Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

۸ روایت از ۸ کشور؛ مردمانی هزاران کیلومتر دورتر، چگونه هزینه‌های جنگ ایران را می‌پردازند؟

تبعات جنگ ایران برای مردم جهان
تبعات جنگ ایران برای مردم جهان Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button
لینک کپی پیست کد امبد ویدیو: Copy to clipboard لینک کپی شد!

جنگ ایران اثر خود را بر زندگی روزمره مردم در نقاط مختلف جهان گذاشته است و آنچه که در ابتدا فقط به‌عنوان یک درگیری خاورمیانه‌ای آغاز شد، اثرش اکنون در زندگی خانواده‌ها، کارگران و صاحبان مشاغل کوچک در قاره‌های آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکا احساس می‌شود.

خبرگزاری آسوشیتدپرس برای بررسی اثرات انسانی بحران جنگ علیه ایران، با هشت نفر از هشت کشور مختلف در نقاط گوناگون جهان گفت‌وگو کرده است؛ افرادی که جنگ ایران را نه در خطوط مقدم، بلکه در افزایش قیمت بنزین، کاهش درآمد، نگرانی برای آینده و دشواری تامین هزینه‌های روزمره تجربه می‌کنند.

آگهی
آگهی

وقتی باک خودرو از بودجه خانواده آمریکایی کم می‌کند

جنگ ایران برای یکی از ساکنان نیویورک به نام مارلین گارسیا، نه در قالب حمله نظامی، بلکه از طریق افزایش هزینه‌های روزمره زندگی احساس شده است.

خانم گارسیا که در کودکی از جمهوری دومینیکن به آمریکا مهاجرت کرده و بخشی از دوران نوجوانی خود را همراه مادرش در سرپناه‌های شهری نیویورک گذرانده است، اکنون به‌صورت نیمه‌وقت به‌عنوان مشاور در زمینه شیردهی کار می‌کند.

این زن ۲۵ ساله می‌گوید افزایش قیمت بنزین پس از جنگ ایران فشار بیشتری بر بودجه خانواده‌اش وارد کرده است و اکنون مجبور شده تا برای کاهش هزینه‌های زندگی، از کمک‌های غذایی رایگان استفاده ‌کند، اما همچنان باید هزینه رفت‌وآمد، مراقبت از دو فرزند خردسالش و مخارج روزانه را با دقت مدیریت کند.

شریک زندگی او پس از از دست دادن شغلش به کار در تاکسی اوبر روی آورده و خانم گارسیا نیز برای جبران کاهش قدرت خرید، شیفت‌های کاری بیشتری می‌پذیرد.

با وجود همه فشارهای مالی، خانم گارسیا همچنان تلاش می‌کند هزینه‌های زندگی را مدیریت کند؛ انگیزه اصلی او دو فرزند خردسالی هستند که در خانه چشم‌انتظار او هستند. او می‌گوید: «تابستان است و بچه‌ها همیشه بستنی می‌خواهند. می‌خواهم مطمئن شوم که مقداری پول اضافی برای خوشحال کردن آن‌ها دارم. آنها که نباید هزینه اتفاقاتی را بدهند که در جهان رخ می‌دهد.»

گوش دادن به آهنگ برای فرش‌فروش ترک به شکنجه تبدیل شده است

جنگ ایران برای علی عثمان آیکول، فروشنده ۴۸ ساله فرش دستباف در استانبول، به معنای از دست رفتن مشتریان و فروپاشی کسب‌وکاری است که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود. او بیشتر روزها را در مغازه‌ خلوتش در کنار گربه‌اش می‌گذراند و فوتبال تماشا می‌کند. دیوارهای مغازه‌اش پر از فرش‌های رنگارنگ ترک است، اما دیگر کمتر مشتری وارد آن می‌شود.

پیش از آغاز جنگ، مغازه او محل رفت‌وآمد مجموعه‌داران ثروتمند از سراسر جهان، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس بود. اما پس از شروع درگیری‌ها، در کمتر از ۱۰ روز، سطح فعالیت تجاری او ۹۰ درصد کاهش یافت چون که فرودگاه‌ها بسته و مشتریان خارجی ناپدید شدند. اکنون بیشتر کسانی که وارد مغازه می‌شوند، به دنبال خرید سوغاتی‌های ارزان هستند، نه فرش‌های دست‌بافت ارزشمند.

