تا حالا چندتای آنها را دیدهاید؟ و آیا با فهرست ردهبندی ما برای نیمه نخست سال ۲۰۲۶ موافق هستید؟
از نیمه سال ۲۰۲۶ گذشتهایم، پس وقتش رسیده نگاهی به فیلمهایی بیندازیم که تا همین حالا سالمان را ساختهاند.
معیار این فهرست چنین است: فیلمها باید از ابتدای ژانویه ۲۰۲۶ در سالنهای سینمای اروپا یا به صورت آنلاین اکران شده باشند، فارغ از این که برخی عناوین سال گذشته در آمریکا به نمایش درآمدهاند یا نه.
پیش از آن که شمارش معکوسمان را برای انتخاب بهترین فیلم سال تا اینجا شروع کنیم، اگر نامهایی مثل The Blue Trail, The Voice of Hind Rajab, Sorda یا Sirāt را اینجا نمیبینید، شگفتزده نشوید. این فیلمها سال گذشته در سرزمین اصلی اروپا اکران شدند و از قبل در فهرست بهترین فیلمهای ۲۰۲۵ ما جا گرفتهاند.
بیهیچ مقدمه دیگری، اینها مهمترین آثاریاند که اگر هنوز ندیدهاید، وقتش رسیده آنها را از فهرست انتظار تماشایتان خارج کنید.
20) Send Help
فهرستمان را با یک فیلم ترسناک اوریجینال با درجه سنی بزرگسال و لذتجویانه خشن از سام ریمی افسانهای شروع میکنیم. پیشفرض Send Help ساده است: ریچل مکآدامز نقش پژوهشگر شرکتی کمارزشگذاریشدهای را بازی میکند و دیلن اوبراین در نقش مدیرعامل متکبر و بچهپولداری ظاهر میشود که زندگی او را به جهنم تبدیل کرده است؛ تا این که سقوط هواپیما آنها را در جزیرهای دورافتاده گیر میاندازد. سلسلهمراتب اداری به شکلی تماشایی فرو میپاشد. داستان چندان تازه نیست، اما مکآدامز و اوبراین شیمی فوقالعادهای دارند، ریمی تمام خشونت اغراقآمیز و کمپی را که از او انتظار میرود تحویل میدهد و آنقدر پیچش روایی وجود دارد که تا آخر شما را پای فیلم نگه میدارد. نمونه تمامعیار یک فیلم پاپکورنی عالی است. TF
19) I Swear
این فیلم بر اساس داستان واقعی و شگفتانگیز جان دیویدسون ساخته شده است؛ نوجوانی در اسکاتلند دهه ۱۹۸۰ که مبتلا به سندروم توره تشخیص داده شد. I Swear مسیر او را از دانشآموزی که مورد آزار و زورگویی قرار میگیرد تا کنشگری دنبال میکند که بعدها برای فعالیتهایش نشان امبیای دریافت کرد. ممکن است برخی مخاطبان از فرمول احساسخوبِ همهپسند آن چشم بپوشند، اما بازی درخشان رابرت آرامایو که جایزه بفتا را برای نقش اصلی برد، همراه با بازیهای جانبی عالی بازیگرانی چون مکسین پیک و پیتر مولان، فیلم را بسیار فراتر از چارچوبهای مرسوم میبرد. اثر، پیوسته بامزه، صمیمی و آموزشی است بیآن که لحظهای ژست خطابهگرانه بگیرد. موج تازهای از توهینی که امسال پس از بروزهای ناخواسته او در مراسم بفتا متوجه دیویدسون شد، یادآور روشنی بود که تعصبی که او دهههاست با آن میجنگد هنوز وجود دارد؛ و این که دقیقا چرا هنوز باید داستانهایی مثل I Swear روایت شوند. TF
18) Mother Mary
