. زمانی که میخواهید به خانه بروید، سریعترین حالتی که میتوانید این توپها را یکییکی جمع کنید و برگردید سر جای اولت چیست؟ این یک حالت خاص از مساله است. مساله اصلی کمی سختتر است؛ برای نمونه فرض کنید به آمریکا آمدهاید و میخواهید ده تا از شهرهای آمریکا مثل نیویورک، سانفرانسیسکو و سیاتل را بگردید و بین هر دو شهر قیمت بلیط هواپیما مشخص است. سریعترین حالتی که میتوانید به همه این شهرها پرواز کنید و به جای اول خود برگردید چیست؟ این حالت قدیمی مساله است، ولی در دنیای جدید کاربردهای عملیاتی زیادی دارد. برای مثال، شرکت آمازون هر روز حالتهای مختلفی از این مسئله را حل میکند؛ یک کامیون بستهها را به مشتریها میدهد و آخر شب برمیگردد و کامیون را در شرکت پارک میکند. سریعترین حالتی که میتواند این کار را انجام دهد چیست؟
علت اهمیت این مسئله این است که در زمینه کاری ما یکسری مسائل به عنوان محک و بنچمارک یا مسائل پایه انتخاب میشوند. این مسائل باید سادگی داشته باشند و تعریف پیچیدهای نداشته باشند تا بتوانید آنها را به راحتی به یک آدم عادی توضیح دهید. از طرف دیگر، این مسائل در واقع سادهسازیشدهی بسیاری از کارهایی هستند که در دنیای واقعی با آنها سروکار داریم. وقتی پیشرفتی روی این مسائل اتفاق میافتد، به تولید دانش جدید منتهی میشود. این مساله مدتها باز مانده بود و کسی نمیتوانست آن را حل کند، که نشان میداد دانش ما کافی نیست و برای پیشرفت به دانش جدیدی نیاز داریم.
یورونیوز: تا الان شرکتها از یافتههای شما استفاده کردهاند؟
کار من بیشتر تئوری است و هدفی که داریم این است که روشی طراحی کنیم که در بدترین حالت ممکن هم خوب جواب دهد. تا جایی که میدانم هنوز کسی از کارهای ما در این زمینه خاص استفاده نکرده اما در زمینههای دیگر استفاده شده است. از نظر نظری این سوال خیلی جالبی است که بهترین الگوریتم ممکن چگونه میتواند باشد. خیلی وقتها سالها طول میکشد تا یک ایده از دنیای نظری به دنیای عملی برسد و دیگران با تغییر دادن آن، ایدهها را کاربردی کنند.
یورونیوز: با آمدن هوش مصنوعی، فکر نمیکنید روشهای طراحی الگوریتم تغییر کند؟
هوش مصنوعی در یکسری زمینهها مثل ارتباط با انسان یا حل بعضی مسائل ریاضی خوب کار میکند، ولی دستکم تا الان به نظر نمیآید در طراحی الگوریتم به این راحتی کمک کند. یکی از ویژگیهای هوش مصنوعی پیدا کردن الگو یا «پترن مچینگ» یا همان تطبیق الگو است؛ یعنی دادهای به آن میدهید تا بر اساس ساختار آنها دادههای پیچیدهتر را حل کند، برای نمونه کتاب قصه میخواند و یک کتاب جدید مینویسد. اما برای طراحی الگوریتم، وقتی دادهها تغییر می کند، پیچیدگیهای جدیدی وارد مساله میشود و به این راحتی نیست که با نگاه کردن به ظاهر قضیه حدس بزنید برای تعداد بالا چه اتفاقی میافتد. بنابراین، من مثالی نمیشناسم که بتوانید الگوریتمهای بهینهسازی را با هوش مصنوعی طراحی کنید و بهتر از روشهای خودمان باشد. دستکم تا کنون اینطور بوده.