با وجود کاهش شدید درآمد، هزینه‌های زندگی همچنان ادامه دارد؛ از اجاره مغازه و قبض برق گرفته تا هزینه تحصیل دخترش که در رشته علوم سلامت درس می‌خواند.

او برای کاهش مخارج، از خرید لباس جدید صرف‌نظر کرده، غذایش را در مغازه آماده می‌کند و بیشتر وقت خود را همان‌جا می‌گذراند.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

او که پیش از همه‌گیری کرونا مرتب در نمایشگاه‌های بین‌المللی شرکت می‌کرد و مشتریان برای خرید فرش‌هایش به سراغش می‌آمدند، اکنون با دریافت گذرنامه جدید و انتظار برای ویزا امیدوار است که شاید بتواند دوباره به بازارهای خارجی بازگردد.

آقای آیکول می‌گوید حتی در صورت پایان جنگ، بازگشت تجارت به شرایط گذشته قطعی نیست. او در این زمینه با آسوشیتدپرس گفت: «یک مدت که می‌گذرد، می‌بینی که این وضعیت هر روز بیشتر روی آدم سنگینی می‌کند. موسیقی‌ای که گوش می‌دهید کم‌کم شبیه شکنجه می‌شود و حتی چایی که می‌نوشید دیگر هیچ لذتی ندارد.»

روایت ماهیگیر آلمانی که سودش در هزینه سوخت غرق می‌شود

جنگ ایران برای برتوس لودن، ماهیگیر ۳۰ ساله در بندر کوچک گریتسیل در شمال آلمان، با افزایش شدید هزینه‌های سوخت خود را نشان داده است. او پیش از هر سفر به دریای شمال، تورها و تجهیزات قایقش را خوب بررسی می‌کند و با نگرانی بیشتری شرایط آب‌وهوا را زیر نظر می‌گیرد؛ چرا که هر سفر اکنون خطر مالی بیشتری به همراه دارد.

آقای لودن می‌گوید قیمت گازوئیل از ابتدای سال و از زمان بسته شدن تنگه هرمز تقریبا سه برابر شده است: «ما اکنون دو تا سه برابر بیشتر برای گازوئیل پرداخت می‌کنیم. آدم از خودش می‌پرسد آیا ادامه این کار هنوز از نظر اقتصادی امکان‌پذیر است یا نه. اما مجبوریم به دریا برویم، چون در غیر این صورت درآمدی نخواهیم داشت.»

او در فصل صید، هفته‌ای دو بار همراه با یک کارگر برای چند روز به دریا می‌رود تا میگوهای دریای شمال را در امتداد سواحل آلمان صید کند. اما افزایش هزینه سوخت، سود ناچیز ماهیگیران مستقل را به‌شدت کاهش داده است.

در یکی از آخرین سفرها که به دلیل طوفان کوتاه‌تر شد، لودن تنها یک شبانه‌روز در دریا ماند و فقط ۱۲ جعبه میگو، هرکدام به وزن ۱۷ کیلوگرم، صید کرد؛ رقمی که به گفته او برای استانداردهای این صنعت بسیار پایین است. بهترین صید او در گذشته به ۱۸۰ جعبه رسیده بود.

حتی زمانی که با تورهای پر از ماهی و میگو بازمی‌گردند، هزینه‌های بالای سوخت، تعمیرات و تجهیزات بخش بزرگی از درآمد را از بین می‌برد. او می‌گوید قیمت خرید محصولش که حدود ۸.۵ یورو به ازای هر کیلوگرم است، اغلب پاسخگوی هزینه‌های فزاینده نیست.

ماهیگیری میگو نسل‌هاست بخشی از هویت شهر بندری گریتسیل بوده است، اما فعالان این حوزه می‌گویند فشارهای اقتصادی ادامه این سنت را دشوار کرده است.

لودن پس از بازگشت از دریا و هنگام تمیز کردن تجهیزاتش می‌گوید: «سخت است پیش‌بینی کنیم آینده چه خواهد شد، اما با این قیمت‌های بالای سوخت، آینده چندان امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد.»