فیلمنامهنویس و کارگردان دیوید لووری (A Ghost Story، The Green Knight) در Mother Mary آن هثاوی را در نقش خواننده پاپی کارگردانی میکند که در تلاش ناامیدانه برای بازگشت به اوج است. او سر و کلهاش جلوی درِ خانه دوست و طراح سابقش، سم انسلم (مایکلا کوئل)، پیدا میشود و از او خواهش میکند برای اجرای مهمی که در پیش دارد لباسی برایش طراحی کند؛ لباسی که باید بازآفرینی «مادر ماری» را تجسم کند. بعد همه چیز عجیب میشود. Mother Mary ابتدا یک اثر محدودِ مملو از حس اضطراب است که کمکم به قصهای گوتیک و شبحوار تبدیل میشود؛ جایی که ماوراءطبیعه با معنویت گره میخورد و در نهایت به نوعی جنگیریِ رنج مشترک ختم میشود. فیلم به شکلی مصمم عجیب و عامدانه پرگو است و لووری آن را به رواندرام ایدهآلی برای یک سانس دوبل اعوجاجیافته در کنار In Fabric پیتر استریکلند تبدیل میکند. فراتر از آن، او اثری جسور و پرزرقوبرق ساخته که مدتی طولانی در ذهنتان میماند؛ مثل تکهای پارچه قرمز براق. DM
17) Twinless
در نگاه اول، Twinless شبیه یک کمدی عجیبوغریب درباره دو غریبهای است که اندوه مشترک آنها را کنار هم قرار داده است. اما دومین فیلم بلند جیمز سوئینی کمکم خود را به چیزی بسیار لایهدارتر بدل میکند؛ کاوشی تند، عاطفی، غریب و اغلب ناراحتکننده درباره فقدان، تنهایی، عشق و نیاز به دیدهشدن. با بازی دیلن اوبراین که شاید قویترین نقشآفرینی دوران کارنامهاش را ارائه میدهد و سوئینی که در مقام فیلمنامهنویس، کارگردان و بازیگر نشان میدهد واقعا در هر سه زمینه تهدیدی جدی است، این فیلم بهغایت عجیب، خندهدار و تکاندهنده مطلقا دیدنی است. TF
16) Jim Queen à la recherche de la Chloroqueer (Jim Queen and the Quest for Chloroqueer)
این کمدی انیمیشنی که در جشنواره کن به نمایش درآمد، یکی از آثار موفق غافلگیرکننده فرانسه است و قطعا نباید از کنارش بیتفاوت گذشت. نیکولا اتانه و مارکو نوین در نخستین تجربه کارگردانیشان داستان جیم را روایت میکنند؛ نماد همجنسگرایان در صحنه پاریس که زندگیاش وقتی وارونه میشود که اشتباه فاحشی در پوشش مرتکب میشود و ناگهان شروع میکند به درک قانون آفساید در فوتبال. بدترین اتفاق ممکن افتاده است: او به بیماری «هتروزیس» مبتلا شده و حالا تازهترین قربانی شیوع ویروسی است که مردان همجنسگرا را به دگرجنسگرا تبدیل میکند. حالا او و دوست تازهاش، لوسین جوان، باید به دنبال درمانی بگردند که بتواند همجنسگرایان را از خطر انقراض نجات دهد. Jim Queen نامهای عاشقانه، بامزه، بیپروا و خودانتقادانه به جامعه الجیبیتیکیو پلاس است؛ فراخوانی الهامگرفته از تجربه کووید برای مقابله که با همجنسهراسی و تهدیدهایی که افراد همجنسگرا در جامعه مدرن همچنان با آن روبهرو هستند، درگیر میشود. با این که دگرجنسگرایی را بهصورت ویروس تصویر میکند، هنجارهای دگرجنسخواهانه را زیر تیغ میبرد، اما هرگز فراموش نمیکند گاهی به جامعه کوییر هم طعنه بزند؛ به این ترتیب زمین بازی را همسطح میکند و در برابر تعصب و نفرتگستری، ژست دهنکجی میگیرد. یک پیروزی تمامعیار است. DM
15) Obsession
میل تمامعیار و مهارگریز در برداشت پیچیده کاری بارکر از هموابستگی به خونریزی و سرهای لهشده ختم میشود. بعد از آن که بِر (مایکل جانستون) آرزو میکند بهترین دوستش نیکی (ایندی ناوارته) «بیشتر از هر کس دیگری در دنیا دوستش داشته باشد»، نیکی بلافاصله در اختیار نیرویی قرار میگیرد و در درماندگیِ افسارگسیختهاش روزبهروز نامتعادلتر میشود. این درست نقطه مقابل یک داستان عاشقانه است؛ بیرونریزیِ پرخون دلبستگی وسواسآلود سمی، انتظارات ناکارآمد و بلوغنیافتگی عاطفی. بازی ناوارته به خاطر جسمیت شکننده و دلخراشش برجسته است؛ لبخندهای کشآمدهاش همیشه با اضطراب خودِ از دسترفتهاش در جنگاند. مشابه Backrooms (که بعدتر به آن میپردازیم)، Obsession نوید دوره تازهای از سینمای ترسناک را میدهد؛ دورهای جسور، نوآور و استخراجشده از ناخودآگاه شوم عصر دیجیتال. AB