یورونیوز: همسرتان در گفتوگویی به روحیه بازیگوش و داشتن ذهنی شبیه به کودک در شما اشاره کرده بودند و اینکه این را یکی از عوامل موفقیت شما میدانستند. آیا همینطور است؟
شاید درست باشد. ببینید یک واقعیتی که باید به آن توجه کرد این است که پیشرفت در ریاضی خیلی کم است. جملهای هست که میگوید ریاضیدانها را فقط در لحظه موفقیتشان میبینید و در باقی زندگی آنها در حال شکست خوردن هستند. مسالهای که حل میشود شاید حاصل پنج یا ده سال تلاش و شکست باشد. فرآیند اینگونه است که مساله را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکنید و جلو میروید. گاهی موفق میشوید و گاهی میفهمید که در کل آن تقسیمبندی اشتباه بوده و باید راه دیگری پیدا کنید. چیزی که در ریاضی به عنوان یک حرفه خیلی مهم است، داشتن صبر خوب و ناامید نشدن است. من آدمهایی را دیدهام که زود افسرده و ناامید میشوند و این موضوع مانع بزرگی در پیشرفت آنها ایجاد میکند. داشتن ذهن علاقه مند و صبور خیلی مهم است. شاید این ویژگی همان چیزی بوده که من را به ادامه راه و صبوری تشویق کرده است.
یورونیوز: ناامیدترین و خوشحالترین زمان شما در حل این مساله چه زمانی بود؟
یکی از ناامیدترین زمانها در دوران دکترا بود، شاید ده یا پانزده سال پیش. همین مساله را به دو بخش تقسیم کردیم و فکر کردیم حل میشوند. شروع کردم به حل مساله نخست و کار تا پاییز طول کشید تا جزئیات را درآوردم و مطمئن شدم درست است. خیلی خوشحال شدم که یک پله به حل آن مساله نزدیکتر شدم. روز بعد که سراغ مساله دوم رفتم، فهمیدم چیزی که میخواستم ثابت کنم در کل غلط است و مثالی پیدا شد که اثبات را رد کرد. یک سال یا نُه ماهی که زحمت کشیده بودم در عمل ارزشی برای چاپ کردن نداشت، چون در ریاضی یا کل مساله را حل میکنی یا هیچچیز نداری و نمیتوانی بگویی نصف آن را حل کردهام. چندین هفته خیلی ناراحت بودم که با این همه زحمت چه کار باید بکنم. بعد تلاش کردم یک حالت خیلی ضعیفتر از مسئله دوم را بعد از چند ماه کار حل کنم. مساله اصلی «فروشنده دورهگرد» در دوران دکترا به صورت کلی حل نشد، بلکه حالت سادهتر آن را حل کردیم و سالها طول کشید تا توانستیم به حالت اصلی برسیم و آن را حل کنیم.
یورونیوز: چطور توانستید این همه سال برای حل این مساله صبر کنید؟
اینگونه نبود که تمام این نزدیک به دو دهه گذشته روی یک کار متمرکز باشم. در طول دوران دکترا سعی کردم ابزارهایی را که برای حل مساله استفاده میکردیم بهتر بفهمم و آنها را کلیتر کنم. شش یا هفت سال روی آن کار نکردم و بعد دوباره برگشتم و دو سه سال پشت سر هم کار کردیم تا به نتیجه رسیدیم. وقتی بعد از چند سال برگشتم، دانش و تجربه بیشتری داشتم که کمک کرد به نتیجه برسم.