در ایتالیا؛ افزایش هزینه‌ها، آینده یک مزرعه ۱۰۵ ساله را تهدید می‌کند

جنگ ایران برای انزو گاربالیا، کشاورز ساکن فیومیچینو در نزدیکی رم، نه‌تنها با افزایش قیمت سوخت، بلکه با بالا رفتن هزینه‌های تولید و کاهش درآمد همراه شده است. تراکتور آبی‌رنگ او همچنان برای کار در مزرعه به سوخت نیاز دارد، اما شیوه خرید آن تغییر کرده است. او که پیش‌تر هزاران لیتر سوخت را برای فصل کشاورزی ذخیره می‌کرد، اکنون تنها به اندازه‌ای خرید می‌کند که بتواند تراکتور را به حرکت درآورد.

هزینه آبیاری و کود نیز بیشتر شده است. گاربالیا تلاش می‌کند این فشار را به مشتریان منتقل نکند، اما بسیاری از آنها نیز با مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند؛ کمتر خرید می‌کنند، بخشی از محصولات فروش نمی‌رود و قیمت‌ها کاهش می‌یابد. در نتیجه، گاهی یک روز کامل کار در مزرعه سود چندانی برای او باقی نمی‌گذارد.

در این مزرعه خانوادگی ۱۰۵ ساله، نشانه‌های فشار اقتصادی به چشم می‌خورد. ماشین‌آلات قدیمی برداشت سیب‌زمینی همچنان استفاده می‌شوند، چرا که پولی برای خرید تجهیزات جدید وجود ندارد. خانواده نیز در خانه هزینه‌های غیرضروری را حذف کرده و حتی چند هفته استراحت تابستانی پس از ماه‌ها کار سخت در زمین، به امری تجملی تبدیل شده است.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

فرزندان گاربالیا دیگر قصد ادامه این حرفه خانوادگی را ندارند. دختران او زمانی امیدوار بودند سنت خانوادگی را ادامه دهند و فروشگاه محصولات مستقیم از مزرعه به مشتریان رم و مناطق ساحلی اطراف، رونق داشت؛ اما پس از سال‌ها دشواری، به این نتیجه رسیدند که کشاورزی آینده‌ای برای آنها ندارد و مسیر دیگری را انتخاب کردند.

اکنون گاربالیا همچنان به کار روی زمین ادامه می‌دهد اما نه به دلیل درآمدزایی، بلکه از روی علاقه به کشاورزی، وفاداری به مشتریان و افتخار به ارائه محصول باکیفیت.

با این حال، او می‌داند که احتمالا این کسب‌وکار خانوادگی با پایان فعالیت خودش متوقف خواهد شد. گاربالیا می‌گوید: «تاریخ ۱۰۵ ساله را که نمی‌توان فروخت. ولی خب وقتی تمام شود، تمام شده است دیگر. همین.»

آرزو برای خاتمه جنگ ایران و داشتن ۲۴ ساعت برق در نیجریه

جنگ ایران برای اولواتوسین آوودونمیلا، صاحب یک کارگاه چاپ در لاگوس نیجریه، با کاهش فعالیت کسب‌وکار و افزایش شدید هزینه‌های تولید همراه شده است. او و همسرش هر روز پس از رساندن دو فرزندشان به مدرسه زودتر به محل کار می‌روند؛ اما بسیاری از روزها با قطعی برق و توقف دستگاه‌ها روبه‌رو می‌شوند.

خانم آوودونمیلا می‌گوید برای ادامه کار یا باید منتظر بازگشت برق بمانند یا از ژنراتور استفاده کنند؛ گزینه‌ای که پس از آغاز جنگ ایران بسیار گران‌تر شده است. قیمت هر لیتر سوخت در نیجریه تقریبا دو برابر شده و از ۸۰۰ نایرا به ۱۴۰۰ نایرا (حدود ۶۰ سنت تا یک دلار) رسیده است.

در نیجریه، قیمت سوخت تاثیر مستقیمی بر قیمت بسیاری از کالاها و خدمات دارد. استفاده از ژنراتور اکنون سود این کارگاه را تقریبا از بین می‌برد، اما آنها برای حفظ مشتریان خود تصمیم گرفته‌اند قیمت خدمات چاپ را افزایش ندهند.

در نتیجه، تاخیر در تحویل سفارش‌ها بیشتر شده است. آنها که پیش‌تر سفارش‌ها را در یک روز کاری تحویل می‌دادند، اکنون زمان تحویل را به سه تا پنج روز کاری افزایش داده‌اند. خانم آوودونمیلا می‌گوید تنها در یک روز که برق تا ساعت ۷ شب قطع بود، هزینه سوخت ژنراتور به ۳۰ هزار نایرا رسید؛ رقمی که بیش از نیمی از درآمد مورد انتظار آنها از سفارش‌های همان روز بود.