14) Amélie et la métaphysique des tubes (Little Amelie or the Character of Rain)
این فیلم انیمیشن فرانسوی-بلژیکی که بر اساس رمان پرفروش خودزندگینامهای «Métaphysique des tubes» نوشته آمِلی نوتومب ساخته شده، در دهه ۱۹۶۰ میگذرد و دختربچهای کوچک را دنبال میکند که در شهر کوبه ژاپن زندگی میکند؛ شهری که هنوز جای زخمهای جنگ بر آن باقی است. به آمِلی از لحظه تولد برچسب «گیاه» میزنند و او را در حکم موجودی بیواکنش میبینند؛ اما راوی به ما میگوید که او چیز دیگری است. در دومین سالگرد تولدش، زمینلرزهای رخ میدهد که باعث میشود آمِلی بیدار شود، از وضعیت گیاهی بیرون بیاید و به همه چیز اطرافش واکنش نشان دهد. کارگردانان مِیلیس والاد و لیان-چو هان در این اثر، ادای احترامی احساسبرانگیز به کودکی، پیوندهای میانفرهنگی و قدرت شکلات بلژیکی خلق میکنند. داستان، هم درباره جادوی آگاهی در سالهای آغازین کودکی است و هم سفری به سوی این آگاهی که تو مرکز خدایی جهان نیستی، بلکه جزئی از یک کل هستی. با انیمیشن دوبعدی زیبایی که سبکهای اروپایی و ژاپنی را در هم میآمیزد و موسیقی خیرهکننده ماری فوکوهارا، Little Amelie or the Character of Rain بار دیگر نشان میدهد که انیمیشن، که اغلب صرفا «برای بچهها» تلقی میشود، چگونه میتواند پیچیدهترین احساسات را در دل قصههایی ظاهرا ساده به تصویر بکشد. DM
13) The Invite
پس از اولین فیلم درخشانش Booksmart (۲۰۱۹) و دنباله پرحاشیه و نهچندان موفق Don't Worry Darling (۲۰۲۲)، الیویا وایلد با سومین و شاید بهترین فیلمش تا امروز، یعنی The Invite، دوباره اوج میگیرد. این فیلم که بازسازی اثر اسپانیاییِ «Sentimental» ساخته سِسک گای در سال ۲۰۲۰ است، بر زوجی تمرکز دارد به نام جو (ست روگن) و آنجلا (الیویا وایلد)؛ زوجی خسته و ناخشنود که همسایههای طبقه بالاییشان، پینا (پنهلوپه کروز) و هوک (ادوار نورتون)، را برای شبی دورهمی دعوت میکنند. زندگی جنسی پرشور مهمانان مدتهاست از طریق سقف حضورش را به رخ کشیده، اما هرچه شب جلو میرود، گفتوگوهای ناراحتکننده جای خود را به کاوشی خندهدار و بهطور غیرمنتظرهای عاطفی درباره عشق، میل و روابط مدرن میدهد. TF
12) The Odyssey
کریستوفر نولان تا امروز بتمن را احیا کرده، سرقتی رؤیاگونه به پرده برده، به فضا رفته و برای فیلم زندگینامهای سهساعتهاش درباره تولد بمب اتم چندین اسکار گرفته است. حالا نوبت چیست؟ او با در آغوش گرفتن کوبریکِ درونیاش، بیهراس از مقیاس و ابعاد، قدیمیترین اثر شناختهشده ادبیات را که عملا غیرقابل اقتباس به نظر میرسید، به سینما آورده است. انگار این کافی نبود، نولان همه فیلم را بهطور کامل با فرمت آیمکس فیلمبرداری کرده؛ اقدامی بیسابقه در جهان. هرچند برداشت نولان از حماسه بنیادین هومر بدون تردید جاهطلبانهترین کارنامه اوست و در این دستاورد فنی عظیم چیزهای بسیار برای تحسین وجود دارد، نتیجه نهایی ناهموار است. گرایش کارگردان به ساختارهای غیرخطی روایت اینجا به پاشنه آشیل او تبدیل میشود، چون The Odyssey در نیمه نخست اغلب زیر بار تدوین دستوپاگیر و مشکلات ضرباهنگ از نفس میافتد. علاوه بر این، میشد زمان بیشتری را صرف ماجراجوییهای پرخطر ادیسه کرد تا هیجانها واقعا در ذهن مخاطب بنشیند. وقتی فیلم در فصل پایانی به اثری متمرکزتر تبدیل میشود، تماشاگر تردیدی در احساس شگفتی ندارد، اما آنقدرها هم از نظر عاطفه مبتنی بر شخصیت درگیر نمیشود. یا حتی از منظر سرگرمی؛ عنصری که در حماسه هومر کم نبود. حتی اگر The Odyssey آن شاهکار بیچونوچرایی که برخی شیفتگان در اوج هیجان از آن حرف میزنند نباشد، تردیدی نیست که فقط نولان میتوانست چنین رویداد سینمایی جسورانهای را محقق کند. DM
11) Marty Supreme
Marty Supreme سقوطی آدرنالینی به دل هرجومرج و فاجعههای تعقیب یک رؤیاست؛ فیلمی که اصلا برای دلنازکها ساخته نشده است. داستان در دل غرور پساجنگی نیویورک دهه ۵۰ میگذرد و پسری جوان به نام مارتی ماوزر (تیموتی شالامه) را دنبال میکند که برای تبدیل شدن به بهترین قهرمان تنیس روی میز جهان از هیچ چیز عقب نمینشیند؛ حتی از خشم تمامعیار یک رئیس مافیایی عصبانی. فیلم سرشار از استرس سینمایی شاخصِ سافدیهاست؛ جشن بیوقفه اضطرابی که شما را وامیدارد از لای انگشتانتان به پرده نگاه کنید و زیر لب بگویید: «نه، نه». اما در عین حال پرتره شخصیتی پرکشش و حسیای است که همزمان با تنیدن آشوب، رؤیای آمریکایی را بهدقت میشکافد. AB
10) The Drama
در این هجویه تلخوشیرین، کریستوفر بورگلی خوشبینی گلوبلبلِ کمدیهای رمانتیک را وارونه میکند و رگههای تیره روابط بلندمدت را رو میکند. پس از آشنایی بامزهای در یک کافیشاپ، اما (زِندایا) و چارلی (رابرت پتینسن) عاشق هم میشوند و نامزد میکنند. هرچه موعد عروسی نزدیکتر میشود، اضطرابها بالا میزند و بازی مستیِ «بدترین کاری که تا به حال کردهای چی بوده؟» به یکباره رابطه ظاهرا بینقص اینستاگرامی آنها را به جهنم فوری تبدیل میکند. فیلم با دقتی حیرتانگیز آرمانها را در عصر جعلیات شبکههای اجتماعی نشانه میرود و با جابهجا شدن بین گذشته و حال، فریبهای لایهلایه هویتهای ما را ثبت میکند. هم میخندید، هم روی صندلیتان میجنبید و هم ناگهان به این فکر میافتید که آیا واقعا هیچوقت کسی را میشناسیم؟ حتی خودمان را؟ AB
9) Mr Nobody Against Putin
اوایل امسال دادگاهی در روسیه توزیع Mr Nobody Against Putin را ممنوع کرد، پس از آن که مقامها مدعی شدند این مستند اسکارگرفته «نگرشهای منفی» نسبت به دولت و جنگ اوکراین را ترویج میکند. اگر همین حرکت آشکار سانسور کنجکاویتان را برنینگیزد، دیگر نمیدانیم چه میتواند. این فیلم که به کارگردانی دیوید بورنستاین و پاول «پاشا» تالانکین ساخته شده، تالانکین را دنبال میکند؛ معلمی سرکش که مخفیانه از مدرسهای در شهر کاراواش در منطقه چلیابینسک فیلم میگیرد. تصاویر او که طی دو سال ثبت شدهاند، نشان میدهند دولت پوتین چگونه میکوشد برداشت عمومی از جنگ جاری در اوکراین را تحت کنترل بگیرد. این افشای قدرتمند نشان میدهد که چگونه کلاسهای