یورونیوز: نقش و تاثیر مادرتان در مسیر زندگی شما چطور بود؟ گفته بودید که ایشان به دلایل فرهنگی نتوانسته بودند آنطور که دلشان میخواست پیشرفت کنند. آیا می خواهید کمی بیشتر این مساله را توضیح بدهید؟
مادرم در یک جامعه سنتی و مذهبی در اصفهان بزرگ شده بود. در آن زمان متداول نبود که دخترها درس بخوانند و حداکثر تا کلاس پنجم یا ششم ابتدایی میخواندند. رفتن به دبیرستان برایش کار سختی بود و پدرش اجازه نمیداد ریاضی بخواند و میگفت ریاضی مال دخترها نیست و باید علوم انسانی یا طبیعی بخواند. بعد در رشته زیستشناسی درس خواند. در آن جامعه دخترها زود ازدواج میکردند و مادرم حدود هجده سالگی ازدواج کرد. وقتی خواست به دانشگاه برود، پدرم با اینکه او به دانشگاه برود موافق بود اما ماجرا به همین سادگی نبود. مادرم میگفت سختیاش این بود که باید یکی دو بچه را بزرگ میکرد، غذای خانه را میپخت و همزمان لیسانس میگرفت. همه اینها بسیار سخت بود و بعد از لیسانس دیگر ادامه نداد و بیشتر به کارهای خانه پرداخت.
فشاری که خانواده میآورد سخت بود، اما تاثیر مثبتی داشت. تفریحات در زمان کودکی ما خیلی کم بود. تلویزیون در روز یک ساعت برنامه داشت و مادرم آن را قایم میکرد. موبایل، آیپد و کامپیوتر هم اصلا وجود نداشت. حداکثر اجازه داشتم بیست دقیقه تلویزیون ببینم. نتیجه این میشد که بیکار میشدیم. یکی از علتهایی که به ریاضی علاقهمند شدم این بود که برادرم یکی دو کتاب ریاضی به من داد و چون کار دیگری نداشتم، شروع به خواندن آنها کردم و برایم لذتبخش بود. وقتم را روی حل مساله گذاشتم. ایجاد این شرایط در نسل جدید خیلی سختتر است، چون وسایل تفریح و سرگرمی آنقدر زیاد است که وقتی به بچهها میگویید مساله ریاضی حل کنید، دلیلی برای انجام آن نمیبینند.
یورونیوز: با توجه به مشکلات جنگ، گرانی دلار و محدودیتهای دولت آمریکا در صدور ویزا برای ایرانیان، چه توصیهای به جوانانی دارید که میخواهند مهاجرت تحصیلی کنند.
كاملا قبول دارم که مهاجرت به آمریکا به شدت سختتر شده است. اگر من امروز میخواستم دوباره فرآیند اپلای را انجام دهم، فکر نمیکنم به آمریکا میآمدم. خیلی از دانشجویان ایرانی در آمریکا از قوانین جدید ترسیدهاند. قدیمها با ویزای دانشجویی میتوانستید تا آخر تحصیل بمانید و دانشگاه ویزا را تمدید میکرد، اما الان اداره مهاجرت هرچهار سال باید ویزا را تمدید کند. چهار سال برای دکترا زمان کمی است و اغلب بیشتر طول میکشد. قوانین دولت ترامپ هم مشخص نیست، ولی مستقل از اینها، استرس بزرگی ایجاد میکند. قدیمها هم استرس داشتیم که اگر به ایران برویم شاید نتوانیم دوباره ویزا بگیریم، اما الان حتی اگر به ایران هم نروید باز ممکن است درگیر بروکراسی و مشکلات دولت شوید. گرفتن دکتری موفق نیازمند آرامش روحی است و وقتی دولت سنگاندازی میکند، این آرامش از بین میرود.
اتفاقا به دلیل دشواری مهاجرت تحصیلی به آمریکا در شرایط کنونی، کشورهای دیگر شرایط بهتری پیدا کردهاند. برای نمونه برخی پژوهشگرانی که در آمریکا بودند به کشورهای اروپایی یا چین مهاجرت میکنند. سطح دانش در کشورهای دیگر قویتر میشود؛ برای نمونه در جایزه اخیر، چهار نفر از پنج نفر برنده، مهاجر بودند که نشان میدهد مهاجران با سطح دانش خود در حال جلو زدن از آمریکاییها هستند. توصیهام این است که در شرایط کنونی و با دشوار شدن فرآیند دریافت ویزا اگر میتوانند، کشورهای دیگر را امتحان کنند و به آمریکا مهاجرت نکنند.
