یک رسانه اسرائیلی در گزارشی از جزئیات طرحی برای «سرنگونی نظام ایران» در جریان جنگ اخیر پرده برداشته و آن را تلاشی توصیف کرد که «فعلا به نتیجه نرسیده است.» این گزارش همچنین تاکید میکند که بخشهایی از اطلاعات منتشرشده، با تایید بخش سانسور نظامی اسرائیل برای انتشار آماده شده است.
روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آخارونوت» در گزارشی مفصل جزئیات طرحی را فاش کرد که هدف آن سرنگونی حکومت در ایران در جریان جنگ اخیر توصیف شده است، اما این طرح در نهایت ناکام ماند و به مرحله اجرا نرسید و «به گفته منابع، در میان دستاندرکاران آن در اسرائیل احساس ناکامی و از دست رفتن فرصت را ایجاد کرده است.»
در این گزارش که به قلم دو روزنامهنگار اسرائیلی سرشناس به نامهای «ناحوم بارنئا» و «رونن برگمن» تهیه شده، آمده است که این طرح در واقع هدف محوری جنگ و با شعار دستیابی به «پیروزی مطلق» دنبال میشد، اما سازوکار پیشبینیشده برای رسیدن به این هدف، پس از حدود ۴۰ روز درگیری به نتیجه نرسید.
ایده سرنگونی نظام ایران به سالهای فعالیت «مئیر داگان» در موساد و دوره نخستوزیری «ایهود اولمرت» بازمیگردد. در آن زمان، سناریویی مطرح بود که بر اساس آن، با کشتن علی خامنهای، فرد دیگری از درون ساختار حاکمیت که بهصورت مخفیانه جذب شده، جایگزین او شود. این طرح با مخالفت در سطوح بالای جامعه اطلاعاتی اسرائیل مواجه شد و کنار گذاشته شد، اما توجه بنیامین نتانیاهو را به خود جلب کرد؛ بهگونهای که او پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۳ میلادی، بارها درباره وجود چنین برنامههایی پرسوجو کرد.»
این گزارش توضیح میدهد که چرا چنین ایدهای برای چهرههایی مانند داگان، نتانیاهو و حتی رهبری فعلی موساد جذاب بوده است؛ چرا که بر اساس این تصور، یک عملیات پیچیده و مخفیانه میتوانست بهطور همزمان همه تهدیدهای ناشی از ایران، از برنامه هستهای و موشکی گرفته تا شبکه نیروهای نیابتی را از میان بردارد. «در این میان، نتانیاهو از این رویکرد حمایت میکرد، موساد به آن گرایش داشت، اما نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) با دیده تردید به آن مینگریست.»
برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد؛ اسرائیل هر دو مسیر را دنبال کرد
وقتی «دیوید بارنیا» در سال ۲۰۲۱ میلادی به ریاست موساد منصوب شد، دستور یک تغییر اساسی در تحریک افکار عمومی ایران را داد. این حوزه تحت مدیریت او به محور اصلی تقابل با ایران تبدیل شد.
بر اساس این گزارش، برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد: یکی از بالا، با تکیه بر نخبگان و مقامهای ارشد، و دیگری از پایین، با تقویت اعتراضات مردمی و حتی مقاومت مسلحانه گروههای اقلیت. اسرائیل ظاهرا تصمیم گرفت هر دو مسیر را بهطور همزمان دنبال کند.
در این گزارش تاکید شده که واژه بهظاهر خنثای «تأثیرگذاری» بههیچوجه بیانگر ابعاد واقعی این پروژه و میزان پیچیدگی آن نیست. به نوشته این گزارش، در برابر آنچه «نظامی مملو از زهر» توصیف شده، اسرائیل نیز ساختاری مشابه را ایجاد کرده است. این پروژه از حدود چهار سال پیش آغاز شده و حدود دو سال و نیم پیش به مرحله آمادگی عملیاتی رسیده است؛ سامانهای که در صورت استفاده کامل، میتواند پیامدهایی فراتر از فضای مجازی و بهشدت مخرب داشته باشد.