تبلیغاتی حامی جنگ و «نمایشهای میهنپرستانه» از سال ۲۰۲۲ به برنامه مدارس اضافه شدهاند و «بیشمار کنش کوچک همدستی» را به تصویر میکشد؛ عبارتی که تالانکین در سخنرانی دریافت اسکارش به کار برد. داستان، قصهای است درباره شستوشوی مغزی، رادیکالیزهکردن و نظامیسازی، اما بیش از همه، درباره شجاعت مردی است که هیچ شباهتی به «هیچکس» ندارد. او نه فقط تصویری از زندگی روزمره روسیه به مخاطبان غربی ارائه کرده، بلکه پرترهای روشن از جنگ ایدئولوژیک را پیش روی ما گذاشته که باید ناآراممان کند. پژواکهای این وضعیت در غرب کاملا مشهود و نگرانکنندهاند. DM
8) In die Sonne schauen (Sound Of Falling)
نخستین فیلم ماسشا شیلینسکی، کارگردان آلمانی، یعنی Dark Blue Girl محصول ۲۰۱۷، نویدبخش بود، اما هیچچیز ما را برای Sound Of Falling آماده نکرده بود؛ فیلمی که جایزه هیات داوران جشنواره کن سال گذشته را برای او به ارمغان آورد. این درام بزرگشدن گیجکننده، چهار نسل از دختران را دنبال میکند که یک مزرعه تیرهوتار در منطقه آلتمارک آنها را به هم پیوند میدهد. فیلم بین چهار دوره تاریخی جابهجا میشود: پیش از جنگ جهانی اول، پس از جنگ جهانی دوم، آلمان شرقی دهه ۸۰ و قرن بیستویکم. حاصل، پازلی بلندپروازانه و ناآرام است که به زن بودن و رنجهای ناگفته بیننسلی میپردازد. با تکرار شدن گفتگوها و وضعیتها در طول زمان و خزیدن عناصر اثیری خاص، شیلینسکی با مهارت از طریق معماها تماشاگرش را ناآرام میکند تا بهتر او را در دل داستان غوطهور کند. طبیعی است که این فیلم گزینه مناسبی برای یک جمعهشب سبک نیست، اما اگر به دنبال گوهر هنری رمانوار تازهای هستید که رسیدن صدای فیلمسازی بسیار امیدبخش را اعلام میکند، بهتر است آن را از دست ندهید. DM
7) Backrooms
داستان Backrooms در دل تنهایی رنگ بژ مناطق روستایی آمریکا در دهه ۹۰ میگذرد و فروشندهای خشمگین (چویتل اجیوفور) و درمانگری آسیبدیده (رناته رینسوه) را دنبال میکند که پا به فضای پنهانی پشت یک فروشگاه مبلمان میگذارند. این فضا بدون پنجره و در سکوت است؛ فقط صدای وزوز کمفرکانس چراغهای مهتابی شنیده میشود؛ انگار واقعیت را به بیرون قی کرده است. جایی که کابوس و نوستالژی در هم میآمیزند و آنچه بیش از همه از آن میترسیم، در میان هزارتوی بیپایان اتاقهای فرششده پرسه میزند. این فیلم که کارگردانیاش را کِین پارسنز ۲۰ ساله بر عهده داشته، دستاوردی بهطرز شگفتانگیزی خلاقانه و ترسناک است؛ اثری که از خلال فرهنگ اینترنتی، اضطرابهای معاصر و چرخههای وسواسگونهای را که خودمان را در آن زندانی میکنیم، به تصویر میکشد. AB
6) No Other Choice
پارک چان ووک به ندرت خطا میکند و No Other Choice بار دیگر یادآور این نکته است که چرا او یکی از بهترین کارگردانان فعال امروز است. این کمدی تاریک خوشمزه، مرد خانوادهای (با بازی لی بیونگ هون) را دنبال میکند که شغلش را به دلیل خودکار شدن کارها از دست میدهد و تصمیم میگیرد تنها راه بازگشت این است که رقیبانش را از سر راه بردارد. فیلم همزمان تریلر، هجویه و کمدی ابزورد است؛ بیرحمانه بامزه است و در عین حال نقدی تیز و برنده بر سرمایهداری، ناامنی شغلی و اثرات انسانزدا ویرانگر کار مدرن ارائه میدهد. اثر، شیک، غیرقابل پیشبینی و بهشکلی درخشان ساخته شده و شایستگی توجهی بسیار بیشتر از آنچه تاکنون دریافت کرده را دارد. TF