یورونیوز: تجربه مهاجرت برای شخص شما چطور بوده و چقدر از این تصمیم راضی هستید؟
خب ابعاد مهاجرت چند جانبه است، برای نمونه بحث جنگ در یکی دو سال گذشته واقعا خیلی برایمان سخت بود. به نظر من، یک قسمت بسیار دشوار برای من و بسیاری از دوستانم در آمریکا این است که در کشوری زندگی میکنی، به آن مالیات میدهی و دولتش به مردم کشور خودت حمله میکند و روی سرشان بمب میریزد. این موضوع بسیار بسیار ناراحتکننده است. حتی قسمت سختتر ماجرا به نظرم این است که کاری از دست آدم برنمیآید. برای نمونه چند باری تلاش کردیم با دفتر سناتورها تماس بگیریم تا جنگ را متوقف کنند، ولی چنین کارهایی اصولا تاثیر خاصی ندارد. خیلی از دوستان سعی کردند به دلیل پشتیبانی دولت آمریکا از این جنگها، از آمریکا مهاجرت کنند و به کشورهای دیگر مثل اروپا بروند. ما نیز چندین بار به این موضوع فکر کردیم، ولی مهاجرت دوباره بسیار سخت است. اینکه بخواهی دوباره از صفر شروع کنی و همه دوستان، زندگی و همهچیز را از نو بسازی.
یورونیوز: جنگ بر کار و پژوهش شما و دوستان شما نیز تاثیرگذار بوده؟
در یکی دو سال گذشته برای خیلی از دوستانم و خودم کار کردن سخت بوده. در کارهای تحقیق و نوآوری به آرامش نیاز داری و وقتی تحت فشارهای روحی و فشارهای مربوط به خانواده قرار میگیری، کار بسیار سختتر پیش میرود. آدم همیشه ترس دارد که خانوادهاش چقدر ممکن است تحت تاثیر این جنگها تحت فشار قرار بگیرند. از طرف دیگر، شرایط اقتصادی هم هر روز بدتر از دیروز میشود. بعضی از بچهها و من و خیلیهای دیگر سعی میکنیم تا حدی که میتوانیم از طریق حمایتهای مالی از طریق شبکهها و بنیادهای خیریه در آمریکا و کشورهای دیگر، به اقشار کمدرآمد و بیبضاعت در ایران کمک کنیم. خلاصه اینکه این مسائل، زندگی یک آدم مهاجر را بسیار سخت میکند.
یورونیوز: ابعاد مثبت مهاجرت به آمریکا چه بود؟
بالاخره زندگی و ماندن ما در آمریکا دلیلی داشت. به نظرم از نظر پیشرفت علمی، بودن در این جامعه واقعا کمک میکند. اکثر آدمهای صاحبنام یا متخصص دستکم تا چند سال پیش در آمریکا زندگی میکردند و اینکه آدم بتواند با آنها کار کند، به پیشرفتش کمک میکند. یکی از دلایلی که خیلی از بچهها با وجود سختیها اینجا ماندند نیز همین است تا بتوانند کارهای مفیدتر و عمیقتری در زمینه کاری خود انجام دهند.
یورونیوز: اگر ایران کشور متعادلتر و با ثباتتری بود، باز هم میل به مهاجرت داشتید؟
فکر میکنم بستگی به آدمش دارد. در مورد من نوعی، میل به مهاجرت خیلی کمتر میشد. بالاخره مهاجران همه زندگی، خانواده و دوستان خود را رها میکنند و میروند. در این مدت اتفاقات زیادی میافتد؛ برای نمونه عزیزان آدم مریض میشوند یا از دست میروند و موقعیت گذراندن زمان با آنها و بودن در کنارشان در سختیها از بین میرود. برخی از دوستانم به همین دلیل بیخیال شدند و به ایران برگشتند. من دهه هشتاد که در ایران بودم وضعیت اقتصادی و در آمدم خوب بود، سر کار میرفتم و دوست نداشتم مهاجرت کنم، ولی همسرم خیلی علاقه داشت و بیشتر به خاطر او مهاجرت کردیم. اما الان شرایط بدتر شده و خیلی از کسانی که آن زمان مهاجرت نکردند یا مهاجرت کردند و بازگشتند حالا دوباره به دلیل وخامت شرایط مجبور به مهاجرت شدند.