او می‌گوید: «بزرگ‌ترین آرزوی من در حال حاضر این است که برق ۲۴ ساعته داشته باشیم، جنگ ایران پایان یابد و البته هزینه سوخت هم کاهش یابد.»

ترس مادر نپالی از پرواز فرزندش به خاورمیانه

جنگ ایران برای یک مادر ۵۴ ساله در کاتماندو در نپال، نه از طریق افزایش هزینه‌های زندگی، بلکه با نگرانی دائمی برای امنیت فرزندش خود را نشان داده است. این زن که به دلیل نگرانی از پیامدهای احتمالی برای شغل پسرش نخواست نامش فاش شود، هر بار که تلفنش را نگاه می‌کند منتظر خبری از سلامت او و رسیدن به مقصدش است. پسر او پس از دیدار با خانواده، در راه رسیدن به محل کارش در یک هتل در خلیج فارس بود.

او می‌گوید تصاویر موشک‌ها و حملات هوایی و همچنین گزارش‌های مربوط به کشته شدن کارگران مهاجر در جریان درگیری‌ها، خداحافظی با پسرش را بسیار دشوارتر کرده بود.

صبح روز عزیمت، خانه او مملو از دوستان و بستگان بود. خانواده برای بدرقه پسرش جمع شده بودند؛ او بین آشپزخانه و اتاق دعا می‌رفت و می‌آمد، برای سفر امن فرزندش دعا می‌خواند و چای تعارف می‌کرد. در فرودگاه بین‌المللی کاتماندو، او پسرش را پیش از پیوستن به صف کارگران جوانی که راهی کشورهای خلیج فارس بودند، محکم در آغوش گرفت و تا لحظه ناپدید شدن او از مقابل چشمانش، همان‌جا ایستاد.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

این زن که به‌عنوان نظافتچی در یک بانک کار می‌کند، برای تامین زندگی خانواده به درآمد پسرش وابسته است. همسرش که صاحب یک کارخانه کوچک صابون‌سازی بود، در سال ۲۰۲۱ بر اثر کرونا جان باخت و بخش زیادی از بار مالی خانواده بر دوش فرزندان قرار گرفت.

تنها کاری که او اکنون می‌تواند انجام دهد انتظار کشیدن است؛ با تلفنی که همیشه در نزدیکی خود نگه می‌دارد تا مطمئن شود پسرش سالم به مقصد رسیده است.

این مادر می‌گوید: «مدام فکر می‌کنم او قرار است چگونه زندگی کند. ما که نمی‌توانیم فقط بگوییم نرو. به هر حال، رفتن او [برای معاش] ضروری است.»

روایت دشواری‌های یک راننده تاکسی‌ در سانتیاگو

جنگ ایران برای فلیپه مولینا، راننده تاکسی ۵۰ ساله در شهر سانتیاگو، به افزایش هزینه‌های کاری و کاهش درآمد روزانه منجر شده است. مولینا که بیش از ۲۵ سال است در شیلی زندگی می‌کند و ۱۷ سال پشت فرمان یکی از تاکسی‌های سنتی شهر بوده، می‌گوید افزایش قیمت سوخت هر شیفت کاری را به تلاشی برای «کمتر ضرر کردن» تبدیل کرده است.

او هر روز با تاکسی سقف‌زرد خود وارد ترافیک عصرگاهی سانتیاگو می‌شود؛ مسافر جابه‌جا می‌کند، بسته تحویل می‌دهد و تلاش می‌کند درآمد کافی برای ادامه کار به دست آورد. اما افزایش قیمت سوخت، شرایط را دشوارتر کرده است. مولینا اکنون برای پر کردن باک خودرو حدود ۷۰ درصد بیشتر از گذشته هزینه می‌کند.

افزایش قیمت جهانی نفت باعث شد دولت شیلی در ماه مارس یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های قیمت سوخت در سال‌های اخیر را اعمال کند.

این راننده پرویی‌تبار می‌گوید افزایش قیمت جهانی نفت باعث شد دولت شیلی در ماه مارس یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های قیمت سوخت در سال‌های اخیر را اعمال کند. هم‌زمان، رقابت با سرویس‌های حمل‌ونقل اینترنتی مانند اوبر و شرکت چینی نیز فشار بیشتری بر رانندگان تاکسی سنتی وارد کرده است؛ چرا که نرخ کرایه تاکسی‌های رسمی تحت نظارت دولت است و آنها امکان افزایش قیمت متناسب با هزینه‌های خود را ندارند.