5) 28 Years Later: The Bone Temple
دومین قسمت از سهگانه «۲۸ سال بعد» فیلمی پرطمطراق و بیرحم است که آینهای روبهروی جامعه بریتانیا نگه میدارد و در جهانی که با خشم آلوده شده، به مهربانی چنگ میزند. در ادامه رویدادهای 28 Years Later، با اسپایک جوان (آلفی ویلیامز) همراه میشویم که به دست گروه خشن و شیطانپرستی به نام جیمیز اسیر شده است. در همین حال، دکتر ایان کلسون (رالف فاینز) با آلفای ستونفکن (چی لوییس پری) رابطهای شکل میدهد و کمکم متوجه میشود ویروس «ریج» که جزایر بریتانیا را درنوردیده، شاید قابل درمان باشد. با کارگردانی مطمئن نیا داکوستا، این فرنچایز به تماشایی گردبادگونه از سرخوشی و تهوع ارتقا پیدا میکند؛ جایی که زامبیها جای خود را به وحشتها و امیدهای خودِ انسان میدهند. AB
4) The Testament of Ann Lee
آماندا سیفرید در The Testament of Ann Lee یکی از بهترین نقشآفرینیهای دوران کاریاش را ارائه میدهد؛ در نقش واعظی در دهه ۱۷۰۰ که رهبری گروه شِیکرها، فرقهای از کوئیکرهای آوازخوان، را بر عهده دارد. بازی خشمآلود او در بازنمایی ایمان مذهبی، درام تعریفگریز مونا فاستوُلد را که با همکاری شریکش بردی کوربت (The Brutalist) همنویس شده، به دوش میکشد. فیلم، هم زندگینامهای تاریخی است، هم یک موزیکال فولکلور عجیب با طراحی حرکتهای گروهی، و هم اثری مسحورکننده که خوب میفهمد چگونه کنشهای معنویِ سرسپردگی را میتوان بر پرده از لنز توانمندسازی زنان به تصویر کشید. این فیلم قطعا بابِ میل همه نخواهد بود و به دلیل زمان ۱۳۷ دقیقهایاش صبر مخاطب را میآزماید. اما اگر خود را به ریتمهای تبآلود آن بسپارید و ابهامش را تاب بیاورید، The Testament of Ann Lee پاداشهایی به همراه دارد. هرچند با توجه به طول فیلم، درخواست بزرگی است، تماشای آن برای بار دوم هم سرگیجه و هم شگفتی به همراه میآورد. DM
3) The Mastermind
جاش اوکانر امسال با بازی در رمانس تاریخی اولیور هرمانوس، The History of Sound، و فیلم Disclosure Day ساخته استیون اسپیلبرگ به روند صعودی ستاره شدنش ادامه داد؛ اما فیلمی که با اختلاف فراوان از همه برتر است، The Mastermind به کارگردانی کلی رایکارد است. این فیلم که به عنوان داستان سرقتی درباره مرد خانوادهای در مضیقه معرفی شده که نقشه میکشد از نگارخانهای حومهای آثار هنری بدزدد، بیش از آن، مطالعهای آرام و سوزان بر شخصیت یک دزد نیمهکار و رویای موسوم به آمریکایی است. داستان در پسزمینه جنگ ویتنام میگذرد و این درام طبیعیگرایانه، شاهکاری تماشایی و آرام در مشاهده تدریجی این آگاهی است که شاید خودت معمار فروپاشیات باشی. برای این مرد، با احساس استحقاق و ناآگاهی مطلق؛ برای آن ملت، با نادیدهگرفتن نظامی که همه را از پیش محکوم به شکست میکند. فیلم با ذرات ریز دانههای فیلم ۳۵ میلیمتری و توجه به جزئیات دورهای که بسیاری فیلمسازان دیگر نادیده میگرفتند، ارتقا مییابد؛ The Mastermind ثابت میکند اوکانر چرا یکی از پرتقاضاترین بازیگران نسل خود است و در عین حال تایید دوبارهای است بر این که رایکارد شاخصترین و باثباتترین کارگردان نسل خودش است. DM