در ادامه این گزارش آمده است که شکلگیری طرح تغییر رژیم در ایران بر پایه تجربه عملیاتهای پیشین و افزایش اعتماد به نفس میان رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل بوده است. دو عملیات از جمله «پیکانهای شمالی علیه لبنان» در سپتامبر ۲۰۲۴ و «طلوع شیران علیه ایران» در ژوئن ۲۰۲۵، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تصمیمات راهبردی داشتند.
همچنین این تصور وجود داشته که واشنگتن بهطور کامل از آن پشتیبانی خواهد کرد. آمریکا سالها به دنبال انتقام از حزبالله بهدلیل کشته شدن صدها شهروند و مامور خود بود. حذف نصرالله و دیگر رهبران این گروه، بهنوعی این پرونده را برای واشنگتن بست. با این حال، در عمل این حمایت در همه مراحل طرح از استحکام لازم برخوردار نبوده است.
سرنگونی برای تابستان امسال برنامهریزی شده بود تا اینکه اعتراضات دیماه شکل گرفت
پس از پایان عملیات «طلوع شیران»، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مدعی شدند که دو تهدید اصلی علیه اسرائیل یعنی برنامه هستهای و توان موشکی ایران، برای همیشه برطرف شده است. با این حال، ارزیابیهای میدانی تصویر متفاوتی ارائه میداد و نهادهای امنیتی اسرائیل با درک این واقعیت، بهسرعت به سمت آمادهسازی مرحله بعدی حرکت کردند. کارشناسان تاکید داشتند که حملات هوایی به زیرساختهای ایران بهتنهایی نمیتواند مسئله را حل کند و حتی در صورت موفقیت، به چرخهای از درگیریهای پیدرپی منجر خواهد شد. پس تنها اقدامی که میتواند آنها را از این چرخه خارج کند، سرنگونی حاکمیت در ایران است.
بر اساس این گزارش، زمان اجرای این طرح برای ژوئن ۲۰۲۶ در نظر گرفته شده بود تا در آن زمان تمامی مقدمات فراهم و شرایط لازم مهیا شود. با این حال، در ژانویه سال جاری، دهها هزار نفر در ایران بهطور ناگهانی به خیابانها آمدند. به نوشته این گزارش، تلاشهای گستردهای که از سوی اسرائیل صورت گرفته بود، در پسزمینه این اعتراضات نقش داشته است. هرچند این اعتراضات به سقوط نظام منجر نشد و برخی معتقدند هنوز هم این اتفاق رخ نداده، اما تاثیر قابل توجهی بر تصمیمگیریها در سطحی دیگر، بهویژه در مارالاگو، محل اقامت دونالد ترامپ در فلوریدا، گذاشت.
واکنش خشونتآمیز نظام ایران به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ خورشیدی، نهتنها نهادهای اطلاعاتی را غافلگیر کرد، بلکه موجی از نگرانی در سطح جهانی ایجاد کرد. در این میان، دونالد ترامپ با اعلام اینکه «کمک در راه است»، عملا برای خود ایجاد کرد که هم در تهران و هم در تلآویو با دقت مورد توجه قرار گرفت.
در ادامه، ترامپ به فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) دستور داد نیروهایی را به منطقه خلیج فارس اعزام کند. همزمان، بنیامین نتانیاهو نیز به ارتش اسرائیل و موساد دستور داد زمان اجرای عملیات را جلو بیندازند.
یسرائیل کاتس، وزیر دفاع، در اوایل مارس و در جریان بازدید از بخش اطلاعات ارتش اعلام کرد که این عملیات در ابتدا برای اواسط سال برنامهریزی شده بود، اما بهدلیل تحولات داخلی ایران و موضع رئیس جمهوری آمریکا، تصمیم گرفته شد زمان اجرای آن به فوریه منتقل شود؛ تصمیمی که به گفته این گزارش، هزینههایی به همراه داشت.
بر اساس این گزارش، طرح سرنگونی نظام ایران هسته اصلی راهبرد جنگ تازه محسوب میشد. در اوج اعتراضات و سرکوبها، رئیس موساد در ۱۶ ژانویه به آمریکا سفر کرد و این طرح را در دیدار با مقامهای آمریکایی اعم از نظامی و غیرنظامی تشریح کرد. یک منبع مطلع میگوید که تمامی جزئیات، از جمله سناریوی سرنگونی نظام، بهطور کامل ارائه شده است. همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا نیز از طریق ارتباط با ارتش اسرائیل در جریان این طرح قرار گرفت و رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز به واشنگتن سفر کرد.