دولت شیلی برای کاهش فشارها، یارانه‌های ماهانه برای رانندگان تاکسی و دیگر فعالان حمل‌ونقل عمومی اختصاص داده و برنامه‌هایی برای کمک به تعویض خودروهای قدیمی اجرا کرده است، اما مولینا می‌گوید این اقدامات مشکل اصلی او را حل نکرده است.

او می‌گوید: «در نهایت، بدون اینکه کسی را سوار کنیم ساعت‌ها در خیابان می‌مانیم، ولی به هر حال سوخت که همچنان مصرف می‌شود. یعنی باید دوباره باک را پر کنیم و مشخص است که هزینه آن بیش از حد بالاست.»

از باک خالی تا شب‌هایی که داخل خودرو گذشت

جنگ ایران برای ادگار فونلاس، راننده ۴۰ ساله ماشین حمل‌و نقل شهری «جیپنی» در شهر مانیل، به معنای از دست دادن منبع اصلی درآمد و دشوارتر شدن زندگی روزمره بوده است. او که حتی پیش از آغاز جنگ نیز در شرایط اقتصادی سختی زندگی می‌کرد، پس از افزایش قیمت گازوئیل دیگر توان پرداخت هزینه سوخت خودروی کاری‌اش را ندارد.

آقای فونلاس پس از آتش‌سوزی که خانه و وسایل خانواده‌اش را از بین برد، همراه دختر ۱۰ ساله‌اش مجبور شد در همان ماشین جیپنی رنگارنگی زندگی کند که با آن کار می‌کرد. او امیدوار بود بتواند دوباره اتاقی اجاره کند، اما افزایش قیمت سوخت این امکان را از او گرفت.

اکنون چند روز است که هیچ درآمدی نداشته است. صبح‌ها در کنار خودرویش با کمی آب، خود را می‌شوید و برای صرفه‌جویی از صابون لباسشویی برای شستن بدن و لباس‌هایش استفاده می‌کند. دخترش نیز که به دلیل مشکلات مالی، ترک تحصیل کرده، همراه او زندگی می‌کند.

به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید

آقای فونلاس می‌گوید پیش از افزایش قیمت سوخت، روزانه حدود ۸ دلار از رانندگی درآمد داشت و در روزهای خوب این رقم دو برابر می‌شد. اما اکنون اگر بتواند در پایانه خودروهای جیپنی به‌عنوان هماهنگ‌کننده کار کند، برای هر خودرو تنها حدود ۱۶ سنت دریافت خواهد کرد که به‌سختی هزینه یک تکه نان را تأمین می‌کند.

او می‌گوید شب‌ها آب می‌نوشد و غذای اندکی را که به دست می‌آورد برای دخترش نگه می‌دارد تا او با شکم سیر بخوابد.

فونلاس درباره شرایط زندگی خود می‌گوید: «این کاری است که ما انجام می‌دهیم؛ تلاش می‌کنیم دوام بیاوریم و امیدواریم قیمت‌ها پایین بیاید. امیدواریم جنگ تمام شود و تلاش می‌کنیم راهی برای درآمد پیدا کنیم تا حداقل بتوانیم غذا بخوریم.»

جنگ ایران نشان می‌دهد که پیامدهای یک بحران ژئوپلیتیک تنها به میدان نبرد یا مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی‌ماند، بلکه می‌تواند هزاران کیلومتر دورتر، زندگی روزمره مردم عادی را تحت تاثیر قرار دهد. روایت افرادی از آمریکا، آسیا و دیگر نقاط جهان نشان می‌دهد که پشت گزارش‌های جنگ، انسان‌هایی قرار دارند که برای حفظ معیشت خانواده‌هایشان با دشواری‌های تازه‌ای روبه‌رو شده‌اند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

ترامپ در بن‌بست جنگ و دیپلماسی با ایران؛ وقتی هر مسیری، هزینه سنگینی دارد

سقوط قیمت نفت همزمان با توقف حملات آمریکا و ایران در تنگه هرمز

گسترش میدان جنگ ایران؛ حمله دوربرد اوکراین به دریای خزر و ادعای زلنسکی در مورد حمایت اطلاعاتی مسکو از تهران