2) Pillion
کمربندها را محکم ببندید؛ Pillion ساخته هری لایتن بدون تردید جسورانهترین اولین فیلم سال است؛ عاشقانهای کوییر و بیدیاساممحور که زیر تمام صحنههای سکس دهانی، توپپران، لیس زدن بوت و انبوه کنکهای جنسی، عمقی عاطفی غافلگیرکننده پیدا میکند. داستان، کالین (هری ملینگ)، جوانی دستوپاچلفتی و تنها را دنبال میکند که زندگی روزمره کسالتبارش وقتی زیرورو میشود که با ری (الکساندر اسکارسگارد)، رهبر خونسرد و بهطرز وسواسانگیزی خوشقیافه یک باند موتورسواری، آشنا میشود. همانطور که کالین (واقعا هم بهمعنای لفظی) به دنیای سلطه و تسلیم، کنک و فرهنگ موتورسواران پرتاب میشود، مخاطب نیز همین مسیر را طی میکند. فیلم، بهطرز خیرهکنندهای خوب بازی شده، واقعا بامزه است و در عین حال به شکلی عجیب بسیار تاثیرگذار. حضور اسکارسگارد در چرم هم البته بیتاثیر نیست. TF
1) Kota (Hen)
در حالی که بسیاری صدر جدول را به The Odyssey کریستوفر نولان اختصاص میدهند، انتخاب شماره یک ما برای ۲۰۲۶ تا این لحظه، اودیسه دیگری است؛ آن هم در یونان. Hen ساخته کارگردان مجار، گیورگی پالفی، از زاویه دید مرغی روایت میشود که از کارخانه مرغداری صنعتی میگریزد و مثل سفری حماسی است که فقط ابعادی پرندهوار ندارد. او برای خلق نسخهای نامتعارف از Chicken Run، کمدی سیاه را با ترسناک در هم میآمیزد و با همراهی فیلمبردارش گیورگوس کارولاس، که بهطرزی درخشان نوعی نمای پرندهای از قهرمان پردارمان خلق میکند، آزمونهای اودیسهوارِ جوجه مقاومی را نشان میدهد که در راهش با روباهها، شاهینها، خروسهای شهوتی، سگها و بیرحمی انسان روبهرو میشود و همه اینها مسیر پرخطر او را به سوی پناهگاه هموار میکنند. تدوین عالی است، آموزش حیوانات مرز باورنکردنی را میساید و این تمثیل درباره لغزشهای انسانیت، مسحورکننده است. پالفی هرگز این نخ یا جنبه انسانوارهای داستان را آنقدر نمیکشد که احساساتی شود، حتی وقتی تناسبهای داستان با واقعیت جهانیسازی و قاچاق انسان واضح میشوند. مقایسه با Gunda ساخته ویکتور کوساکوفسکی، EO ساخته یزی اسکولیموفسکی یا حتی Cow اثر آندرا آرنولد اجتنابناپذیر است؛ گرچه شاید همقرینهترین اثر، فیلم برنده اسکار سال گذشته، یعنی Flow باشد. در هر حال، پالفی در ۲۰۲۶ کاری واقعا ویژه انجام داده است. او ثابت کرده که گاهی حماسیترین و پرخطرترین اودیسهها نیازی به بزرگترین مقیاس، بودجههای عظیم یا تبوتاب تبلیغاتی ندارند؛ کافی است مرغ جسوری داشته باشید که برای بقا میجنگد. DM
به این ترتیب، فهرستمان کامل است. اگر فکر میکنید غیبتهایی چشمگیر وجود دارد، مطمئن باشید نبودِ Hamnet، Project Hail Mary، Disclosure Day و Toy Story 5 عمدی بوده است. نظرهایتان را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید.
به نظر شما چه فیلمهایی را جا انداختهایم و هایلایتهای سینمایی سالتان چه بودهاند؟
با یورونیوز کالچر همراه بمانید تا ببینیم چند تا از انتخابهایمان در نیمه سال در فهرست بهترین فیلمهای پایان سال جا میگیرند. و فراموش نکنید نگاهی هم به ردهبندی بهترین آلبومهای ۲۰۲۶ تا اینجا بیندازید.