در پی این تحولات، دولت آمریکا خود را برای یک درگیری آماده کرد، هرچند مشخص نبود که با تمام مراحل این طرح موافقت دارد یا نه.
این گزارش همچنین به عملیاتی در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ اشاره میکند که طی آن، در یک اقدام سریع کماندویی و بدون تلفات برای آمریکا، نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا، به همراه همسرش از کاخ ریاستجمهوری ربوده شد و در مدت کوتاهی کنترل کشور به ساختاری جدید تحت هدایت سیا منتقل شد.
موفقیت این عملیات، بهگفته گزارش، به افزایش محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا و تقویت اعتماد او به توان نظامی کشورش انجامید. در چنین فضایی، ترامپ به این باور رسید که ظرفیتهای نظامی تحت فرمان او محدودیتی ندارد.
بنیامین نتانیاهو در ۱۱ فوریه در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرد و در جلسهای در اتاق وضعیت، رئیس موساد از طریق ارتباطی رمزگذاریشده از اسرائیل به این نشست پیوست. در این جلسه، تمامی جزئیات طرح برای رئیس جمهوری آمریکا تشریح شد و فضای حاکم بر نشست مثبت ارزیابی شد.
بهگفته این گزارش، ترامپ در آن مقطع حتی سناریویی مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داده بود را برای تهران قابل تصور میدید، در حالی که تفاوتهای اساسی این دو وضعیت را در نظر نداشت. نتانیاهو نیز با این برداشت به کشور بازگشت که میان او و ترامپ هماهنگی کامل وجود دارد و اجرای طرح در همه ابعاد آن با چراغ سبز واشینگتن همراه است.
یک روز بعد، مقامهای ارشد دولت آمریکا در جلسهای دیگر در همان اتاق وضعیت، اما بدون حضور هیئت اسرائیلی، به بررسی جزئیات طرح پرداختند؛ نشستی که بهگفته منابع، فضای آن کاملا متفاوت بود. جزئیات این گفتوگو بعدها در کتابی نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان منتشر شد که بخشهایی از آن نیز در روزنامه نیویورک تایمز بازتاب یافت.
بر پایه دادههای موجود، این طرح بر اجرای یک عملیات نظامی گسترده متمرکز بود که قرار بود در نهایت به سرنگونی نظام منتهی شود.
تحریک کردها و اقدام اردوغان
بر اساس این گزارش، طرح سرنگونی نظام ایران ساختاری پیچیده داشت و قرار بود با حملات هوایی هدفمند اسرائیل علیه رهبر و مقامات ارشد آغاز شود. در این میان، محدودیتهای قانونی در آمریکا باعث میشد رئیس جمهوری نتواند مستقیما در چنین اقدامی دخالت کند، اما تا زمانی که اجرای عملیات بر عهده اسرائیل بود، ترامپ خود را از مسئولیت مستقیم مبرا میدانست و از این سناریو حمایت میکرد.
طبق این طرح، پس از حدود ۱۰۰ ساعت حملات هوایی، مرحله دوم عملیات آغاز میشد؛ مرحلهای که بر سه محور اصلی استوار بود. نخستین محور، حمله زمینی از خاک عراق توسط نیروهای کُرد بود. گزارشها حاکی از آن است که در هفتههای اخیر، برخی خبرنگاران خارجی با فرماندهان و نیروهای مشارکتکننده در این طرح در اقلیم کردستان عراق گفتوگو کردهاند. به گفته این منابع، هدف اولیه ورود به مناطق کُردنشین ایران و سپس حرکت بهسمت تهران با همراهی نیروهای کُرد ایرانی بوده است؛ سناریویی که طراحان آن امیدوار بودند مشابه تحولات سوریه در پایان سال ۲۰۲۴ باشد.