یورونیوز: چه توصیهای برای جوانانی دارید که الان دانشجو هستند و ایدهی رفتن دارند؟
توصیهای که ندارم اما پیشنهادم این است که هر کسی باید راه خودش را انتخاب کند. یکی از چیزهایی که من خودم در زمان مهاجرت از آن ناآگاه بودم این است که خیلی از آدمها با دانش بسیار کمی مهاجرت میکنند. در ایران یکسری ایدهها وجود دارد که خیلیها فکر میکنند با رفتن به آمریکا زندگی بهشت میشود و گاهی تصور میکنند پول برایشان در بسته پستی فرستاده میشود. ولی واقعا اینطور نیست و بسیار سخت است. هر دانشجوی دکترایی که در آمریکا میبینید، گاهی پنج تا ده سال با حقوق بسیار پایینی زندگی میکند. شاید به نسبت درآمد ایران بالا به نظر برسد، ولی باید هزینهها را هم در نظر بگیرید. برای نمونه ما یک حقوق دانشجویی داشتیم که شاید حدود دو هزار دلار در ماه بود. یکسوم آن را باید مالیات میدادی، نصف آن را باید اجارهخانه میدادی و با مقدار کمی که برای آدم میماند، زندگی واقعا سخت میشد. من شانس آوردم که همسرم همزمان دانشجوی دکترا بود، ولی خانوادههای دیگری بودند که با همان یک حقوق باید سر میکردند و گاهی مجبور بودند با چندصد دلار زندگی را بگذرانند.
پیشنهادم این است که افراد سعی کنند اطلاعات کاملتری پیدا کنند. متاسفانه خیلیها در منابع اغراق میکنند و بیشتر از خوشیها میگویند تا سختیها.
یورونیوز: شایان اویس برای خارج شدن از فضای حل مساله و بازگشت به زندگی عادی چه میکند؟
کارهای مختلفی انجام میدهم. بازی کردن با بچه یکی از آنهاست. به تازگی آشپزی میکنم و نان بربری درست میکنم که خیلی لذتبخش است. ورزش هم یکی دیگر از روشهاست؛ تنیس خیلی دوست دارم و چون جایی که زندگی میکنم کوه زیاد دارد، برای پیادهروی و کوهنوردی بیرون میروم. یک مدتی هم سعی موسیقی کار میکردم. اصولا وقتی آدم در ریاضیات گیر میکند، خیلی مهم است که بتواند فضای ذهنش را عوض کند و کاری انجام دهد که هیچ ربطی به کارش ندارد تا روز بعد با ذهن بازتری به حل همان مساله پیشین بازگردد. فعالیتهای متنوعی مثل قهوه اسپرسو و لاته درست کردن هم برایم جذاب و لذتبخش است.
یورونیوز: آیا نگران نیستید که روزی یافتههای علمی شما در مسیری استفاده شود که دوست ندارید؟
حقیقتش خیلی به آن فکر نکردهام. وقتی آدم ریاضی کار میکند، سعی میکند دنبال حقیقت باشد. نگاه من این است که یکسری حقایق در دنیا وجود دارد و کار من صرفا پیدا کردن آنهاست. از هر حقیقتی یا هر تکنولوژیای میتوان استفاده خوب یا بد کرد، اما این دلیل نمیشود که آن را نسازیم. است. به خاطر همین احتیاط، ریاضیدانها کمتر چنین چیزهایی را باور میکنند.