این گزارش تاکید میکند که در چنین بسیج گستردهای که گروههای مختلفی از جمله کُردها، بلوچها و عربهای احوازی در آن مشارکت داشتند، حفظ محرمانگی دشوار بود. به گفته برخی منابع، نهادهای اطلاعاتی ایران از این طرح از پیش آگاه شده و اطلاعات آن را با ترکیه به اشتراک گذاشتند.
پیشبینی ترامپ برای پایان سه روزه جنگ
در ابتدای جنگ، دونالد ترامپ با کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، تماس میگیرد و از او میخواهد لندن به این درگیری بپیوندد. استارمر در پاسخ اعلام میکند که این موضوع را بررسی کرده و هفته آینده درباره آن با او گفتوگو خواهد کرد. اما ترامپ در واکنشی تند میگوید: «هفته آینده دیر است! این جنگ ظرف سه روز تمام خواهد شد.»
با این حال، اجرای این مراحل با موانع متعددی روبهرو شد؛ بهگونهای که فراخوانها برای حضور مردم در خیابانها با استقبال مواجه نشد و طرح حمله زمینی گروههای کرد نیز پیش از آغاز متوقف شد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، تحت تاثیر دیدگاههای مطرح در داخل دولت خود و همچنین مخالفت برخی چهرههای برجسته با این طرح، دستور توقف آن را صادر کرد.
در جلسهای در ۱۲ فوریه در کاخ سفید، دونالد ترامپ با مخالفت جدی مقامهای ارشد دولت خود از جمله معاونش ونس، وزیر امور خارجه مارکو روبیو و رئیس سازمان سیا، روبهرو شد. بهگفته گزارش، روبیو این طرح را «مزخرف» و رئیس سیا آن را «نمایشی مضحک» توصیف کردند؛ مواضعی که نشاندهنده شکاف جدی در داخل دولت آمریکا بود و ترامپ نیز به این دیدگاهها گوش سپرد.
در این گزارش آمده است که رایزنیها و تماسهای منطقهای، از جمله تحرکات رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در شکلگیری تصمیم واشنگتن، بهویژه بر جلوگیری از اقداماتی که میتوانست به تقویت نفوذ نیروهای کُرد در منطقه منجر شود بیتاثیر نبوده است.
در این روایت، گفته میشود تماس تلفنی رجب طیب اردوغان با دونالد ترامپ در تصمیم نهایی او برای توقف عملیات نقش تعیینکننده داشته است. بر این اساس، ترامپ تنها چند ساعت پیش از آغاز عبور نیروهای کُرد از مرز، دستور توقف کامل عملیات را صادر میکند.
روز پنجم جنگ: روایت ارتش اسرائیل بر روایت موساد مقدم شد
این گزارش همچنین نشان میدهد که در داخل دولت آمریکا بر سر طرح «تغییر رژیم» اجماع وجود نداشت؛ بهطوری که برخی مقامها آن را عملیاتی نمیدانستند، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، ترجیح میداد بهجای سرنگونی مستقیم، رویکردی مبتنی بر اعمال فشار برای وادار کردن نظام به تمکین را دنبال کند.
بر اساس این گزارش، از روز پنجم جنگ، بنیامین نتانیاهو به روایت ارتش بیش از روایت موساد تکیه کرده و هدف سرنگونی نظام از یک مأموریت محوری به یک گزینه مطلوب و قابلتصور تغییر یافته است.
در ارزیابی میدانی این گزارش آمده است که حملات هوایی نتوانست آنگونه که پیشبینی میشد ساختار نظام را فروبپاشد؛ در مقابل، تهران موفق شد ثبات خود را حفظ کند و حتی با بهرهگیری از اهرمهای فشار راهبردی، از جمله تهدید به بستن تنگه هرمز، موقعیت خود را تقویت کند.
این روزنامه در جمعبندی خود نوشت که این طرح با ناامیدی در اسرائیل پایان یافت، بهطوری که اهمیت آن در روند تصمیمگیری پس از روزهای نخست جنگ کاهش یافت و همزمان موجی از انتقادهای داخلی شکل گرفت. در این میان، تردیدهای جدی درباره کارآمدی اتکا به سناریوی تغییر رژیم در ایران نیز مطرح شده است.